نسیم باد نوروزی[تازه ترین مصاحبه استاد شجریان+سرودي از زرتشت+دو کلیپ تصویری]

 

تازه ترین مصاحبه ی استاد شجریان

 

امروز ، پنجشنبه 2/1/1386 ، راديو ايران ،‌ بين ساعات  15 تا  16 ،‌ اقدام به پخش مصاحبه اي با استاد شجريان کرد . در اين يك ساعت مصاحبه ، بيشتر سوالها در مورد برگزاري كارگاه آموزشي آواز بود . اين مصاحبه ، كه تازه ترين مصاحبه‌ي استاد شجريان هم هست ، بسيار شنيدني است . علاوه بر كارگاه آواز ، سوالاتي پيرامون باغ هنر بم ،‌ شيوه هاي صحيح خواندن آواز و وضعيت موسيقي ايراني مطرح شد .

مطمئنم شنيدن اين مصاحبه حتي براي كساني كه به موسيقي ايراني و استاد شجریان علاقه اي ندارند ، خالي از لطف نخواهد بود .

 




دانلود كنيد : بخش اول مصاحبه‌ي استاد شجريان با راديو ايران

 

دانلود كنيد : بخش دوم مصاحبه‌ي استاد شجريان با راديو ايران

 

دانلود كنيد : بخش سوم مصاحبه‌ي استاد شجريان با راديو ايران

 

***

  

مردمانت چه بسيار كه تنهايند ،

بي چراغ و بي گهواره مگذارشان .

 

هي ، سروش خاموش آبها و گياهان باكره .

بخشاينده ي رمه هاي بسيار

پاداش دهنده ، درمان بخش درماندگان

مردمانت كه چه بسيار ...

چه بسيار كه از اندوه غفلت خويش

خواهند گريست .

 

 

چوپان ترانه خوان من

رسول روياها

شوريده ي رهايي ،‌ زرتشت

با شما چنين گفته است :

اردي‌بهشت بزرگ بيداران فرا خواهد رسيد .

ماه مبارك بانوان بوسه ، بانوان بزرگ فرا خواهد رسيد .

موسم ستاره باران روشني ، آفرينه ، آدمي ... فرا خواهد رسيد .

 

هزار درمان

ده هزار درمان

درمان درمان فرا خواهد رسيد .

آه كه اگر آن راستين رويانويس ما

بر تلخي اين روزگار چيره شود .

 

 

ارابه ران رازآلود هزاره ها

منم : زرتشت .

من از براي آسايش آزادگان آمده ام

آمده ام تا ديگر ، هيچ ظلمت پرستي

در كمين صلح و سپيده ننشيند .

آمده ام تا شراب آفرينش را

به آواز خسته ي آدميان ببخشايم .

بايد باران ها بيايد

صلح بيايد

آواز ، علاقه ، بهشت .

 

 

اهريمن نابكار را براندازيم

خشم و سلاح و سكوت را براندازيم

ديوان و ددان را براندازيم .

چراغ ها خواهيم افروخت

فرشته ها را ياوري خواهيم داد

نيكان را به آرزو

و عاشقان را به روشن ترين روياها برآوريم .

سعادت بي پايان عشق از آن كساني‌ست كه خواستار حقيقت اند .

 

"اين منم زرتشت ، ارابه ران خورشيد... سيد علي صالحي"


 

به ياد مي‌آورم كه در كتيبه هاي داريوش بزرگ ، چه خوانده ام ؛

فرمانرواي بزرگ ، بارها ، ما را به شادماني توصيه كرده بود .

شادماني .

شايد امشب ، ايرانيان ، شادمان ترين مردمان روي زمين باشند .

امشب ،‌ايراني هر كجا كه باشد ، نسيم باد نوروزي نوازشش خواهد كرد .

كاش قدر اين نسيم را بدانيم تا غفلت هامان ، اسباب پشيماني نشوند .

                                       تا تنها ، اين مصيبتها نباشند كه مارا به هم نزديك ميكنند .

كاش قدر اين نسيم را بدانيم تا اين بار نيز از بهار باز نمانيم .

 

با خودم ، زياد كلنجار رفتم . نميخواستم با نوشته هايم ، شادي كسي را برهم بزنم . اما عاقبت تصميم گرفتم كه

بنويسم ، در همين لحظه ، چند هزار كودك ايراني ،‌ انتظار چراغ قرمز چهار راه هايي را ميكشند تا التماس كنند براي فروختن يك آدامس .

بنويسم ، در همين لحظه ، چند كودك افغان ، گرسنگي را تاب نياورده اند و آغوش پرگريه و چشمان خيس مادرانشان را ترك گفته اند .

بنويسم ، در همين لحظه ، چند كودك در آفريقا ، از همراهي بيماري خسته شده اند و از رنج اين ويروس مرده‌اند .

 

به ياد لوركا مي‌افتم و ترانه‌اي از او ، كه با جادوي ترجمه شاملو ، بي گمان ،‌ زيباتر هم شده است .

 

دریا خندید ، در دور دست،
دندان‌هایش کف و لب‌هایش آسمان.
ــ تو چه می‌فروشی ، دختر غمگین سینه عریان؟
ــ من آب دریاها را ، می‌فروشم، آقا.
ــ پسر سیاه، قاتی ِ خونت ، چی داری؟
ــ آب دریاها را دارم، آقا.
ــ این اشک‌های شور ، از کجا می‌آید، مادر؟
ــ آب دریاها را من گریه می‌کنم، آقا.
ــ دل من و این تلخی بی‌نهایت ، سرچشمه‌اش کجاست؟
ــ آب دریاها ، سخت تلخ است، آقا.
دریا خندید ، در دوردست،
دندان‌هایش کف و لب‌هایش آسمان.

