تبليغاتX
دل آواز - همایون شجریان ، راهی که ر فت ، راهی که هست ...

استاد محمدرضا شجريان و همايون كوچك

فرارسيدن سي و يكم اردي بهشت ماه ، سالروز تولدتان را از طرف خودم و همه علاقه مندان آثار و صداي شما ، كه همانا دوستداران موسيقي اصيل ايراني هستند تبريك مي گويم . اميد كه  با تلاش ها و تصميم هايتان ، آينده اي روشن تر و شادانه تر را براي موسيقي اين مرز و بوم رقم بزنيد و افتخارات استاد بزرگوار محمدرضا شجريان را امتداد دهيد ...

***


حقيقت اين است كه همايون شجريان به ميزان بسيار زيادي ، جايگاه فعلي اش  را مديون نام و آوازه پدر است . همايون ، به واسطه اينكه يك "‌شجريان " است همواره زير ذره بين قرار دارد. درمورد ساير هنرمندان به هر حال علاقه مندان آن هنرمند هميشه پيگير احوال او هستند اما همايون چون "‌شجريان " است مورد توجه عموم شنوندگان موسيقي اصيل ايراني اعم از آماتور يا حرفه اي و منتقد يا مشوق مي باشد . كوچكترين حركت او ، حتي اگر خواندن يك تصنيف باشد ، به سرعت در رسانه منتشر مي شود . منتقدان به سرعت آوازخواني او را تجزيه و تحليل مي كنند و نتيجه گيري مي نمايند . همايون علي رغم ميل باطني اش ، چه بخواهد  و چه نخواهد هنوز زير سايه سنگين نامي بزرگ چون " محمدرضا شجريان " است  و بسيار سخت است كه اين پوسته را بشكند و به مردم بفهماند كه به من به چشم همايون شجريان نگاه كنيد ، بدون محمدرضا شجريان !

همايون شجريان

ارسال تصوير از خانم ساغر

همايون شجريان را دوستداران و علاقه مندان موسيقي ايراني و علي الخصوص موسيقي خاص استاد شجريان از پيش تر ها مي شناختند . به عبارتي نام همايون براي آنان كه آثار و آوازهاي استاد محمدرضا شجريان را پيگيري مي كردند غريبه نبود . همايون در آلبوم آهنگ وفا با پدر همخواني هايي در برخي ابيات كرده بود و البته تمبك نيز زد . در خلال سال هاي 75 تا 79 و به خصوص در كنسرت هاي خارج از كشور استاد محمدرضا شجريان ، مشتاقان آواي استاد ، جواني را در كنار استاد ديده بودند كه تنبك مي زند و گاهي برخي ابيات را مي خواند . همچنين آنگاه كه محمدرضا شجريان جايزه جهاني چشم پيكاسو را در مقر سازمان يونسكو دريافت كرد ، و سپس به اجراي برنامه پرداخت ، ضرب را همايون شجريان بر عهده داشت . باري در بي تو به سر نمي شود و فرياد اين همكاري پدر و پسر به اوج رسيد تا آنجا كه ضمن اينكه همايون يكي از اعضاي گروه چهارنفره محمدرضا شجريان بود ، كار از همخواني به تك خواني رسيد . و همايون به طور مستقل در دقايقي از برنامه آواز مي خواند و برخي قسمت هاي تصنيف را نيز اجرا مي كرد . چنانچه در كنسرت همنوا با بم در سال 1382 وقتي در انتهاي كنسرت استاد محمدرضا شجريان بنا بر درخواست هاي مكرر و بي امان مردم به اجراي مرغ سحر نشست ، از اوسط تصنيف با نگاه هاي معني دار همايون روبرو شد و آنان كه فيلم كنسرت را ديده اند ، مي بينند كه استاد لبخندي به معناي " رخصت " و " اجازه " به فرزند مي زنند و همايون شروع به خواندن مي كند : نوبهار است ... گل به بار است ... ابر چشمم ... ژاله بار است ...

