نوشته ای برای تو  ، که نیمه دیگرم هستی...

زنان حافظان دنیا هستند ... گابریل گارسیا مارکز

1) آنسوی کره خاکی :

- نانسی پلوسی به ریاست کنگره ایالات متحده آمریکا رسید .
- هیلاری کلینتون با فاصله بسیار زیاد از رقیب جمهوری خواه خود به سناتوری نیویورک رسید .
- ... ( صدها خبر مبنی بر رشد روزافزون حضور زنان در عرصه های جامعه )

شرح و توضیح :
 انتخابات میان دوره ای ایالات متحده آمریکا در هفتم نوامبر 2006 ( 16 آبان 1385 ) برگزار شد و طی آنهیلاری کلینتون حزب دموکرات پیروزی چشمگیری بر رقیب خود یعنی حزب جمهوری خواه داشت . در این میان آنچه همانند طوفانی خبری رسانه های جهانی را درنوردید پیروزی خانم نانسی پلوسی در کرسی ریاست کنگره آمریکا بود . خانم پلوسی زنی است که به بالاترین مقام در تاریخ آمریکا دست پیدا کرده است ، همچنین به نظر می رسد موقعیت او در جهان ممتاز باشد . به دنبال پیروزی چشمگیر دموکرات ها و شکست جمهوری خواهان در انتخابات کنگره ، نانسی به راحتی بر رقیب جمهوری خواه خود در کرسی ریاست کنگره ، پیروز شد . همچنین سناتور هیلاری کلینتون نیز یکی از چهره های خبرساز این انتخابات شد که به عنوان یک نامزد موفق حزب دموکرات توانست به مجلس سنا راه پیدا کند . اگر به آلمان بنگریم ، آنجلا مرکل در مقام صدر اعظم آلمان سکان این کشور را در دست دارد . همچنین در بریتانیا سمت جانشینی وزیرامور خارجه ( جک استراو ) به یک بانوی سیاستمدار رسید .  همچنین تعداد قابل توجهی از مدیران ارشد بزرگترین کمپانی های دنیا امروزه زنان هستند . این در حالی است که شاخص های آموزشی و تحصیلی حکایت از توانایی برابر و قابل اعتماد زنان در عرصه های زندگی دارند .

هیلاری هان که در 17 سالگی آثار باخ را ضبط و روانه بازار کرددر عرصه موسیقی ، اساسا زنان آنسوی کره خاک ، حضوری بسیار مهم و با اهمیت دارند . زنان در میان چهره های شاخص موسیقی غرب حتما دیده می شوند . اگر به موسیقی عامه پسند بنگریم و سبک های چون راک  و رپ را مدنظر قرار دهیم نمی توان از مدونا چشم پوشید . مدونا یکی از چهره های بسیار خبرساز موسیقی غرب بوده است ( که امروزه فعالیت کمتری دارد و کمتر به طور مستقیم به تولید آلبوم می پردازد ) که هم اکنون نیز مورد توجه است . سلن دیون خواننده شاخص ژانر پاپ ، دیگر زنی است که صدای او را حتما در موسیقی فیلم تایتانیک شنیده اید . جنیفرلوپز امروزه به شهرت رسیده است و ترانه های فولکلور اسپانیایی و نیز ترانه های پاپ و راک او مورد توجه واقع شده است . بریتنی اسپیرز ، هانی ، و صدها اسم دیگر. این اسامی زیاد هستند و متاسفانه جوانان عزیز وطنمان حتما بسیار بیشتر از نگارنده این سطور با هنرمندان زن موسیقی غرب آشنا هستند . گرچه برخی می گویند در زمینه موسیقی کلاسیک ، غرب آهنگساز زن شناخته شده ای ندارد ، اما باید به تعداد قابل توجه زنانی که امروزه در معتبرترین ارکسترهای سمفونیک مشغول نوازندگی و حتی سولیستی ( تکنوازی ) هستند و نیز تعداد قابل توجه زنان در عرصه های دیگر موسیقی چون ترانه سرایی ، صدا برداری و ... توجه کرد . همچنین از یاد نبریم که در عرصه موسیقی کلاسیک و به خصوص اپراها ، حضور زنان خواننده بسیار مهم و اساسی است . صدای سوپرانو ( که یکی از صداهای انسان زن است ) صدایی است که به طور حتم باید در همه ارکسترهای سمفونیک وجود داشته باشد . آثار جاودان و ماندنی موسیقی کلاسیک غرب ، همچون رکوئیم 626 موتزارت ، اثری است که همانقدر که به صدای باس و تنور مردانه نیاز دارد ، به سوپرانو نیز نیاز دارد . یکی از وجوه حرفه ای و قابل پیشرفت برای زنان در غرب ، همین حیطه است .

