آخرین ها از کنسرت استاد شجریان در پاریس ، مصاحبه با بی بی سی

پیرو کنسرت اخیر استاد محمدرضا شجریان با گروه جدیدشان ( درخشانی ، فرجپوری ، فیروزی و همایون ) در سالن یونسکو در فرانسه ، مجموعا اطلاعات زیر از طریق آن چه که سایت های خبری منتشر کردند و برخی وبلاگ ها گزارش دادند به دست می آید :

استاد محمدرضا شجریان و گروه جدید اجرای پاریس - درخشانی - فرجپوری - فیروزی و همایون شجریان

1) کنسرت استاد در یونسکو ( مثل همیشه و مطالق انتظار ) بسیار موفقیت آمیز بوده است و با استقبال قابل توجهی روبرو شده است . استقبال از کنسرت به حدی بوده است که گروه بارها به صحنه بازگشته است و قطعاتی را مجددا اجرا کرده است .  [کلیک کنید]

2) پیرو استقبال شایان توجه از کنسرت استاد ، استاد یک اجرای افتخاری نیز بنا به خواست تعداد زیادی از مشتاقان اجرا کردند که در ضمن طی این اجرا از زحمات دکتر احمد جلالی نیز یاد شد . دکتر احمد جلالی در 60 سالي كه از عمر سازمان ملل مي‌گذرد دكتر احمد جلالي كه زماني جوان‌ترين عضو شوراي انقلاب بود، بيشترين مدارج ترقي را به عنوان يك ايراني در سازمان ملل طي كرد. دکتر جلالی از سال 1381 تا 1383 نیز ریاست مجمع عمومی کنفرانسیون میراث جهانی را عهده دار بوده است. دکتر احمد جلالی، علاوه بر ریاست مجمع عمومی یونسکو طی سالهای 1376 تا 1385، سفیر جمهوری اسلامی ایران در این سازمان نیز بوده است. تقدیر ویژه یونسکو از جلالی در پی اعزام سفیر جدیدی از طرف دولت ایران به مقر یونسکو و تصمیم وی به ترک پاریس و بازگشت به میهن اتخاذ می شود .دراين مراسم سفرا و چهره هاي فرهنگي ملل مختلف جهان و يونسكو هم حضور خواهند داشت. [کلیک کنید]

استاد محمدرضا شجریان - همایون شجریان

3) همچنین استاد شجریان مصاحبه ای با خبرگزاری بی بی سی انجام دادند که این خبرگزاری فایل صوتی مصاحبه را به صورت غیر قابل دانلود ( شنیدن آنلاین ) بر روی سایت خود قرار داد. با توجه به اینکه سایت فارسی بی بی سی توسط اکثر شرکت های اینترنتی در ایران فیلتر شده است و احتمالا امکان استفاده از آن برای خوانندگان دل آواز وجود ندارد ، لذا بخش هایی از  این مصاحبه را برای شما نوشته ام . البته مصاحبه درمجموع کوتاه  و شاید در حدود 5 دقیقه باشد ( در لحظات پس از ترک صحنه در محل کنسرت ضبط شده بود ) و نکته ی دیگر اینکه نگارنده برخی بخش ها را در هنگام شنیدن تایپ کرده است ، لذا مطالب نقل به مضمون است و عیناً جملاتی که در مصاحبه گفته شده اند نمی باشد . گرچه سعی شده از همان کلمات استفاده شود .

- استاد می خواستم بپرسم چرا شما همکاری خود را با آن دو مرد نازنین ( آقایان کلهر و علیزاده ) قطع نمودید ؟

ادامه نوشته

شجریان و موسیقی ایرانی - بخش اول

گر چه پشتیبانی از موسیق اصیل ایرانی ( بخوانید موسیقی بسیار زیبای ایرانی ) ، به ویژه در این وانفسای نشستن خارها بر سر دیوارها و بی نظمی و بی قاعدگی همه ی عرصه ها و علی الخصوص عرصه ی فرهنگ و هنر ، کاری است که عاشقان این موسیقی و این ملک با تمام وجود انجام می دهند و شایسته و بایسته نیز هست ، اما فراموش نکنیم که نقد صحیح این موسیقی و بررسی آسیب شناسانه ی آن نیز کمک شایانی به رهایی آن از وضعیت انجمادی که به گمان من دچار آن شده است می کند . آنچه بدیهی است اینکه دگماتیسم و تفکر جزمی و متعصبانه ، راه به جایی نخواند برد . در همین زمینه وبلاگ دل آواز زین پس مطالبی را در زمینه ی نقد و بررسی جنبه های گوناگون موسیقی ایرانی منتشر می کند .

در نوشتارهای اولیه به برخی نوآوری ها ، ابداعات و تاثیرات سودمندی که استاد محمدرضا شجریان در زمینه ی موسیقی ایرانی انجام دادند می پردازیم و در نوشتارهای بعدی ( که لزوما پشت سر هم و به ترتیب نخواهند بود ) به آسیب شناسی برخی جنبه های موسیقی ایرانی نگاه می اندازیم .

قسمت اول - شعر

الف ) اهمیت شعر در موسیقی ایرانی

چه بخواهیم و چه نخواهیم ، و چه انکار کنیم و چه تصدیق ، موسیقی ایرانی هیچگاه موسیقی بی کلامی نبوده است . لا اقل تاریخ و گذشته ی این موسیقی ، بی کلام نبوده است و اگر تلاش هایی از سوی برخی اساتید برای ارائه ی موسیقی بی کلام ایرانی انجام می شود اکثر این تلاش ها محدود به دهه های اخیر و به ویژه یک دهه ی اخیر است  .

به بیان دیگر اصولا در تاریخ ایران ، کلام از بسیاری عرصه های دیگر همدوران خودش جلوتر بوده است . وجود شاعران چیره دست و شیرین قلم و میل باطنی این قوم به ادبیات و ایهام و خیالپردازی ، باعث شده است تا برای مدت های طولانی شعر ایرانی از موسیقی و نگارگری ( و دیگر جنبه های هنر ایرانی ) جلوتر باشد . به همین سبب است که موسیقی ایران از دیرباز بر محمل شعر سوار بوده است .

کسانی که با ردیف سازی و آوازی ایرانی آشنا هستند و احیانا خود دستی از دور بر آتش دارند ، بهتر از نگارنده می دانند که در امر آموزش ، اکثر گوشه ها و نغمه ها با ابیات شعرا آموزش داده می شود و هنرجویان ابیات را حفظ می کنند تا گوشه ها را به خاطر سپرده باشند . همچنین بسیاری از گوشه های موسیقی ایرانی ( و به زعم برخی ، تمام این موسیقی ) برگرفته از اوزان عروضی شعر فارسی هستند . شاید معروفترین آن ها کرشمه ی شور باشد که بر وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات ساخته شده است و البته که اساتید آشنا می توانند بسیاری گوشه های ریتمیک را نام ببرند که بر روی وزنی خاص از اوزان عروض شعر فارسی بنا شده اند .