با تشكر فراوان از وبلاگ تحرير بابت آپلود تصوير

آپلود تصوير از وبلاگ تحرير

اما اردي بهشت ماه  1382 زماني بود كه همايون در 28  سالگي  شجرياني  ها  را  شوكه كرد   !  آلبوم " نسيم وصل " كه اولين آلبوم مستقل همايون شجريان بود به بازار موسيقي كشور عرضه شد . هيجاني سرتاپاي بدن خسته موسيقي را فرا گرفت . مشتاقان اين صدا و اين نوا همه از هم سوال مي كردند : يعني خودش تنها ؟ بدون استاد شجريان ؟ تكي خونده ؟ و تكان هاي سر فروشنده به نشانه تاييد ...

همايون شجريان ، آنطور كه در بروشور آلبوم نسيم وصل و نيز سايت موسسه دل آواز آمده است ، متولد 31 اردي بهشت سال 1354 است . از كودكي به تشخيص پدرش ( استاد محمدرضا شجريان ) تنبك را نزد استاد ناصر فرهنگفر و بعدها استاد جمشيد محبي آموخت ، گرچه بعدها در هنرستان موسيقي كمانچه را به عنوان ساز تخصصي انتخاب كرد و در خارج از هنرستان نزد اردشير كامكار به يادگيري آن پرداخت ( كه آثار اين استاد و شاگردي بعدها در آلبوم ناشكيبا ظاهر شد ) ... همايون از ده سالگي به همراه خواهران خود نزد پدر به فراگيري آواز پرداخت و در دوران بلوغ ( كه تغييرات اساسي در صداي پسران ايجاد مي شود ) روزانه به طور فشرده تكنيك ها وصداسازي ها را آموخت ...

باري پس از انتشار نسيم وصل ، حقيقتا تا مدت ها منتقدان و شنوندگان در شوك بودند و نقدي اصولي و يا حتي صحبتي كه بشود روي آن حساب كرد پيرامون اين آْلبوم زده نشد . اگر بخواهيم منصف باشيم ، همايون در آن زمان صرفا به خاطر اينكه فرزند محمدرضا شجريان بود و نام فاميلي شجريان را يدك مي كشيد مورد توجه قرار گرفت . چرا كه اگر خواننده ديگري همين تصنيف ها را با آلبومي به همين نام روانه بازار مي كرد به خوبي مي دانيم كه در اوضاع آشفته موسيقي امروز شايد حتي دچار شكست هم مي شد . اما عنوان "‌شجريان " باعث شد تا نسيم وصل را بخريم و گوش دهيم ... و همايون كه با ارئه اين كار نهايت ريسك را كرده بود ، با جرات و جسارت تمام ، سرش را بالا گرفت و گفت : من آمدم ! ...

بعدها وقتي كمي به خودمان آمديم ديديم با آلبومي روبرو هستيم كه به سبك و سياق هميشگي شجريان نيست . در نسيم وصل فقط يك آواز مي شنويم و ساير قطعات همگي تصنيف هستند . همايون در اين آلبوم به شدت خودش بود . شما خود را به جاي او بگذاريد ... او به جز شعر آواز هيچ شعر ديگري از شاعران كلاسيك ايران انتخاب نكرد و تعداد ساز و ‌آواز را نيز به يكي كاهش داد . سن و سال همايون در اين زمان كه بديهي است منتج به نگاه متفاوت او نسبت به پدرش مي شود ، باعث شد تا جوانان رفته رفته از نسيم وصل استقبال كنند . احساس غمگنانه  و شاعرانه شروع آلبوم : نبسته ام به كس دل ... نبسته كس به من دل ... چو تخت پاره بر موج ... رها رها رها من ... به تدريج جواناني را كه امروزه سرهايشان پر است از عاشقي هاي فوري ! و نفرت هاي فوق فوري ! جذب كرد . من از كجا ... عشق از كجا ... اي عاشقان ... اي عاشقان .... اي بيدلان ... اي بيدلان ...
فراموش نكنيم كه " نسيم وصل " فقط با مهرباني روبرو نشد . بلكه جو شديدي از انتقاد نيز عليه آن به راه افتاد . حتي من به خوبي به خاطر دارم كه يكي از روزنامه ها در نقدي بر آن ، صداي همايون را به صداي ترانه خواني " معين " شبيه كرده بود و گفته بود اين نوار پر از ترانه هايي است كه به سبك وسياق معين خوانده شده ! ... باري طيف گسترده سلايق مردم و منتقدان و آشنايي قبلي مردم با محمدرضا شجريان باعث شد تا موجي از تشويق و تهديد به راه بيفتد .

