الف / درباره ی استاد تاج اصفهانی ...

 

چندي پيش در وبلاگ دل آواز ، مطلبي خوانديد با عنوان "مراسم سالگرد استاد جلال تاج اصفهانی - گزارش اختصاصی" . در تكميل نوشته مذكور ، بر آن شديم تا از تاج بيشتر بنويسيم . كامل ترين زندگي نامه اي كه از تاج اصفهاني يافتيم ، آنچه بود كه در جلد اول كتاب "مردان موسيقي سنتي و نوين ايران" (كه بكوشش آقاي حبيب الله نصيري فر گردآوري شده) به قلم استاد شجريان نگارش شده است ؛ كه بدون تغيير ، تحريف و تلخيص (حتی با همان اشتباهات املایی) آنرا در وبلاگ قرار داديم.

 

در سال 1282 شمسی (طبق شناسنامه) خداوند به شیخ اسماعیل واعظ اصفهانی که به تاج الواعظین معروف بود فرزندی عطا کرد که نامش را جلال گذاشت . شیخ اسماعیل پدر جلال ، علاوه بر منبر گرم و گیرایی که داشت از حنجره ای داوودی و صدايی دلنشین نیز برخوردار بود و طبق مرسوم زمان بر اثر حشر و نشر با مردم اهل ذوق زمانش با گوشه ها و ردیف های آوازی ایران نیز آشنایی پیدا کرده بود . جلال فرزند شیخ اسماعیل هم ،صدا و حنجره را از پدرش به ارث برده بود واین موضوع را اهل خانواده همه می دانستند ولی چون جلال به احترام پدر هرگز جلوی او دهان باز نکرده بود ، پدر از صدای خوش فرزندش خبری نداشت . عاقبت زمان مدرسه رفتن جلال رسید . پدر او را به مدرسه "علیه" سپرد . این مدرسه در بازارچه رحیم خان نزدیک مسجد رحیم خان واقع بود و با منزلشان فاصله ي چنداني نداشت . در مدرسه به خاطر صوت خوشی که جلال داشت ، مکبری و موذنی و قرائت كلام الله مجيد را به او واگذار کرده بودند . یک روز عصر وقتی كه جلال 9 ساله از مدرسه برمی گشت ؛ با خود اندک اندک زمزمه میکرد و این زمزمه تا نزدیک در منزل ادامه داشت . غافل از اینکه پدر بر خلاف معمول ، امروز در منزل است و صدای او را شنیده . وقتی جلال پایش را از هشتی به داخل حیاط گذاشت ؛ پدرش او را صدا کرد : رنگ از رویاستاد تاج اصفهانی جلال پرید و به لکنت افتاد . در این هنگام پدر با چهره ای گشاده و ملاطفت آمیز به فرزند گفت : "جان پدر ! تو صدایت خوب است و قشنگ آواز می خوانی ، من صدایت را شنیدم ؛ حالا کمی برای من بخوان ". وقتی جلال با صدای لرزان اندکی براي پدرش خواند ، پدر دستی به سرش کشید و بوسه ای از مهر بر پیشانیش زد و گفت : "برای آواز خواندن تنها صدای خوب کافی نیست تو باید تعلیم هم ببینی ... ! ".

آن روز ها به جلال چون فرزند شیخ اسماعیل تاج الواعظین بود "تاج زاده" میگفتند . جلال تاج زاده از 9 سالگی تعلیم آواز را شروع کرد . ابتدا پیش پدرش با مقدمات و اصول ردیف ها آشنا شد و سپس پدر او را به مرحوم "آسید عبد الرحیم اصفهانی" استاد مسلم آواز آن زمان سپرد و تاج مدتی نزد این استاد گوشه ها را یاد گرفت . پس از مرحوم آسید عبدالرحیم پدر تاج برای این که او را با گوشه های سازی در ردیف ها آشنا کند ، تاج را به خدمت شادروان نایب اسداله ، نی زن معروف برد . تاج زمانی نسبتاً طولانی در خدمت نایب اسداله نکته ها و ظرایف آواز ایرانی را فرا گرفت . آخرین استادی که تاج بنا به توصیه ي پدر برای گوشه ها و ردیف ها به خدمتش رفت مرحوم شادروان میرزا حسین خان ساعت ساز معروف به "خضوعی"بود و تاج پس از اتمام فراگیری نزد این استاد ، دیگر در آواز سر آمد شده بود و اندک اندک در محافل می خواند و اینجا و آنجا همه از صوت خوش و تسلط او بر آواز سخن میگفتند . تاج در نوجوانی با مرحوم حسین خان اسماعیل زاده استاد معروف و مسلم کمانچه آشنا میشود و اولین باری که قرار بوده به همراه ساز حسین خان آواز بخواند ، حسین خان ساز را کوک میکند و هنوز جمله اول را نزده تاج با عجله درآمد آواز ميكند . مرحوم حسین خان اسماعیل زاده با لبخندی میگوید :"پسرم در خواندن اینقدر عجله نکن . صبر داشته باش تا من درآمد بکنم ، بعد کمی بیشتر صبر کن تا چهار مضرابی هم بزنم ، وقتی مجلس سر حال آمد و خودت هم کاملاً سر ذوق آمدی ، آنوقت شروع کن به خواندن . آن وقت هم با حوصله و طمانینه بخوان تا مردم فرصت شنیدن و لذت بردن از ریزه کاری های آوازت را داشته باشند".

