مجموعه ی طنز جدید باغ مظفر ، به کارگردانی ، بازیگری ، و خوانندگی ! مهران مدیری چند شبی استمهران مدیری که ساعت 19:45 از شبکه سوم سیما پخش می شود . در تیتراژ ابتدایی این سریال ، آقای مهران مدیری ، تصنیف قدیمی " زمن نگارم ... " را با تنظیم جدید خوانده اند . من تا قبل از دیدن این سریال فکر می کردم شیرین کاری ایشان فقط در همین حد است ! اما بعد که سریال را دیدم ، متوجه شدم در کمال تاسف ملودی این تصنیف حتی برای موزیک متن این مجموعه طنز نیز انتخاب شده است ، و مثلا وقتی یک نفر محکم با سر به تیر برق می خورد ، یا پارچ آب از دست یک نفر می افتد ، یا وقتی که نازی به مظفر زرگنده نگاه می کند ، ملودی " زمن نگارم ... " پخش می شود !

در همین راستا ، چند نکته را قابل ذکر دیدم که قبل از بیان نکات ، چند توضیح را لازم می دانم . توضیحات ( واضحات ! ) را می خوانیم و سپس نکات را مطرح می کنم .

توضیحات : ( پیش مطالعه ! )

1) تصنیف " زمن نگارم ... " یک تصنیف قدیمی است . تصنیف قدیمی که آهنگساز آن غلامحسین درویش، معروف به درویش خان( نابغه ی موسیقی ایران ، مبتکر فرم هایی چون پیش درآمد ، چهار مضراب ، رنگ و ... ) است و شعر آن را ملک الشعرای بهار ( سراینده ترانه معروف مرغ سحر ، قصیده دماوندیه ، لزانیه ، و ... ) سروده است . این تصنیف در اواخر دوران قاجار ساخته و پرداخته شده است .

2) یکی از بازخوانی های موفق این تصنیف توسط استاد محمد رضا شجریان ، در آلبوم " آهنگ وفا " خوانده شده است . معمولاً شنوندگان حرفه ای موسیقی ایرانی این تصنیف را با این اجرا و این لحن شنیده و می شناسند . آهنگ وفا را نوازندگان گروه آوا ،شامل محمدفیروزی ، سعید فرجپوری ، بهزاد فروهری ، بهروز همتی ، جواد بطحائی و همایون شجریان به سرپرستی محمد فیروزی تنظیم کرده و نوازندگی کرده اند . اما ، حقیقت این است که این تصنیف مال کسی نیست !!! یعنی صاحب آن استاد شجریان یا هیچ کس دیگری نیست ! بلکه یک تصنیف قدیمی است که متعلق به حافظه موسیقایی همه ایرانیان است . این به خصوص به خاطر  رفع حساسیت دوستان و رفع شائبه ی هواداری یک فرد خاص توسط نگارنده ، ضروری به نظر می رسید .

دانلود کنید :" ز من نگارم " با صدای استاد شجریان - آلبوم آهنگ وفا

و اما نکات قابل طرح :

1) عوض کردن فضای روحی تصنیف ، یا جایگزینی بار سیاسی تصنیف با فضای رمانتیک و عشقی !

همانطور که گفتم ، شعر تصنیف را بهار و در اواخر قاجاریه سروده است . چند بیت آخر این تصنیف در اجرای آقای مدیری حذف شده است . این چند بیت را با هم می خوانیم :