 

 

قصد برهم زدن اوقات خوش شما را نداشتم . اما باور دارم كه دست‌هاي همه‌ي ما با هم ، مي‌تواند كوه را چون پر كاهي از سر راه بر‌دارد .


  هديه نوروزي دل آواز . يك آواز و يك تصنيف با صداي سيامك شجريان

 

در موسيقي ما ، احساس غريب نوروز ، جاي خودش را دارد . براي توصيف اين احساس ، بيات اصفهان ، بسيار مورد توجه خوانندگان و آهنگسازان ايراني بوده است .

بيات اصفهان ، از آوازهايي‌ست كه حس شادماني و دلگيري توامان دارند و "بهار دلنشين" نیز از ترانه هايي ست‌ كه با مضمون نوروز در اصفهان ساخته شده اند .

اما ، اين بار ، بهار دلنشين را با صداي سيامك شجريان مي‌شنويد . پيشنهاد ميكنم لذت ديدن و شنيدن اين دو كليپ را از دست ندهيد .

  

سيامك شجريان

دانلود كنيد : آواز اصفهان . شعر : فريدون مشيري 

هوا ، هواي بهارست و باده ، باده ي ناب 

                  به خنده خنده بنوشيم ، جرعه جرعه شراب 

در اين پياله ندانم چه ريختي ، پيداست 

                 كه خودش به جان هم افتاده اند ، آتش و آب

فرشته روي من ، اي آفتاب صبح بهار 

                           مرا به جامي از اين آب آتشين درياب 

به جام هستي ما اي شراب عشق بجوش 

                               به بزم ساده ما اي چراغ ماه بتاب 

گل اميد من امشب شكفته در بر من 

                    بيا و يك نفس اي چشم سرنوشت بخواب 

مگر نه خاك ره اين خرابه بايد شد 

                            بيا كه كام بگيريم از اين جهان خراب

 

دانلود كنيد :

تصنيف بهار دلنشين‌.‌آواز‌:‌سيامك‌شجريان.‌آهنگساز‌:‌روح‌الله خالقي‌.‌ترانه‌سرا‌:‌بيژن ترقي

 

صدسالگی اختر چرخ ادب ، پروين

                    پروين

                  

اشک ها و لبخندهای 1385 ، پا به پای دل آواز ...

اندر فتح باب ... بدون شرح ! بدون ربط !

همیشه همینطور بوده ... تنها رفتم سلف سرویس و تنها غذا خوردم ... زل زدم به روبرو ، غذا سرد شده ، و من توی افکارم گم شدم . به رفتار سایر پسرها خیره شدم ، تعجب کردم ، حرص خوردم ، غصه ام شده و گاهی هم خندیدم !
اون روز هم مثل همیشه ... تلویزیونی که توی سلف هست ، داشت یه برنامه ی تفسیر فوتبال نشون می داد . دو سه تا از این مجری هایی که وقتی حرف می زنن انگار فوتبال تنها خلقت خداس روی زمین ! داشتن با هم جر و بحث می کردن ، صحنه هایی از یه فوتبال ( که از نگاه مبهوت پسرها فهمیدم باید خیلی مهم باشه ) هم پخش می شد . به پسرها نگاه کردم ... تقریبا هیچ کس غذا نمی خورد ! همه زل زده بودن به تصویر . قاشق ها یه جایی وسط هوا و زمین ، میون راه ظرف تا دهان ، مونده بودن معطل ! هیجان توی چشم ها موج می زد . تلویزیون می گفت : واقعا باید از این پهلوان تقدیر بشه ... واقعا این معرکه است ... از زحمات فلانی باید تقدیر بشه ... این شاهکاره ... و پسرها هم تقریبا به طور همزمان شروع به تایید یا تکذیب می کردن...

با خودم گفتم اگر توی کشور من ، تنها به اندازه ی نصف ارزشی که به فوتبال و سایر فعالیت های غیرذهنی و بلکه بدنی می دهند رو به دانشجوها ، دانشمندان ، هنرمندان ، و ... می دادند ... اونوقت ... !

***

فروردین 1385

در همان آغازین روزهای سال 1385 با " اظهار نظر عجیب و غریب سیاوش قمیشی " روبرو شدیم .استاد محمدرضا شجریان سیاوش قمیشی که به گفته ی دوستدارانش یک نابغه ی بی تکرار است ، و به طور همزمان بهترین آهنگساز ، خواننده ، تنظیم کننده و شاعر جهان ! است ، در آغازین روزهای فروردین زیبای 85 اظهارات بسیار جذابی در رابطه با موسیقی ایرانی از خود بروز داد ، و موجب شد تا مطلبی در این وبلاگ پیرامون صحبت های او نوشته شود ، و البته بازار بحث رونق گرفت و اکثریت با مخالفان اظهار نظر او و موافقان ایده ی نگارنده ای این سطور بود . در فروردین همچنین دو مطلب دیگر نوشتم ، که با استقبال خوانندگان وبلاگستان مواجه شد . یکی مطلبی بود با این عنوان که " آیا شجریان مغرور است ؟ " و دیگری مطلبی با نام " موسیقی شجریان جهانی است " . مطلب غرور را از داخل مصاحبه ی سالنامه ی روزنامه شرق با شجریان و اظهارات خبرنگار شرق بیرون کشیده بودم و مطلب دوم را در واقع در جواب برخی از کسانی که مخالف مطلب من درباره ی سیاوش بودند نوشتم . زیرا دوستان فکر می کردند مرزهای موسیقی شجریان همین تهران است و بس ! بنده لازم دانستم و دوستان را از سخنرانی ها ، جوایز و اجراهای برون مرزی استاد مطلع کردم ... و البته کف دوستان هم برید !!!

