در آن روزها که باربد و نکیسا با نواهای پهلوی و ترانه‌های خسروانی در و دیوار کاخ خسروان را در امواجدو قرن سکوت - مرحوم دکتر زرین کوب لطف و ذوق فرو می‌گرفتند، زبان تازی (عربی) در کام فرمانروایان صحرا از ریگ‌های تفته‌ی بیابان نیز خشک‌تر و بی‌حاصل‌تر بود. در سراسر آن بیابان‌های فراخ بی‌پایان اگر نغمه‌ای طنین می‌افکند، سرود جنگ و غارت و نوای رهزنی و مردم‌کشی بود. نه پندی و حکمتی بر زبان قوم جاری بود و نه شوری و مهری از لبهایشان می‌تراوید. شعرشان توصیف پشک (مدفوع) شتر بود و خطبه‌شان تحریض به جنگ.

به خلاف ایران که زبان آن سراسر معنی و حکمت بود. اندرزنامه‌های لطیف و سخنان دلپذیر داشت. کتاب‌های دینی و سرودهای آسمانی زمزمه می‌نمودند. داستان‌های شیرین از پادشاهان گذشته در خداینامه‌ها می‌سروددندو هر طبقه را خطی و زبانی جداگانه بود. سرودهای لطیف و سخنان زیبا را ارجی و بهایی بود.... وجود شعر و سرود در ایران پیش از اسلام از وجود شعر جاهلی عرب محقق تر (مستدل تر) است. شهرت و آوازه‌ی خنیاگران و نغمه‌پردازان مشهوری مانند باربد و نکیسا حکایت از وجود شعر در زبان پهلوی دارد. ... زبان ایران در ‌آن زمان گذشته از شعر، آثار فلسفی و علمی نیز داشت.

زبان این قوم زبان شعر و ادب و زبان ذوق و خرد بود. با این همه این قوم، «که به صد زبان سخن می‌گفتند» وقتی با اعراب مسلمان روبرو گشتند «آیا چه شنیدند که خاموش شدند؟»

متن بالا برگرفته از سطرهای آغازین بخش چهارم از کتاب «دو قرن سکوت» است. دو قرن سکوت تحقیقی تاریخی از مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب است و مربوط به اوضاع و احوال ایران در دو قرن اول اسلام می‌باشد. عنوان فصل چهارم این کتاب «زبان گمشده» و سرتیتر آغازینی که این جمله‌ها را از آن ذکر کردم «نغمه‌های کهن» است. مرجع من کتاب دو قرن سکوت، دکتر عبدالحسین زرین کوب، انتشارات سخن، چاپ نوزدهم 1384 (چاپ اول 1330)، تیراژ 11000 نسخه با 372 صفحه و قیمت 4500 تومان است.