همه سیاهی عزیزم همه تباهی
مـگر شـب مـا حـبیبم سحر ندارد

بـهار مضطر عزیز من آخ منال دیگر
کـه آه و زاری عــزیـــزم اثــر نـــدارد

جــز انـتـظار و عـزیزم جز استقامت
وطـن عـــلاج حـبـیـبم دگــر نــــدارد

شما قضاوت کنید . این یک شعر عاشقانه است ؟؟؟ دوستان همه ادیب هستند و می دانند که بهار مضطر اشاره به خود شاعر یعنی ملک الشعرای بهار است که  دچار  درماندگی  و  اضطرار شده است  .  " همه سیاهی ، همه تباهی " عاشقانه است ؟؟؟؟ رمانتیک است ؟؟؟ اینکه وطن جز انتظار و استقامت راه دیگری و علاج دیگری ندارد ، طنزآلود و مفرح است ؟؟؟ فضایی که تیتراژ القا می کند و باید هم بکند چون سریالی طنز است ، یک فضای با نشاط و مفرح و شادی است . این تصنیف کجا حامل این پیام بوده است ؟؟؟ البته که چرا ، بعد از جراحی و حذف و اضافات و اینکه فقط چهار بیت اول تصنیف را بشنویم ، می توان برداشتی عاشقانه از آن داشت .

در اینجا سوال هایی مطرح می شود . آقای مدیری به اجازه چه کسی این تصنیف را که متعلق به بخشی از تاریخ موسیقی ایران است دستکاری کرده اند و به طور مثله شده و تکه پاره ، و با تغییر صد در صد در فضا و روح تصنیف ،  به خورد ملت می دهند ؟ همه به خوبی می دانیم که سریال های آقای مدیری در میان جوانان نفوذ زیادی دارد و همه تکیه کلام ها و ملودی های آن ورد زبان مردم می شود . آیا این درست است که این تصنیف به این شکل ناقص ورد و جعل شده ورد زبان ایرانیان شود ؟ درست است که جوانان این تصنیف را به شکلی نصفه نیمه و با مضمونی کاملا متفاوت یاد بگیرند ؟ همه می دانیم که تیتراژ این سریال را از ده روز دیگر تقریبا همه از حفظ می کنند .

شاید شما بگویید که خوب در تلویزیون ، مدیری نمی توانسته است آن بیت های حذف شده را بخواند . این عذر بدتر از گناه است . چیزی که اهمیت دارد این است که آیا خود مهران مدیری این تصنیف را برای تیتراژش انتخاب کرده است ؟ یا مسئولان شبکه از او خواسته اند . اگر خود او این تصنیف را انتخاب کرده باشد که اصولا روشن تر از آفتاب است در هنگام انتخاب این تصنیف می دانسته است که صد در صد باید تصنیف  را از وسط نصف کند !!! اینجاست که ما می توانیم شک کنیم که ایشان می خواسته اند از سه چهار بیت عاشقانه اولی ، به نفع کل کار استفاده کنند ، ولو اگر تصنیف نصف شود !!! بهترین مدعای این امر هم ، این است که در لحظات خاصی از سریال به عنوان موزیک متن نیز از این ملودی استفاده می شود . چه ربطی دارد خدا می داند !

شاید شما بگویید که این تصنیف چون مربوط به زمان قاجار است مناسب سریالی با محوریت شازده های قجری چون مظفر زرگنده است . در اینجا باید گفت اولا در هیچ کجای تیتراژ ابتدایی و پایانی به مخاطب این آگاهی داده نمی شود که این تصنیف مربوط به عهد قاجار است تا مخاطب احساس نوستالژی و لذت تاریخی کند و این را فقط من و شمایی که شنونده حرفه ای موسیقی ایرانی هستیم می دانیم . و دیگر اینکه مگر همین یک تصنیف مربوط به دوران قاجار است ؟ کلی تصنیف واقعا عاشقانه از همین دوران به جا مانده است که می شد انتخاب کرد .

به هر حال این تصنیف ، بار سیاسی محض دارد و استاد شجریان نیز برای اینکه در آلبوم آهنگ وفا با مشکل مجوز و غیره برای خواندن این تصنیف روبرو نشوند ، مجبور شدند در جلد آلبوم یک جمله کوتاه ذکر کنند که این تصنیف مربوط به الان نیست و مربوط به دوران قاجار است . تصویر داخلی جلد آلبوم آهنگ وفا را در زیر برایتان به نمایش گذاشته ام . به هر حال یا کسی دست به چیزی نمی زند یا تلاشش را می کند که آثار ملی اش تکه پاره نشوند . آیا سود اندیشی این نتیجه را می دهد ؟ عکس را ببینید :