همه ی این ها نشان دهنده ی این است که موسیقی دان ایرانی هیچگاه فارغ از دغدغه ی " انتخاب شعر " نبوده است و هم اکنون نیز نیست ( گر چه برخی این کار را سطحی انگاشته اند اما به هر حال مجبور به انتخاب شعر هستند ، ولو سریع و نادقیق ) . به خصوص آنجا که از " آواز " صحبت می کنیم نقش شعر اگر بیشتر از نوازنده و خواننده نباشد ، کمتر از آن ها هم نیست .

یکی دیگر از جنبه های اهمیت شعر ، تاثیری است که شعر بر مخاطب موسیقی می گذارد و این دقیقا همان چیزی است که به نظر نگارنده می توان به عنوان یکی از ضعف های موسیقی امروز ایران از آن نام برد چرا که اساسا موسیقی دان های معاصر ( جز قلیلی ) از شعر معاصر استفاده نمی کنند و لذا قدرت تاثیر بر نسل معاصر را نیز نخواهند داشت .

ب ) شجریان و انتخاب شعر

در این میان با نگاهی به کارنامه ی محمدرضا شجریان به عنوان یکی از اساتید شاخص و تاثیرگذار بر موسیقی ایرانی ، به خوبی دیده می شود که این استاد آگاه و با فراست ، به خوبی این مقوله را مدنظر داشته است و کوشیده تا پا به پای زمان خود گام بردارد و لا اقل در بد بینانه ترین حالت ، خیلی از زمان عقب نباشد . این در حالی است که محمدرضا شجریان علاوه بر اینکه در عرصه ی آواز شناخته شده است ، از طرف علاقه مندان وی و شنوندگان منصف و بی غرض موسیقی ایرانی همواره به عنوان کسی که اشعاری با مضامین درخور توجه و مناسب حال را به شنونده عرضه می کند شناخته می شود . استاد خود بارها گفته است که برای انتخاب شعر یک کنسرت یا یک آلبوم گاهی تا شش ماه در میان دیوان های شعرا به دنبال اشعار مورد نظر خود جستجو می کند . در اینجا چند بعد خاص از ابعاد مهمی که انتخاب شعر می تواند داشته باشد را نام می بریم و عملکرد شجریان را در هر زمینه بیان می کنیم :

استاد محمدرضا شجریان

جنبه های گوناگون اهمیت شعر در موسیقی ایرانی :

1) پیام و مفهوم :

گر چه موسیقی هنری انتزاعی و غیر عینی است ، اما آنگاه که با کلام همراه می شود ، کلام معنای مشخصی را در ذهن شنونده تداعی می کند و لذا شعر ، گاهی تمام مفهوم و پیام یک اثر هنری را با خود حمل می کند . اینکه شما بیتی را بخوانید که سراسر تهی از مفاهیم انسانی است و صرفا مفهومی ساده و دم دستی را بیان می کند ، تا اینکه از غزلی استفاده کنید که زیباترین و دلکش ترین مضامین انسانی ( چون غم ، عشق ، محبت ، حسرت ، و ... ) را در بر دارد ، مسلما بر جنبه های هنری اثر تاثیر گذار است . گر چه همواره بین دوستداران هنر دعوای مشهور " محتوا یا فرم " به اسم های گوناگونی چون " احساس یا تکنیک ، مفهوم یا تصویر ، قالب یا معنا ، و ...  " رواج داشته است و گروهی بر این عقیده بوده اند که اثر هنری لزومی ندارد که حامل پیام خاصی باشد بلکه صرفا باید زیبا و تکنیکی باشد و گروهی دیگر همواره تاکید داشته اند که صرف زیبایی ارزشمند نیست و اثری درخور توجه است که پیام دارد ، لیکن با نگاهی گذرا حتی بر کارنامه ی خوانندگان پاپ ( اعم از وطنی یا لس آنجلسی ) به این نتیجه می رسیم که نامدران این عرصه نیز بخش بسیار زیادی از شهرت خود را مدیون اشعار هستند .

محمدرضا شجریان ، در کتاب رازمانا بیان می کند که در بیشتر زمان ها ، به دنبال این است که پیام و مفهوم خاصی را در یک اثر موسیقایی بیان کند و لذا جستجو برای یافتن شعری که پیام مورد نظر را برساند حتمی است . گر چه او بیان می کند یکبار در آلبوم راست پنجگاه ، هدفش تنها ارائه ی آوازی قوی و محکم در راست پنجگاه بوده است و چندان به فکر شعر نبوده است ( چرا که اساسا راست پنجگاه حیطه ی زور ورزی اساتید است و بس ) ولی باز هم به سراغ اشعار دم دستی نرفته است و ترجیح داده با توجه به فضای دستگاه ، که فضایی متفکرانه است وبرای بیان مفاهیم بلند مناسب است غزلی از حافظ که در بردارنده ی چنین مفاهیمی هست را بخواند : در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد ، عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد.

2) انتخاب دستگاه ، نغمه و گوشه :

گاه حتی بهترین شعر ممکن را ، می توان در دستگاهی نامناسب و با لحنی ناهماهنگ خواند و تمام اثر شعر را خنثی کرد و معنای بلند آن را ، کم بها جلوه داد . اینجاست که گاهی خواننده صدها برابر بر زیبایی شعر شاعر می افزاید و گاهی نیز ، شعری شکوهمند را کاملا ساده و ابتدایی جلوه می دهد .

شجریان در این زمینه بسیار کوشیده است و کارنامه ی وی به تایید دوست و دشمن از این لحاظ ، سرشار از نقاط مثبت است . چهارگاه های به جا روی غزل هایی درست ، ماهور روان روی عاشقانه ای نه چندان سبک و نه چندان اهورایی ، بیات کرد روی غزلی سوزناک ، و اصفهانی سرشار از تمنا و حسرت روی غزلی پرگلایه و خواهش ، زیباترین جلوه های آواز را در مجموعه هایی که شجریان خوانده است خلق کرده اند .

موارد (1) و (2) متاسفانه امروزه کمتر توسط هنرمندان مورد توجه قرار می گیرد . گاه  ابیاتی بسیار کم معنا و گاهی واقعا بی مایه انتخاب می کنند و سپس در آوازی کاملا نامربوط که فضای حسی اش اصلا سنخیتی با درونمایه ی شعر ندارد آن را ارائه می کنند . نتیجه ی طبیعی چنین آوازی جلب حداقل شنونده و آن هم از قشر ناآشناتر با موسیقی ایرانی است .
 
3) توجه به شعر نو اعم از نیمایی و شعر سپید :

این هم از آن مواردی است که آش کشک خاله است ! یعنی شما چه از آن گروه افرادی باشید که جانتان برای حافظ درمی رود و دشنام ها در آستین آماده دارید که نثار فروغ واخوان و مشیری کنید ، و چه از آن گروه افراد باشید که اصلا بلد نیستند یک بیت مولوی را صحیح بخوانند ولی کتاب های ترانه ی معاصر را دوره کرده اند ! باید قبول کنید که معنا ، روش ، سبک و درونمایه شعر فارسی در دوران معاصر تغییر کرده است و امروزه غزل هایی با سر و شکل غزل های متوخر چندان جذابیتی ندارند .

