متاسفانه چندي است كه صحبت هايي عمدي و سهوي ، در مورد شيوة زندگي و موسيقي استاد محمدرضا شجريان از جانب برخي سايت ها و وبلاگ ها مطرح مي شود ، كه در پاسخ به اين عزيزان مطلبي تحت عنوان دفاع از همه خوبي نوشتم كه قسمت اول آن را پيش از اين در وبلاگ شجريان خوانديد. حقيقت اين است كه احساس كردم شايد واقعا دلخواه دوستان نباشد كه مطالب من را در صفحاتشان قرار دهند ، اين شد كه وبلاگ دل آواز را دست و پا كردم ، و اينك قسمت دوم آن مطلب را در اين وبلاگ مي خوانيد :‌

1- ادعاهاي زيادي در مورد مهارت استاد و تسلط و شناختشان بر اين موسيقي مطرح شده بود ، هر چه فكر كردم كه به كدامين شيوه بحث كنم و پاسخ دهم ، ديدم بهترين راه اين است كه اظهارنظرهاي بزرگترها را بياورم . با مطالعه دقيق اين نقل قول ها به بسياري از ادعاها نظير جيغ زدن شجريان ، اهميت نداشتن تسلط بر رديف ، يا مثلا اينكه او پيرو ديگران و به دنبال شهرت و پول راه افتاده و به وادي اين موسيقي وارد شده ( مثلا پيرو هايده و مهستي !!! ) و ... پاسخي قابل قبول داده خواهد شد . بنا بر اين و به منظور حذف بسياري از مطالبي كه اگر اين اظهار نظرها نبود مي خواستم ساعت ها بنويسمشان ، در ابتدا ، نقل قول هايي از طرف بزرگان و اساتيد كه حرفشان از حرف من و شما عميق تر و حساب شده تر است مي‌آورم و مطمئنم كه بي تاثير نخواهد بود . اكثر اين نقل قول ها را از مجله موسيقي قرن بيست و يكم ، شماره صفر – پيش شماره قبل از شماره يك – ويژه نامه محمدرضا شجريان ، مي آورم . اين نسخه در 72 صفحه به قيمت 700 تومان منتشر شد .

اظهار نظر اكبر گلپايگاني / صفحات 24 و 25 :

ما در قديم هنرمندان بسيار خوبي داشتيم . اما اين ها فقط براي زمان خودشان خوب بودند . آقاي شجريان در موسيقي آوازي ايران بسيار زحمت كشيده و كار كرده است . اساتيد محتلف را ديده و امروز يكي از شاخص ترين خوانندگان تاريخ موسيقي آوازي ايران است . آدم بايد قدر چنين هنرمنداني را بداند و آنها را حفظ كند . امثال اين آدم ها كم پيدا مي شوند . در هر دوره اي شايد دو يا سه نفر بيايند . من واقعا ايشان را دوست دارم . من اميدوارم اين راه را ادامه دهند و اين راه را آ‌نطور كه خود صلاح مي دانند به پيش برند . امروز ديگر آقاي شجريان متعلق به خودشان نيستند . به ملت ايران تعلق دارند.

اظهار نظر محمدابراهيميان ،( مصاحبه با چهره هاي بين المللي را در كارنامه دارد ) ، از صفحه 51 به بعد :

باربد و نكيسا ‌آنقدر از ما دور هستند كه هيچ تجسمي از آنها نداريم . اما شما حي و حاضر هستيد . مردم براي شما به پا مي‌خيزند و بيست دقيقه دست مي زنند . در خرداد 1355 شما چنان غوغايي به راه انداختيد كه جمعيت مشتاق سي دقيقه براي شما دست زد . در همان سال و پس از اجراي هول انگيز راست پنجگاه در حافظيه شيراز در نهمين جشن هنر ، كه شما باسرفرازي به قله هاي آن دست يافتيد ، كاسه هاي شمع از شدت دست زدن مردم خاموش مي شدند .