باري ... همايون شجريان قدم به عرصه موسيقي گذاشت ...

  • بعدها دومين آلبوم او يعني " ناشكيبا " در 31 اردي بهشت سال 1383 به بازار عرضه شد . در اين آلبوم اردشيركامكار كه پيش ترها گفتيم آموزش كمانچه را به همايون جوان برعهده داشته است دست به كار آهنگسازي مي زند و همايون بيشتر از " نسيم وصل " به پدر نزديك مي شود ، چرا در اين آلبوم تعداد سازو آوازها بيشتر شده و به موازات آن تعداد تصنيف ها كمتر ، و در عوض يك قطعه بي كلام گنجانده شده است . " ناشكيبا " علاوه بر اينكه از دلايلي كه پيشتر گفتيم براي فروش بسيار زياد بهره برد ( دلايلي چون نام شجريان ، كنجكاوي مردم بر همايون و آثار او ، و ... ) به دو دليل ديگر نيز اتفاقي بزرگ بود . يكي مصاحبه ها و گفت وگوهايي كه بعد از نسيم وصل با همايون انجام شده بود و مردم و لااقل ناآشنا ها كمي بهتر او را شناخته بودند ، و ثانيا جو شديدي كه نسيم وصل درست كرده بود . همايون در اين آلبوم آواز ناشكيبا را به زيبايي و به شيوه سنتي اجرا مي كند . ناشكيبا از فروش و استقبال بسيار زيادي بهره مند شد .

  • اما سومين آلبوم وي ، " شوق دوست " ، در اسفند ماه 83 خود را به بازار موسيقي معرفي كرد . همايون شجريان در شوق دوست بار ديگر دست ياري به سوي " محمدجواد ضرابيان " دراز كرد . آهنگسازي كه تصانيف آلبوم اول او يعني نسيم وصل را ساخته بود و با اقبال مواجه شده بود . همچنين محمدجواد ضرابيان به خاطر برخي آلبوم ها كه با عليرضا افتخاري و ديگر خوانندگان خوش سابقه آن روزگار ضبط كرده بود كاملا شناخته شده بود . در شوق دوست ، همايون باز هم بيشتر به پدر و سبك وسياق آوازخواني او نزديك مي شود ،‌ به طوريكه در اين آلبوم او تقريبا دستگاه ثابتي ( سه گاه ) را براي خود انتخاب مي كند و در اسلوب مشخص تري به ارائه ساز و آواز سه گاه " شوق دوست " ، و آواز مغلوب ، آواز مثنوي مخالف و فرود مي پردازد . نويسنده اين سطور از آنجا كه دسترسي به آمار رسمي و تاييد شده ندارد نمي تواند به قطعيت حكم كند امابرداشت شخصي من اين است كه "‌شوق دوست " با آن استقبالي كه انتظارش مي رفت مواجه نشد . به شخصه حتي از كيفيت نامناسب نوار هم ناراضي بودم . اگر تا اينجا بخواهيم نمودار نفوذ آثار همايون را رسم كنيم ، با كمي اغماض مي توان گفت كه از نسيم وصل تا شوق دوست اين نمودار صعودي بوده است اما در نقطه "‌شوق دوست " بايد براي نمودار يك حركت نزولي و يا لا اقل ثابت فرض كنيم .

