تبليغاتX
دل آواز - موسيقي شجريان ، جهاني است ...

همانطور كه احتمالا مي دانيد چندي پيش ، در مطلبي با عنوان اظهار نظر سياوش قميشي ، دو كلمه از مادر عروس !! چند خطي پيرامون مصاحبه اي كه ايشان داشتند و اظهار نظرشان درباره موسيقي اصيل ايران نوشتم ...
نوشتن اين مطلب ، براي آن عده از افراد كه صاحب فكر و شخصيت روشن و متعادل بودند ، فتح بابي شد براي يك بحث انتقادي اما اصولي ، و فرصتي شد براي تضارب افكار كه چيز پسنديده و مثبتي است و بسياري از دوستان از سليقه مورد پسندشان حمايت كردند و به بحث پرداختند ... و براي آن عده از افراد كه داراي ضعف شخصيت و خود بزرگ بيني كاذب بودند ، مثل هميشه فرصتي شد براي كاربرد الفاظ ركيك و نشنيدني و تخليه رواني فشارهايي كه سال هاست تحمل مي كنند ...
و در نهايت دوست عزيزي به نام هومن در وبلاگ سیاوش موزیک جوابیه ای مفصل بر اين مطلب من نوشتند ، كه لحن و ادبيات ايشان ، و نيز نكاتي كه برشمردند قابل ستايش است ... و قطعا از دو گروهي كه نام بردم ايشان در زمره گروه اول قرار دارند ...

اما ، مي دانم كه اكثر دوستاني كه در زمينه موسيقي اصيل وبلاگ مي نويسند و يا صاحب نظر هستند از من بسيار رنجيده و دلگيرند كه چرا همواره اينگونه بحث هاي سخيف و بي ارزش را به ميان مي آورم ... و به قول خانم فرزانه كه هميشه خواننده وبلاگ هاي موسيقي ايراني هستند چرا به مقايسه بيهوده نظرات و شخصيت استاد شجريان با ديگر افراد مي پردازم كه از بنياد قياسي است بيهوده ... و مي دانم كه صاحبان وبلاگ هاي استاد شجریان ، تحریر ، پرشین فلاورز ( گلواژه هاي ايراني ) ، هنر ایرانی ، همنوا با سوز نی ، سنتور ، آستان جانان ، عشق شجریان و ديگر دوستان همواره از اين مطلب دلگير هستند ...
با توجه به اين مطالب ، و با توجه به آنچه كه خودم استنباط كردم ، اصلا دلم نمي خواست و نمي خواهد كه اين بحث را ادامه دهم و يا جوابيه اي بر جوابيه دوستان سياوش موزيك بنويسم و دوباره آنها جوابيه بر جوابيه من كه بر جوابيه آن ها بوده است بنويسند و بدين ترتيب اين قصه ، قصه حسين كرد شود و تسلسل پيش آيد ... كه همانا تسلسل در فقه باطل است ...

اما ، پس از مطالعه همه نظرهای وبلاگ دل آواز و نظرهای وبلاگ سیاوش موزیک توسط افراد مختلف نوشته شده بود ، و پس از مطالعه آنچه هومن عزيز در وبلاگ سياوش موزيك نگاشته بودند ، تنها 3 نكته را مهم و شايان ذكر ديدم ... كه با يادآوري اين سه نكته و نوشتن چند سطر مختصر ، اميدوارم اين پرونده را بسته شده بدانيم ... چرا كه نمي شود سليقه و فرهنگ افراد را به اين زودي و با ابزاري ناقص مثل وبلاگ ، عوض كرد ، اما آنچه لازم به توضيح ديدم :

1) در مورد جوابیه هومن عزیز در سياوش موزيك ، در برخي قسمت ها حق با ايشان و همه عزيزاني است كه دوستدار و هوادار سياوش قميشي و موسيقي او هستند ... لذا من از به كار بردن برخي الفاظ كه رنگ توهين و استهزاء داشته اند و يا مي توان از آنها سوءتعبير كرد ، عذر مي خواهم ... الفاظي مانند استاد تو خالي ، و يا دو كلمه از مادر عروس ... البته دليل اين امر نيز چيزي نيست جز اينكه من اين پست را يك دقيقه بعد از پايان مصاحبه ايشان نوشتم و بسيار هيجان زده و عصبي بودم ... لذا آرامش مورد نياز براي چنين يادداشتي را نداشتم . و اين را مي پذيرم و از هومن به خاطر تذكري كه درست و به جا داده بود و گفته بود كه من خودم پيشاپيش از مسير انصاف دور شده ام ، سپاسگزارم . البته من اين عذرخواهي را بلافاصله و در كامنت هاي وبلاگ سياوش موزيك انجام داده بودم كه گويا اصلا خوانده نشد و ديده نشد . من اينطور نوشته بودم :