اظهار نظر دكتر فتح الله دولتشاهي ، در صفحات 26 تا 36 :

به نقل از فصلنامه فرهنگي هنري آوا ، شماره 2 ، زمستان 1370 ، چاپ شهر ماينز آلمان : فريدون مشيري مي گويد كه يكي از سالهاي دهه 1340 يا 50 بود . روزي در اداره راديو ، دوست شاعرم هوشنگ ابتهاج كه سرپرست واحد توليد موسيقي بود گفت : امروز بديع زاده ( خواننده معروف و قديمي ) سرزده وارد اتاق شد و با شگفتي گفت در اتاق شوراي موسيقي جواني آمده و موسيقي مي خواند . صدايش از اينجا تا اينجاي پيانو است . و با دست فاصله اي در حدود سه تا چهار اكتاو را نشان داد . ما همه تعجب كرديم و منتظر مانديم . چندي بعد جسته و گريخته خبرهايي شنيديم . بالاخره روزي توفيق ديدارش دست داد و ديديم هنرمندي است كه از خراسان برخاسته تا آفاق اين هنر را چون خورشيد خاوري گرم و روشن كند ... سپس فريدون مشيري اينگونه ادامه مي دهد كه من خودم هر روز در راديو شجريان را مي ديدم كه تنها پاي دستگاهي مي‌نشست و به صفحات آواز خوانندگان قديمي مثل قمر ، ظلي ، طاهرزاده و اديب گوش مي داد . صفحات صداي خوبي نداشت و با خش خش همراه بود . وي گوشش را تا نزديك سطح صفحه پايين مي آورد و گاه تا چندين ساعت همانطور نگه مي داشت . من از شوق يادگيري و پشتكار او حيرت مي كردم...

و اما در پايان ، اظهار نظر استاد عطاالله خرم ، صفحات 22 و 23 :

شجريان مدت ها با دوامي كار كرد و با گوشه هاي ناشناخته موسيقي ايراني كه كسي نمي دانست آشنا شد . براي نيل به اين هدف به سراغ هر كسي كه مي توانست كمكش كند رفت و تا آنجا پيش رفت كه گوشه ناشناخته اي برايش نماند و رديف خواني را به درجه والاي خود رساند . شجريان گوشه هاي قشنگ گذشته را به اجرا در آورد و تازگي بخشيد و تمام اساتيد موسيقي تاييدش كردند و خدمات ارزنده اش را ارج نهادند . شجريان به همان حقوق اندك دبيري قناعت نمود و هرگز صدايش را نفروخت .................. مثلا گوشه بسيار دلنشيني در شهر خاف وجود داشت ( و من شنيده بودم ) كه آرزو مي كردم كاش در كتب رديف جاي مي گرفت . يكي دو سال قبل به نواري از شجريان گوش مي دادم ديدم كه آن گوشه را با مهارت در ميان آواز خوانده است . بي اختيار زبان به تحسين او گشودم . آري عنوان استاد برازنده اوست .

شجريان در موسيقي ايران ، چيزي را نياموخته با جا نگذاشته است ... شجريان گنجينه اي است از آواز ديروز و امروز ما .

