اشک ها و لبخندهای 1385 ، پا به پای دل آواز ...
همیشه همینطور بوده ... تنها رفتم سلف سرویس و تنها غذا خوردم ... زل زدم به روبرو ، غذا سرد شده ، و من توی افکارم گم شدم . به رفتار سایر پسرها خیره شدم ، تعجب کردم ، حرص خوردم ، غصه ام شده و گاهی هم خندیدم !
اون روز هم مثل همیشه ... تلویزیونی که توی سلف هست ، داشت یه برنامه ی تفسیر فوتبال نشون می داد . دو سه تا از این مجری هایی که وقتی حرف می زنن انگار فوتبال تنها خلقت خداس روی زمین ! داشتن با هم جر و بحث می کردن ، صحنه هایی از یه فوتبال ( که از نگاه مبهوت پسرها فهمیدم باید خیلی مهم باشه ) هم پخش می شد . به پسرها نگاه کردم ... تقریبا هیچ کس غذا نمی خورد ! همه زل زده بودن به تصویر . قاشق ها یه جایی وسط هوا و زمین ، میون راه ظرف تا دهان ، مونده بودن معطل ! هیجان توی چشم ها موج می زد . تلویزیون می گفت : واقعا باید از این پهلوان تقدیر بشه ... واقعا این معرکه است ... از زحمات فلانی باید تقدیر بشه ... این شاهکاره ... و پسرها هم تقریبا به طور همزمان شروع به تایید یا تکذیب می کردن...
با خودم گفتم اگر توی کشور من ، تنها به اندازه ی نصف ارزشی که به فوتبال و سایر فعالیت های غیرذهنی و بلکه بدنی می دهند رو به دانشجوها ، دانشمندان ، هنرمندان ، و ... می دادند ... اونوقت ... !
***
فروردین 1385
در همان آغازین روزهای سال 1385 با " اظهار نظر عجیب و غریب سیاوش قمیشی " روبرو شدیم .
سیاوش قمیشی که به گفته ی دوستدارانش یک نابغه ی بی تکرار است ، و به طور همزمان بهترین آهنگساز ، خواننده ، تنظیم کننده و شاعر جهان ! است ، در آغازین روزهای فروردین زیبای 85 اظهارات بسیار جذابی در رابطه با موسیقی ایرانی از خود بروز داد ، و موجب شد تا مطلبی در این وبلاگ پیرامون صحبت های او نوشته شود ، و البته بازار بحث رونق گرفت و اکثریت با مخالفان اظهار نظر او و موافقان ایده ی نگارنده ای این سطور بود . در فروردین همچنین دو مطلب دیگر نوشتم ، که با استقبال خوانندگان وبلاگستان مواجه شد . یکی مطلبی بود با این عنوان که " آیا شجریان مغرور است ؟ " و دیگری مطلبی با نام " موسیقی شجریان جهانی است " . مطلب غرور را از داخل مصاحبه ی سالنامه ی روزنامه شرق با شجریان و اظهارات خبرنگار شرق بیرون کشیده بودم و مطلب دوم را در واقع در جواب برخی از کسانی که مخالف مطلب من درباره ی سیاوش بودند نوشتم . زیرا دوستان فکر می کردند مرزهای موسیقی شجریان همین تهران است و بس ! بنده لازم دانستم و دوستان را از سخنرانی ها ، جوایز و اجراهای برون مرزی استاد مطلع کردم ... و البته کف دوستان هم برید !!!