اردی بهشت 1385

اردی بهشت در شرایطی آغاز شد که گروه خنیا ، یک گروه از بانوان هنرمند موسیقی دان ایرانی ، در فرانسه " جایزه گرفت ". شاید به همین مناسبت در همین ماه ، مطلبی با نام " جای خالی زن " هم نوشتم که با پشتیبانی و استقبال مواجه شد . در این مطلب به بررسی سیر حضور زنان در موسیقی ایرانی به زبانی غیرفنی و  غیردقیق پرداختم . اما شاید جالب ترین مطلب دل آواز در اردی بهشت ماه ، مطلبی بود با نام " ستاره ی یک شبه ندیده بودیم ! " که به حضور و ظهور بنیامین بهادری می پرداخت . در واقع فروش 1 میلیون نسخه ای آلبوم بنیامین باعث نوشته شدن این مطلب بود و نگارنده بسیار خوشبخت است پیش بینی هایش درست از آب در آمده اند و در این لحظه و ساعت هیچ خبری از آن شهرت ، شور و تب بنیامینی وجود ندارد و حتی بسیاری از کشته مردگان او ، الان او را یادشان هم رفته است ! البته در مطلب دیگری به نام " اعترفات یک هنرمند نما " از دل مصاحبه ی خود بنیامین سوتی های جالبی در آوردم . در اردی بهشت ماه ، " پرونده ای برای همایون شجریان " را نوشتم و در یک مطلب مفصل وطولانی سیر حرکتی او را از اولین تا آخرین آلبومش بررسی کردم . همچنین مطلبی با عنوان " چهل سال آواز چهل سال دلتنگی " در مورد کارنامه ی هنری استاد محمدرضا شجریان نوشته شد .

خرداد 1385

در خرداد ماه مهمترین مسئله ، مسئله ی سرود ایران در مسابقات جام جهانی بود که " مطلبی " در مورد آن نوشتم . در واقع در آن زمان اخبار بسیار متفاوتی از حضور حسام الدین سراج گرفته تا محمداصفهانی ، عصار ، امیرتاجیک و خلاصه یک دو جین خواننده ی دیگر در جام جهانی شنیده می شد که آخرش هم نفهمیدیم چه کسی رفت و سرود ملی ! ما را خواند و برگشت ! در خرداد مطلب جالب دیگری داشتم با نام" شباهت های فرانسوا گزاویه موتسارت و همایون شجریان " که به بررسی زندگی پسر دوم موتزارت و اینکه چگونه به سختی با سایه ی غول آسای پدرش مواجه بود و شباهت هایش با همایون پرداختم .

تیر 1385

" شاهکارهای یک کوله پشتی " شاید مهمترین و بحث برانگیزترین مطلب تیرماه بود . مجری فوق العاده کم سواد و ریاکار و متظاهر تلویزیون ، فرزاد حسنی ، و اوج تخریب های فرهنگی اش حول و حوش فرهنگ ایرانی ، در این نوشته مورد بررسی من بود . البته بحث های موافقان و سینه چاکان فرزاد خان ( که عمدتا از میان خانم ها بودند ) و مخالفان ایشان هم به طور طبیعی چاشنی این مطلب شد . خبر اختصاصی وبلاگ دل آواز در مورد  " عمل جزئی استاد شجریان " نیز از نوشته های تیر ماه بود .

مرداد 1385

در مرداد ماه پوپک گلدره دنیای ما را ترک کرد که " مطلبی " در این مورد نوشته شد .
" پیوند علم و احساس ... کیوان ساکت " عنوان مطلب طولانی ای بود که پرونده ی کاملی پیرامون کیوان ساکت تشکیل داده بود . بررسی آثار صوتی و مکتوب این هنرمند و نیز شیوه ی نوازندگی و نگاه او به هنر در این مطلب قابل مطالعه است . یکی از مطالب خوب و جالب مردادماه مطلبی بود با نام" جنگ ستارگان " که آن را حول و حوش جنگ همیشگی ستارگان موسیقی ایرانی با یکدیگر نوشتم و از برخی توصیه های استاد شجریان در این زمینه یاد کردم .

شهریور 1385

استاد شجریان


شاید جنجالی ترین مطلب دل آواز ، " علیرضا افتخاری همچنان در مسیر سقوط " بود که به مناسبت انتشار آلبوم آوای عشق نوشته شد و بحث های زیادی برانگیخت . در شهریور ماه یکی از بهترین مطالب وبلاگ دل آواز متولد شد . " ویژه نامه ی میلاد استاد شجریان " که مطلب بسیار پر و پیمانی بود ! از کلیپ های تصویری کنسرت 1384 استاد گرفته تا زندگی نامه و معرفی کتاب و دانلود تصنیف و نت و خاطرات و ... در این مطلب قابل دسترسی بود .