2- معروف است كه مي گويند هركس را مي توان از همنشين هايش شناخت . در اينجا ميل دارم از كساني كه استاد شجريان با آنها در توليد آلبوم ها همكاري داشته اند نام ببرم و نتيجه گيري هايي بكنم . دوستان گفتند كه شجريان خلاقيتي ندارد . و صرفا از آثار قدما كپي برداري مي كند .دوستان خوبم ، كپي برداري با زنده كردن كاملا فرق مي كند . شجريان به منظور آموختن گوشه ها و نغمه هاي بسيار قديمي به استاد دوامي مراجعه مي كند . اما استاد به دليل كهولت سن ، تدريس برايشان امكانپذير نبوده است . شجريان پيشنهاد مي كند كه همدم استاد باشد و در كارهاي خانه و خريد منزل و ... كمك كند ، تا بدين طريق هم نفس و همنشين ايشان شود ... كوتاه سخن اينكه قرار مي‌شود از طرف وزارت هنر آن زمان ، تصنيف هاي قديمي را كه استاد دوامي در حافظه داشتند ضبط كنند ، كه اين كار به عللي به مراحل اداري مي رسد و كند و غيرعملي مي شود . استاد شجريان اندوخته مالي خودشان را تقديم استاد مي كنند و مي گويند كه شما فرض كنيد از اول قرار بوده است من تصانيف را ضبط كنم ... و حدود 200 تصنيف قديمي بر روي كاست براي محمدرضا شجريان ضبط مي شود و بدين ترتيب گنجينه اي گرانبها به دست او مي رسد . برخي تصنيف ها مانند تصنيف هاي شنيدني كه حاصل زوج هنري (‌شعر : ملك الشعرا بهار و موسيقي : درويش خان ) هستند مانند تصنيف ز من نگارم خبر ندارد ( اجرا شده در آلبوم آهنگ وفا در ماهور ) ارمغان همين ماجرا هستند . اصولا بحث تقليد در مبحث آواز زياد قابل تامل نيست . آواز مبتني بر رديف است و تقليد بيشتر در حيطه صداسازي و نوع صدا مي تواند باشد ... و گرنه در صدها بيت شعر را مي توان در يك گوشه خواند . شجريان به راستي زنده كرد و از فناي آن نغمه ها جلوگيري كرد و هنوز هم مي كند . كما اينكه در كنسرت اخير ( دي ماه 84 تهران ) نيز ايشان يكي از همين تصانيف را اجرا كردند . البته شجريان از اين تصانيف در بين ساير كارها و آوازهايش به تعداد محدود و دلپذير استفاده مي كند . و البته در ده سال اخير كه ايشان با استاد گرانقدر حسين عليزاده همكاري داشته اند ، حتما تصديق مي فرماييد كه خبري از تقليد نبوده است . اصولا حسين عليزاده مردي است كه هم صاحبدل است و هم موسيقي را علمي مي داند .( و مانند او كم داريم ) او با تركيب مايه داد در ماهور و بيداد در همايون ، مقام داد و بيداد را ابداع كرد و آلبوم فوق العاده شنيدني و جادويي راز نو را در همين مقام ارائه كرد . حسين عليزاده كارنامه اش سراسر سازندگي و ابداع است . دوستاني كه بيشتر وارد هستند مي دانند كه او حتي در تك‌نوازي همراه آواز و در جواب آواز نيز نوآوري هاي بسياري نسبت به پيشينيان داشته است كه البته از دايره رديف خارج نشده است . به راحتي مي توان جواب آواز حسين عليزاده را از استاد لطفي تشخيص داد . چون استاد لطفي بيان كهن و قديمي دارند . حسين عليزاده به هيچ وجه مطابق رسم هميشگي مو به مو جملات خواننده را تكرار نمي كند . بلكه وزن شعر و وزن كلمات را حس مي كند و در همان مايه و گوشه ، يك جور هارموني پردازي متناسب با آواز مي كند . ( نمي خواهم بحث را فني كنم ) . سوال من اين است كه چطور مي شود سال ها با اين هنرمند كار كرد ، و شما آن را تقليدكاري بناميد ؟؟ اصلا هنرمندان نسل جديد چون آقايان اساتيد كيوان ساكت و حسين عليزاده را در جمع هنرمندان و هنردوستان به شاخصه هاي نوآوري و ابداع مي شناسند . آلبوم زمستان ، كه فقط بر روي يك شعر نو (‌شعر بلند زمستان از مهدي اخوان ثالث ) كار شده است ، تقليد است ؟‌ تسلط حسين عليزاده بر ساختن تصانيف براي اشعار نو ، و سنت شكني هايش ، كه ضمن رعايت رديف ، اصول تصنيف سازي دوره قاجار را ناديده مي گيرد ، باعث خلق تصانيف جاوداني چون اي مهربان تر از برگ اجرا شده در آلبوم فرياد گرديد .