  •  حرف ها  و حديث شروع شد .  همايون  چه مسيري را مي رود ؟  و چه مي خواهد بكند ؟  كه  به  ناگاه " نقش خيال " در مهرماه 1384 بار ديگر ولوله بر پا كرد . همايون اين بار اثري را خوانده بود كه شباهتي به هيچ كدام از آثار موسيقيايي توليد شده در حوزه موسيقي سنتي نداشت و البته شباهتي به كارهاي قبلي او نيز نداشت . اولا در اين اثر همايون به ناگاه رشد زيادي عرفان اشعار از خود نشان مي دهد و رو به مولوي خواني مي آورد ، به طوري كه سه غزل از مولانا ( همگي با درونمايه هاي عرفاني انساني و نه عاشقانه ) و دو غزل از سعدي دستمايه آواز او در نوا قرار مي گيرد . همچنين همنشيني همايون ، در كنار آهنگسازي به نام " علي قمصري " كه در ميان اهالي موسيقي ناشناخته بوده و جواني و كم كاري او اولين چيزي است كه در رزومه چاپ شده در بروشور نقش خيال به چشم مي آيد نيز جاي بحث داشت . اين بار " نقش خيال " واقعا تجربه اي نو بود . تجربه اي نو و ساختار شكن كه تا به حال در فضاي موسيقي ايران نبود . تلفيق گيتار و تار توسط آهنگساز در برخي قطعات و استفاده از سازهاي دورمانده اي چون طبلا ، دودوك و كاسوره و استفاده از اركستري پرساز و بزرگ ، البته نشان از استعداد سرشار آهنگساز مي داد اما همانطور كه اكثر منتقدين هم اشاره كردند ، برخي قطعات اين مجموعه كاملا الهام گرفته از ساخته هاي " حسين عليزاده " در ني نوا بود . اگر هم اكنون بار ديگر ني نواي حسين عليزاده را گوش كنيد و بلافاصله به " مقدمه نوا " در نقش خيال گوش بسپاريد متوجه مي شويد كه جمله ها و حركات ملودي و موتيف  ها و حتي گاهي نوع تنظيم ، الهام گرفته از ني نوا هستند ( كه البته اين نقص نيست ) . در زمينه چاپ و تكثير نيز سي دي نقش خيال يك نوآوري داشت و ‌آن اينكه به غير از هفت تراك موسيقي ، يك فايل با پسوند دبليو ام آ ( WMA ) كه مختص شنيدن در كامپيوتر است نيز ارائه شده بود .

همايون شجريان - دهه سوم زندگي - آلبوم مستقل نقش خيال

( توجه : هدف اين نوشتار از بررسي اجمالي آلبوم ها صرفا مروري كلي و منظم بوده است و نگارنده خود را در حدي نمي داند كه بخواهد با اظهار نظر شخصي به ارائه تفسيرهاي هنري در رد يا قبول آلبوم ها بپردازد . آنچه خوانديد صرفا نگاهي گذرا بود بر كارنامه همايون شجريان . نقد و تحليل آن بر عهده كارشناساني است كه توانايي اين كار را دارند )

خوب ... همايون جوان تا اينجا چهار اثر مستقل از پدرش در كارنامه دارد و بسيار بسيار مورد توجه هنردوستان و علاقه مندان به موسيقي است . البته بايد قبول كرد كه چهار آلبوم اصلا ملاك مناسبي براي قضاوت نيست . چرا كه همايون هم اكنون اگر بيشتر كه كمتر هم نه ، نسبت به ساير فعالين اين حوزه تحت توجه است و اين در حالي است كه اكثر خواننده هاي شناخته شده بيشتر از ده ها آلبوم دارند . به طور شاخص آقايان شهرام ناظري و عليرضا افتخاري ده ها آلبوم دارند و كارنامه استاد محمدرضا شجريان را نيز شما بهتر از نگارنده مي دانيد .


اما بياييد برخي نكات را با هم مرور كنيم :

