نفر اول - دوازده میلیون و پانصد هزار تومان
نفر دوم - ده میلیون تومان
نفر سوم - هشت میلیون تومان
...
نفر آخر - یک میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان (توضیح 1)

تعجب نکنید. این‌ها نه جوایز بانک هستند، نه جوایز رتبه‌های برتر علمی کشور، نه مربوط به بلیط بخت‌آزمایی! این‌ها جوایز نهایی مسابقات «مردان آهنین» هستند. مسابقاتی که سال‌هاست در ادامه‌ی برنامه‌های سرگرم کننده و بی‌فایده‌ی تلویزیون،  در ایام نوروز  پخش می‌شود، و لابد خیل عظیم بینندگان را نیز به همراه دارد! این مسابقه که در طول نوروز 1387 نیز هر شب حول و حوش ساعت 11 پخش می‌شد، شامل مجموعه‌ای از رقابت‌هاست که طی آن شرکت‌کنندگان که همگی در زمینه‌ی بدن‌سازی و تبدیل ماهیچه‌ها به سه برابر اندازه‌ی طبیعی‌شان استاد هستند، باید یک سری کارهای عجیب و غریب از قبیل کشیدن کامیون، بلند کردن وزنه‌های بالای 200 کیلوگرم، و ... را انجام دهند و هر چه بیشتر داد و فریاد کنند و سر و صدا راه بیندازند و قضیه را هیجانی‌تر نشان دهند، بهتر!

واقعاً تأسف‌بار است که چنین مسابقه‌ای در چنین سطح تبلیغاتی انجام می‌شود، و نه تنها انجام می‌شود،‌ بلکه جوایز میلیونی هم به برندگان آن می‌دهند. جوایزی که در همین ایران خودمان کاملاً بی‌سابقه هستند و مردم ما به یاد ندارند که تا کنون یک دفعه‌ 12 میلیون تومان پول به یک نفر داده باشند! وقتی من به این ماجرا نگاه می‌کنم هندوانه‌ای را تجسم می‌کنم که حالت تناسب و توازن خود را از دست داده است و یک طرف آن به شکل بیمارگونه‌ای باد کرده است و بیرون زده است و خیلی بزرگتر از سایر قسمت‌ها  شده است. این اتفاقی است که در مورد «ورزش» و «ورزشکاران» در کشور ما می‌افتد. قضیه فقط هم مربوط به مردان آهنین نیست. تجلیل‌های باشکوه و همراه با تبلیغات بسیار که در طول سال چندین‌بار و توسط چندین سازمان مختلف انجام می‌شود و هر بار جوایز بسیار شامل اتومبیل، صدها سکه، ... و در نهایت جشنی که تلویزیون برای انتخاب قهرمان قهرمانان برگزار می‌کند و آن جایزه‌های عجیب و غریب که در مخیله‌ی هیچ بیننده‌آی نمی‌گنجد! چرا فقط «ورزشکاران» باید اینطور مورد تجلیل قرار بگیرند؟ بگذارید کمی هم رک باشم و از معایب و نقص‌ها بگویم. چه قدر تعارف کنیم؟ همه‌ی ما می‌دانیم که در پشت پرده‌ی این محیط‌های ورزشی واقعاً چه چیزی وجود دارد.  هر کس که یکبار به این باشگاه‌های بدنسازی سر زده باشد می‌داند که محیط آن‌ها کاملاً غیرسالم و غیراخلاقی است. انواع و اقسام پودرها و مکمل‌های غیرقانونی در این باشگاه‌ها رواج دارد و دوستان عزیز ورزشکار ! مثل نقل و نبات پول پای این پودرها خرج می‌کنند و مثل شهد و شکر ‌آن‌ها را می‌بلعندصحبت‌هایی که رد و بدل می‌شود رکیک و غیراخلاقی و زشت هستند، و الگوهای رفتاری بسیار زننده و نامناسبی در این محیط‌ها رواج دارد.

آیا دستگاه‌های تبلیغاتی کشور فکر می‌کنند سوق دادن جوانان به این محیط‌ها کاری سازنده و فرهنگی است؟ آیا هنوز کسانی فکر می‌کنند که در این باشگاه‌ها اخلاق جوانمردی و مروت و پاکدامنی و پاک‌چشمی و انصاف  تدریس می‌شود؟!!! فکر می‌کنم انحرافات اخلاقی که در این زمینه وجود دارد را خوانندگان وبلاگ بهتر از من می‌دانند و نیازی به ذکر مثال‌های بیشتر در این زمینه نیست.