مهر 1385

در این ماه مطلبی که داعیه ی مستدل بودن داشت ، اما از پایه ای ترین اصول استدلال و قیاس تهی بوداستاد محمدرضا لطفی ، به نام شجریان زدگی ، نوشته شد که من در مطلبی به نام " هیجان زدگی در نگارش شجریان زدگی " به نقد آن پرداختم و متاسفانه هیچ پاسخ روشن و موجهی نیز از نویسنده ی آن مطلب به دستم نرسید . " گپی با کتایون خوانساری " از نوشته های مهرماه بود که برای اولین بار وبلاگ دل آواز مطلبی از روزنامه ی کارگزاران و عکس نسبتا خوب و واضحی از ایشان در اختیار دوستداران گذاشت . مهرماه پر اتفاق بود ! " آلبوم با ستاره های همایون شجریان " در دل آواز معرفی شد و همچنین " پرونده سازی برای محمدرضا لطفی " که مطلبی بسیار مورد استقبال شد . " هفتمین جشن خانه موسیقی " نیز در مهرماه رخ داد و حضور استاد شجریان در آن ستودنی بود .

آبان 1385

" گروه جدید استاد شجریان " و معرفی آن ها در دل آواز در آبان ماه نوشته شد.همچنین مطلبی درباره ی موسیقی سریال " زیر تیغ " به آهنگسازی حسین علیزاده منتشر شد و موسیقی این سریال برای دانلود در اختیار خوانندگان قرار گرفت . همایش " چهره های ماندگار " نیز برپا شد .

آذر 1385

" بابک بیات " فوت شد .  جنجالی ترین مطلب دل آواز با عنوان" آقای مدیری همه با هم به درویش خان می خندیم ! " را نوشتم و موجی از اعتراض و تشویق در وبلاگستان برانگیخت . در این مطلب من نظر خود را پیرامون کار سخیف مهران مدیری در استفاده ی ناقص و سانسور شده از تصنیف درویش خان در سریال خودش و نیز تخریب و استهزای موسیقی ایرانی در جای جای این سریال بیان کردم . البته بت شکنی همیشه دردسر دارد . این بار نیز مثل قضیه ی فرزاد حسنی بت یک عده را شکسته بودم و طبیعتا دل آواز و نگارنده اش را تا حد جنون و حماقت و بی سوادی و عامل استکبار ! بودن و جاسوسی و عیاشی و دختر بازی و ... !!! تنزل درجه دادند . البته " جوابیه ای " نیز کسی بر این مطلب نوشت و من  جوابی بر آن نوشتم . گزارش و عکس های اختصاصی دل آواز از " مراسم بزرگداشت استاد جلال تاج اصفهانی " نیز در آذر ماه نوشته شد .

دی 1385

با " محمد نوری " چهره ی ماندگار موسیقی آشنا شدیم . یاد " زلزله ی 5 دی 1382 بم " را گرامی داشتیم . استاد شجریان کنسرتی در" فرانسه " برگزار کردند و " اخبار کنسرت " نیز در دل آواز درج شد .  " پرونده برای حسین علیزاده " کارنامه ی هنری و سوابق این آهنگساز و موزیسین برجسته ی ایرانی را بررسی کرد .

بهمن 1385

" پرواز ابدی برای پرویز یاحقی " در بهمن ماه اتفاق افتاد . همچنین طی مطلبی با عنوان " نواقص موسیقی ما از دیدگاه روح الله خالقی " به بررسی برخی نواقص و به روز نشدگی های موسیقی ایرانی پرداختم و نظرات این استاد بزرگ را در این زمینه مطرح کردم .

اسفند 1385

" نخستین کارگاه تخصصی آواز ایرانی " به همت و به تدریس استاد شجریان در اسفند ماه برگزار شد . این کارگاه بازتاب رسانه ای جالبی در داخل و خارج از کشور داشت .

***


بدین ترتیب یک سال دیگر هم گذشت . یک سال دیگر به پایان نزدیک شدیم ، به لحظه ی عزیمت ...

جنايت 90 دقيقه اي

Mp3  كامل كنسرت آذرماه 1384 استاد شجريان . آن هم با كيفيت عالي .

باور كنيد . كاملا جدي دارم صحبت ميكنم . ديروز يكي از دوستانم ، يك سي دي به من داد و گفت : "تمام كنسرت شجريان ، حدودا 90 دقيقه ست ، با كيفيت عالي . برو ببين عليزاده اولش چه "زمستان مانندي" ميزند  و بشنو چه تصانيفي ميخوانند" .

حالا من سي دي دستم هست . اما نميتوانم بهش گوش بدم . مطمئن هستم با اين حالي كه من دارم ، نه ميتوانم از لحن آواز شجريان لذت ببرم و نه از تار نوازي لطيف عليزاده  . با شنيدنش ، احساس گناه ميكنم . از شجريان و عليزاده و كلهر خجالت ميكشم . باور كنيد حس بدي دارم .  لذت ارجينال دل آواز كجا و اين سي دي 500 توماني كجا .

يادتان هست كه 35 دقيقه از ويدئوي كنسرت ، به صورت غيرقانوني منتشر شده بود . آنجا ميتوانستيم نيمه پر ليوان را ببينيم و بگوييم ، حالا كه 35 دقيقه چيزي نيست و بعد توجيه كنيم كه با انتشار  آلبوم كامل از سوي شركت دل آواز ، اقدام ميكنيم به خريد مجدد (البته این هم ، فقط يك توجيه است ). اما اينجا قضيه فرق ميكند و ما با يك جنايت 90 دقيقه اي روبرو هستيم . مطمئن هستم كه اگر شركت دل آواز ، جريان را درست پيگيري نكند و دست روي دست بگذارد ، به زودي مي بينيم  كه ويدئوي كامل اين اثر هم ، به صورت غيرقانوني منتشر شده است .