اردی بهشت 1385
اردی بهشت در شرایطی آغاز شد که گروه خنیا ، یک گروه از بانوان هنرمند موسیقی دان ایرانی ، در
فرانسه " جایزه گرفت ". شاید به همین مناسبت در همین ماه ، مطلبی با نام " جای خالی زن " هم نوشتم که با پشتیبانی و استقبال مواجه شد . در این مطلب به بررسی سیر حضور زنان در موسیقی ایرانی به زبانی غیرفنی و غیردقیق پرداختم . اما شاید جالب ترین مطلب دل آواز در اردی بهشت ماه ، مطلبی بود با نام " ستاره ی یک شبه ندیده بودیم ! " که به حضور و ظهور بنیامین بهادری می پرداخت . در واقع فروش 1 میلیون نسخه ای آلبوم بنیامین باعث نوشته شدن این مطلب بود و نگارنده بسیار خوشبخت است پیش بینی هایش درست از آب در آمده اند و در این لحظه و ساعت هیچ خبری از آن شهرت ، شور و تب بنیامینی وجود ندارد و حتی بسیاری از کشته مردگان او ، الان او را یادشان هم رفته است ! البته در مطلب دیگری به نام " اعترفات یک هنرمند نما " از دل مصاحبه ی خود بنیامین سوتی های جالبی در آوردم . در اردی بهشت ماه ، " پرونده ای برای همایون شجریان " را نوشتم و در یک مطلب مفصل وطولانی سیر حرکتی او را از اولین تا آخرین آلبومش بررسی کردم . همچنین مطلبی با عنوان " چهل سال آواز چهل سال دلتنگی " در مورد کارنامه ی هنری استاد محمدرضا شجریان نوشته شد .
خرداد 1385
در خرداد ماه مهمترین مسئله ، مسئله ی سرود ایران در مسابقات جام جهانی بود که " مطلبی " در مورد آن نوشتم . در واقع در آن زمان اخبار بسیار متفاوتی از حضور حسام الدین سراج گرفته تا محمداصفهانی ، عصار ، امیرتاجیک و خلاصه یک دو جین خواننده ی دیگر در جام جهانی شنیده می شد که آخرش هم نفهمیدیم چه کسی رفت و سرود ملی ! ما را خواند و برگشت ! در خرداد مطلب جالب دیگری داشتم با نام" شباهت های فرانسوا گزاویه موتسارت و همایون شجریان " که به بررسی زندگی پسر دوم موتزارت و اینکه چگونه به سختی با سایه ی غول آسای پدرش مواجه بود و شباهت هایش با همایون پرداختم .

تیر 1385
" شاهکارهای یک کوله پشتی " شاید مهمترین و بحث برانگیزترین مطلب تیرماه بود . مجری فوق العاده کم سواد و ریاکار و متظاهر تلویزیون ، فرزاد حسنی ، و اوج تخریب های فرهنگی اش حول و حوش فرهنگ ایرانی ، در این نوشته مورد بررسی من بود . البته بحث های موافقان و سینه چاکان فرزاد خان ( که عمدتا از میان خانم ها بودند ) و مخالفان ایشان هم به طور طبیعی چاشنی این مطلب شد . خبر اختصاصی وبلاگ دل آواز در مورد " عمل جزئی استاد شجریان " نیز از نوشته های تیر ماه بود .
مرداد 1385
در مرداد ماه پوپک گلدره دنیای ما را ترک کرد که " مطلبی " در این مورد نوشته شد .
" پیوند علم و احساس ... کیوان ساکت " عنوان مطلب طولانی ای بود که پرونده ی کاملی پیرامون کیوان ساکت تشکیل داده بود . بررسی آثار صوتی و مکتوب این هنرمند و نیز شیوه ی نوازندگی و نگاه او به هنر در این مطلب قابل مطالعه است . یکی از مطالب خوب و جالب مردادماه مطلبی بود با نام" جنگ ستارگان " که آن را حول و حوش جنگ همیشگی ستارگان موسیقی ایرانی با یکدیگر نوشتم و از برخی توصیه های استاد شجریان در این زمینه یاد کردم .
شهریور 1385

شاید جنجالی ترین مطلب دل آواز ، " علیرضا افتخاری همچنان در مسیر سقوط " بود که به مناسبت انتشار آلبوم آوای عشق نوشته شد و بحث های زیادی برانگیخت . در شهریور ماه یکی از بهترین مطالب وبلاگ دل آواز متولد شد . " ویژه نامه ی میلاد استاد شجریان " که مطلب بسیار پر و پیمانی بود ! از کلیپ های تصویری کنسرت 1384 استاد گرفته تا زندگی نامه و معرفی کتاب و دانلود تصنیف و نت و خاطرات و ... در این مطلب قابل دسترسی بود .