در این زمینه نیز شجریان را باید به حق از پیشرو ترین ها دانست . یکی از شعرای معاصر در مصاحبه ای با مجله ی شعر بیان کرده بود که غیر از شجریان ، موسیقی دان ( خواننده ) دیگری را نمی شناسد که اینطور دقیق به روند تغییرات شعر توجه کرده باشد و این را در آثارش لحاظ نموده باشد . خود شجریان در این زمینه می گوید که وقتی " جام تهی " را بر روی شعر فریدون مشیری ( پر کن پیاله را ... ) خوانده ، با انتقادهای بسیار مواجه شده است که مگر می شود روی این اشعار هم آواز خواند ؟ اما شجریان به خوبی و درستی لزوم این کار را درک کرده بود که نمی شود تا ابد روی غزل و قصیده تکیه کرد چرا که اگر اینطور باشد به زودی بخش اعظم ایرانیان با موسیقی آوازی خداحافظی می کنند . داروگ ، که بر روی شعر درخشان علی اسفندیاری ( نیما یوشیج ) خوانده شد ، اجرای شعر نو را به زیبایی در قالب تصنیف نشان داد .بعدها شجریان بارها و بارها از اشعار نو استفاده کرد و همانطور که گفتم به عنوان یکی از پیشروترین های این عرصه شناسایی می شود . قاصدک ، شعری از اخوان با سنتور مشکاتیان بعدها خوانده شد .

خود شجریان در مصاحبه ای می گوید که سال های زیادی را صرف مطالعه و بررسی اشعار مهدی اخوان ثالث کرده است و به جرات ادعا می کند که کسی تا این حد روی آواز و شعر نو کار نکرده است . بعدها با حضور علیزاده ، موسیقیدان نوپرداز ، اشعار بیشتری از این شاعران در آثار شجریان ظهور کرد که اوج آن ها در کاست فریاد ، با دو شعر مشکل از مشیری و اخوان ثالث دیده شد . اما شاهکار شجریان را در جادوی آواز ایرانی و شعر معاصر ایرانی حقیقتا باید در " زمستان است " جستجو کرد ، آنجا که شعری بلند از اخوان را چنان راحت در قالب آواز می ریزد که گویی غزل روان حافظ است ، و اینجاست که متوجه می شویم بیراه نگفته است که مدت ها روی اشعار اخوان کار کرده است .

انتخاب شعر از جنبه های دیگری نیز اهمیت دارد که در نوشتارهایی دیگر بررسی می کنیم .

کنسرت شجریان در فرانسه

در سالن شماره یک یونسکو برگزار می شود

کنسرت محمدرضا شجریان در فرانسه

پوستر کنسرت استاد شجریان در فرانسه

محمدرضا شجریان به همراه گروه ، روز شنبه 23 دی ماه در سالن شماره یک یونسکو در فرانسه به اجرای برنامه می پردازد.

به گزارش خبرنگارمهراز فرانسه ، دراین برنامه که در روز13 ژانویه ساعت 19:30 برگزار می شود ،همایون شجریان ، مجید درخشانی ،سعید فرجپوری و محمد فیروزی ،محمد رضا شجریان را همراهی می کنند.

بخش اول این برنامه که به همت یک انجمن فرهنگی فرانسوی برگزار می شود، در ماهورو در بخش دوم در دستگاه سه گاه است که بنا برگفته فرجپوری در این دو بخش تصانیف قدیمی ،دو قطعه از فرجپوری و قطعاتی از درخشانی اجرا می شود.

وی در ادامه گفت : آثار جدیدی نیز در دست تمرین و اجرا داریم که همزمان با  آلبوم و برگزاری کنسرت در بهار آینده ارائه می شود.

[رجوع به اصل خبر]

يك شب باشكوه در حافظيه (تار بیگجه خانی و دایره فرنام)

در يكي از زيباترين شب هاي حافظيه ، بيگجه خاني و فرنام ، دو استاد بزرگ موسيقي ايراني ، همنوازي ميكنند . مضراب جادويي بيگجه خاني و دايره غيرقابل توصيف فرنام ، نغمه ي آسماني ساختند كه به حق از زيباترين همنوازيهاي موسيقيمان است .

اولين بار كه اين اثر را ديدم ، حس خاصي داشتم . از طرفي ، به خاطر داشتن اين موسيقي به خودم مي‌باليدم و از طرفي حسرت آثار ضبط نشده ي اين اساتيد را ميخوردم . اینک شما را به دیدن و شنیدن قسمتهایی از این اثر زیبا دعوت میکنم .

  

دانلود كنيد : همنوازي استاد بيگجه خاني و استاد فرنام

 * * *

غلام حسين بيگجه خاني

غلام حسين بيگجه خاني به سال 1297 شمسي در در محله قديم سنجران تبريز متولد شد و از همان اوان كودكي با نواي ساز پدرش كه تار مي‌نواخت آشنا گرديد. پدر وي آقاحسين قلي بود كه شغل اصلي‌اش كار ديگري بود ولي در هر لحظه‌ي استراحت در منزل تار مينواخت و با ساز سرو كار داشت ، اين محيط هنري و علاقه‌ي وافر پدر به موسيقي ، غلام حسين را بسوي آموختن و فراگيري تار كشانيد.

* همه خاندان بيگجه خانی اكثرا يا تارزن يا كمانچه كش بودند. بزرگترين تارزن اين عائله اوستا حسين قلی خان بيگجه خانی بود كه شاگرد بزرگی مانند جواد اقا اردوبادی تربيت كرد و شاگرد ديگر او پسرش اقا غلا محسين بيگجه خانی بود .  استاد بيگجه خاني

بيگجه خاني براي تحصيل ابتدا به مكتب خانه‌اي كه در نزديكي خانه‌شان بود مي‌رفت و در منزل هنگام فراغت از پدر آموزش نواختن تار را فرا مي‌گرفت. بيش از ده بهار از عمرش نگذشته بود كه پدر را از دست مي‌دهد و با اين سن كم اين كودك هنرمند علاوه بر هزينه‌هاي خود، مخارج خانواده را نيز به عهده گرفت و از همين زمان بود كه بالاجبار با شخصي به نام رضاقلي خان به مجالس جشن و عروسي‌ها رفت و در اين مجالس به تارزدن پرداخت و اين به‌جهت احتياج شديد و مبرم وي به پول بود و كار ديگري نداشت، ضمناً همكاري با هنرمنداني چون : مير علي عسگر و ابوالحسن اقبال آذر را آغاز كرد و در محضر آن استاد ، با رديف‌هاي موسيقي سنتي ايران آشنا شد. چندي بعد كه راديو تبريز تأسيس شد ، همكاري خود را با اين راديو شروع كرد و درحدود 25 سال سرپرستي اركستر شماره‌ي يك راديو تبريز به عهده‌ي وي بود و در ضمن موسيقي برنامه كودك راديو تبريز را تهيه مي‌كرد. وي مدت چهر سال در مركز حفظ و اشاعه‌ي موسيقي سنتي ايران تدريس و همكاري داشته است و مدتي هم كارشناس موسيقي راديو تلويزيون آذربايجان شزقي بود و تدريس تار را در كارگاه موسيقي كودكان و نوجوانان تبريز عهده دار بود. 

