دوشنبه، بیستم و سوم آوریل، آخرین جلسه نخستین مرحله کارگاه استاد محمدرضا شجریان آغاز می شود. او بعد از برگزاری کنسرت هایی در اروپا وقتی به ایران بازگشت با گوش دادن مجدد آواز هنرجویان کارگاه از روی فیلم های گرفته شده تعدادی از آنها را برای دوره بعد و آموزش تخصصی انتخاب می کند. به بهانه برگزاری کارگاه از او خواستيم تا با ما مصاحبه ای داشته باشد و به پرسش های شما هم پاسخ بدهد. گفت و گو زیر را آزاده نوری انجام داده است.

قسمت اول این پرسش و پاسخ:

چه انگيزه ای باعث شد که شما کارگاه تخصصی آواز برگزار کنيد؟

اول قرار نبود که کارگاه اينقدر ابعاد گسترده ای داشته باشد. اول قرار بود که درحد يک جلسه پرسش و پاسخ باشد، اما برای همان جلسه هم بايد کسانی انتخاب می شدند که از قبيله آواز باشند، وقتی استقبال جوانان را ديديم و گزينش اينقدر طولانی شد تصميم گرفتيم که آن را مفصل تر برگزار کنيم. اين بود که کشيده شديم به سمت شنيدن صداها و انتخاب تعدادی از بهترين های آنها که درحد توان و انرژی ام به آنها آموزش هايی بدهم و کمکشان کنم.

می توان اميدوار بود که موجی در آواز ايرانی به وجود آيد؟

بايد ديد که چه پيش می آيد اما من فکر می کنم که اين جلسات مفيد فايده باشد. هر کدام از اين جوان هايی که انتخاب می شوند، يک نوع آموزش و توجه خاص نياز دارند و بايد ديد که ما تا چه انداره می توانيم پيش برويم.

آيا هيچکدام از شاگردان شما و يا شخص ديگری در آواز به جايگاهی رسيده است که بعد از شما بتواند پرچم دار آواز ايرانی شود؟

هم شاگردان من هستند و هم ديگران که استعداد های خوبی در آنها هست. من اصلا نا اميد نيستم و خوش بينانه به آينده نگاه می کنم.

 گوش دادن به صدای خودتان بهترين کمک است بايد گوش را تربيت بدهيد که درست بشنود
 

برای کسانی که دسترسی به کلاس و يا استادی ندارند چه پيشنهادی داريد؟

بايد ببينند صدايشان به کدام خواننده نزديک است، آلبوم های او را بگيرند گوش بدهند و تمرين کنند. يعنی به صورت جزء به جزء آن را تمرين کنند. مثلا بيت بيت اشعار او را بخوانند مثلا بيست بار پشت سر هم بخوانند و صدايشان را صبط کنند بعد گوش بدهند و ببينند که کجای آوازشان به اصل صدا نزديک است و کدام نيست. گوش دادن به صدای خودتان بهترين کمک است بايد گوش را تربيت بدهيد که درست بشنود. اولين مرحله يادگيری آواز تقليد است. اولين قدم اين است که از خواننده ای که صدايش نزديک به آنهاست تقليد کنند.

خيلی از علاقمندان شما پرسيده اند که چرا رديف موسيقی آقای دوامی را که سال ها پيش ضبط کرده بوديد، منتشر نمی کنيد و يا چرا رديف آوازی را دوباره اجرا نمی کنيد؟

رديف آوازی او در اختيار من نيست من تصانيف ايشان را ضبط کرده ام رديف آوازی او در اختيار وزارت فرهنگ وقت بود که قاعدتا بايد در حال حاضر دست وزارت ارشاد باشد. البته يادم می آيد شور ايشان با تار آقای لطفی منتشر شده است. اما از بقيه آن خبر ندارم. بايد توضيحی بدهم. رديف چيزی جز يک فرمول نيست. خواننده بايد آن را بداند و ياد بگيرد اما بعد از آن بايد سعی کند که خودش خلق کند. پس در چارچوب رديف ماندن هم درست نيست. مهم اين است که چگونه آواز بخوانند و اين رديف آواز را چطور ارائه کنند. مشکل ما هم در اين کارگاه همين است بيشتر آنها کلاس رفته اند و رديف را می دانند اما نمی توانند آن را اجرا کنند.

شجریان همراه با حسين عليزاده

آيا امکان همکاری دوباره شما با کيهان کلهر و حسين عليزاده خواهد بود؟

بله چرا که نه.

چرا اين همکاری قطع شد؟

برای اينکه تنوع و تازگی در کارها به وجود آيد. نبايد کار را تا جايی ادامه می داديم که به تگرار می رسيد. آنها دوست داشتند با کسان ديگری کار کنند من هم دوست داشتم با کسان يگری کار کنم.

