خيلي پيش تر از اين ، مطلبي در مورد عليرضا افتخاري و راه ناصوابي كه در پيش گرفته استعليرضا افتخاري نوشته بودم ، و داد و فغان دوستداران افتخاري چنان به هوا رفت ، و متاسفانه كسي گوش به جوهره و جان كلام من نداد ، كه قصد كردم ديگر راجع به افتخاري چيزي ننويسم .
اما آلبوم جديد ايشان به نام ‌" آواي عشق " كه به تازگي از سوي انتشارات سروش روانه بازار موسيقي ملي ايران شد ، نه من را ، كه خيلي از عاشقان تعالي موسيقي اين آب و خاك را بر آن داشت كه قلم برگيرند .
قبل از هر چيز ، مايلم اين نكته را توضيح دهم كه چرا اصولا اين همه انتقاد و شكايت راجع به عليرضا افتخاري مي نويسيم ؟ در پاسخ شايد بايد همان تك بيت معروف را تكرار كنم كه : اگر با من نبودش هيچ ميلي / چرا ظرف مرا بشكسته ليلي ؟ ... حقيقت اين است كه جناب افتخاري داراي استعداد خدادادي عظيم و صدايي گرم و حنجره اي توانا در اجراي حالات مختلف موسيقي ايراني هستند ، و صد البته قدرت و تكنيك و درك اجراهاي حرفه اي و با سطح هنري بالا را نيز به شهادت بسياري از آثار قديمي شان دارند ، اما رويه اي كه چندين و چند سال است ايشان برگزيده اند  واقعا جاي تاسف و افسوس است . زود قضاوت نكنيد ! اگر خواننده اي ، كه قدرت چنداني نداشت ، و صداي گيرايي نداشت ، و به هر حال كسي بود كه از لحاظ زيبايي شناختي نمي توانست آثاري با كيفيت بالا توليد كند ، نه من كه هيچ انسان عاقلي اين همه بر او خرده نمي گرفت ( كما اينكه از اين دست خوانندگان زيادند و اصلا كوچكترين اهميتي هم براي همه ما ندارند ) ، اما وقتي از افتخاري بحث مي كنيم ، به نظر من قضيه چيزي شبيه  كم كاري ، تنبلي ، برخي ترجيحات ، عدم دلسوزي و نظاير اين هاست . چرا كه ايشان پيش تر خودشان را و قدرتشان را نشان داده اند . وگرنه من و امثال من به كدام سند و مدرك حرف مي زنيم ؟ مگر سند ما چيزي جز " مقام صبر " است ؟؟؟
بگذاريد با هم ورقي به دفترچه ذهنمان بزنيم ...
آلبوم مقام صبر ... گروه عارف به سرپرستي پرويز مشكاتيان و صداي عليرضا افتخاريدر " مقام صبر " ، افتخاري در كنار يكي از بزرگترين موسيقي دانان و آهنگسازان ايران ، استاد پرويز مشكاتيان قرار مي گيرد .  در اين آْلبوم ، همه چيز در سطحي قابل قبول مي باشد و اثري كه خلق مي شود شنيدني و زيباست . اثري كه در كارنامه افتخاري ( به نظر من ) منحصر به فرد است و هنوز كه هنوز است مانند آن اجرا نكرده است . آيا ما بايد همه زيبايي اين اثر را نتيجه ذوق و درايت و تسلط مشكاتيان بدانيم ؟ متاسفانه كارهاي اخير آقاي افتخاري ما را تشويق مي كند كه در جواب اين پرسش و پرسش هايي مشابه ، جواب مثبت دهيم . يعني افتخاري نياز دارد كه در كنار آهنگسازي مسلط و باتدبير و با فرهنگ قرار گيرد . چنانچه بعدها در "راز و نياز " در كنار حسين عليزاده قرار مي گيرد و مجددا اثري درخور توليد مي شود . تصنيف " بيا تا گل برافشانيم " اين آلبوم اتفاقا معروف هم مي شود و ثابت مي كند كه هميشه معروف شدن و در بين دهان ها چرخيدن نيازمند سطحي بودن و هنري نبودن نيست . باري ... تعداد آلبوم هاي عليرضا افتخاري زياد است و نام بردن از همه آنها نياز به رونويسي از فهرست از پيش تعيين شده دارد . اما وي دو بار نيز با جلال ذوالفنون به خلق موسيقي مي پردازد كه از قضا تصنيف هاموفق و معروف مي شوند .
آلبوم راز و نياز ... گروه شيدا و عارف ... آهنگساز حسين عليزاده و صداي عليرضا افتخاريوقتي به اين كارنامه نگاه مي كنيم ( و البته گوش مي كنيم ! ) بايد به خود حق بدهيم بپرسيم چه چيزي باعث مي شود افتخاري از اين سبك كار ، به سمت " بابا طاهر " حركت كند ؟ بابا طاهري كه استادمحمدرضا شجريان به زيباترين نحوي از دوبيتي هاي او در بيشتر آلبوم هايش استفاده مي كند و غم جانسوز زيبايي را بيان مي دارد ، متاسفانه در اين آلبوم به مسخره گرفته مي شود . به راستي " شكوه عشق " با سطحي ترين موسيقي هاي ماهواره اي چه تفاوتي دارد ؟ ( حتي از لحاظ ميكس و تدوين ) ... " خاطرات جواني " افتخاري آيا واقعا همين ها است كه خوانده ؟ مگر جواني افتخاري در اصفهان و در مكتب تاج نبوده است ؟ پس چه شد كه خاطرات جواني را فضل الله توكل با رنگ و بوي لاله زار تهران مي سازد ؟ در " خوشسرمستان ... آهنگ جلال ذوالفنون و هابيل علي اف ... صداي افتخاري آمدي " او به چه كسي خوش آمد مي گويد ؟ ما حق داريم بپرسيم چه چيزي افتخاري را از " همتاي آفتاب " به " غم زمانه " و " گل ميخك " ( اين دل غافل من دشت جنونه به خدا !!!!!!!!!! ) مي رساند ؟ بايد از ايشان پرسيد چرا به تكرار كارهايي كه سال هاي سال توسط خيلي ها از جمله " هايده " ، " حميرا " ، " مهستي " ، و سايريني از اين دست ! خوانده شده اند مي پردازند ؟