از مهمترين آثار استاد بيگجه خاني ، ساز و آواز همايوني است كه همراه با استاد شجريان ضبط شده ، كه در آلبوم بيداد شنيده ايد .

 

يك شب باشكوه در حافظيه (تار بیگجه خانی و دایره فرنام)

 

يك قرن دايره

 

استاد محمود فرنام در سال ۱۲۷۷ شمسي در تبريز متولد شد. محمود فرنام ، يار قديمي استاد بيگجه خاني بوده . چه آنزمان كه بيگجه خاني جوان ، براي امرار معاش ، مجبور به رفتن به مجالس بوده و چه بعدها كه آثار جاودانه اي كه خلق كرده اند . او در كنار عارف قزويني، اقبال آذر، قمرالملوك وزيري، علي اكبرخان شهنازي، ابوالحسن صبا و غلامحسين بيگجه خاني، دايره نواخته است.

او حدود يك قرن دايره نواخته . تبحر عجيبي در دايره نواختن دارد . با دايره معجزه ميكند . واقعا ظرافتش در دايره نواختن ، قابل وصف نيست . با اين ساز هر كاري ميكند . دايره او فقط يك ساز ضربي نيست . تكنيك هاي جالب فرنام ، رنگ و بوي خاصي به آواي سازش داده است .

 

استاد در جایگاه تماشا

محمدرضا شجریان و کتایون خوانساری

اخبار تکمیلی را اینجا بخوانید .

بقیه ی عکس ها را اینجا و اینجا ببینید .

پرسش علیه موسیقی

بیرون خیلی سردتر از داخل ماشین است . حرفی نمی زنیم . سکوت ، به جلو خیره شده ایم ، من سعی می کنم افکار او را بخوانم و لابد او هم در همین سعی است !

می گوید : صدای این آقا که می خونه منو یاد " دلشدگان " می ندازه .

می گویم : آره خوب ، منو هم یاد همه ی چیزهای خوب می ندازه .

می گوید : این شعرش مال اخوانه نه ؟

می گویم : آره ، اسم آلبومش هست " زمستان است " . کل آلبوم روی شعر " زمستان است " اخوانه .

می گوید : نشنیده بودم .

می گویم : شاهکاره ! یکی از کارای واقعا درست درمونشه ! من باهاش متولد می شم و می میرم .

آلبوم زمستان است - استاد محمدرضا شجریان و حسین علیزاده - کیهان کلهر - همایون شجریان

می گوید : تو واقعاً از شنیدن این موسیقی که الان گذاشتی انرژی می گیری ؟

- جا می خورم . حس می کنم از همان لحظه که سوال اولش  را  پرسیده  بود  داشت  مقدمه چینی می کرد تا این سوال را بپرسد . خودمو جمع و جور کردم . متمرکز شدم .

می گویم : خوب آره .

می گوید : دروغ نگو ! چطوری میشه آدم از این موسیقی انرژی بگیره ؟

می گویم : بستگی داره انرژی رو چی تعریف کنی ... در چی تعریف کنی ... معیارهات چی باشه .

می گوید : امیر دست بردار ! باز داری فلسفه می بافی . این موسیقی انرژی نداره . همش غمه خالیه !

می گویم : دست خودم نیست ، اصلا میدونی چیه ؟ من موسیقی که سطح شعرش زیر این شعرها باشه اصلا نمی تونم گوش کنم .

می گوید : امیر ...

می گویم : هان ؟

می گوید : فقط آدمهایی که " خود آزاری " دارن یا از خودآزاری لذت می برن می تونن یه همچین کاری بکنن .

می گویم : چه کاری ؟

می گوید : فقط آدمی که خود آزاری داره از اینکه خودشو در برابر این نغمه های غمگین و حزن آلود قرار بده لذت می بره . و گرنه آدم سالم از اینکه خودشو و روح خودشو در معرض یه سری آواهای غمناک بذاره قاعدتا نباید حس خوبی داشته باشه .

می گویم : ...

من چیزهایی گفتم . دلایلی آوردم ، دلایلی شخصی ، از خودم .

شما به او چه جوابی می دهید ؟

حسین علیزاده

همانطور که احتمالا تا کنون در اخبار موسیقی شنیده اید ( و در سایت ها و وبلاگها خوانده اید ) ، حسین علیزاده ، موسیقی دان برجسته ی ایرانی نامزد  جایزه  جهانی گرمی  (Grammy) در بخش موسیقی جهان و قسمت موسیقی های فولکوریک شد . مراسم نهایی اهدای جوایز و تعیین برندگان در روز 17 فوریه سال 2007 انجام خواهد شد .

حسین علیزاده به خاطر آلبوم " به تماشای آب های سپید " که با نام انگلیسی "Endless Vision" به معنای نگاه بی انتها شناخته می شود و با همکاری " ژیوان گاسپاریان " نوازنده دودوک اجرا شده است ، نامزد این جایزه گردیده است . علیزاده در این آلبوم ظرفیت های پیدا و پنهان موسیقی ایرانی را به کار می گیرد و می کوشد با پیوند دو موسیقی ، دو فرهنگ و دو روح ، فضایی قابل تامل و شنیدنی ایجاد کند . در سریال زیر تیغ که دوشنبه ها ساعت ۱۱ از شبکه یک پخش می شود بخشی از هنرنمایی این هنرمند را می توانید بشنوید .

در همین رابطه دو مطلب جای ذکر دارد . یکی شناخت نامه مختصر حسین علیزاده است برای آن دسته از دوستانی که این موسیقی دان فروتن و دوست داشتنی و در عین حال مسلط و نواندیش را که همواره نگاه علمی و فضای حسی را پیوند زده است . و دیگر نکته ای است در باب این همه نامزدی و افتخار که موسیقی دانان ایرانی در مجامع جهانی به دست می آورند ، اما آنچه البته به جایی نرسد فریاد است !

حسین علیزاده
آهنگساز - تکنواز ( تار ، سه تار )
متولد تهران 1330

حسین علیزاده

( مطالب این بخش به نقل از بروشور داخل سی دی نینوا ، تولید موسسه ماهور ، نوشته شده است )

1) دوره های آموزشی :
هنرستان موسیقی ، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران ، دانشگاه آزاد برلین ( آلمان )

و استفاده از محضر استادان :
هوشنگ ظریف ، حبیب الله صالحی ، محمود کریمی ، علی اکبر شهنازی ، داریوش صفوت ، نورعلی برومند ، سعید هرمزی ، یوسف فروتن ، عبدالله دوامی .