درباره برنامه هايی که می خواهيد با حضور مجيد درخشانی، سعيد فرج پوری و محمد فيروزی آغاز کنيد و فصل تازه ای در کار شما به حساب می آيد توضيح بدهيد.

اين تجربه جديدی نيست. ما هفت هشت سال پيش هم با هم کار می کرديم و حالا دوباره همان خط مشی را ادامه می دهيم با آهنگ های جديد. که تعدادی هم از آهنگ هايی که در اين سال ها ساختم می خواهم استفاده کنم و آنها را بخوانم.

چرا ديگر به سبک گلها و خوانندگان قديمی کار نمی کنيد؟

تصانيف امروز ما، آنقدر هم از آن فضا دور نيست. فقط دکلمه شعر و کسی که شعر ها را دکلمه کند ندارد.

فکر می کنيد که سازهای ايرانی با توجه به ساختمان آنها نياز به تغيير و تحول دارند؟

من فکر می کنم سازهای ما برای اجرای موسيقی ايرانی خوب است. اما برای ارکستر های بزرگ سازهای کشش و صداهای بم کم داريم که در حال حاضر بسياری به دنبال ابداع اين سازها هستند.

چرا در ترکيب گروه شما ديگر از نی و سنتور خبری نيست و به اجرا با تار و کمانچه اکتفا کرديد؟

قاعدتا بايد يک ساز کششی را کنار يک ساز مضرابی قرار داد. مثلا نی با سنتور، نی با سنتور، کمانچه با سنتور اما در سال های اخير ما از تار و کمانچه استفاده کرديم.

دليل خاصی دارد که از نی يا سنتور استفاده نمی کنيد؟

پيش نيامده. از طرفی نوازنده نی يا سنتوری که بتواند هم کار گروه نوازی خوبی انجام دهد و هم جواب ساز را به خوبی بدهد، بايد پيدا کنيم. هستند نوازندگان خوب اما فعلا چنين نوازنده ای در ترکيب نداشتيم. ممکن است بعد ها از آن استفاده کنيم.

چرا از ارکسترهای بزرگ استفاده نمی کنيد؟

 ايرانی ها به ارکستر های بزرگ و مفصل علاقه دارند. اين برای ايرانی ها جالب است چون در موسيقی سنتی ايران وجود نداشته و همه موسيقی ايرانی تک صدايی بوده است.
 

ايرانی ها به ارکستر های بزرگ و مفصل علاقه دارند. اين برای ايرانی ها جالب است چون در موسيقی سنتی ايران وجود نداشته و همه موسيقی ايرانی تک صدايی بوده است. اما وقتی ما می خواهيم در خارج از ايران برنامه ای اجرا کنيم و مخاطبان غير ايرانی هم داريم بايد به ذائقه آنها هم توجه کنيم. پنجاه درصد بينندگان کنسرت های من خارجی ها هستند و برای خارجی ها ارکستر بردن معنا ندارد. چون آنها ارکسترهای بزرگ، پر تکنيک و مجهزی دارند که بسيار قوی هستند و ما چيزی برای گفتن در مقابل آنها نداريم.

ما هنوز چنين ارکستری را نداريم. اما چيزی که برای خارجی ها جالب است و در موسيقی خودشان ندارند، سئوال و جواب کردن دو نوازنده و بداهه خوانی است. به نظر من بهترين ترکيب برای خارجی ها همين ترکيب چهار نفره است. نه پنج نفره و نه کمتر فقط ترکيب چهار نفره. دو نوازنده قدر که بتوانند با هم سئوال و جواب کنند و يک تنبک که همنوازی کند و يک خواننده بداهه خوان. هر چه ارکستر بزرگتر باشد اشتباه و خطا بيشتر می شود.

ايرانی ها دوست دارند ما سی يا پنجاه نفر را روی صحنه ببريم. موسيقی ما تک صدايی است چه معنايی دارد که سی نفر روی صحنه باشند که همه يک نت را بزنند خوب دو نفر همان نت را می زنند. اگر سی نفر يک نت را بزنند برای خارجی ها خنده دار خواهد بود. استاد جليل شهناز و استاد کسايی با يک تنبک نواز روی صحنه بروند، بيشتر از يک ارکستر سمفونيک تاثير می گذارند. نه تنها من آقای عليزاده هم مصلحت نمی داند که ارکستر بزرگ در خارج از کشور روی صجنه بروند.

از طرفی سازهای ايرانی تار، کمانچه و قيچک در مقابل گرما و رطوبت تغيير کوک می دهند و روی صحنه به سختی سازهای ايرانی را می توان با هم کوک کرد و کوک را نگه داشت.

** [اصل خبر در بی بی سی ]