                      طرح جلد سي دي كه من گرفتم . حتي نامي از كيهان كلهر هم نيست .

ما كجاي دنيا داريم زندگي مي كنيم . اين سي دي چه طوري مياد تو بازار . اين جنايتكارها چه كساني هستند ؟ چرا از انسانيت ، بويي نبرده اند . البته انسانيت كه را نميفهمند ، قانون هم كه نداريم . چه انتظاري ميشود داشت .

نميدانم چطور ميتوانم عوامل اين جنايت فرهنگي رو پيدا كنم . حالا هم اينقدر عصبي هستم كه نه ميتوانم درست بنويسم و نه درست تصميم بگيرم . پناه بر خدا .

 

خداحافظ كارگردان

رسول ملاقلي پور درگذشت . از شنيدن اين خبر ، مات مانده ام و مبهوت . براي يك لحظه ، نسل سوخته ، قارچ سمي و مزرعه پدري ، از جلوي چشمانم رد ميشود . با خودم ميگويم : او كه سني نداشت . اما مگرسكته ي قلبي ، اين روزها ، پير و جوان مي شناسد ؟!

ملاقلي پور ،  صبح روز سه شنبه ، در حاليكه ، به تازگي از فيلمبرداري هاي نخست "شش گوشه عرش" (آخرين ساخته ملاقلي پور، در كربلا) بازگشته بود ، در شمال كشور به دليل سكته قلبي جان به جان آفرين تسليم كرد .

ملاقلي پور را ، چندساليست كه بهتر ميشناسم . شايد از "نسل سوخته" به بعد  . از فيلمي كه هم محتوايش را ميپسنديدم و هم به خاطر كارگرداني و فيلمنامه نويسي خاصش در حركت موازي چند اپيزود ، دوستش داشتم .

رسول ملاقلي پور ، در سال 1334 در تهران ديده به جهان گشود . فعاليت هاي هنريش را با عكاسي آغاز كرد . اوائل سينما را حرفه اي دنبال نميكرد . اما بعدها با شروع جنگ ، حرفه اي تر قدم در اين عرصه نهاد . نخستين فيلم هايش ، مستندهايي بود از عملياتهاي جنگي . نخستين فيلم بلند او "نينوا"ست . او اين فيلم را درسال 1362 ساخت .  

 

وجه تمايز

به نظر نگارنده ، آنچه كه ملاقلي پور را ، از ديگر فيلمسازان ايراني كه به سينماي جنگ رو آورده اند ، جدا ميكند ؛ نگرش خاص اوست به آنچه كه سالها پس از جنگ و به تاثير از آن ، در ايران رخ داده است . مانند مسائلي كه در "قارچ سمي"ميبينيم . يك سو‍ژه اجتماعي – سياسي خاص ، كه تا آنوقت به خوبي به آن پرداخته نشده بود و حرفهاي تازه اي در خود داشت . ملاقلي پور از نشان دادن تصوير واقعي ايران بعد از جنگ ، بيم نداشت . باز هم "قارچ سمي" را مثال ميزنم كه گواه بر اين نكته است . فيلمي كه در آن ، برخورد دو انديشه را مي بينيم . انديشه آدمهايي كه سالها در دل جنگ بوده اند و آرمانشان ، دفاع از اين خاكست و ميخواهند در تهران 1380 هم ، نيك بياندشند ، و انديشه آنانكه در جنگ نبوده اند و زمام دار امورند و هدفي جز  پول و سود ندارند .

 

24 سال با سينما

سالها طول كشيده است تا ملاقلي پور ، از "نينوا" به "مزرعه پدري" و " قارچ سمي" برسد . 24 سال ، صادقانه با سينما زيست . او كارنامه هنريش را يك شبه ، بدست نياورده است . دراين سالها هم انديشه اش پربارتر شد و هم جهت گيري فكريش منسجم تر . اما هيچگاه ، رنگ عوض نكرد  (مانند چماقداراني كه حالا فيلمساز شده اند ).

خوب ميدانم ، از فردا ، چه كساني و چه گروههايي او را از خود ميخوانند . گله اي نيست . از روزي كه به ياد دارم ، اين رسم سياسيون بوده است  . ما هم بهترست به آن نينديشيم و پا در كفششان نكنيم (مرا به کار جهان هرگز التفات نبود)

 

سخن آخر

نميدانم بگويم او را با سينماي جنگ ميشناسيم يا سينماي جنگ را با او .  اين بار هم مانند هميشه ، وقتي از كسي مينويسيم كه ديگر در ميان ما نيست .

ملاقلي پور ، بعد از "مزرعه پدري" ، نميخواست فيلم بسازد ، اما گاهي چيزي دل مشغولي توست و نميتواني از كنارش ساده بگذري . مانند دل مشغولي ملاقلي پور در"ميم مثل مادر" . بيان احساسي از زندگي زن امدادگري كه دچار گازگرفتگي شيميايي ميشود .

 او زماني از ميان ما رفت كه مشغول ساخت "عصر روز دهم" بود ،. محمد در"عصر روز دهم " خاطره تلخ آنچه را كه در 4 سالگي برايش اتفاق افتاده است ، از ياد نميبرد . در اشغال خرمشهر ، يك سرباز عراقي ، خواهر نوزادش را مي ربايد . 21 سال بعد او ، به دنبال گمشده اش در عراق ميگردد . اين فيلم هم ناتمام ماند . ديگر هيچگاه محمد ، خواهرش را نمي يابد .