2) فعالیت های آموزشی :

الف ) داخل کشور :
تدریس در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی ، کانون فرهنگی هنری چاووش ، هنرستان موسیقی و کلاس های خصوصی ، عضویت در هیات علمی دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران ، ریاست هنرستان موسیقی پسران

ب ) خارج از کشور :
تجریه و تحلیل موسیقی ایران در مراکز آموزشی و هنری آلمان و فرانسه ، شرکت در سمینار شرق شناسی دانشگاه UCLA آمریکا ، تدریس موسیقی ایرانی در دانشکده هنرهای زیبای کالیفرنیا آمریکا ، تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی در دانشگاه ییل آمریکا ، دانشگاه واشنگتن آمریکا

3) فعالیت های هنری :
سرپرستی گروه های سنتی مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی ، سرپرستی گروه شیدا ، گروه عارف ، و گروه سازهای ملی ، شرکت در چهار دوره ی جشن هنر شیراز از 1352 تا 1355 - شرکت در اجرای باله ی گلستان اثر موریس بژار.

4) کنسرت ها :
تدوین و اجرای دستگاه ماهور توسط مرکز حفظ و اشاعه ( جشن هنرشیراز سال 1354 ) ، کنسرت نوا ( جشن هنر شیراز 1355 ) ، کنسرت شورانگیز ( تالار وحدت ) ، کنسرت به نفع زلزله زدگان گیلان ( تالار وحدت ) ، کنسرت به نفع شورای کتاب کودک ( تالار وحدت ، فرهنگسرای بهمن ) ، کنسرت همایون و نوا ( تالار وحدت و فرهنگسرای بهمن ) ، راز نو ( تالار وحدت ) ، کنسرت بداهه نوازی ایران و ارمنستان با ژیوان گاسپاریان ( کاخ نیاوران 1382 ) .

[ اضافه شده توسط من ! : کنسرت های زمستان است ( با آواز استاد شجریان ) ، بی تو به سر نمی شود ( آواز استاد شجریان ) و فریاد ( آواز استاد شجریان ) در خلال سال های 1370 تا 1382 در شهرهای مختلف آمریکا ، آلمان ، سوئیس ، سوئد ، اسپاینا ، مراکش و ... . کنسرت به نفع زلزله زدگان بم با نام " همنوا با بم " با آواز استاد شجریان ، سالن وزارت کشور 1382 . کنسرت به همراه آواز استاد شجریان در سالن وزارت کشور آذرماه 1384 . ]

5) آثار :

الف - آثار آموزشی :
ده قطعه برای تار ( کتاب ، 4 جلد ) ، ردیف میرزا عبدالله ( اجرا با تار و اجرا با سه تار ، سی دی و کاست ) ، دستور سه تار دوره ی ابتدایی ( کتاب + نوار ) ، آموزش سه تار ( اجرای کتاب اول و دوم هنرستان ) ، ردیف مقدماتی تار و سه تار ( کتاب سوم هنرستان ) ، دستور تار و سه تار دوره ی متوسطه ( کتاب + نوار ) ، بوسه های باران ( مجموعه ی تصانیف ، کتاب )

ب- همنوازی برای سازهای ایرانی :
نوا ، سواران دشت امید ، حصار ، سرودهای آذربایجان ، شورانگیز ، راز و نیاز ، صبحگاهی ، راز نو .

ج-تکنوازی به شیوه سنتی :
ماهور ( تار ) - هجرانی ( تار )

د-تکنوازی به شیوه ابداعی :
ترکمن ( سه تار ) ، پایکوبی ( سه تار ) ، همنوایی ( تار ) ، نوا ( تار ) ، همایون ( سه تار ) ، سلانه ( بداهه نوازی با ساز ابداعی ) ، بداهه نوازی در راست پنجگاه ( تار ) .

ه-ارکسترال :
نی نوا - عصیان - واریاسیون های کردی

و- موسیقی فیلم :
چوپانان کویر ( حسین محجوب ) - دلشدگان ( علی حاتمی ) - گبه ( محسن مخملباف ) - عشق طاهر ( محمدعلی نجفی ) - ایران سرای من است ( پرویز کیمیاوی ) - زمانی برای مستی اسب ها ( بهمن قبادی ) - ابر و آفتاب ( محمود کلاری ) - میراث کهن ( سید محمد میرسلطانی ) - زشت وزیبا ( احمدرضا معتمدی ) - لاک پشت ها هم پرواز می کنند ( بهمن قبادی ) - سریال تلویزیونی زیر تبغ ( محمدرضا هنرمند ) .

فقط تایپ و مطالعه چنین کارنامه ای ( آن هم به این اختصار ) خسته کننده است ! چه برسد که کسی تمام این کارها را انجام داده باشد و این همه کنسرت گذاشته باشد و این مقدار آلبوم ضبط کرده باشد ! دست مریزاد به همه اساتید موسیقی ایرانی . خصوصا نسلی که افتخار هم نفسی با آن ها را داریم و انصافا با توجه به جمیع شرایط عصر حاضر ، آنچه از دستشان برمی آید فرو گذار نمی کنند و همیشه توجه خاصی نیز به اقتضائات جهان معاصر و لزوم نگاه علمی و امروزی داشته اند. 

اما :

استاد محمدرضا شجریان دو بار طی دو سال پی در پی برای آلبوم های فریاد و بی تو به سر نمی شود نامزد جایزه گرمی شد . همچنین به تازگی نامزد جایزه موسیقی شبکه بی بی سی شد . علیزاده امسال نامزد گرمی شد . برخی اساتید دیگر کنسرت های موفقی در تورهای خارج از کشورشان داشته اند . همه ی این ها ، بدون هیچ حمایتی ... هیچ پشتیبانی ... بدون اینکه کسی زیر دست و بازوی اساتید را بگیرد و لا اقل در مجامع جهانی ، که پر زرق و برق و لوکس هستند و آدم های تنها و بی پشتیبان را بر نمی تابند یاور آن ها باشد . اساتیدی که اجراهای خارج از کشور داشته اند ، و یا نامزد جایزه های جهانی بودند ، از کدامین پشتیبانی حکومتی برخوردار بودند که لا اقل اخبار مربوط به مراسمی که خودشان در  آن نامزد دریافت جایزه بوده اند پیگیری کنند ؟ لا اقل حق خودشان را بتوانند پیگیری کنند ؟

در چنین شرایطی ، اصلا انسان تعجب میکند که خارج نشینان چطور صدای " فریاد " و " به تماشای آب های سپید " را شنیده اند ؟ مگر چز به تلاش و کوشش خود اساتید بوده است ؟ که با اجراهای متعدد خارج از کشور در سالن های معتبر و در فستیوال های شناخته شده ، خودشان و موسیقی کشورشان را شناسانده اند ؟

