شجریان هم زیر زمینی شد
مفاهیمی چون هنر متعهد و هنرمند متعهد, در مقابل مفاهیمی مانند هنر غیرمتعهد, تازه نیستند و بحث بر سر چیستی هر کدام از این مفاهیم و نیز ارزشمندی یا بی ارزشی هر کدام از آن ها از قدیم جریان داشته است.
گروهی, هوادار این ایده بوده اند و هستند که هنرمند باید متعهد باشد و گذشته از تاثیرات ناخودآگاه, باید بکوشد که به طور خودآگاه و عمدی نیز از جامعه, مردم و محیط اطراف خود و عقاید سیاسی, مذهبی و اجتماعی اش تاثیر بگیرد و این تاثیر را در آثار هنری خود منعکس نماید و در تبلیغ و ترویج آن ها بکوشد.
گروهی دیگر در مقابل, ترویج گر ایده ای مخالف ایده ی قبلی بوده اند و هستند و این گونه بیان می کنند که هنر مقوله ای است که باید دور از آلودگی به سیاست و ایده های عملگرایانه نگاه داشته شود و صرفا به خلق زیبایی برگرفته از امیال, تخیلات و ادراکات انسان بپردازد. این گروه به شدت مخالف این هستند که هنرمندان له یا علیه ایده های سیاسی و اجتماعی در آثار خود فعالیت کنند.
طرفدار هر کدام از ایده های مطرح شده که باشیم, نکته ی جالب توجه اینجاست که در حوادث قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران, هنرمندان (به خصوص در عرصه موسیقی که مورد بحث من است) وارد عرصه سیاسی و اجتماعی شدند و در اولین مراحل اقدام به علنی کردن موضع خود در طرفداری از کاندیداها, و سپس حتی ضبط و ترویج آثار موسیقایی با مفاهیمی سیاسی له یا علیه کاندیداها پرداختند. به عنوان مثال آقای علیرضا افتخاری در اولین روزها در حمایت از دکتر احمدی نژاد صحبت کرد و سپس در یکی از کمپین ها (پویش) تبلیغاتی ایشان حضور یافت و تبلیغات این حضور به طور گسترده ای انجام شد. این گونه واکنش ها محدود به چهره های شناخته شده نبود. جستجوی اندکی در YouTube.com به خوبی نشان می دهد که ده ها و صدها جوان ناشناخته و گروه های خودجوش اقدام به انتشار آثارشان با مضامین سیاسی کردند. هنرمندان در هر دو عرصه سنتی و پاپ حضور داشتند و مثلا محمد اصفهانی اخیرا موضع گیری های علنی انجام داده بود.
در این میان, چهره های بسیار سرشناس و کلیدی چون محمدرضا شجریان نیز ساکت نماندند و اقدام به فعالیت کردند. این شاید برای اولین بار بود که شجریان (با بلندی جایگاهی که برای او متصور هستیم و هستند و گونه ای یگانگی و یکتایی که در آواز ایران در مقام استادی فراهم آورده است و گروه زیادی از ما او را اینگونه می شناسیم) نیز وارد این عرصه شد. اما جالب ترین وجه این فعالیت ها این بود که شجریان شاید بعد از مدت ها (و تا به این حد رسمی) وارد فعالیت زیر زمینی شد و تصنیف "زبان آتش" که میان مخاطبان به "تفنگت را زمین بگذار" شناخته شد را به صورت غیررسمی و اینترنتی منتشر شد و به طور غیرعلنی (در لفافه) رضایت خود را از انتشار اینترنتی آن و دست به دست شدنش ابراز داشت. جالب تر این که این تصنیف با کیفیت بسیار خوب و ارکستراسیون هنرمندانه و جدی تنظیم و منتشر شده بود. بعدها گفته شد که آقای مجید درخشانی این اثر را برای ارکستر سمفونیک نوشته و تنظیم کردند و در استودیو ضبط کرده, استاد شجریان آن را خواندند و به صورت اینترنتی منتشر کردند. همچنین در تور اروپایی استاد شجریان, رسم مالوف "مرغ سحر" خوانی در آخر اجرا را تغییر داد و "رزم مشترک" استاد مرحوم مشکاتیان را خواند. "فعالیت زیرزمینی" در عرصه ی موسیقی گونه ای از انتشار موسیقی است که به دلیل محدودیت ها در انتشار رسمی آن, از طریق اینترنت و یا تکثیر سی دی توسط دوستان و به صورت دست به دست منتشر می شود.
هدف من از نوشتن این یادداشت گرفتن نتیجه ای خاص نیست و نخواستم که عقیده ی خود را مطرح کنم. هدفم پرسش از شماست. شما در مورد این درگیر شدن هنرمندان در عرصه های سیاسی چه فکر می کنید؟ اصولا طرفدار کدام یک از ایده هایی هستید که در ابتدای یادداشت مطرح کردم؟ و مهمتر از اینها فکر می کنید این گونه فعالیت ها تا چه حد تاثیرگذار است؟ به دیگر بیان, فلان هنرمند خاص تا چه می تواند عقیده و آرمان خود را ترویج کند و این ترویج تا چه حد تاثیرگذار خواهد بود؟ آیا به صرفه است؟
مشتاق خواندن نظرات شما هستم
پی نوشت:
همه نظرات چنانچه عاری از ادبیات زننده و افترا به افراد باشند منتشر خواهند شد. با این وجود, چنانچه نظرات اینگونه باشند و یا دور از موضوع بحث صرفا برای بحث شخصی به کار روند, ناگزیر از کنترل کردن این قسمت خواهیم بود
من هیچگونه ادعایی در مطالعه علمی جامعه شناسی, هنر, و موسیقی ندارم. بنا بر این در مورد تعاریف علمی هنر, تعهد, و نظایر این ها خرده نگیرید. آنچه خواندهام, شنیدهام, و فهمیدهام, در میان گذاشته ام.