و امروز " آواي عشق " متاسفانه و متاسفانه نه تنها چيز تازه اي براي گفتن ندارد ، بلكه شايد بتوان ادعا كرد در سطح كارهاي قبلي افتخاري نيز نيست !!! تصنيف ها و آوازهاي اين اثر حقيقتا شبيه تمرين يك خواننده است ، نه كاري كه منتشر كرده است ! چه قدر از اين تصنيف هاي تكراري ؟ واقعا بس نيست آقاي افتخاري ؟ گفته اند و گفته ايد كه كمتر آواز مي خوانيد وبيشتر تصنيف مي خوانيد ... دلايلي هم آورده ايد مانند اين كه مي خواهيد جوانان را جذب كنيد و آواز خسته كننده است و غيره ... باشد قبول ... شما دوست نداريد كارهايتان شبيه كارهاي سنتي استاد شجريان و ديگران باشد و مايل هستيد فقط تصنيف بخوانيد ... اما شما را به خدا مثل " هنگامه " بخوانيد ... مگر آنچه در " هنگامه " خوانديد تصنيف نيست ؟؟؟ تصنيف هاي " هنگامه " را چگونه خوانديد ؟ آيا به نظر خودتان تصنيف هاي آلبوم " هنگامه " با كارهاي بعدي شما اصلا قابل قياس است ؟ در آن آلبوم شنونده اقلا دو سه تصنيف خوب و گوش نواز پيدا مي كند كه بشود بارها شنيد ... اما ساير تصنيف هايتان ... واقعا تكراري شده است ... تا كي مي خواهيد با تنظيم هايي كه پر از صداي بلند دف هستند ، و سر ضرب هاي ساده اي كه با تك مضراب هاي سه تار و تار زده مي شود ، ملودي هاي ساده اي كه كشش هاي پيچ در پيچ آرشه ويولن در آن به دفعات شنيده مي شود و ... تكراري شده است ! باور كنيد . تصنيف آغازين آْلبوم جديدتان  " آواي عشق " دقيقا يكي از تصنيف هاي تكراري شده است كه شما بارها و بارها گاهي فقط با عوض كردن شعر و ريتم خوانده ايد ... اين تصنيف جديد هم دقيقا منطبق با ريتم تصنيف قديمي خود شما ! با اين شعر " اي دل اگر عاشقي ، اي دل اگر عاشقي ، در پي دلدار باش " مي باشد . شما كه استاد شجريان را متهم مي كنيد كه چرا چندين و چند آلبوم خود را با همكاري " عليزاده " و " كلهر " بيرون مي دهد و چرا ده سال است كه فقط با اين هنرمندان كار مي كند ... شما كه ادعا مي كنيد كه نبوغ و ذوق يك هنرمند هرچه قدر هم زياد باشد بالاخره پاياني دارد و يك خواننده نبايد اين همه سال با يك نفر كار كند ، پس چرا دست از سر آقاي " خدارحمي " بر نمي داريد ؟؟؟ فكر نمي كنيد نبوغ ايشان هم تمام شده و كارهاي شما به قول يكي از منقدين شبيه كارهاي سريالي و به قول كارخانه دارها "‌سري زني " شده است كه عينا يكي بعد از ديگري و شبيه هم بيرون مي آيد ؟

