همانطور که احتمالا تا کنون در اخبار موسیقی شنیده اید ( و در سایت ها و وبلاگها خوانده اید ) ، حسین علیزاده ، موسیقی دان برجسته ی ایرانی نامزد  جایزه  جهانی گرمی  (Grammy) در بخش موسیقی جهان و قسمت موسیقی های فولکوریک شد . مراسم نهایی اهدای جوایز و تعیین برندگان در روز 17 فوریه سال 2007 انجام خواهد شد .

حسین علیزاده به خاطر آلبوم " به تماشای آب های سپید " که با نام انگلیسی "Endless Vision" به معنای نگاه بی انتها شناخته می شود و با همکاری " ژیوان گاسپاریان " نوازنده دودوک اجرا شده است ، نامزد این جایزه گردیده است . علیزاده در این آلبوم ظرفیت های پیدا و پنهان موسیقی ایرانی را به کار می گیرد و می کوشد با پیوند دو موسیقی ، دو فرهنگ و دو روح ، فضایی قابل تامل و شنیدنی ایجاد کند . در سریال زیر تیغ که دوشنبه ها ساعت ۱۱ از شبکه یک پخش می شود بخشی از هنرنمایی این هنرمند را می توانید بشنوید .

در همین رابطه دو مطلب جای ذکر دارد . یکی شناخت نامه مختصر حسین علیزاده است برای آن دسته از دوستانی که این موسیقی دان فروتن و دوست داشتنی و در عین حال مسلط و نواندیش را که همواره نگاه علمی و فضای حسی را پیوند زده است . و دیگر نکته ای است در باب این همه نامزدی و افتخار که موسیقی دانان ایرانی در مجامع جهانی به دست می آورند ، اما آنچه البته به جایی نرسد فریاد است !

حسین علیزاده
آهنگساز - تکنواز ( تار ، سه تار )
متولد تهران 1330

حسین علیزاده

( مطالب این بخش به نقل از بروشور داخل سی دی نینوا ، تولید موسسه ماهور ، نوشته شده است )

1) دوره های آموزشی :
هنرستان موسیقی ، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران ، دانشگاه آزاد برلین ( آلمان )

و استفاده از محضر استادان :
هوشنگ ظریف ، حبیب الله صالحی ، محمود کریمی ، علی اکبر شهنازی ، داریوش صفوت ، نورعلی برومند ، سعید هرمزی ، یوسف فروتن ، عبدالله دوامی .

2) فعالیت های آموزشی :

الف ) داخل کشور :
تدریس در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی ، کانون فرهنگی هنری چاووش ، هنرستان موسیقی و کلاس های خصوصی ، عضویت در هیات علمی دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران ، ریاست هنرستان موسیقی پسران

ب ) خارج از کشور :
تجریه و تحلیل موسیقی ایران در مراکز آموزشی و هنری آلمان و فرانسه ، شرکت در سمینار شرق شناسی دانشگاه UCLA آمریکا ، تدریس موسیقی ایرانی در دانشکده هنرهای زیبای کالیفرنیا آمریکا ، تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی در دانشگاه ییل آمریکا ، دانشگاه واشنگتن آمریکا

3) فعالیت های هنری :
سرپرستی گروه های سنتی مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی ، سرپرستی گروه شیدا ، گروه عارف ، و گروه سازهای ملی ، شرکت در چهار دوره ی جشن هنر شیراز از 1352 تا 1355 - شرکت در اجرای باله ی گلستان اثر موریس بژار.

4) کنسرت ها :
تدوین و اجرای دستگاه ماهور توسط مرکز حفظ و اشاعه ( جشن هنرشیراز سال 1354 ) ، کنسرت نوا ( جشن هنر شیراز 1355 ) ، کنسرت شورانگیز ( تالار وحدت ) ، کنسرت به نفع زلزله زدگان گیلان ( تالار وحدت ) ، کنسرت به نفع شورای کتاب کودک ( تالار وحدت ، فرهنگسرای بهمن ) ، کنسرت همایون و نوا ( تالار وحدت و فرهنگسرای بهمن ) ، راز نو ( تالار وحدت ) ، کنسرت بداهه نوازی ایران و ارمنستان با ژیوان گاسپاریان ( کاخ نیاوران 1382 ) .

[ اضافه شده توسط من ! : کنسرت های زمستان است ( با آواز استاد شجریان ) ، بی تو به سر نمی شود ( آواز استاد شجریان ) و فریاد ( آواز استاد شجریان ) در خلال سال های 1370 تا 1382 در شهرهای مختلف آمریکا ، آلمان ، سوئیس ، سوئد ، اسپاینا ، مراکش و ... . کنسرت به نفع زلزله زدگان بم با نام " همنوا با بم " با آواز استاد شجریان ، سالن وزارت کشور 1382 . کنسرت به همراه آواز استاد شجریان در سالن وزارت کشور آذرماه 1384 . ]

5) آثار :

الف - آثار آموزشی :
ده قطعه برای تار ( کتاب ، 4 جلد ) ، ردیف میرزا عبدالله ( اجرا با تار و اجرا با سه تار ، سی دی و کاست ) ، دستور سه تار دوره ی ابتدایی ( کتاب + نوار ) ، آموزش سه تار ( اجرای کتاب اول و دوم هنرستان ) ، ردیف مقدماتی تار و سه تار ( کتاب سوم هنرستان ) ، دستور تار و سه تار دوره ی متوسطه ( کتاب + نوار ) ، بوسه های باران ( مجموعه ی تصانیف ، کتاب )

ب- همنوازی برای سازهای ایرانی :
نوا ، سواران دشت امید ، حصار ، سرودهای آذربایجان ، شورانگیز ، راز و نیاز ، صبحگاهی ، راز نو .