دوست عزيزم ... هومن ... بسيار متاسف شدم كه بعد از اينكه پست جديد را آپلود كردم متوجه نوشته شما شدم و مطلب شما را همين الان و دقايقي بعد از آپلود پست جديد ديدم ... حيف شد ... حرف هايي با شما داشتم كه مي توانستم به جاي مطلب جديد آن ها را بنويسم ... به هرحال من از كساني كه آقاي قميشي را دوست دارند عذر مي خواهم و البته ظرف چند روز آينده قطعا در باره اين موضوع خواهم نوشت.

2) اما در بين كامنت هاي وبلاگ سياوش موزيك ،  چنين مواردي به چشم خورد :

در اينجا ، آقا يا خانم saeedtz از وبلاگ http://saeedtz.tk در روز جمعه ساعت 13 و 9 دقيقه ، اينطور نوشتند كه :
سلام مرسي از لينك مرسي از عكسها و اينكه منم مثه سياوش با موسيقي سنتي حال نميكنم!!! خب بابا سياوش هم حق داره از يه چيزي خوشش بياد ازيه چيزي خوشش نياد .بعدشم اگه موسيقي سنتي خيلي چيز جالب و خوبي بود كه جهاني ميشد .

استاد شجريان - به همراه حسين عليزاده - كيهان كلهر و همايون شجريان

ارسال تصوير از خانم ساغر 

و مانند اين اظهار نظر باز هم بود . چون اين صحبت ، صحبتي است پس خنده آور و روشن ، و چون توهين به استاد شجريان است ، لازم ديدم پاسخ كوتاهي بر آن بنويسم . البته چنين اظهار نظري كاملا مشخص مي كند كه شخص نويسنده كوچكترين اطلاعي از جايگاه و شان استاد محمدرضا شجريان نداشته و ندارد و به مانند بسياري ديگر از كساني كه كامنت گذاشته بودند اين شخصيت جهاني و ملي را كاملا هم شان و همتراز هنرمند محبوب خود مي دانند و دائما دست به مقايسه مي زنند . اما در جواب اين دوست عزيز :