 

به ياد يار و ديار آن چنان بگريم زار     که از جهان ره و رسم سفر براندازم

 

استاد شجریان و برگزاری نخستین کارگاه آواز ایرانی

بعد از چندین روز غیبت ، گفتم شاید بد نباشد عکس هایی که چندی پیش سایت بی بی سی فارسی از اولین کارگاه تخصصی آواز ایرانی که به همت و تدریس استاد شجریان برگزار شد منتشر کرد اینجا قرار دهم تا علاقه مندان ببینند . این سایت در برخی نقاط ایران فیلتر است .

ناشنیده های شجریان . فسمت اول : "مگه نه"

همیشه شنیدن آثار قدیمی شجریان ، یا بهتر بگویم آثار کمیابش ، برای من ، لذت بخش بوده . شاید لذت  بخش ، واژه ی مناسبی برای وصف این احساسم نباشد ، اما الان نمیتوانم ، جای گزین بهتری برایش پیدا کنم .

تا چند سال پیش ، عادت داشتم هر هفته ای که به نوارفروشی میرفتم ، یکی از آلبوم های گلها یا نوارهای خصوصی شجریان رو سفارش میدادم تا برایم تکثیر کنند . اینکار چندسال پیش قطع شد ، یک دلیلش این بود که تقریبا تمام گلها و آثار خصوصی استاد رو تهیه کرده بودم . دلیل دیگرش هم واضح است . به یاری پیشرفت های عظیم سیستمهای الکترونیکی و رایانه ای ، شما هم میتوانید ، تمام آلبوم های شجریان را که جمع کردنش برای من ، چندسال طول کشیده ؛ با پرداختن بهای ناچیزی روی یک یا چند سی دی تهیه کنید !

هشت یا نه سال پیش ، تصنیفی از شجریان شنیدم به نام "مگه نه" . فضا و یا بهتر بگویم حال و هوای تصنیف در نخستین باری که تصنیف را شنیدم ، برایم عجیب بود . شاید به اینجور شجریانی عادت نکرده بودم . با گذشت زمان ، رابطه ی بهتری با آن پیدا کردم .

حالا دیگر ، ماجرای من و "مگه نه"، خیلی عوض شده است . "مگه نه" با بهترین و بدترین ، شاد ترین و دلگیر ترین لحظه های زندگیم ، پیوندی ناگسستنی بسته است . "مگه نه" حس تداعی کنندگی خاصی دارد . دورترین خاطرات را به یادم می آرود .برایم  بوی عید میدهد ، بوی دلتنگی ، بوی باران و شاید هم بوی اردی بهشت . 

"مگه نه" شاید حکایت همان کهنه کتابی باشد که باید دعا کنیم تا کسی لای آنرا نگشاید ؛ صالحی راست میگفت . من هم از حدیث دیو و دوری تو میترسم !!!

                         سکوت ... محسن مخملباف

"مگه نه" ، شاید حکایت شجریان جوانی باشد که درگیر آزمون و خطاست . اما شجریان جوان ، آنقدر این اثر را زیبا و پخته خوانده است ، که کمک میکند تا فرضیه "شجریان ، شجریان متولد شده است"  برای من تبدیل به قضیه شود .

یکباره تصمیم به نوشتن درباره "مگه نه" گرفتم . دلیلش را درست نمیدانم . به قول پاسکال : "دل دلايلي دارد كه عقل از آن بي خبر است ". شاید ، علتش ، شریک کردن شماست ، در لذت بردن از شنیدن این تصنیف ؛ چون ممکنست ، نخستین بار باشد  که " مگه نه " را میشنوید .

 

آهنگساز "مگه نه" ، عطاالله خرم است . نام او را بیشتر در کنار خوانندگانی مانند ویگن شنیده ایم . او ترانه های ماندگاری ساخته است . آهنگسازی که ذهن خلاقی دارد و ملودی های ساده را به زیبایی در ذهنش میپروراند . تلفیق شعر و موسیقی را هم خوب بلد است . اگر اشتباه نکنم عطا خرم ، هشتاد سال دارد و هم اکنون در لس آجلس زندگی میکند .

 

" مگه نه "

خواننده : محمدرضا شجریان . آهنگساز : عطاالله خرم . شاعر : بیژن سمندر

 

من و تو قصه ی یک کهنه کتابیم . مگه نه؟
یه سوالیم ، یه سوال بی جوابیم  . مگه نه؟
یه روزی قصه ی پرغصه ی ما تموم میشه
آخرش نقطه ی پایان کتابیم . مگه نه؟
پشت هم موج بلا میشکنه و جلو میاد
وای بر ما که رو آب مثل حبابیم . مگه نه؟
کی میگه ما با همیم ، ما که با هم جفت غمیم
دو تا عکسیم و به زندون یه قابیم . مگه نه؟

ای خدا ابر محبت چرا بارون نداره

آسمون خشکه و ما تشنه ی آبیم . مگه نه ؟
کار دنیا رو که چشمم دیده بود گفت به دلم
ما دو تا پنجره ی رو به سرابیم . مگه نه . مگه نه ؟

 

دانلود کنید : تصنیف "مگه نه "

     

     چنانچه از لینک بالا موفق به دریافت آهنگ نشدید ، از لینک زیر استفاده کنید . 

    

      لینک دوم تصنیف مگه نه

 

      دانلود کنید : نت موسیقی تصنیف "مگه نه" 

منبع نت : کتاب " موسیقی ملی ایران و ترانه های ملی ایران"،گردآوری و تنظیم عطاالله خرم . این نت برای پیانو تنظیم شده است . اما به سادگی برای سازهای دیگر نیز ، قابل اجراست .