مهر 1385
در این ماه مطلبی که داعیه ی مستدل بودن داشت ، اما از پایه ای ترین اصول استدلال و قیاس تهی بود
، به نام شجریان زدگی ، نوشته شد که من در مطلبی به نام " هیجان زدگی در نگارش شجریان زدگی " به نقد آن پرداختم و متاسفانه هیچ پاسخ روشن و موجهی نیز از نویسنده ی آن مطلب به دستم نرسید . " گپی با کتایون خوانساری " از نوشته های مهرماه بود که برای اولین بار وبلاگ دل آواز مطلبی از روزنامه ی کارگزاران و عکس نسبتا خوب و واضحی از ایشان در اختیار دوستداران گذاشت . مهرماه پر اتفاق بود ! " آلبوم با ستاره های همایون شجریان " در دل آواز معرفی شد و همچنین " پرونده سازی برای محمدرضا لطفی " که مطلبی بسیار مورد استقبال شد . " هفتمین جشن خانه موسیقی " نیز در مهرماه رخ داد و حضور استاد شجریان در آن ستودنی بود .
آبان 1385
" گروه جدید استاد شجریان " و معرفی آن ها در دل آواز در آبان ماه نوشته شد.همچنین مطلبی درباره ی موسیقی سریال " زیر تیغ " به آهنگسازی حسین علیزاده منتشر شد و موسیقی این سریال برای دانلود در اختیار خوانندگان قرار گرفت . همایش " چهره های ماندگار " نیز برپا شد .
آذر 1385
" بابک بیات " فوت شد . جنجالی ترین مطلب دل آواز با عنوان" آقای مدیری همه با هم به درویش خان می خندیم ! " را نوشتم و موجی از اعتراض و تشویق در وبلاگستان برانگیخت . در این مطلب من نظر خود را پیرامون کار سخیف مهران مدیری در استفاده ی ناقص و سانسور شده از تصنیف درویش خان در سریال خودش و نیز تخریب و استهزای موسیقی ایرانی در جای جای این سریال بیان کردم . البته بت شکنی همیشه دردسر دارد . این بار نیز مثل قضیه ی فرزاد حسنی بت یک عده را شکسته بودم و طبیعتا دل آواز و نگارنده اش را تا حد جنون و حماقت و بی سوادی و عامل استکبار ! بودن و جاسوسی و عیاشی و دختر بازی و ... !!! تنزل درجه دادند . البته " جوابیه ای " نیز کسی بر این مطلب نوشت و من جوابی بر آن نوشتم . گزارش و عکس های اختصاصی دل آواز از " مراسم بزرگداشت استاد جلال تاج اصفهانی " نیز در آذر ماه نوشته شد .
دی 1385
با " محمد نوری " چهره ی ماندگار موسیقی آشنا شدیم . یاد " زلزله ی 5 دی 1382 بم " را گرامی داشتیم . استاد شجریان کنسرتی در" فرانسه " برگزار کردند و " اخبار کنسرت " نیز در دل آواز درج شد . " پرونده برای حسین علیزاده " کارنامه ی هنری و سوابق این آهنگساز و موزیسین برجسته ی ایرانی را بررسی کرد .
بهمن 1385
" پرواز ابدی برای پرویز یاحقی " در بهمن ماه اتفاق افتاد . همچنین طی مطلبی با عنوان " نواقص موسیقی ما از دیدگاه روح الله خالقی " به بررسی برخی نواقص و به روز نشدگی های موسیقی ایرانی پرداختم و نظرات این استاد بزرگ را در این زمینه مطرح کردم .
اسفند 1385
" نخستین کارگاه تخصصی آواز ایرانی " به همت و به تدریس استاد شجریان در اسفند ماه برگزار شد . این کارگاه بازتاب رسانه ای جالبی در داخل و خارج از کشور داشت .
***
بدین ترتیب یک سال دیگر هم گذشت . یک سال دیگر به پایان نزدیک شدیم ، به لحظه ی عزیمت ...