جلوه اي كرد رخت ديد ملك عشق نداشت
عين آتش شد ازين غيرت و بر آدم زد

عقل مي خواست كزان شعله چراغ افروزد
برق غيرت بدرخشيد و جهان بر هم زد

مدعي خواست كه آيد به تماشاگه راز
دست غيب آمد و بر سينه نامحرم زد

ديگران قرعه قسمت همه بر عيش زدند
دل غمديده ما بود كه هم بر غم زد

جان علوي هوس چاه زنخدان تو داشت
دست در حلقه آن زلف خم اندر خم زد

حافظ آن روز طرب نامه عشق تو نوشت
كه قلم بر سر اسباب دل خرم زد

حافظ


اين غزل يكي از زيباترين غزل هاي خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازي است كه مخصوصا بيت اول آن در ميان مردم شهرتي دارد .


اين غزل زيبا را استاد محمدرضا شجريان ، به همراهي پنجه نوازشگر استاد محمدرضا لطفي ( تار ) و استاد ناصر فرهنگفر ( تنبك ) در سال 1354 اجرا كردند و هم اكنون در آلبومي به نام راست پنجگاه در دسترس است . در اين آلبوم ، اين غزل هم به شكل آواز و هم به شكل تصنيف ارائه شده است كه البته در آواز ابيات بيشتري خوانده مي شوند و در تصنيف فقط سه بيت از اين غزل خوانده مي شود .


راست پنجگاه اثري زيبا و هنرمندانه است كه شنيدن آن را به همه كساني كه مرغ دلشان احساس مرغ در قفس را دارد توصيه مي كنم ... چرا كه روح را نوازش مي كند و ذهن را به آرامش دعوت مي نمايد

.
اگر به ستون سمت چپ وبلاگ نگاهي بيندازيد در بخش دانلود ها تصنيف اين غزل را مي توانيد دانلود كنيد و در بخش آواي دوست نيز كه به تازگي اضافه شده است مي توانيد هم اكنون اين تصنيف را بشنويد ...

يك نكته بيش نيست غم عشق و وين عجب / كز هر زبان كه مي شنوم نامكرر است

نمي شود كتمان كرد كه گاهي بازي هاي اين سقف بلند ساده ي بسيار نقش روح انسان اهل دل را مي آزارد . زين پس گاهگاهي براي اينكه خستگي هايمان در شوند مطالبي تحت نام دمي با حافظ و آواز يا مثلا شاعر و آواز به سبك و سياق آنچه امروز مي بينيد مي نويسم . فكر كنم بد نباشد اگر گاهي متن غزل يا به هر حال شعر را ببينيم و آدرسي از اجراي استاد شجريان از آن شعر داشته باشيم . به هر حال داروي روح است ...

تا نظر شما چه باشد ... /