قابل توجه اینکه بخش زیادی از هنرجویانی که در آموزشکده های عالی موسیقی ( نظیر آکادمی موزیک کمبریج ، موسسه عالی موسیقی فرانسه و ... ) مشغول تحصیل هستند دختران می باشند ، و مسلما اینان پس از اینکه دروس آهنگسازی ، کنترپوان ، اصول هارمونی و ارکستراسیون را گذراندند در آینده نزدیک غرب شاهد آهنگسازان زن حتی در عرصه های کلاسیک نیز خواهد بود .
هیچ کس نمی تواند منکر برخی تبعیضات و نگاه های ناروایی که در غرب به زن می شود باشد . اما روش پسندیده و منطقی همواره این است که برای بررسی هر فرد ، گروه و جامعه ای ، مجموعه نکات مثبت و منفی آن را به شکلی یکپارچه مورد مطالعه قرار دهند . اگر بخواهم صحبت را صرفا در حیطه مشخص این وبلاگ محدود کنم ، یعنی به موسیقی بپردازم ، زنان در غرب به طور جدی در موسیقی حضور دارند ، حال این حضور گاهی در جایگاه یک خواننده ، گاهی نوازنده ، گاهی صدابردار و نورپرداز و پشتیبان ، و حتی گاهی یک رقصنده است . امیدوارم در آینده نزدیک بیشتر به این موضوع بپردازم . آنچه مهم است اینکه به نفس موسیقی توجه داشته باشیم ، هنری که قبل از مردانه و زنانه بودن ، انسانی است و حضور همه انسان ها فارغ از جنسیت و رنگ و تفکر ، مسلما به باروری هر چه بیشتر آن می انجامد .
در دنیای غرب ، موسیقی یکی از ارکان آموزشی در سیستم های ابتدایی و راهنمایی است . از همان کودکی تدریس می شود و تقریبا نواختن پیانو برای بچه ها تجربه ای همگانی است . در این آموزش و یادگیری ، دختر و پسر کنار یکدیگر هستند و بخشی از آنها حذف نمی شود . همچنین به نظر نمی رسد در مقاطع بعدی آموزشی نیز ، دختران و پسران محدودیت های خاصی داشته باشند یا از هم تفکیک شوند . این باعث می شود تا استعدادهای دو گروه به طور جداگانه شناخته شود و هر کدام در حیطه ای که توانمند است رشد پیدا کند .

اما سفر دور دنیا را تمام کنیم و به ایران بازگردیم ...

2) این سوی کره خاکی :

قمرالملوک وزیریدر حال حاضر هیچ زنی در ایران ، خواننده نیست . این جمله را زود تفسیر نکنید و ادامه مطلب را بخوانید . منظور از خواننده در این جمله ، مسلما کسی است که یک آلبوم موسیقی را با طی مراحل قانونی که در هر کشوری وجود دارد ، به بازار موسیقی آن کشور عرضه می کند . منظور کسی نیست که در خلوت خود ، یا در منزل خود ، و یا در مجالس دوستانه و خصوصی می خواند . حتی کسی که بر اصول خوانندگی تسلط دارد و تکنیک های آن را می داند نیز اساسا در این جمله نمی گنجد . همانطور که گفتم در حال حاضر در ایران ، هیچ زنی خواننده هیچ آلبومی نیست . بنا بر این در یک بخش بزرگ و اتفاقا چشمگیر ( به خصوص در ایران که مردم از یک قطعه موسیقی فقط خواننده اش را می شناسند ) شاهد حضور زنان نخواهیم بود و قابلیت بررسی نیز وجود ندارد . گرچه همخوانی یکی از حوزه هایی است که زنان مسلط به فنون خواندن ، در آن گاهی فعالیت می کنند .

