بعد از مدت ها، امروز دقایقی فرصت پیدا کردم تا سری به وبلاگ بزنم، که ناگهان با پیام های تبریک مواجه شدم! خدایا! چه تبریکی؟ داستان چیست؟ ماجرا چیست؟ کدام نظرسنجی؟

وظیفه ی خود می دانم که از همه ی شما دوستانی که در نظرسنجی انتخاب برترین وبلاگهابه وبلاگ دل آواز رای داده اید سپاسگزاری کنم. گرچه زبان من کوتاه است و جایگاه یاری و همدلی شما دوستان بلند، و زبان قاصر من توان عرضه ی سپاسی به بلندای نیکی شما را ندارد.

به حق گفته اند که هر انسان دو گونه دوست دارد، دوستانی که می شناسند و دوستانی که نمی شناسند، و باز به حق گفته اند که این دوستان نادیده و ناشناخته، دوستانی واقعی تر و همراه تر هستند. از همین جا به همه ی شما دوستان نادیده و ناشناخته می گویم: صدای دوستی تان را شنیدم، در حافظه ی قلبم سپردم، و ممنونم.

گر چه این آرزو را پیشتر نیز چندباری بر زبان آورده بودم، اما چه کنم که آرزویم است و دوباره هم می گویم که: امیدوارم به زودی زود (خیلی زود! شاید همین چند روز) وبلاگ را به روز کنم. امیدوارم ... هنوز ناامید نشده ام که بخواهم دست بکشم.

پس نوشت:
به دوست خوبم سهندسلطاندوست در وبلاگ همایون شجریان نیز تبریک می گویم. جوان است و تازه نفس ... و از کهولت ما راحت سبقت می گیرد...