تبليغاتX
موسیقی ملی ایران - شاعر "گنجشک‌ها در جاليز مي‌ميرند"در خاک آرام گرفت

محمود درویش، شاعر نام آور عرب که از او به عنوان شاعر "ملی" فلسطینیان نام برده می شد، در پی یک عمل جراحی در سن 67 سالگی در آمریکا، جهان را بدرود گفت.

محمود درویش در سال 1941 در روستای البروة در شرق شهرعکا در مناطق فلسطینی به دنیا آمد.

در سال 1948 ، پس از آنکه منزلشان ویران شد، همراه با خانواده خود به لبنان هجرت کرد. اما بعدا دوباره به شهر الجلیل در مناطق فلسطینی برگشت.

از نگاه سیاسی، او یک میانه رو بود و از صلح پشتیبانی می کرد. زمانی هم از فعالان حزب کمونیست بود. در دهه ای 1970 او برای تحصیل به روسیه رفت و درهمانجا به عضویت سازمان آزادی بخش فلسطین، که در آن زمان اسرائیل آن را یک سازمان تروریستی می خواند، پیوست. این باعث شد که او از برگشت به اسرائیل منع شود. درویش در اعتراض به امضای قرارداد اسلو در سال 1993، از عضویت سازمان آزادی بخش فلسطین استعفا داد.

اما در پی امضای همین قرارداد اسلو بود که او توانست باردیگر به میهن خود برگردد اما مدت کوتاهی را در آنجا سپری می کرد. درویش زندگی خود را در کشورهای مختلف عربی و فرانسه می گذراند.

او سال گذشته ، فرصتی دیگریافت  تا به زادگاه خود درشهربندری حیفا درشمال اسرائیل بازگردد وشب شعرخوانی برگزارکند.

بنياد پرنس کلاوس در هلند جايزه اول خود را برای سال 2004 به محمود درويش شاعر برجسته فلسطينی اختصاص داد . دستاورد فوق العاده ادبی، تعهد به ديالوگ ميان-فرهنگی و نيز تلاش درويش برای آزادی بيان هنری از دلايل اهدای جايزه به او برشمارده شده است.همچنین پاييز سال 2008، فصل هنر و فرهنگ كشور بلژيك، به نام «محمود درويش» شاعر مبارز فلسطيني نام‌گذاري شد.

فارسی زبانان ، حدود 30 سال پيش ،  براي نخستين بار اشعار درويش را با ترجمه محمدرضا شفيعي کدکني خواندند .

نخستين شعرهاي او درباره مبارزه با اسرائيل بود و بازتاب رنج هاي مردم فلسطين. اما در دوره های بعد زندگیش ، مفاهیم دیگری به شهرش راه یافتند تا شعرش به پختگی و کمال بیشتری برسد . او در سال هاي پاياني عمرش به سرودن درباره مرگ و نوستالژي دوران كودكي پرداخت. محمود درویش بیش از 30 اثر شعری و نثری از خود به جای گذاشته است. گنجشگ‌های بی ‌بال1960، برگ‌های زيتون1964، عاشقی از فلسطين1966، گنجشکها در الجلیل می میرند1969 ، چرا اسب را تنها گذاشتم 1999 و از آنچه که کرده ای پوزش مخواه 2003 از جمله آثار او است. آخرین اثر شعری او "اثر پروانه" نام داشت که اوایل سال جاری چاپ شد.

 

***

درود بر هر که با من شریک است

در مستی من از نور ، نور پروانه

در شب این دهلیز !

 

درود بر هر که با من شریک است در نوشیدن این جام

در تراکم شبی سرشار از دو صندلی

درود بر شبحم !

 

***

صلح کلام مسافری ست در درون خویش

به مسافری که به سمت دیگر میرود ...

صلح دو کبوتر نا آشناست

که قسمت میکنند بغ بغوی آخرشان را

بر لبه مغاک .

صلح اشتیاق دو دشمن است

هریک جداگانه

برای خمیازه کشیدنی بر پیاده رو خستگی.

صلح آه دو عاشق است که تن می شویند

با نور ماه .

صلح پوزش طرف نیرومند است از آنکه

ضعیف ترست در سلاح و نیرومندترست در افق .

صلح شکسته شدن شمشیرهاست

رودرروی زیبایی طبیعی،

آنجا که شبنم

لبه آهن را درهم می شکند.

صلح روزی ست مانوس ، مهربان و سبکبال

که با کسی دشمنی نمی ورزد.

صلح قطاری ست که متحد میکند سرنشینانش را که باز میگردند

یا میروند به گردشی در حومه ابدیت.

صلح اعتراف آشکار با حقیقت است :

با خیل کشتگان چه کردید؟

صلح یعنی پرداختن به کاری در باغ:

در نخستین گام ، چه خواهیم کاشت؟

صلح یعنی دیدن جانبه

در مردمک های روباه که غریزه را برمی انگیزد در وجود زنی هراسان.

صلح یعنی یکی آآآآه که نگه میدارد اوج های موشح را

در دل گیتاری خون چکان.

صلح نوای سوگ است برای جوانی که

سوراخ کرده قلبش را خال زنی،

نه گلوله یا ترکش نارنجی.

صلح ترانه حیات است اینجا ، در زندگی ،

بر زه خوشه .

 

از مجموعه در محاصره . محمود درویش با ترجمه تراب حق شناس

نوشته شده توسط کاوه در ساعت 13:7 پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 | لینک  |