آلبوم جديد عليرضا افتخاريخطاب به مخالفين اين نوشته هم بايد نكته اي را ذكر كرد و آن اينكه استقبال و شور و شوقي كه مردم از يك اثر هنري ( در هر رشته اي ) به عمل مي آورند اولا ملاك مناسبي براي سنجش هنري بودن و ارزش هاي معنوي آن اثر نيست ، و ثانيا هيجانات مردم زودگذر و آني است و ملاكي براي ماندگاري و ثبات كار نمي باشد . كما اينكه در جشنواره فيلم فجر ، جايزه تماشاگران تنها يكي از جايزه هاي جشنواره است و به يكي از فيلم ها تعلق مي گيرد . در واقع كسي نمي گويد كه هر فيلمي را كه مردم انتخاب كردند آن فيلم ، برگزيده است و بايد آن را تشويق كرد . بلكه هياتي از داوران و كارشناسان و بخشي از مردم كه سليقه و درك و تجربه هنري شان كمي بيشتر است به قضاوت مي نشينند تا ببينيد چه كسي واقعا زحمت كشيده است و چه كسي خواسته است با استفاده از عناصر جذب و زرق و برق دار ، مردم را بفريبد . و آنگاه به فيلم برنده جايزه اهدا مي كنند . اكثرا هم فيلم برگزيده تماشاگران با فيلم برگزيده جشنواره يكسان نيست ! اين دقيقا چيزي است كه افلاطون چهارصد سال پيش از ميلاد مسيح فهميد و به آن اشاره كرد : مردم را مي شود به راحتي فريفت ! و سليقه آنها را با هيجان هاي زودگذر ( اعم از سكس ، عشق ، ريتم ، تحرك و ... ) مي توان تحت تاثير قرار داد . پس بدانيم كه ملاك قضاوت ، نمي تواند استقبال باشد .

