شباهت های همایون شجریان و فرانسوا گزاویه موتسارت !!!

كاريكاتور همايون شجريان - كاري از حسين صافي - برگرفته از هادي تونز
براي دريافت نسخه بزرگ و واضح اينجا را كليك كنيد
موتسارت بزرگ ، آهنگساز شهيري است كه بعيد مي دانم همه ما اقلا نامش را براي يكبار نشنيده باشيم . اين آهنگساز بزرگ دو فرزند پسر به نام ه
اي كارل و فرانسوا پيدا مي كند كه هر دو پيانو نوازان خوبي مي شوند . كارل اما راه پدر را در پيش نمي گيرد . در واقع او ارتش را ترجيح مي دهد و مشاور نظامي مي شود . فرانسوا ، از همان اوايل علاقه شديدي به موسيقي از خود بروز مي دهد و مانند پدرش به سرعت پيانو نواختن را مي آموزد . اما مشكل هميشگي فرانسوا تا پايان عمر ، چه بود ؟ نامي بزرگ كه هيچگاه نتوانست از زير سايه آن بيرون بيايد .
موتسارت آسماني ! موتسارت بزرگ ! موتسارت بي نظير ...
فرانسوا تقريبا هرجا كه مي رفت ، هر كار كه مي كرد ، با هر كس كه حرف مي زد ، و خلاصه هر عملي كه انجام مي داد ، بلافاصله در تمام شهر دهان به دهان مي گشت كه پسر موتسارت بزرگ اين كار را انجام داده است . و فرانسوا از اين بابت هميشه سرگردان و پريشان بود .
در واقع فرانسوا خود نيز به داشتن چنان پدري افتخار مي كرد و حتي سال ها به دنبال يافتن نشانه هايي از زندگي پدر و كشف راز و رمز دوران جواني پدرش رفت ، اما همواره غمناك بود كه چرا مردم او را به عنوان يك آهنگساز مستقل نمي پذيرند . به طور مثال فرانسوا كنسرتوهايي براي پيانو نوشت . اما در هر اجرايي كه كنسرتوي پيانويش را اجرا مي كرد ، بعد از تشويق هاي بي امان مردم ، همه يكصدا كنسرتويي از پدرش را در خواست مي كردند . فلوت سحر آميز مثلا ...
او حتي وقتي خواست اولين كنسرتش را برگزار كند ، روزنامه خبر كنسرت را اينگونه نوشت : شما موتسارت آسماني را حتما مي شناسيد ... و اينك ... پسر موتسارت آسماني ، پسر آن آهنگساز نابغه ، و ... . فرانسوا به شدت غمگين مي شد كه چرا مردم نمي توانند خود او را و كارهاي خودش را و آهنگهايي كه خودش ساخته است را ببينند .
مشكل اصلي فرانسوا تا پايان عمر اين بود كه همه چيزش را با پدر مقايسه مي كردند . پيانو زدنش را ، آواز خواندنش را ، و سريعا نتيجه مي گرفتند كه فلان كار از پسر موتسارت بعيد است ، يا فلان كار شايسته پسر موتسارت نيست ، و يا اينكه آفرين فلان كار كاملا شايسته پسر موتسارت است . در حاليكه فرانسوا عشق عجيب و غريبي پيدا كرده بود كه خودش نيز مي دانست تا آخر عمر نمي تواند به دلخواهش برسد . فرانسوا عاشق ژوزفا شده بود .
ژوزفا همسر زيبا و جوان حاكم شهر لامبرگ بود . لامبرگ جايي بود كه فرانسوا براي فرار از هياهو ها و پناه بردن به طبيعت بكر به آنجا رفته بود . البته ژوزفا نيز فرانسوا را سخت دوست داشت و براي اينكه بيشتر با هم باشند ژولي دخترش را به شاگردي پيانو نزد فرانسوا نهاد كه البته بعدها ژولي يكي از بهترين پيانيست ها شد . اما مردم ، همواره نگاهي انتقادي به فرانسوا داشتند . آيا پسر موتسارت بزرگ بايد اينطور باشد ؟؟؟ در واقع فرانسوا حتي گاهي با خود مي انديشيد براي چه بايد كنسرتو بنويسد ؟ وقتي مردم و منتقدان اصلا به كنسرتوي او گوش نمي دهند ؟ و اين در حالي است كه فرانسوا مانند پدرش واقعا نابغه بود و آثار درخشاني خلق كرد .
***
بدون شرح :
همايون چرا اينطور مي خواند ؟ چرا صدايش اينطور است ؟ پدرش مخالف سه گاه را بهتر مي خواند ... اصلا در اوج به پاي پدرش نمي رسد . هنوز مانده تا تحريرش مانند پدرش شود .
شجريان بزرگ دشتي را واقعا زيبا اجرا مي كند . همايون هنوز حس دشتي را خوب نمي رساند . بيات ترك استاد شجريان بي نظير است . همايون مي تواند خوب اجرا كند ؟؟ بعيد است همايون تا پنج سال ديگر مثل پدرش شود . ولي واقعا شجريان بزرگ عجب پسري تربيت كرده است . مي گويند همايون خيلي مراقب اخلاقش است . از پسر استاد همين انتظار مي رود .
همايون چرا راست پنجگاه مثل استاد شجريان اجرا نمي كند ؟ از پسر استاد انتظار مي رود خيلي عالي تر بخواند . همايون به راه پدر پاي بند است ؟ نيست ؟ واي اگر پاي بند نباشد ...
***
سوال :
همايون ، پسر استاد محمدرضا شجريان ، يا همايون شجريان ، هنرمندي جوان و با استعداد كه هنوز راهي طولاني براي تجربه هاي بيشتر در پي دارد . ؟ شما كدام نگاه را انتخاب مي كنيد ؟ و فكر مي كنيد كدام نگاه انساني تر و منصفانه تر است و بيشتر به هنرمند جوان كمك مي كند ؟