 

نخستین روز از کارگاه آموزشی آواز استاد محمد رضا شجریان ، در مجموعه آسمان

 نخستین روز از کارگاه آموزش آواز استاد محمد رضا شجریان با حضور بیش از 300 نفر از هنرجویان در آمفی تئاتر مجتمع فرهنگی آسمان برگزار شد.

 

گزارش اختصاصی مهر از نخستین روز برگزاری کارگاه آموزش آواز استاد محمد رضا شجریان

ایرنا .... كارگاه آموزش آواز استاد شجريان در فرهنگستان هنر برپا شد

ایرنا .... استاد شجريان: عدم وجود كلاس‌هاي خوب، مشكلاتي در اجراي آواز ايجاد مي‌كند

ایرنا .... علی جهاندار : تعليم آواز بايد با نظارت بيشتر انجام شود

سایت ایترنتی هنوز .... گزارش اولین جلسه کارگاه آواز شجریان

 

گروه نوازی در ایران . قسمت اول . گروه شیدا

 

قصد دارم در این پست و چند پست آینده ، به بررسی وضعیت گروه نوازی در ایران بپردازم . شناخت گروه های بزرگ و تاثیر گذار بر موسیقی ایرانی و آشنایی با آثارشان ، راه را برای نقد صحیح آنان هموارتر میسازد . از آنجا که میخواهم این مطالب ، تحلیل درستی از جریان گروه نوازی حاکم بر موسیقی ایرانی بوده  و صرفا نظر شخصی من نباشد ، از دوستانی که میتوانند مرا در تکمیل این نوشته ها ، یاری دهند  ، کمک میطلبم .

بررسی این گروهها ، هیچ ترتیب خاصی ندارند . مطمئن باشید هیچ گروهی از قلم نمی افتد . تعداد گروههای ماندگار در موسیقی ما آنقدر زیاد نبوده اند که حال برای به یاد آوردن نام آنها مشکلی داشته باشیم . در اولین بررسی به گروه شیدا میپردازیم . گروهی که چند سال ، از فعال ترین گروه های موسیقی ایرانی بوده و حال چندسالیست که خاموش ترین آنها نیز هست .

 

گروه شیدا

گروه شیدا در سال 1353 ، توسط  محمدرضا لطفی و به یاری هوشنگ ابتهاج تاسیس شد . علاوه بر لطفی ، عبدالنقی افشارنیا  نوازنده نی ، پشنگ کامکار نوازنده سنتور ، مجید درخشانی  نوازنده تارباس ، اسماعیل صدقی آسا نوازنده عود ، زیدالله طلوعی  نوازنده تار ، هادی منتظری و رضا منظمی نوازندگان کمانچه ، بیژن کامکار نوازنده رباب و دف  و ارژنگ کامکار نوازنده تنبک ، اعضای این گروه بودند .

نخستین فعالیت های گروه ، بازسازی و اجرای آثار آهنگسازانی چون شیدا ، عارف ، امیر جاهد ، درویش خان و ... بود . بیشتر این آثار به صورت مونوفون (تک صدایی) و به سبک قاجار اجرا میشدند . پیشتر آهنگسازانی چون فرامرز پایور ، به اجرای آثار گذشتگان ، پرداخته بودند ؛ با این تفاوت که پایور با سلیقه خاص خود به تنظیم این آثار میپرداخت .

البته اجرای مونوفون آثار را نمیتوان یک ویژگی صرفا منفی دانست . این فرم از موسیقی نیز جایگاه خاص خود را دارد و البته سالها تفکر حاکم برموسیقی ایرانی نیز بوده است .

"چهره به چهره" از نخستین آثار این گروه بود . اجرای دستگاهی مانند نوا که سالها دست نخورده مانده بود ، از ابتکارات این گروه بود . حضور تفکر جوان و نو در گروه شیدا ، در سازبندی گروه نیزموثر افتاد و سبب شد تا سازهایی مانند دف و بمتار نسبت به قبل نقش پررنگ تری در اجراها داشته باشند .

با نزدیک شدن به انقلاب ، انگیزه های سیاسی نیز به تفکرات اعضای گروه شیدا افزوده شد .

حال شیدا ، وارد مرحله جدیدی از زندگی خود میشود . گروه های عارف وشیدا ،  آثار بی نظیری در چاوش خلق کردند .

 

چرا شیدا موفق بود

وجود تفکر جمعی حاکم بر گروه ، انگیزه های ارزشمند اعضای آن ، داشتن صداقت و شخصیت هنری ، منجر به این میشد که احساس کنیم موسیقی ایرانی ، میخواهد فریادی بزند نو . این دلائل سبب میشد تا هیچکسی از زیرزمین بدبو به عنوان محل تمرین ایراد نگیرد .