تاج همیشه از آواز مرحوم آسید عبذالرحیم اصفهانی و مرحوم میرزا حسین ساعت ساز (خضوعي) با تجلیل و گرامیداشت فراوان یاد میکرد  و بخصوص می گفت : "صوت داود نبی در حنجره و صدای استادم مرحوم آسید رحیم تجلی میکرد و ممکن نیست کسی دیگر بتواند مانند او به این خوبی بخواند". جز این دو نفر تاج با سعه ي صدر و مناعتی که داشت  و اصولا هر خواننده يی را تشویق میکرد ، از خوانندگان هم زمانش نیز از جمله به این استادان ارادت داشت و از آنان و آوازشان به نیکی یاد میکرد . (این اسامی را تاج در گفتگویی که با من در اردیبهشت ماه 1358 داشت بر زبان آورد و من تا آنجا که حافظه ام یاری میکند به ذکر آنها میپردازم) :

آسید حسین طاهر زاده اصفهانی ، سید اسماعیل خان قراب ، قربان خان شاهی ، تجلی،حاج محمد علی ، حبیب شاطر حاجی ، شهاب (معروف به شهاب چشم دریده که شاگرد حبیب شاطر حاجی بود و گوشه ي شهابی در دستگاه بیات زند (بیات ترک) به او منسوب است) .

بی تردید بسیاری از استادان مسلم موسیقی و نوازندگان چیره دست سازهای ایرانی با شادروان تاج ساز نواخته اند ولی تا آنجا که حافظه ي من با استعانت از ذهنیات استاد حسن کسایی نوازنده چیره دست و نابغه ي نی یاری میکند ، نام این هنرمندان را میتوان در ردیف نام کسانی که با تاج همنوازی داشته اند ثبت کرد:

مرحوم نایب اسداله نی زن معروف (اين استاد در زماني كه تاج نزدش تلمذ ميكرده به عنوا آموزش همراه آواز تاج ني هم ميزده است ) ، مرحوم شکری ادیب السلطنه ( تار) ، مرحوم استاد ابوالحسن صبا (سه تار ، سنتور و ویولون) ، مرحوم مرتضی محجوبی (پیانو) ، مرحوم رضا محجوم (ویولون) ، مرحوم حسین یاحقی (ویولون ) ، مرحوم ارسلان خان درگاهی(تار و سه تار) ، مرحوم اکبر خان نوروزی(تار) ، مرحوم غلامرضا خان سارنگ(کمانچه ) ، مرحوم شعبان خان اصفهانی(کمانچه) ، مرحوم علی اکبر خان شهنازی (تار) ، مرحوم حسین خان شهناز(تار) ، استاد حسن کسایی (خداوندگار نی و جانشین به حق نایب اسداله) استاد جلیل شهناز(نوازنده چيره دست تار) ، استاد علی تجویدی و ...

تاج بر خلاف اینکه استادان انگشت شماری داشت ؛ شاگردانش فراوان بودند . او در تعلیم با لطف پدرانه ای که داشت با اصرار هر کسی را که حتی دو دانگ صدايي داشت ، تشویق به خواندن میکرد . و اغلب خودش هم محض ترغیب شاگردان جوان و تازه کار بی هیچ ناز و افاده ای چند بیتی مناسب زمزمه میکرد . تاج با خضوع و خشوع فراوان تعلیم میداد و با روحیه ای که داشت اکثراً از شاگردانش به عنوان شاگرد نام نمی برد و ار آنها به نام دوست و رفیق یاد میکرد . شاگردان تاج فراوانند و من بیشتر آنها را ندیده و نمی شناسم ، ولی در آن میان فقط با دو نفر آنها آشنایی پیدا کرده ام ، یکی آقای مرتضی شریف (قاضی دادگستری)از شاگردان قدیمی تاج که شیوه ي تاج را خوب دریافت کرده و به کار میگیرد ، حنجرهء توانایی دارد و پخته می خواند و شعر را به جا به کار آواز می گیرد . یکی هم که بیش از همه و تا آخرین روزهای زندگی ، با تاج و در خدمت او بود ، آقای اصغر شاهزیدی خواننده جوان اصفهان است که خود به تعلیم آواز هنر جویان مشغول است و در یکی از آزمون های باربد نیز رتبه اول شده است . عده ي زیادی هم غیر مستقیم شاگرد تاج بودند ، این عده از راه صفحات و نوار های تاج با سبک آواز او آشنا و روش او را در آواز تعقيب كرده اند که از اين میان میتوان به خواننده خوش صدای معاصر ، آقای حسین خواجه امیری (معروف به ایرج) اشاره کرد . خود من (محمد رضا شجریان) نیز مقداری روش جمله بندی و ترکیب بندی در تحریر را از سبک آواز خوانی تاج به کار گرفته ام . بارها و بار ها در محضرش بوده ام . هم از آوازش و هم از ارشادهايش فیض فراوان برده ام .