1) استاد شجريان در مصاحبه دو ساعته اي با شبكه جهاني جام جم ، در رابطه با شاگردان خود توضيح مي دهند . استاد بارها و بارها تاكيد كرده اند كه از نظر ايشان ، آموزش آواز بايد از صداسازي و تكنيك هاي صدا و حنجره و تمرين هاي تارهاي صوتي شروع شود و بعد از اين مرحله است كه هنرجو را بايد وارد سلفژ  و شناخت نت ها كرد و سپس آموزش آواز مطابق رديف موسيقي ايراني شروع مي شود و در نهايت دوره عالي است كه ويژه مركب خواني و مدالاسيون بين دستگاه ها و تحريرها و قرينه بندي ها و غيره مي باشد . استاد بازگو كرده اند كه اكثر كساني كه چندماه يا چندسال پيش ايشان به تمرين ‌آواز پرداخته اند ( مانند جناب عليرضا افتخاري - آقايان سراج - ناظري - مرحوم بسطامي - خانم پريسا و ديگران ) قبل از اينكه به كلاس استاد بيايند مي خوانده اند . حتي گاهي داراي آلبوم هم بوده اند و استاد مراحل صداسازي و تكنيك هاي صدا و حنجره را با آن ها كار نكرده اند . در آن مصاحبه استاد محمدرضا شجريان از سينا سرلك و همايون شجريان به عنوان تنها شاگرداني نام مي برند كه از كودكي ( همايون از ده سالگي و سيناسرلك نيز گويي از دوازده سالگي ؟؟؟‌) نزد استاد بوده اند و استاد مراحل آموزش را از ابتدا و مطابق سبك و مكتب خود به آنها آموزش داده اند . در واقع همايون شجريان دوازده سال نزد پدر آموزش مي بيند و به گفته استاد شجريان ، روزي پس از اين سال ها از طرف پدر به پسر اجازه داده مي شود كه به تنهايي آلبوم ارائه كند . در اينجا ضمن اينكه مي توان به پيچ و خم ها و دشواري هاي موسيقي اصيل ايراني پي برد كه چه اندازه طاقت فرسا و زمان بر است ،‌ مي توان اينگونه برداشت كرد كه همايون شجريان عصاره آموزش هاي پدر است . استاد محمدرضا شجريان به عنوان گنجينه اي بس ارزشمند كه بسياري از شاهكارهاي ماندني موسيقي را به شنوندگان عرضه كردند و در مورد نقش و جايگاه ايشان كسي ( حتي مخالفين ) كوچكترين ترديدي ندارد ، عصاره و چكيده آموزش هاي خود را به همايون جوان منتقل كرده است . اينكه برخي منتقدين ايراد مي گيرند كه همايون بيش از اندازه مانند پدر آواز مي خواند ايرادي نا بجاست . زيرا اگر شما دوازده سال شاگردي يك استاد تار را هم بكنيد ، عينا مانند او تار خواهيد زد . البته نه اينكه اين همانندي تا هميشه ادامه يابد اما فرصت لازم است تا هنرجويي كه تحت يك سبك خاص تعليم ديده است آبديده شود و استعداد و خلاقيت دروني خويش را بشناسد و به ارائه ‌آوازي منحصر به خودش و با سبك و سياق خودش بپردازد .

2) همايون در اولين مصاحبه عمرش با روزنامه جام جم ، بيان كرده بود كه بسيار نگران اين است كه نتواند از زير سايه نام پدر بيرون بيايد . به عبارت ديگر او ضمن اينكه نهايت احترام را براي پدر قائل است اما دوست ندارد كوچكترين حركت او با يك استاد با سابقه پنجاه سال آواز خواني  و مركب خواني كه در ذهن و حافظه مردم چهره اي ملي است مقايسه شود . اين البته دغدغه به جا و درستي است كه فرزندان انسان هاي مشهور و محبوب هميشه داشته اند . واقعيت اين است كه همايون هنوز به اين آرزوي خود نرسيده است . و هنوز ما شنوندگان نمي توانيم شان استاد محمدرضا شجريان را در مقايسه با همايون ناديده بگيريم .

3) همايون شجريان نبايد فراموش كند كه قطعا و حتما از امكاناتي برخوردار بوده است كه براي برخي دسترسي به آن امكانات آرزويي بيش نيست . اينكه صدابردار يك آلبوم آقاي ريموند موسسيان باشد ( كه يكي از سرشناس ترين چهره هاي صدابرداري موسيقي زنده در ايران ) هستند ، چيزي است كه براي هر خواننده اي يك آررزو است .  ريموند موسسيان در كنار رامين زماني چهره هايي هستند كه از قديم با استاد محمدرضا شجريان همكاري داشته اند و نام آنها را در آلبوم هاي فرياد و بي تو به سر نمي شود مي خوانيم . اينكه نوار و سي دي يك اثر از طرف شركت دل آواز كه شركتي معتبر و شناخته شده است و فقط به انتشار و عرضه آثار استاد شجريان مي پردازد صورت گيرد ، واقعا امتياز بزرگي است . استفاده از امكانات انتشار شركت دل آواز باعث مي شود كه همايون سي دي هايي در حد و اندازه استانداردهاي سي دي هاي استاد شجريان وارد بازار موسيقي كند . سي دي هايي با تكثير ديجيتالي و اورجينالي شركت لاله كامپيوتر كه از معدود صاحبان اين فن آوري هستند و با بسته بندي مناسب و كيفيت بالا . همچنين همايون شجريان حتما مي داند كه بهره مندي از تعاليم استادي چون محمدرضا شجريان براي هر جوان علاقه مند به آواز يك رويا محسوب مي شود و نيز نشستن در كنار بزرگاني چون حسين عليزاده و كيهان كلهر ، براي هر نوازنده اي هر چه قدر هم توانا باشد ميسر نيست . اما چرا اين ها را بازگو مي كنم ؟ آيا هدف من تخفيف همايون شجريان است ؟ نه ! اصلا و ابدا ... بلكه دلم ميخواهد همايون با وقوف بر امكانات بي نظيري كه برايش فراهم است بيشترين سعي خود را بكند تا آنچه در عرصه موسيقي توليد مي كند شايسته نام و توانايي و امكانات او باشد .