                                         

                                             (تابلوی گروه شیدا : اثر زیبای ایمان ملکی)

تابلویی زیبا از هنرمند نقاش ، ایمان ملکی

 

نقش گروه شیدا در چاوش :

چاوش 1 : به ياد عارف ... محمدرضا شجريان . محمدرضا لطفي . گروه شيدا
چاوش 2 : برادر بيقراره . آن زمان كه بنهادم سر به پاي آزادي ... شجريان . شهرام ناظري . لطفي . گروه شيدا
چاوش 3 : سواران دشت اميد . گروه شيدا به سرپرستي حسين عليزاده
چاوش 4 : مرا عاشق . شهرام ناظري . گروه شيدا و عارف .. آهنگسازان : محمدرضا لطفي و پرويز مشكاتيان
چاوش 5 : گروه شيدا و عارف . هنگامه اخوان .
چاوش 6 : سپيده . محمدرضا شجريان . محمدرضا لطفي و گروه شيدا
چاوش 7 : سالگرد انقلاب . شجريان . شهرام ناظري . گروه شيدا و عارف
چاوش 8 : كاروان شهيد . شهرام ناظري و سيما بينا . گروه شيدا به سرپرستي محمدرضا لطفي .
چاوش 9 : جان جان . محمدرضا شجريان . محمدرضا لطفي . گروه شيدا
چاوش 10 : به ياد طاهرزاده . گروه شيدا و عارف . محمد رضا لطفي . صديق تعريف


سپیده : شاهکاری از گروه شیدا

سپیده ، اولین کنسرت پس از انقلاب است که در آذرماه سال 1358 در دانشگاه ملی و تالار وحدت اجرا شد . استفاده از فرم مدرن تر آهنگسازی و تنظیم نسبت به آثار قبلی گروه شیدا ، کاملا مشهود است . این اثر ، با صدای شجریان ، مطمئنا از ماندگارترین آواهای این سرزمین خواهد بود (به نظر من سپیده از معدود آثار موسیقی ایرانی است که تمام وجود گروه را میتوان در آن حس کرد)

البته این اثر با خوانندگی شهرام ناظری ، نیز اجرا شده است . ایشان نیز انصافا خوب خوانده اند . به دلیل نوسانات و اشکالات ویدئوی این اثر ، مجبور به اپلود  فایل صوتی آن شدم .

 شهرام ناظری در کنسرت سپیده

                                دانلود کنید : ایران ای سرای امید . با صدای شهرام ناظری


آغاز انحطاط  گروه

با گذشت زمان و کم رنگ شدن انگیزه های انقلابی  و البته دلائل دیگر ، فعالیت گروه شیدا روز به روز کم تر شد . در سال 1362 آقای لطفی از ایران رفتند . دیگر از شیدایی که نه لطفی در آن وجود داشت و نه هوشنگ ابتهاج (سایه ای که برای گروه ارزشمند بود )، چه انتظاری میشد داشت . در نبود لطفی ، پشنگ کامکار ، به عنوان سرپرست گروه معرفی شد . در این مقطع ، از این گروه آثاری مانند فراق و گلگشت با صدای صدیق تعریف منتشر شد .

 

با شکل گیری گروه کامکارها و با توجه به اینکه ، پشنگ کامکار سرپرست گروه شیدا بود و همچنین تعدادی از افراد این خانواده ، در گروه شیدا بودند ، زمانی برای فعالیت خانواده کامکار در شیدا باقی نمی ماند و عملا گروه شیدا به حالت تعطیل درآمد .

با بازگشت لطفی به ایران در سال 1376 ، اعضای گروه مجالی برای دیدار دوباره می یابند . اما دیگر از آن احساسات صادقانه خبری نیست . نان و آب ، حرف اول را میزدند .

گروه شیدا در آن سال ، پس از سکوتی طولانی ، فعالیت خود را از سرمیگیرد . با این تفاوت که تعدادی از اعضای گروه عوض شده اند . گروه ، تعدادی کنسرت با عنوان یادواره نورعلی برومند اجرا کرد .

البته این اجراها دوامی نداشت . لطفی به آمریکا رفت و درخشانی به آلمان . گروه نیز تا بازگشت مجدد لطفی به ایران خاموش ماند . درچند ماه اخیر خبرهایی شنیده ایم که حکایت میکرد از تمرین های دوباره گروه شیدا .

آیا ممکن است گروهی مانند شیدای 1358 ببینیم ؟ با وجود اینکه همیشه آدم خوش بینی بوده ام ؛ اما بعید میدانم .

 

تور نوروزی استاد شجریان در استرالیا

محمدرضا شجریان به همراه گروهش در استرالیا به اجرای برنامه موسیقی می پردازد.

 

برنامه تور نوروزی استاد شجریان در استرالیامجید درخشانی ضمن بیان این مطلب گفت:کنسرت نوروزی  استاد محمدرضا شجریان از روز اول تا 12 فروردین ماه در استرالیا ، نیوزلند و سیدنی برگزار می شود.

این آهنگساز و نوازنده تار در ادامه به قسمت های مختلف این کنسرت نوروزی اشاره کرد وگفت:یک بخش از این کنسرت در دستگاه سه گاه و بخش دیگر، ترکیبی از قطعات جدید و قدیمی است .وی افزود:دربخش سه گاه، تصنیفی از مرتضی محجوبی و شیدا با پیش در آمد و چهار مضراب سعید فرج پوری و در بخش دوم نیز تصانیفی از محمدرضا شجریان ، درویش خان و همچنین یک قطعه قدیمی را با پیش در آمدی از ساخته های خودم اجرا می کنیم .

درخشانی همچنین درباره فعالیت های گروه موسیقی خورشید گفت:به اتفاق اعضای گروه موسیقی خورشید مشغول اجرا و ضبط  آثار حسین علیزاده در چهارگاه و بیات ترک هستیم وقرار است کنسرت آن دراردیبهشت و خردادماه سال آینده برگزار شود.لازم به ذکر است سعید فرج پوری کمانچه، همایون شجریان آواز و تنبک ،محمد فیروزی عود و مجید درخشانی نوازنده تار ، محمد رضا شجریان را در تور نوروزی  همراهی می کنند.      

                                             

منبع : مهر