سوال ساده است ... اگر علیزاده نامزد گرمی نمی شد ... اگر شجریان نامزد گرمی نمی شد ... اگر شجریان از یونسکو به خاطر یک عمر تلاش برای شناساندن فرهنگ کشورش جایزه دریافت نمی کرد ... اگر کنسرت های جدید اکبرگلپایگانی با موفقیت روبرو نمی شد ... و اگر همه این ها که اکنون شده است ، نمی شد ... چه فرقی با حالا می کرد که شده است ؟ !!! ؟  برای مسئولان موسیقی کشور ، اگر همه این شده ها ، نشده بود ، توفیرش در چه چیز بود ؟ سوال ساده است ... نیست ؟

این نامزدی ها ، نتیجه خرده تلاشی است که یک استاد موسیقی می تواند بدون هیچ حمایت و پشتیبانی ، از جان مایه بگذارد و به میدان جهانی رقابت برود. این خرده تلاش های عاشقانه شخصی ، و بدون پشتیبانی ، تا چه زمانی ادامه خواهند داشت ؟ اساتید تا به کی تحمل دارند بدون هیچ حامی و یاوری پرچم موسیقی کشورشان را افراشته نگه دارند ؟ این هم سوال ساده و روشنی است ... نیست ؟

به یاد زلزله ی 5 دی 1382 ... خداحافظ ارگ !

زخمی جانکاه بر پیکر و جان و روان نشست . فاجعه بس غم انگیز و دلخراش بود و قربانیان بسیاری بر جای گذاشت . همه ی ایرانیان اندوه فاجعه را از سویدای دل گریستند . آوار خشک خاک بر جان همگان نشست . این  نخستین بار  نیست که  هم میهنان  خود را در حادثه ای  چنین خانمانسوز از  دست  می دهیم و چه تلخ می اندیشیم که این آخرین بار هم نخواهد بود .

فروغ مهر و نیک سرشتی مردم ، تلخی حادثه را تاب تحمل داد . مجالی بود تا در روزگار نفرت و شرارت و بی اعتنائی ، مهر ورزیدن و دوستی را بار دیگر از سر بگیریم . دانستیم که هنوز توان دوست داشتن در ما نمرده است . این حادثه دیگر بار ما را به خود آورد که زندگی جز به دوستی و مهر فرجامی خوش نخواهد داشت .

آنها که فرصت یگانه ی زندگی را باختند ، قربانی غفلت همه ی ما شدند . هم از اینروست که بایدزلزله ی بم یادشان را زنده بداریم تا دیگر بار جامعه ی ما شاهد قربانیانی چنین بی شمار و گسترده نباشد . اکنون باید توان زاری خود را به نیروی زندگی بدل کنیم و امید را برای آنان که مانده اند ارمغان آوریم . کودکانی که وجودشان سرچشمه ی شادی و سبکباری زندگی است . فردایی روشن را چشم در چشم ما دوخته اند . ایران آینده را کودکان امروز می سازند ، دوستشان بداریم.

قلب همه ی ایرانیان تا دورترین نقطه ی جهان به یکدیگر پیوست و سرود عشق و انساندوستی در جان ما طنین انداخت . هر کس با هر توانی که داشت به میدان آمد . ما نیز به عنوان قطره ای از این اقیانوس بیکران و فرزند این سرزمین ، تلاشی را آغاز کرده ایم که با همت شما مردمان نیک سرشت به بار خواهد نشست .

زندگی به کامتان باد.

خاک پای شما
شجریان
دی ماه 1382

آنچه خواندید پیامی بود که استاد محمدرضا شجریان ، در کنسرت " همنوا با بم " که به منظور کمک به زلزله زدگان بم و ساخت مجموعه ی " باغ هنر بم " برگزار شد خواندند . این متن را می توانید در وی سی دی و دی وی دی کنسرت همنوا با بم  بشنوید و در صفحات دفترچه ی داخل بسته بخوانید .

***

خوب یادم هست ... روشن و شفاف ... بی حتی لکه ای یا غباری ... پنجم دیماه 1382 بود ... جمعه روزی بود ... خبر که رسید برایمان عادی بود . اینقدر خبر زلزله و سقوط و آتش و مصیبت شنیده بودیم که گفتیم : این هم مانند قبلی هاست !

اما تا ظهر مرتب بر تعداد قربانیان افزوده می شد . ده هزار ... بیست هزار ... سی هزار ... پنجاه هزار ... هشتاد هزار ... صد هزار ... و ارگ بم ... این فرزند خشتی بازمانده از ابهام و رازآلودگی تاریخ ... که کاملا فرو ریخت . و به قول استاد شجریان : جان هر انسانی که در این زلزله کشته شد به اندازه ی کل ارگ ارزش داشت . تصاویر ویرانه ی ارگ را که دیدیم ، تازه داشتیم شوکه می شدیم . ارگ نبود ... انگار بخشی از تاریخ را با پاک کن از صفحات قدیمی و کهنه پاک کرده باشند .

مردم را دیدیم . فردای آن روز ، شنبه ، روزنامه ها که در آمد ، تازه تصاویر منتشر شد . غم ... و غم ... آن هم نه غم از فاجعه ... که به قول استاد ، غم از غفلت ... آه جگرسوزی از برای " جهان سومی " بودن خود کشیدیم و قبول کردیم که شهرهای ما ، خانه های ما ، دیوارهای ما ، به روش صد سال پیش ساخته می شوند ، و سستی و در معرض سقوط بودن ، چیزی از ذات آنهاست . پذیرفتیم که زندگی ما زیر این سقف ها ، یک هیجان دایمی است ! ریسک همیشگی برای همیشه زیر تیرآهن سقف خوابیدن . البته شاید سگ های انسان یاب پیدایت کنند و بتوانی به یک قبر جمع و جور دل خوش کنی .

یاد و خاطره ی همه ی آنها که در زلزله ی بم جان خود را از دست دادند گرامی باد . یاد ایرج بسطامی که صدایش سوز داشت و سوز صدایش عجیب غمناک بود و به گفته ی خودش ، او مانده بود تنهای تنها ، گرامی باد . یاد همه ی آنها که نمی شناسیمشان و دیگر نخواهیم شناخت ، گرامی باد ...

تاج ، هزار گلستان آواز ايران + کلیپ تصویری آتش دل

الف / درباره ی استاد تاج اصفهانی ...

 

چندي پيش در وبلاگ دل آواز ، مطلبي خوانديد با عنوان "مراسم سالگرد استاد جلال تاج اصفهانی - گزارش اختصاصی" . در تكميل نوشته مذكور ، بر آن شديم تا از تاج بيشتر بنويسيم . كامل ترين زندگي نامه اي كه از تاج اصفهاني يافتيم ، آنچه بود كه در جلد اول كتاب "مردان موسيقي سنتي و نوين ايران" (كه بكوشش آقاي حبيب الله نصيري فر گردآوري شده) به قلم استاد شجريان نگارش شده است ؛ كه بدون تغيير ، تحريف و تلخيص (حتی با همان اشتباهات املایی) آنرا در وبلاگ قرار داديم.