4) و اما ، همايون شجريان ، مورد توجه اكثر جوانان است . جواناني كه همه آنها زياد هم دوستدار موسيقي اصيل ايراني نيستند اما به خاطر تصنيف هاي دوست داشتني نسيم وصل و نيز شايد به خاطر سرپنجه هاي تواناي مژگان شجريان كه همواره زيبايي چهره برادرش را به شكلي تصوير مي كند كه صد چندان جلوه مي نمايد ، از همايون خواننده اي ساخته است كه مانند پدر وارد هاله هاي مقدس نشده است و اكثريت جوانان با هر گرايشي او را دوست دارند . همين نكته است كه باعث خوشحالي بي حد و اندازه نگارنده است . چرا كه در اين روزگار آشفته موسيقي ، همين كه يكي از اعضاي خانواده موسيقي سنتي توانسته است علاقه و احساسات جوان تر ها را جذب كند ( چيزي كه امروزه خيلي با روش هاي غيرانساني اين كار را مي كنند ) باعث خوشحالي است .  دختر جواني بود كه خطاب به پيرمردي مي گفت : " پدر جان ما هم شجريان خودمان را داريم ، همايون شجريان ! " ... اين قضيه را بايد به فال نيك گرفت و به همايون كمك كرد تا هر چه بيشتر درخشش داشته باشد . باشد كه جوانان اين سرزمين روزي زيبايي هاي نهفته در موسيقي مملكتشان را درك كنند .

و چرا اين مقاله را نوشتم ؟ چون به شخصه همايون شجريان را دوست دارم . مخصوصا رفتار و متانت و تواضعش را . چرا همايون را دوست دارم ؟ چون شيفته استاد محمدرضا شجريان هستم . نمي گويم بايد همايون را دوست داشت چون شجريان بزرگ را دوست داريم ... هرگز ... اما من اينطور هستم . هربار كه صدا يا تصوير همايون را مي بينم ، و آوازهايش را با خوانندگان مطرح فعلي مقايسه مي كنم ، در دل به استاد محمدرضا شجريان درود مي فرستم كه حقيقتا جواني توانمند تربيت كرده اند . گرچه آواز همايون هنوز در مقايسه با آواز پدر از متانت و وقار در اوج خواني بهره اي ندارد و حتما سال هاي ديگري طول مي كشد تا اين صدا با صداي پدر هماوردي كند ، اما همين آواز را نيز هنوز خيلي ها نخوانده اند . اين است كه دوست دارم چشم اميد در همايون ببندم و خوش بين باشم كه اين جوان توانا آينده ما را خالي از شجريان نخواهد گذاشت .

استاد محدرضا شجريان و همايون شجريان

اطلاعات بيشتر :

سال شمار زندگي همايون به نقل از دل آواز
همايون شجريان در دائره المعارف آزاد ويكي پديا

همچنين دوستاني كه علاقه مند به پيگيري آثار و اخبار همايون شجريان هستند ، مي توانند از وبلاگي كه سهند سلطاندوست مدتي است ‌آن را به روز مي كند ديدن كنند :

http://www.homayounshajarian.blogfa.com 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 0:36  توسط امیر  | 
مطالب گذشته . . .