استاد محمدرضا شجريان ، به عنوان يك موزيسين موسيقي شرق ، در آكادمي ها و بنگاه هاي معتبر موسيقي جهان كاملا شناخته شده هستند . اگر اینجا كليك كنيد ، در دانشنامه آزاد ویکی پدیا كه يك دائره المعارف مبتني بر وب است ، مي توانيد راجع به ايشان مطالبي بخوانيد .
همچنين استاد محمدرضا شجريان در دو دوره متوالي نامزد دريافت جايزه گرمي بوده اند . شايد لازم باشد توضيح دهم كه جايزه گرمي ، معتبرترين جايزه جهاني در عرصه موسيقي و به قول معروف مانند جايزه اسكار سينما ، اما در حيطه موسيقي است كه همه ساله از طرف موسسه گرمی آمریکا به برترين موسيقي هاي جهان اعطا مي شود . مي توانيد اینجاكليك كنيد و سايت موسسه گرمي را ببينيد .
استاد شجريان ، يك بار براي آلبوم بی تو به سر نمی شود ، و سال بعد براي آلبوم فریاد، نامزد دريافت اين جايزه در بخش World Music بودند . خبر نامزد شدن استاد را مي توانيد با كليك بر اینجا و از آرشيو وبلاگ دوست خوبم آقاي احمدي مطالعه كنيد ، گر چه اين خبر تمام روزنامه  رسمي و خبرگزاري كشور در زمان خودش منتشر كردند .
همچنين در 20 سپتامبر 1995 استاد شجريان از طرف سازمان يونسكو توسط آقاي فدريكو مايور ، دبير يونسكو به دريافت جايزه جهاني مدال چشم پيكاسو مفتخر شدند . اين جايزه به كساني اهدا مي شود كه پاسدار فرهنگ و تمدن ملت خود در ميان جهانيان هستند . با کلیک بر اینجا مي توانيد تصوير استاد را هنگام دريافت جايزه مشاهده كنيد ، و همچنين اگر اینجا کلیک کنید ، اطلاعات بيشتري مي بينيد . گر چه اين مورد هم مانند مورد قبلي بسيار آشكار است و كساني كه پيگير اخبار هستند صد در صد اين مطالب را مي دانند . اين جايزه به شكل چشم پيكاسو است زيرا كسي اين نشان را دريافت مي كند كه جهان را طور ديگري مي نگرد . ايشان پس از دريافت جايزه به اجراي اشعاري از فردوسي شاعر ملي ايران پرداختند . همچنين ايشان توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران نيز به عنوان برترين هنرمند موسيقي ملي ايران معرفي شدند .
اگر بخواهيم كنسرت هاي استاد شجريان را در سرتا سر دنيا و كنفرانس ها و نشست هاي خبري را كه ايشان به دعوت مطبوعات و دانشگاه هاي معتبر دنيا جهت معرفي موسيقي اصيل ايراني برگزار كرده اند را نيز نام ببريم ، مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود . همين اواخر در اسفند 84 كنسرت استاد در آمريكا با استقبال بي نظير روبرو شد و در پي آن نشست خبري ايشان به دعوت دانشگاه سانتابارباراي آمريكا انجام شد ، كه فايل ها و تصاوير آن منتشر شده است . همچنين تا كنون ايشان در دانشگاههاي بروکلي، کلمبيا ،هاروارد ، فيليپين و شيکاگو كنفرانس هايي در مورد موسيقي ايراني برگزار کرده اند . تور هاي اروپا و آمريكاي كنسرتهاي استاد چيزي نيست كه كسي نداند .
و يك كامنت هم مبني بر عدم برگزاري كنسرت توسط استاد در ايران ،‌مطلبي نوشته بودند و استناد كرده بودن كه اين به دليل بي طرفدار بودن ايشان است !!! كه آخرين مورد كنسرت آذر 1384 در تالار 3000 نفري وزارت كشور بود كه با دو شب تمديد ،‌ به مدت شش شب برگزار شد و 18000 نفر يا كمي بيشتر از اين كنسرت ديدن كردند . قيمت بليطها به طور رسمي بين 8 تا 20 هزار تومان بود كه بخشي از جمعيت مشتاق نيز بليطها را در بازار سياه و به قيمت هايي تا حدود حتي صد هزار تومان تهيه كردند . دوستان نا آشنا مي توانند VCD كنسرت سال 82 استاد با عنوان همنوا با بم را تهيه كنند و از تصاوير مستند و جالبي كه در آن هست ديدن نمايند و ميزان استقبال مردم را بسنجند .

كوتاه سخن :
اگر نامزدي براي دريافت جايزه گرمي ، جهاني شدن محسوب نمي شود ، پس نام آن چيست ؟ و تازه استاد شجريان اين كارنامه افتخارات را در شرايطي كسب مي كند كه ساكن و مقيم ايران است . يعني به طور رسمي منزل و شركت و خانواده ايشان در ايران هستند ، كما اينكه منزل ايشان را در سعادت آباد تهران  و باغ هشتگرد را خيلي ها مي شناسند و شرکت فرهنگی هنری دل آواز نيز كه زبانزد دوستداران استاد است . اما آقاي سياوش قميشي و بسياري از هنرمندان جامعه موسيقي غير اصيل ايراني مقيم آمريكا يا اروپا و در نزديكي مراكزي چون گرمي و بنگاه هاي معتبر موسيقي جهان هستند ...
آن هم در شرايطي كه كل جامعه موسيقي پاپ فارسي ، بيشترين افتخاري كه به دست آورده است توسط كامران و هومن و آن هم در بخش موزيك ويديو هاي مبتذل و سكسي Hot Shows بوده است . 