حقیقت این است که حضور زنان در موسیقی ، هم اکنون بسیار کمرنگ و غیرقابل توجه است . متاسفانه این حضور هر چه به سمت موسیقی سنتی و اصیل ایرانی ، و موسیقی علمی و دارای چهارچوب پیش برویم کمرنگ تر و کمرنگ تر می شود . در حیطه موسیقی سنتی ایران ، حتی نوازنده زنی که به چیره دستی همتای مرد خود باشد کمتر دیده می شود ( گرچه وجود دارد ) . نکته بسیار مهم این است که موسیقی ایران شدیدا مبتنی بر افراد است و در واقع ، این افراد هستند که بر روی صحنه باعث موفقیت یا عدم موفقیت یک اجرا می شوند . اینجا گروه اهمیت کمتری دارد . لذا اینکه یک نوازنده تا چه میزان چیره دست و مسلط باشد برای موفقیت شخص او بسیار حائز اهمیت و تقریبا اساسی است . زیرا رفتار نوازندگی او به طور تنها و مستقل بررسی می شود . در عرصه هایی چون آهنگسازی نیز به نظر می رسد یک خلا بزرگ دیده می شود . لا اقل در آثار شاخصی که هنگام ورود به بازار به سرعت جایگاه خود را پیدا می کنند حضور زنان آهنگساز بسیار بسیار کم و حتی قابل چشمپوشی است . موسیقی ایرانی اساسا در کار چندصدایی و ارکسترال جوان است ، بنا بر این تنظیم کننده ای که به شهرت رسیده باشد حتی در میان مردان نیز کم پیدا می شود ، تا چه رسد به زنان . صدابرداری ، میکس و تدوین ، و فعالیت هایی مشابه نیز به نظر می رسد حیطه هایی کاملا مردانه هستند و نگارنده تا کنون آلبومی ندیده است که امور فنی آن توسط یک زن انجام شده باشد یا در بروشور آن اینگونه قید شده باشد .

در حیطه ی موسیقی پاپ ، زنان بیشتر دیده می شوند . نه ! اشتباه نکنید ! باز هم خواننده ای وجود ندارد . در این حیطه ترانه سراهای زن جایگاه خود را یافته اند و البته برخی نوازندگان نیز در برخی آلبوم ها زنان هستند . متاسفانه در عرصه نوازندگی پاپ نیز زنان معمولا نوازنده های سولیست یا نوازنده ای که پارت او نقشی اساسی در شکل گیری ملودی و قطعه دارد نیستند . بلکه معمولا آکوردها و هارمونی ها را می نوازند . همچنین دختران گیتار به دست امروزه در نسخه تصویری آثار پاپ ( پخش شده از ایران موزیک ، شبکه مهاجر و ... ) مورد توجه تهیه کنندگان هستند که باز متاسفانه یا آکوردهای ساده را می نوازند و یا اصولا نمی نوازند و صرفا تزیینی هستند !!! رقصنده هم که در شرایط کنونی ایران وجود خارجی ندارد .

سوالی که من در اینجا می خواهم مطرح کنم این است که چرا علی رغم اینکه سهم قابل توجهی از هنرجویان ساز ، خصوصا ساز ایرانی ، را دختران تشکیل می دهند ، اما در مراحل بعدی حذف شده یا وارد فعالیت جدی نمی شوند  ؟ کافی است سری به یک آموزشگاه مطرح موسیقی ایرانی بزنید و بررسی کنید که چنددرصد از هنرجویان تار ، سه تار ، سنتور و به خصوص دف ، دختران هستند ... ولی چرا بازخور بعدی این قضیه را نمی بینیم ؟ و در موسیقی حرفه ای حضور ندارند ؟ آیا به راستی وقتی می گوییم نوازنده چیره دست در میان زنان دیده نمی شود ، این به این معنی نیست که نوازنده چیره دستی که زن باشد وجود دارد اما به جای اینکه در استودیو باشد ، در آشپزخانه اش است ؟