 

در سال 1282 شمسی (طبق شناسنامه) خداوند به شیخ اسماعیل واعظ اصفهانی که به تاج الواعظین معروف بود فرزندی عطا کرد که نامش را جلال گذاشت . شیخ اسماعیل پدر جلال ، علاوه بر منبر گرم و گیرایی که داشت از حنجره ای داوودی و صدايی دلنشین نیز برخوردار بود و طبق مرسوم زمان بر اثر حشر و نشر با مردم اهل ذوق زمانش با گوشه ها و ردیف های آوازی ایران نیز آشنایی پیدا کرده بود . جلال فرزند شیخ اسماعیل هم ،صدا و حنجره را از پدرش به ارث برده بود واین موضوع را اهل خانواده همه می دانستند ولی چون جلال به احترام پدر هرگز جلوی او دهان باز نکرده بود ، پدر از صدای خوش فرزندش خبری نداشت . عاقبت زمان مدرسه رفتن جلال رسید . پدر او را به مدرسه "علیه" سپرد . این مدرسه در بازارچه رحیم خان نزدیک مسجد رحیم خان واقع بود و با منزلشان فاصله ي چنداني نداشت . در مدرسه به خاطر صوت خوشی که جلال داشت ، مکبری و موذنی و قرائت كلام الله مجيد را به او واگذار کرده بودند . یک روز عصر وقتی كه جلال 9 ساله از مدرسه برمی گشت ؛ با خود اندک اندک زمزمه میکرد و این زمزمه تا نزدیک در منزل ادامه داشت . غافل از اینکه پدر بر خلاف معمول ، امروز در منزل است و صدای او را شنیده . وقتی جلال پایش را از هشتی به داخل حیاط گذاشت ؛ پدرش او را صدا کرد : رنگ از رویاستاد تاج اصفهانی جلال پرید و به لکنت افتاد . در این هنگام پدر با چهره ای گشاده و ملاطفت آمیز به فرزند گفت : "جان پدر ! تو صدایت خوب است و قشنگ آواز می خوانی ، من صدایت را شنیدم ؛ حالا کمی برای من بخوان ". وقتی جلال با صدای لرزان اندکی براي پدرش خواند ، پدر دستی به سرش کشید و بوسه ای از مهر بر پیشانیش زد و گفت : "برای آواز خواندن تنها صدای خوب کافی نیست تو باید تعلیم هم ببینی ... ! ".

آن روز ها به جلال چون فرزند شیخ اسماعیل تاج الواعظین بود "تاج زاده" میگفتند . جلال تاج زاده از 9 سالگی تعلیم آواز را شروع کرد . ابتدا پیش پدرش با مقدمات و اصول ردیف ها آشنا شد و سپس پدر او را به مرحوم "آسید عبد الرحیم اصفهانی" استاد مسلم آواز آن زمان سپرد و تاج مدتی نزد این استاد گوشه ها را یاد گرفت . پس از مرحوم آسید عبدالرحیم پدر تاج برای این که او را با گوشه های سازی در ردیف ها آشنا کند ، تاج را به خدمت شادروان نایب اسداله ، نی زن معروف برد . تاج زمانی نسبتاً طولانی در خدمت نایب اسداله نکته ها و ظرایف آواز ایرانی را فرا گرفت . آخرین استادی که تاج بنا به توصیه ي پدر برای گوشه ها و ردیف ها به خدمتش رفت مرحوم شادروان میرزا حسین خان ساعت ساز معروف به "خضوعی"بود و تاج پس از اتمام فراگیری نزد این استاد ، دیگر در آواز سر آمد شده بود و اندک اندک در محافل می خواند و اینجا و آنجا همه از صوت خوش و تسلط او بر آواز سخن میگفتند . تاج در نوجوانی با مرحوم حسین خان اسماعیل زاده استاد معروف و مسلم کمانچه آشنا میشود و اولین باری که قرار بوده به همراه ساز حسین خان آواز بخواند ، حسین خان ساز را کوک میکند و هنوز جمله اول را نزده تاج با عجله درآمد آواز ميكند . مرحوم حسین خان اسماعیل زاده با لبخندی میگوید :"پسرم در خواندن اینقدر عجله نکن . صبر داشته باش تا من درآمد بکنم ، بعد کمی بیشتر صبر کن تا چهار مضرابی هم بزنم ، وقتی مجلس سر حال آمد و خودت هم کاملاً سر ذوق آمدی ، آنوقت شروع کن به خواندن . آن وقت هم با حوصله و طمانینه بخوان تا مردم فرصت شنیدن و لذت بردن از ریزه کاری های آوازت را داشته باشند".

تاج همیشه از آواز مرحوم آسید عبذالرحیم اصفهانی و مرحوم میرزا حسین ساعت ساز (خضوعي) با تجلیل و گرامیداشت فراوان یاد میکرد  و بخصوص می گفت : "صوت داود نبی در حنجره و صدای استادم مرحوم آسید رحیم تجلی میکرد و ممکن نیست کسی دیگر بتواند مانند او به این خوبی بخواند". جز این دو نفر تاج با سعه ي صدر و مناعتی که داشت  و اصولا هر خواننده يی را تشویق میکرد ، از خوانندگان هم زمانش نیز از جمله به این استادان ارادت داشت و از آنان و آوازشان به نیکی یاد میکرد . (این اسامی را تاج در گفتگویی که با من در اردیبهشت ماه 1358 داشت بر زبان آورد و من تا آنجا که حافظه ام یاری میکند به ذکر آنها میپردازم) :

آسید حسین طاهر زاده اصفهانی ، سید اسماعیل خان قراب ، قربان خان شاهی ، تجلی،حاج محمد علی ، حبیب شاطر حاجی ، شهاب (معروف به شهاب چشم دریده که شاگرد حبیب شاطر حاجی بود و گوشه ي شهابی در دستگاه بیات زند (بیات ترک) به او منسوب است) .

بی تردید بسیاری از استادان مسلم موسیقی و نوازندگان چیره دست سازهای ایرانی با شادروان تاج ساز نواخته اند ولی تا آنجا که حافظه ي من با استعانت از ذهنیات استاد حسن کسایی نوازنده چیره دست و نابغه ي نی یاری میکند ، نام این هنرمندان را میتوان در ردیف نام کسانی که با تاج همنوازی داشته اند ثبت کرد:

مرحوم نایب اسداله نی زن معروف (اين استاد در زماني كه تاج نزدش تلمذ ميكرده به عنوا آموزش همراه آواز تاج ني هم ميزده است ) ، مرحوم شکری ادیب السلطنه ( تار) ، مرحوم استاد ابوالحسن صبا (سه تار ، سنتور و ویولون) ، مرحوم مرتضی محجوبی (پیانو) ، مرحوم رضا محجوم (ویولون) ، مرحوم حسین یاحقی (ویولون ) ، مرحوم ارسلان خان درگاهی(تار و سه تار) ، مرحوم اکبر خان نوروزی(تار) ، مرحوم غلامرضا خان سارنگ(کمانچه ) ، مرحوم شعبان خان اصفهانی(کمانچه) ، مرحوم علی اکبر خان شهنازی (تار) ، مرحوم حسین خان شهناز(تار) ، استاد حسن کسایی (خداوندگار نی و جانشین به حق نایب اسداله) استاد جلیل شهناز(نوازنده چيره دست تار) ، استاد علی تجویدی و ...