تصویر جلد آلبوم آهنگ وفا - استاد محمدرضا شجریان و گروه آوا 

2) نحوه خواندن تصنیف :

سوال من این است . چرا در میهن عزیزمان ایران ، هر کسی که در یک  رشته ای سرشناس و متخصص شد ، خود را محق می داند که در همه رشته های دیگر نیز وارد شود ؟ و اعتماد به نفسش به طور کاذبی بالا می رود ؟ چرا اگر مردم از یک شخص در یک زمینه خاص استقبال کردند او سریعا خود را گم کرده و می اندیشد که در همه زمینه ها از همین استعداد و توانایی برخوردار است ؟

چرا آقای مدیری که در زمره معدود طنزپردازان پرطرفدار ایران هستند ... و کارگردان کارآشنایی هستند ... و بازیگر خوب و مسلطی هستند ... فکر می کنند که خواننده خوبی هم هستند ؟ آن هم خواننده سنتی ! که می توانند به راحتی یک تصنیف ماهور را بخوانند و به پرده دلکش هم بروند و به ماهور فرود بیایند و آب هم از آب تکان نخورد ؟؟؟ البته ایشان قبلاً خوانندگی پاپ را تجربه کرده بودند و نمی دانم با استقبال مواجه شده بود یا نه ... گویا شده بود . در سریال شب های برره نیز تیتراژ را خواندند . و این بار با اعتماد به نفس بسیار زیاد تصنیف را هم خودشان خوانده اند و از " امان از این عشق ... " تغییر مایه را هم به شکلی خنده دار اجرا می کنند !!! صدای ایشان کاملا رها و آزاد است و صاحب صدا کنترل آنچنانی بر صدای خود ندارد . طبیعی هم هست ، چون ایشان خواننده نیستند . به هر تقدیر در مورد بعد فنی اجرای ایشان مطمئن هستم که دوستان اهل موسیقی به زودی نظرات خودشان را اعلام می کنند و فکر نمی کنم صاحب گوش آشنا با موسیقی ای باشد که بتواند جلوی لبخند خود را بگیرد .

سوال من ساده و روشن است ... چرا این تیتراژ را نباید یک خواننده کار بلد و به اصطلاح این کاره بخواند ؟ چه لزومی دارد خود جناب مدیری تیتراژ را هم بخوانند ؟ ما که سرقفلی سریال های 90 شبی را به نام ایشان زده ایم ... و همه از جمله خود من کل کار را فقط با اسم مدیری می شناسیم . دیگر چرا خواننده تیتراژ هم باید خودشان باشند ؟ ما حق نداریم شک کنیم که اندیشه های غیرمعنوی و با محوریت مسائل اقتصادی است که باعث می شود کسی به این سادگی ، با حافظه موسیقایی ما بازی کند  ؟

3) حکایت کهنه ی بازخوانی :

ونکته مهم تر اینکه صاحب این آثار که اکنون در خاک خفته اند و در میان ما نیستند ، اگر بودند ، چگونه با آنها تعامل می کردیم ؟ بالاخره حق و حقوق خودشان را می خواستند ... بگذارید برخی مسائل را مطرح نکنم ... ولی وقتی کسی می خواهد چنین کاری کند و چنین تصنیفی بخواند باید لختی به رفتگان بیندیشد ... بیندیشد که آن آهنگساز ، آن شاعر ، آن نوازنده ... با چه قصد و غرضی این گوهر را ساخت و پرداخت ... و آیا من که در اوج قله های شهرت هستم حق دارم به سادگی به نتیجه ی کار آنها دست ببرم ؟


و در پایان  ، وصف حال :

دیگر جا نیست
قلبت پر از اندوه است
خدایانِ همه ی آسمان هایت ...... بر خاک افتاده اند.

چون کودکی
بی پناه و تنها مانده ای
از وحشت می خندی
و غروری کودن ، از گریستن پرهیزت می دهد ...

( شعر از احمد شاملو )