3 ) چــرا  ؟

به نظر می رسد دختران و زنان ، در لایه های پایین تر حضوری درست و فعال دارند . اما هر چه به سمت حوزه های حرفه ای تر و تخصصی تر می رویم ، از حضور آنان کاسته می شود . ضمن اینکه امکان فعالیت در حوزه خوانندگی نیز فعلا اصلا مقدور نیست . منظور این است که ، دختران اشتیاق مناسبی به موسیقی دارند و لا اقل اشتیاق آنان کمتر از پسران نیست . همچنین حضور آنان در آموزشگاه های موسیقی و یادگیری نوازندگی یک ساز ، نیر قابل توجه و مناسب است . لطفا الان به این موضوع فکر نکنید که میزان استقبال از ساز ایرانی در مقایسه با ساز غربی چگونه است چرا که این آفت فقط مختص دختران نیست و در میان پسران نوجوان نیز ، پر طرفدار ترین ساز گیتار ( و گاهی گیتار الکتریک و سبک های هارد راک و دد راک و دد متال ) و پرطرفدار ترین سبک موسیقی پاپ است ( که در سال اخیر به طور قابل توجهی به سمت موسیقی های آمریکایی همچون راک تغییر موضع داده است ) . پس گفتیم که دختران در زمینه انتخاب ساز و حضور در مکان آموزشی فعال هستند . حتی در کنسرتهای آموزشی و پژوهشی که گاه به گاه توسط موسسات آموزشی برگزار می شود نیز حضور دارند . اما هر چه مدت سال های فعالیت آن ها در آموزش ساز ( که ملاکی برای پختگی و چیره دستی نوازنده است ) بیشتر می هنگامه اخوانشود ، رفته رفته از حضور آنها کاسته می گردد . مثلا در گروه های حرفه ای ، در آلبوم ها ، اجراهای تکی و ... .  به نظر می رسد می توان 3 عامل مهم را برای این پدیده ذکر کرد . اول نقشی است که جامعه ما برای دختران قائل می شود و رفته رفته آنها را در زندگی روزمره و یکنواخت حل می کند . " حل کردن " بهترین عبارتی است که می توان ذکر کرد . انتظاری که جامعه ایران از یک دختر 22 ساله دارد اصلا آن انتظاری نیست که از یک پسر 22 ساله دارد . یک دختر 22 ساله در چشم ایرانیان باید صاحب ده ها هنر و ظرافت ، وقار ، تشخص ، تفکر ، مصلحت اندیشی ، و حتی صاحب شوهر و فرزند باشد . اما امروزه ایرانیان برای یک پسر 22 ساله هنوز حد زیادی از خوشگذرانی ، لا ابالی گری ، بی قیدی ، بی فکری و بی مسئولیتی را می پذیرند و گویا در انگاره های آنان مرزهای جوانی کردن برای پسران کش آمده است !!! به خصوص وقتی دختران وارد یک زندگی خانوادگی می شوند معمولا دیگر فرصتی برای پرداختن به ساز و آواز ندارند . نگارنده زوج های جوان زیادی را دیده است که شوهر ، به آموختن یک ساز مشغول است اما زن ، نه فرصتش را دارد و نه امکانش را . چرا که ساعات حضور او در بیرون از منزل مقوله ای است که باید تحت کنترل و بازبینی باشد  .