من مخالف ورزش نیستم، و آن را دوست دارم. به فواید آن هم آگاه هستم و می‌دانم که اثرات مثبتی دارد. اما سخن اینجاست که چرا نباید «توازن» و «تعادل» برقرار باشد، و از خیل عظیم «هنرمندان» و «هنرشناسان» و «دانشمندان» و «نویسندگان» و «پژوهشگران» نیز با همین آب و تاب و با همین تبلیغات و با همین زرق و برق و بوق‌های تبلیغاتی و با همین جواز عجیب و غریب تجلیل شود؟ چرا کسی سؤالی از حال و روز استاد فرامرز پایور نمی‌کند؟ چرا یک مقام مسئول برنامه‌ای در این جهت ترتیب نمی‌دهد؟ آیا فرامز پایور انسان کم‌اثر و کم‌کار و بی‌ارزشی بوده است؟ یا اکنون که دیگر نمی‌تواند دست به مضراب ببرد و جادوی دستش را در گوش سیم‌های سنتور نجوا کند و به رقص آوردشان، دیگر به درداستاد فرامرز پایور - سنتور - آهنگساز - تکنواز - مؤلف و پژوهشگر نمی‌خورد؟ آیا فقط باید تا زمانی از پایور حرف بزنیم که سرحال و کاری است و گروه تشکیل می‌دهد و تمرین می‌کند؟ چرا کسی از پایور به خاطر ردیف‌هایی که ساخت و پرداخت تشکر نمی‌کند و دوازده میلیون تومان به او پول نمی‌دهند؟ (پایور فقط یک مثال است، وگرنه فرامز پایور که به عنوان چهره‌ی ماندگار انتخاب شده است تازه نمونه‌ی خوب ماجراست! ) چرا وقتی استاد شجریان ریه‌ی خود را جراحی کرد، این برنامه‌های تجلیل وجود نداشت؟ توضیح۲ مگر تعداد نویسندگان و پژوهشگران ما کمتر از تعداد این به اصطلاح ورزشکاران است؟ اگر به جثه‌ی نحیف و ظریف هنرمندان و پژوهشگران نگاه می‌کنید و آن را با جثه‌ی عظیم و باشکوه ورزشکاران مردان آهنین می‌سنجید، خوب است به شما یادآوری کنم که بیایید جثه و اندازه‌ی مغز و روح و ادراک این دو گروه را قیاس کنیم! مگر جثه باعث افتخار است؟ و اگر هست، چرا معلومات نباشد؟ من نمی‌گویم از ورزشکاران تجلیل نشود، اما وقتی از کسانی که در طول سال فقط با خوردن» و «وزنه زدن» سر و کار داشته‌اند اینطور تجلیل می‌شود، چرا نباید از کسانی که سال‌های خودشان را با تحقیق و پژوهش و خلق آثار هنری و تدریس و تدقیق در دقیقه‌ها و ... می‌گذارنند تجلیل شود؟ مگر نه این است که جامعه‌ی سالم به چنین تعادلی نیاز دارد؟ و باید در همه‌ی عرصه‌ها و به خصوص در «فرهنگ و هنر» چنین سرآمدان و بزرگانی مورد تشویق و تجلیل قرار بگیرند تا موجب انگیزش جوان‌تر ها شود؟

وقتی نظرات مطلب قبلی خودم را «مروری بر محبوبیت اجتماعی موسیقی در سال 1386» می‌خواندم، دیدم که تعداد زیادی از شما به درستی اشاره کرده‌اید که «تبلیغات» را نباید دست کم گرفت. این نکته‌ای بود که من از قلم انداخته‌ بودم و به آن دقت نکرده بودم. تبلیغات و نیروی که تلویزیون در این زمینه دارد واقعاً چیز عجیبی است. حق با شماست که «موسیقی ایرانی» به درستی تبلیغ نشده است و نشان داده نشده است. وقتی چنین است، چه انتظاری باید از جوان ایرانی داشت؟ جوانی که شب‌ها را با هیجان و شور «مردان آهنین» طی می‌کند، کجا به فکر «مردان مخملین» می‌افتد؟ کجا به این فکر می‌کند که در کنار این مردان آهنین، زنان و مردانی هستند که شاید روز بازویشان به بلند کردن آهن نرسد، اما زور فکرشان و زور طبع سلیم و شخصیت بلندشان به این می‌رسد که جان‌های بسیاری را مشتاق کنند، و سؤال‌های بسیاری را جواب دهند، و بی‌قراری‌های بسیاری را قرار دهند. وقتی تمام توجه و قدرت تبلیغات متمرکز بر حوزه‌ی ورزش است و تمام صحنه‌ها و رسانه‌ها دربست در اختیار فوتبالیست‌ها و ورزشکاران است، معلوم است که بیننده‌ی این تبلیغات نمی‌تواند آگاهی‌ همه‌جانبه‌ای به دست بیاورد.


توضیح 1 :  الان که این مطلب را می‌نویسم مدتی از اتمام این برنامه گذشته است و من مقدار دقیق جایزه‌ها را فراموش کرده‌ام (از جایزه‌ی نفر اول مطمئن هستم) اما مقادیر در همین حدود است و اشتباه فاحشی نیست. لذا لطفا اگر مقادیر نفرات دوم و سوم را اشتباه نوشته‌ام، بحث را منحرف نکنید و به اصل قصه توجه کنید. با سپاس.

توضیح 2 :   [ قصد من در اینجا ذکر فهرستی از کسانی که مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌اند نیست، این دو مورد هم صرفاً همین الان به ذهنم رسید. مطمئن هستم که شما می‌توانید ده‌ها نفر دیگر را نام ببرید. لذا لطفاً حمل بر چیزی نشود، هر کس را دوست داشتید در نظرات از او یاد کنید. من مطلب را به نقل از حافظه می‌نویسم و وقت کمی هم دارم. با پوزش