ج-تکنوازی به شیوه سنتی :
ماهور ( تار ) - هجرانی ( تار )

د-تکنوازی به شیوه ابداعی :
ترکمن ( سه تار ) ، پایکوبی ( سه تار ) ، همنوایی ( تار ) ، نوا ( تار ) ، همایون ( سه تار ) ، سلانه ( بداهه نوازی با ساز ابداعی ) ، بداهه نوازی در راست پنجگاه ( تار ) .

ه-ارکسترال :
نی نوا - عصیان - واریاسیون های کردی

و- موسیقی فیلم :
چوپانان کویر ( حسین محجوب ) - دلشدگان ( علی حاتمی ) - گبه ( محسن مخملباف ) - عشق طاهر ( محمدعلی نجفی ) - ایران سرای من است ( پرویز کیمیاوی ) - زمانی برای مستی اسب ها ( بهمن قبادی ) - ابر و آفتاب ( محمود کلاری ) - میراث کهن ( سید محمد میرسلطانی ) - زشت وزیبا ( احمدرضا معتمدی ) - لاک پشت ها هم پرواز می کنند ( بهمن قبادی ) - سریال تلویزیونی زیر تبغ ( محمدرضا هنرمند ) .

فقط تایپ و مطالعه چنین کارنامه ای ( آن هم به این اختصار ) خسته کننده است ! چه برسد که کسی تمام این کارها را انجام داده باشد و این همه کنسرت گذاشته باشد و این مقدار آلبوم ضبط کرده باشد ! دست مریزاد به همه اساتید موسیقی ایرانی . خصوصا نسلی که افتخار هم نفسی با آن ها را داریم و انصافا با توجه به جمیع شرایط عصر حاضر ، آنچه از دستشان برمی آید فرو گذار نمی کنند و همیشه توجه خاصی نیز به اقتضائات جهان معاصر و لزوم نگاه علمی و امروزی داشته اند. 

اما :

استاد محمدرضا شجریان دو بار طی دو سال پی در پی برای آلبوم های فریاد و بی تو به سر نمی شود نامزد جایزه گرمی شد . همچنین به تازگی نامزد جایزه موسیقی شبکه بی بی سی شد . علیزاده امسال نامزد گرمی شد . برخی اساتید دیگر کنسرت های موفقی در تورهای خارج از کشورشان داشته اند . همه ی این ها ، بدون هیچ حمایتی ... هیچ پشتیبانی ... بدون اینکه کسی زیر دست و بازوی اساتید را بگیرد و لا اقل در مجامع جهانی ، که پر زرق و برق و لوکس هستند و آدم های تنها و بی پشتیبان را بر نمی تابند یاور آن ها باشد . اساتیدی که اجراهای خارج از کشور داشته اند ، و یا نامزد جایزه های جهانی بودند ، از کدامین پشتیبانی حکومتی برخوردار بودند که لا اقل اخبار مربوط به مراسمی که خودشان در  آن نامزد دریافت جایزه بوده اند پیگیری کنند ؟ لا اقل حق خودشان را بتوانند پیگیری کنند ؟

در چنین شرایطی ، اصلا انسان تعجب میکند که خارج نشینان چطور صدای " فریاد " و " به تماشای آب های سپید " را شنیده اند ؟ مگر چز به تلاش و کوشش خود اساتید بوده است ؟ که با اجراهای متعدد خارج از کشور در سالن های معتبر و در فستیوال های شناخته شده ، خودشان و موسیقی کشورشان را شناسانده اند ؟

سوال ساده است ... اگر علیزاده نامزد گرمی نمی شد ... اگر شجریان نامزد گرمی نمی شد ... اگر شجریان از یونسکو به خاطر یک عمر تلاش برای شناساندن فرهنگ کشورش جایزه دریافت نمی کرد ... اگر کنسرت های جدید اکبرگلپایگانی با موفقیت روبرو نمی شد ... و اگر همه این ها که اکنون شده است ، نمی شد ... چه فرقی با حالا می کرد که شده است ؟ !!! ؟  برای مسئولان موسیقی کشور ، اگر همه این شده ها ، نشده بود ، توفیرش در چه چیز بود ؟ سوال ساده است ... نیست ؟

این نامزدی ها ، نتیجه خرده تلاشی است که یک استاد موسیقی می تواند بدون هیچ حمایت و پشتیبانی ، از جان مایه بگذارد و به میدان جهانی رقابت برود. این خرده تلاش های عاشقانه شخصی ، و بدون پشتیبانی ، تا چه زمانی ادامه خواهند داشت ؟ اساتید تا به کی تحمل دارند بدون هیچ حامی و یاوری پرچم موسیقی کشورشان را افراشته نگه دارند ؟ این هم سوال ساده و روشنی است ... نیست ؟