در ضمن در نظر داشته باشيم كه استقبال مردم نيز بسيار بسيار از كارهاي آقاي افتخاري كم شده است ولي ما هنوز همان شور و هيجاني كه براي آلبوم هاي " نسيما " و " نيلوفرانه " در مردم بود را در ذهن خود داريم . درباره آن آلبوم ها بايد شرايط اجتماعي ، و سال هايي كه موسيقي از تصنيف هاي به نسبت شادتر و پويا تر ، شبيه چيزي كه افتخاري ارائه كرد ، خالي بود را نيز در نظر بگيريم . يا مثلا در مورد "‌ياد استاد " نبايد فراموش كنيم كه اين حافظه موسيقيايي مردم بود كه با شنيدن ترانه هاي دلخواه و عزيزشان براي خريد نوار هجوم آوردند ...

به هر حال ، كوتاه سخن اينكه ، جناب افتخاري عزيز ... اين مردم بودند كه شما را از كوچه پس كوچه هاي احمدآباد  اصفهان به فرمانيه تهران كشاندند ! اين مردم بودند كه با خريد آثار شما ، حتي ظاهر شما را نيز عوض كردند و نوع پوشش و آرايش صورت و عينك و ... نيز براي شما عوض شد ! اين مردم بودند كه باعث شدند شما در " نسيما " در عرض مدت كوتاهي ... ميليون تومان به دارايي هايتان اضافه شود ... اكنون چرا براي همين مردم ، چنين موسيقي اي مي خوانيد ؟ آيا همين مقدار كه اين مردم به شما اعتماد كردند و شناخته شديد ديگر كافي است ؟ ديگر نبايد كار ارزشمند و داراي ارزش هاي هنري توليد كرد ؟ ... البته لزومي هم ندارد ، همين كه نوشته باشد : با صداي عليرضا افتخاري ! فروش آن تضمين شده است . دقيقا مانند نقشي كه هديه تهراني در سينما دارد  ، با اين تفاوت كه هديه تهراني فيلم هاي خوبش خيلي بيشتر از فيلم هاي سطحي اش است . جناب افتخاري ، شما را به خدا دم از جوان پسند بودن و اين كه بايد جوان ها را جذب كرد نزنيد ، چون اگر همينطور پيش برويد از افشين و شهرام كاشاني هم جوان پسند تر مي شويد !!! ... و باور كنيد حيف است ... انتقادي اگر مي كنيم فقط به خاطر اين است كه از شنيدن نصف اول آلبوم هايتان لذت مي بريم ... و بارها و بارها گوششان داده ايم ...

در همين زمينه :

* افتخاري شاگرد تاج بوده است ؟ ( نقدي فني بر تصنيف آواي عشق از نواهاي ايراني )‌

* دانلود كنيد و بشنويد ( تصنيف از آلبوم هنگامه ) :

شـب كــه از ســاز دلـم ناله بر خيزد
نغمه ها در جان من شعله مي ريزد

سر به ديوار غــمت ، مـي گــذارد دل
اخــتران را تا ســحر مي شـــــارد دل

يك ستاره مي شود روشن و خامـوش
همچو من گويا كشد ، بار غم بر دوش

تا سحر ، در سفر ، از دل شب ها ، يكه و تنها ،
                                                                          اختر من گه نهان ، گه شود پيدا ...

عاقبت گيرد شبي ، اين سفر پايان
اخـتر عمرم شود ، از نظر پنهان

تا سحر ، در سفر ، از دل شب ها ، يكه و تنها ،
                                                                          اختر عمر من است ، اين فلك پيما ...

آلبوم هنگامه ... صداي افتخاري و آهنگ حسن ميرزاخانيشعر از ساعد باقري
آهنگ و تنظيم از : حسن ميرزاخاني









* دانلود كنيد : تصنيف آواي عشق از آلبوم جديد افتخاري

* دانلود كنيد : آواز در مايه اصفهان از آْلبوم جديد افتخاري

*** با تشكر از وبلاگ ياد استاد و سايت عليرضا افتخاري ، كه عكس آلبوم جديد و ساير آلبوم ها و نيز دو دانلود از آلبوم جديد را از آنها گرفته ام .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 15:29  توسط امیر  | 
مطالب گذشته . . .