آخرین باری که در محضر این هنرمند بزرگوار بودم ، چهاردهم آبان 1360 درست یک ماه قبل از درگذشتش بود . درآن روز ايشان به اتفاق استاد حسن کسایی و آقای محمد موسوی (نوازنده نی و شاگرد استاد کسایی) ، آقای پرویز مشکاتیان (نوازنده سنتور) ، آقای ناصر فرهنگ مهر ، آقای منوچهر غیوری (شاگرد وفادار استاد کسایی ) ، شاطر رمضان و چند تن دیگر از هنر دوستان تهرانی و اصفهانی کلبه محقر مرا به قدوم شریف خود آراسته بودند . در آن روز استاد کسایی برای شادروان تاج که خیلی افسرده به نظر می رسید با نی ، دشتی در آمد کرد و تاج با غزلی از سعدی به این مطلع:

تاجم نمی فرستی تیغم به سر مزن         مرهم نمی گذاری زخمم دگر مزن

آوازی با نهایت قدرت و تاثیر خواند که در حقیقت عقده گشایی دل آزردگی هایش بود . پس از فرود آواز ایشان تکلیف کردند که چیزی بخوانم ، من هم اطاعت امر استاد کرده چند بیتی خواندم که طبق معمول مورد ستایش و لطف پدرانه ایشان قرار گرفتم . شادروان تاج مردی بود سلیم النفس و با مناعت طبع ، هرگز در طول مدت زندگی اش به خاطر مال دنیا و مسائل مادی به کسی کرنش نکرد و به این خاطر مدح کسی را نگفت . و از همه تعریف و تمجید میکرد و همه را با نام خیر یاد میکرد ، شاید کسی به خاطر نداشته باشد که او حتی یک بار از کسی گلایه يي بکند و یا از کسی بد بگوید . او حتی اگر از کسی رنجشی میدید و خاطرش آزرده میشد ، این رنج و آزردگی را با سکوت بزرگوارانه ای تحمل میکرد. تاج از استادانش با احترام فراوانی یاد میکرد . با دوستانش با مهربانی و عطوفت رفتار میکرد و حتی تا آخرین روز های عمرش به اغلب دوستانش سرکشی و احوال پرسی میکرد . او با شاگردانش نیز عطوف و مهربان بود و مانند پدری خود را موظف به غمخواری آنان می دانست . شادروان تاج در زندگی یک همسر اختیار کرد و همیشه از او به عنوان یک کدبانو ی خانه دار مهربان و دلسوز که موجب و موجد گرمی کانون خانوادگی اوست نام می برد . خداوند به تاج از این همسر شش فرزند عطا کرد ؛ چهار دختر به نام های :تاجی ، پروین ، هما ، پروانه و دو پسر به نام های :همایون و جمشید .

 

ب / داستان آتش دل ...

 

« آتش دل را بار‌ها شنيده‌ايد . بي‌گمان از  ماندگارترين تصانيف تاريخ موسيقي ماست .

خانم پروين ، خانم سيما بينا و آقايان عليرضا افتخاري ،‌ مصطفي محبي زاده، اصغر شاهزيدي و خوانندگان ديگري نيز خوانده اند . انصافا همگي هم ، زيبا اجرا كرده اند . اما وقتي آن‌را با صداي آسماني تاج مي‌شنوم دگرگون مي‌شوم . پيوند شعر با ملودي تصنيف ، به حق زيباست . آهنگساز این تصنیف زنده ياد عبدالحسين برازنده و شعرش از سروده هاي ناب استاد حسن صدر سالك است .

امروز نيز براي گراميداشت اين استاد گرانقدرمان ، «آتش دل» را مي‌بينيم و مي‌شنويم .

تصوير ، گوياي همه چيز هست. چه نوازندگانش و چه مكانش. كيفيت خوب تصوير در اين فايل ، باعث مي‌شود تا شما بيشتر از اين تصنيف لذت ببريد .

 

                          دانلود كنيد : کلیپ تصویری آتش دل

  

       آواز تاج .. تار شهناز .. ني كسايي .. تنبك افتتاح