تاج بر خلاف اینکه استادان انگشت شماری داشت ؛ شاگردانش فراوان بودند . او در تعلیم با لطف پدرانه ای که داشت با اصرار هر کسی را که حتی دو دانگ صدايي داشت ، تشویق به خواندن میکرد . و اغلب خودش هم محض ترغیب شاگردان جوان و تازه کار بی هیچ ناز و افاده ای چند بیتی مناسب زمزمه میکرد . تاج با خضوع و خشوع فراوان تعلیم میداد و با روحیه ای که داشت اکثراً از شاگردانش به عنوان شاگرد نام نمی برد و ار آنها به نام دوست و رفیق یاد میکرد . شاگردان تاج فراوانند و من بیشتر آنها را ندیده و نمی شناسم ، ولی در آن میان فقط با دو نفر آنها آشنایی پیدا کرده ام ، یکی آقای مرتضی شریف (قاضی دادگستری)از شاگردان قدیمی تاج که شیوه ي تاج را خوب دریافت کرده و به کار میگیرد ، حنجرهء توانایی دارد و پخته می خواند و شعر را به جا به کار آواز می گیرد . یکی هم که بیش از همه و تا آخرین روزهای زندگی ، با تاج و در خدمت او بود ، آقای اصغر شاهزیدی خواننده جوان اصفهان است که خود به تعلیم آواز هنر جویان مشغول است و در یکی از آزمون های باربد نیز رتبه اول شده است . عده ي زیادی هم غیر مستقیم شاگرد تاج بودند ، این عده از راه صفحات و نوار های تاج با سبک آواز او آشنا و روش او را در آواز تعقيب كرده اند که از اين میان میتوان به خواننده خوش صدای معاصر ، آقای حسین خواجه امیری (معروف به ایرج) اشاره کرد . خود من (محمد رضا شجریان) نیز مقداری روش جمله بندی و ترکیب بندی در تحریر را از سبک آواز خوانی تاج به کار گرفته ام . بارها و بار ها در محضرش بوده ام . هم از آوازش و هم از ارشادهايش فیض فراوان برده ام .

آخرین باری که در محضر این هنرمند بزرگوار بودم ، چهاردهم آبان 1360 درست یک ماه قبل از درگذشتش بود . درآن روز ايشان به اتفاق استاد حسن کسایی و آقای محمد موسوی (نوازنده نی و شاگرد استاد کسایی) ، آقای پرویز مشکاتیان (نوازنده سنتور) ، آقای ناصر فرهنگ مهر ، آقای منوچهر غیوری (شاگرد وفادار استاد کسایی ) ، شاطر رمضان و چند تن دیگر از هنر دوستان تهرانی و اصفهانی کلبه محقر مرا به قدوم شریف خود آراسته بودند . در آن روز استاد کسایی برای شادروان تاج که خیلی افسرده به نظر می رسید با نی ، دشتی در آمد کرد و تاج با غزلی از سعدی به این مطلع:

تاجم نمی فرستی تیغم به سر مزن         مرهم نمی گذاری زخمم دگر مزن

آوازی با نهایت قدرت و تاثیر خواند که در حقیقت عقده گشایی دل آزردگی هایش بود . پس از فرود آواز ایشان تکلیف کردند که چیزی بخوانم ، من هم اطاعت امر استاد کرده چند بیتی خواندم که طبق معمول مورد ستایش و لطف پدرانه ایشان قرار گرفتم . شادروان تاج مردی بود سلیم النفس و با مناعت طبع ، هرگز در طول مدت زندگی اش به خاطر مال دنیا و مسائل مادی به کسی کرنش نکرد و به این خاطر مدح کسی را نگفت . و از همه تعریف و تمجید میکرد و همه را با نام خیر یاد میکرد ، شاید کسی به خاطر نداشته باشد که او حتی یک بار از کسی گلایه يي بکند و یا از کسی بد بگوید . او حتی اگر از کسی رنجشی میدید و خاطرش آزرده میشد ، این رنج و آزردگی را با سکوت بزرگوارانه ای تحمل میکرد. تاج از استادانش با احترام فراوانی یاد میکرد . با دوستانش با مهربانی و عطوفت رفتار میکرد و حتی تا آخرین روز های عمرش به اغلب دوستانش سرکشی و احوال پرسی میکرد . او با شاگردانش نیز عطوف و مهربان بود و مانند پدری خود را موظف به غمخواری آنان می دانست . شادروان تاج در زندگی یک همسر اختیار کرد و همیشه از او به عنوان یک کدبانو ی خانه دار مهربان و دلسوز که موجب و موجد گرمی کانون خانوادگی اوست نام می برد . خداوند به تاج از این همسر شش فرزند عطا کرد ؛ چهار دختر به نام های :تاجی ، پروین ، هما ، پروانه و دو پسر به نام های :همایون و جمشید .

 

ب / داستان آتش دل ...

 

« آتش دل را بار‌ها شنيده‌ايد . بي‌گمان از  ماندگارترين تصانيف تاريخ موسيقي ماست .

خانم پروين ، خانم سيما بينا و آقايان عليرضا افتخاري ،‌ مصطفي محبي زاده، اصغر شاهزيدي و خوانندگان ديگري نيز خوانده اند . انصافا همگي هم ، زيبا اجرا كرده اند . اما وقتي آن‌را با صداي آسماني تاج مي‌شنوم دگرگون مي‌شوم . پيوند شعر با ملودي تصنيف ، به حق زيباست . آهنگساز این تصنیف زنده ياد عبدالحسين برازنده و شعرش از سروده هاي ناب استاد حسن صدر سالك است .

امروز نيز براي گراميداشت اين استاد گرانقدرمان ، «آتش دل» را مي‌بينيم و مي‌شنويم .

تصوير ، گوياي همه چيز هست. چه نوازندگانش و چه مكانش. كيفيت خوب تصوير در اين فايل ، باعث مي‌شود تا شما بيشتر از اين تصنيف لذت ببريد .

 

                          دانلود كنيد : کلیپ تصویری آتش دل

  

       آواز تاج .. تار شهناز .. ني كسايي .. تنبك افتتاح

 

چهره ی ماندگار موسیقی در سال 1385 - محمد نوری


دانلود کنید : سفر برای وطن / شعر نادر ابراهیمی / صدای محمد نوری

ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس ،
  چه سفرها کرده ایم ، چه سفرها کرده ایم ...

ما برای بوسیدن خاک سر قله ها ،
   چه خطرها کرده ایم ، چه خطرها کرده ایم ...

ما برای آنکه ایران خانه ی خوبان شود ،
  رنج دوران برده ایم ، رنج دوران برده ایم ...

ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود ،
  خون دل ها خورده ایم ، خون دل ها خورده ایم ...

محمد نوری

ادامه نوشته