قبل از آقاي حسين عليزاده نيز ، استاد شجريان مدت ها با استاد پرويز مشكاتيان همكاري داشتند . پرويز مشكاتيان نيز دقيقا به همان ويژگي هاي حسين عليزاده معروف است و با همان ويژگي ها شناخته مي شود . حتي سبك سنتورنوازي او نيز به گفته علماي سنتور متفاوت و جديد است .اگر يادتان باشد در برنامه چهره هاي ماندگار ، وقتي مجري اسم يك شخص را قرائت مي كرد ، ضمن اينكه تصوير او نشان داده مي شد يك قطعه بسيار زيبا از سنتور پخش مي گرديد . آن قطعه كه تنظيم براي اركستر آن از كامبيز روشن روان و آهنگسازي اش از پرويز مشكاتيان است در آلبوم دود عود اجرا شده است و پرويز مشكاتيان و محمدرضا شجريان در آن آلبوم به هنرنمايي مي پردازند .

3- و مورد آخر كه مايلم راجع به آن صحبت كنم وجهه جهاني بين المللي استاد شجريان است . محمدرضا شجريان نشان پيكاسو را از سازمان ملل دريافت كرده اند . اين نشان به كساني اهدا مي شود كه در راستاي آشنايي مردمان دنيا با فرهنگ مردمان خودشان تلاش كرده اند . همچنين آلبوم هاي فرياد و بي تو به سر نمي شود استاد شجريان در دوسال متوالي نامزد جايزه گرمي ( اسكار موسيقي – معتبرترين جايزه جهاني موسيقي ) در بخش موسيقي فولكلور بوده اند . ( توجه كنيم كه در تمام اين سال ها ساير هنرمندان نيز فعال بوده اند و به ارائه آلبوم پرداخته اند ) . و اينها نبوده است جز به همت استاد شجريان كه كنسرتهاي متعدد و بي شمار خارج از كشور برگزار كرده اند . در دور اخبر اين كنسرت ها روزنامه هاي اصلي آلمان و اسپانيا ، و راديو صداي آلمان اخبار و مقالاتي راجع به حال و هواي موسيقي ايراني ارائه كردند . به واسطه اين
تلاش هاي استاد ، همانطور كه در پست قبلي هم لينك دادم ، نام ايشان در دايره المارف ويكي پديا نيز هست . در واقع محافل غربي كه به طور تخصصي روي موسيقي كار مي كنند استاد شجريان را به عنوان نمادي از موسيقي شرق مي شناسند و او را موزيسين شرقي ميدانند . اگر حتي روي گوگل نام استاد شجريان را هم به فارسي و هم به انگليسي جستجو كنيد ، و نام ديگر خوانندگان را نيز همينطور ، به نتايج جالبي دست پيدا خواهيد كرد . استاد شجريان سال پيش در سالن كوئينزهال لندن ، يكي از معتبرترين سالن هاي دنيا كه تعداد معدودي از هنرمندان موسيقي تا كنون آنجا به ارائه برنامه پرداخته اند ، موفق به اجراي كنسرت شدند . نمي توان استاد را متهم به جاه طلبي و غرور كرد . چرا كه در انگلستان ، در يكي از شهرهاي كوچك ، استاد تنها براي 700 نفر ايراني يك برنامه در يك سالن بسيار كوچك اجرا كردند . ايشان معتقدند كه ايرانيان خارج از كشور اگر از لحاظ فرهنگي خودشان علاقه به اين موسيقي داشته باشند ، به هر حال بايد تغذيه شوند . ضمن اينكه اين كنسرت ها وجهه جهاني موسيقي ايراني را نيز روشن تر و درخشانتر خواهد كرد .

در پايان ، از همه دوستاني كه اين مطلب را خواندند صميمانه ممنونم . و خواهشمندم كه نظرات و انتقادات و پيشنهادات خود را به اطلاع بنده برسانند . ( چنانچه قسمت اول اين مقاله را نخوانده ايد ، لطفا مطالعه كنيد ) ... بار ديگر يادآور مي شوم كه هدف من تخريب و توهين نبوده است و نخواهد بود . صرفا خواستم آنچه اين حقير از موسيقي روح افزاي ايراني و استاد مسلم آن ، استاد شجريان ، در طول اين سالها آموخته و مطالعه كرده بودم با شما نيز در ميان بگذارم . اميد كه با مطالعه نظرات و پيشنهادات شما ، و كمك ساير وبلاگ هاي همفكر ، در راه اعتلاي اين موسيقي گام برداريم .