مي گويند گاهي يك ديوانه يك سنگ در چاه مي اندازد كه صد عاقل نمي توانند آن را در بياورند . دوست ما يك خط كامنت نوشته و رفته ، و من را مجبور به نوشتن اين همه سطر كرد . بگذريم ...

3) و مانند اين اظهار نظر هم زياد بود ، بخوانيد :
آقايي يكبار با نام مصطفي فدشك ، يكبار با نام مصطفي ، و البته هم در اين وبلاگ و هم جاهاي ديگر ، گفته بودند كه :‌

سلام آقاي موسيقي اصيل شما که پدر خونده ي موسيقي اصيل هستيد من يکي از طرفداران که چه عرض کنم عاشقان سياوش قميشي هنرمند محبوب ايراني هستم نميدونم شما چه فکر ميکنيد که اين حرفا رو مينويسيد اگه شما به مطالب قبليتون دقت کنيد و ببينيد چند نفر نظر دادن حتما" تفاوت اين پست وبلاگتون رو با بقيه ي پستا ميبينيد حتما ميخواين علتشو بدوننين شايد ميخواستين اسم وبلاگتونو مشهور کنيد که ابدا از شيوه ي درستي استفاده نکرديد من بازم تکرار مي کنم شما پستاي قبلي تون بين 10 تا 20 نظر دادده بودن اما اين پست تا حالا 70 تا حتما فکر ميکني خيلي زرنگي آقا پسر اما بدون اين نشون دهنده ي اينه که طرفداراي سياوش قميشي به هواداري از سياوش اومدند نه وبلاگ نسبتا موسيقياي شما

بله ... مطالب قبلي من همه بين 10 تا 20 كامنت داشتند ، اما اين مربوط به شروع دوباره اين وبلاگ بعد از هك شدن آن است . اگر اینجا کلیک کنید مي توانيد توضيحاتي پيرامون هك شدن اين وبلاگ بخوانيد ، كه البته لينك آن در قسمت نوشته هاي پيشين در ستون سمت چپ وبلاگ نيز هست ... با نگاه به شماره پست ها متوجه مي شويد كه گويي اين وبلاگ تازه شروع به كار كرده است ... بله ... آقاي هكر محترم تمام نوشته ها و كامنت ها را حذف نمودند ... و بماند كه چطور دست من دوباره به رمز وبلاگ رسيد ... ... با اين وجود به شما مي گويم كه تعداد كامنت ها معيار خوبي براي محبوبيت يك وبلاگ نيست ... و وبلاگ دل آواز اصلا هرگز ادعايي در اين زمينه نداشته و ندارد ، چرا كه بدون كمك دوستان ديگر مخصوصا وبلاگ آقای احمدی و نيز وبلاگ تحریر ( علیرضا )  ، و كمك دوستاني كه دل آواز را لينك كردند ،‌ اين وبلاگ اصلا متولد نمي شد و الان هم البته حق با شماست ، در مقايسه با ساير وبلاگ هاي موسيقي ايراني ، وبلاگ دل آواز شايد كمترين تعداد خواننده را دارد ... غمي نيست ... كه من براي دلم و نه براي كامنت مي نويسم ... اما غرض اينكه من نيازي به نوشتن آن مطلب صرفا به خاطر افزايش كامنت نداشته و ندارم ... شايد دوستان لطف كردند و در كامنت هايي كه مي نويسند براي آقاي مصطفي توضيحات بيشتري نوشتند ...

در ضمن اين وبلاگ ، كه به قول آقاي مصطفي براي افزايش خواننده مطلب مي نويسد ، به عنوان يكي از وبلاگهای قابل قبول در بلاگفا معرفي شد . کلیک کنید .

با عرض پوزش از ساحت ارزشمند استاد محمدرضا شجريان و همه علاقه مندان و شنوندگان موسيقي اصيل ايران ، به خاطر اينكه احساسات و شان هنري اين عزيزان را خدشه دار مي كنم ، اميدوارم زين پس از اين دست درگيري هاي سخيف ايجاد نكنم  ... اما طبق همان اصل آزادي بيان كه دوستان بسيار بر آن پا مي فشارند ، من هم لا اقل در وبلاگ خودم ، نظر خودم را كه مي توانم بنويسم ... نمي توانم ؟؟؟

تا چه در نظر آيد ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 15:56  توسط امیر  | 
مطالب گذشته . . .