دلیل دوم برخی ممنوعیت های مذهبی و ناشی از قوانین است که فکر می کنم نیازی به ذکر ندارد . معمولا در صدور مجوزها برای برنامه های موسیقی حساسیت زیادی روی تعداد نوازنده های زن گروه و وضع ظاهری آنها وجود دارد و در مواردی موجب ملغی شدن مجوز می گردد  .  دلیل سوم نیز ، همان عدم امکان ورود زنان به حیطه خوانندگی است که می تواند به عنوان یک حالت خاص از دلیل دوم مطرح شود . حقیقت این است که فرهنگ موسیقایی ایرانیان خواننده محور و کلام محور است . آواز ایرانی که بهترین و تخصصی ترین شکل موسیقی ایران است کاملا مبتنی بر کلام شعرا است و ایرانیان برای خواننده یک اثر ارزشی معادل کل قطعه قائل هستند . لذا اینکه کسی حتی با سعی و کوشش فراوان امکان حضور در این عرصه را نداشته باشد ، مسلما به عنوان یک عامل ضدانگیزشی و عاملی برای رخوت و کسالت هنرجو مطرح می شود . در مجموع به نظر می رسد مجموعه ای پیچیده از عوامل مختلف همچون عوامل فرهنگی ، مذهبی ، تاریخی و غیره و نیز البته سستی و کم کاری خود دختران جوان ، باعث شده تا موسیقی ایران نیز مانند بسیاری دیگر از وجوه ، حیطه ای مردانه باشد .

4) پیامد ها :

موسیقی ، هنری خاص است . به عقیده بسیاری از علمای موسیقی ، این هنر تاثیرگذارترین هنرهاست و می توان تاثیرات آن را بر روح و روان انسان حتی در همان لحظات اول مشاهده کرد . خلق موسیقی ماندگار و هنری ، مسلما به روحیه ای زاینده و پویا و لطیف نیاز دارد . ایران ، نیمی از استعدادهای روحی خود را که در اختیار زنان و دخترانش است ، از این حیطه حذف نموده و به تک ستاره های مرد دلخوش کرده است . این در حالی است که برخی از چهره های شاخص موسیقی ایرانی از میان زنان بوده اند . قمرالملوک وزیری خواننده ای که نامدارترین استاد آواز ایران ، استادمحمدرضا شجریان ، در خاطراتش از تاثیرپذیری از او بارها یاد می کند ، دلکش ، مرضیه ، پوران ، الهه ، و خوانندگان معاصری چون هنگامه اخوان ، پریسا و ... همگی از کسانی بوده اند که بخشی از آثارشان با اقبال مردمی مواجه شده است . حذف روحیه زنانه از حیطه های خواندن ، نواختن و آهنگسازی ، منجر به این می شود که بازدهی و مقبولیت این حیطه ها فقط به همان اندازه نیمی از استعدادها که از آن استفاده می کند باشد . جالب اینجاست که ایرانیان همیشه به برتری حس هنری و ظرافت روحی زنان اذعان داشته اند و جالب تر اینکه با همین بهانه آن ها را از بسیاری حوزه های جدی تر و خشن تر حذف کرده اند ، اما در حوزه موسیقی نیز که عملا جایگاه لطیف طبعان و ظریف اندیشان است اثری از آنان دیده نمی شود . به هر حال ، نگارنده مطمئن است که این رویه در آینده نزدیک به موسیقی ایرانی لطمه های جدی خواهد زد . امروزه موسیقی راک اند رول ، نفوذ بسیار زیادی در میان جوانان ایرانی پیدا کرده است . توجه داریم که هر گاه یک موسیقی نفوذ پیدا می کند ، هنرمندان آن موسیقی ، فرهنگ سازی و ارکستراسیون آن موسیقی و اشعار آن موسیقی نیز به طبع موسیقی ، گسترش و نفوذ پیدا می کنند . پس متعجب نخواهیم شد اگر بدانیم بالاترین آمار فروش ساز مربوط به گیتار است و علاقه زیادی نیز برای پرکاشن ، جاز و درام به وجود آمده است . اگر نیمی از جوانان ایران ، که دختران هستند ، از این موسیقی کنار گذاشته شوند و علایق و قهرمان های خود را در این موسیقی پیدا نکنند ، در واقع به فرآیند نابودی این موسیقی کمک شایانی کرده ایم . موسیقی ایرانی ، برای انسان های ایرانی است . هر جوان ایرانی ، اعم از دختر و پسر باید بتواند احساسات و روحیاتش را در قالب این موسیقی بروز دهد و با شنیدن قطعاتی از قهرمانانش در این حیطه موسیقی ، لذت ببرد .