تبليغاتX
موسیقی ملی ایران

مفاهیمی چون هنر متعهد و هنرمند متعهد, در مقابل مفاهیمی مانند هنر غیرمتعهد, تازه نیستند و بحث بر سر چیستی هر کدام از این مفاهیم و نیز ارزشمندی یا بی ارزشی هر کدام از آن ها از قدیم جریان داشته است. 

گروهی, هوادار این ایده بوده اند و هستند که هنرمند باید متعهد باشد و گذشته از تاثیرات ناخودآگاه, باید بکوشد که به طور خودآگاه و عمدی نیز از جامعه, مردم و محیط اطراف خود و عقاید سیاسی, مذهبی و اجتماعی اش تاثیر بگیرد و این تاثیر را در آثار هنری خود منعکس نماید و در تبلیغ و ترویج آن ها بکوشد.

گروهی دیگر در مقابل, ترویج گر ایده ای مخالف ایده ی قبلی بوده اند و هستند و این گونه بیان می کنند که هنر مقوله ای است که باید دور از آلودگی به سیاست و ایده های عملگرایانه نگاه داشته شود و صرفا به خلق زیبایی برگرفته از امیال, تخیلات و ادراکات انسان بپردازد. این گروه به شدت مخالف این هستند که هنرمندان له یا علیه ایده های سیاسی و اجتماعی در آثار خود فعالیت کنند.

طرفدار هر کدام از ایده های مطرح شده که باشیم, نکته ی جالب توجه اینجاست که در حوادث قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران, هنرمندان (به خصوص در عرصه موسیقی که مورد بحث من است) وارد عرصه سیاسی و اجتماعی شدند و در اولین مراحل اقدام به علنی کردن موضع خود در طرفداری از کاندیداها, و سپس حتی ضبط و ترویج آثار موسیقایی با مفاهیمی سیاسی له یا علیه کاندیداها پرداختند. به عنوان مثال آقای علیرضا افتخاری در اولین روزها در حمایت از دکتر احمدی نژاد صحبت کرد و سپس در یکی از کمپین ها (پویش) تبلیغاتی ایشان حضور یافت و تبلیغات این حضور به طور گسترده ای انجام شد. این گونه واکنش ها محدود به چهره های شناخته شده نبود. جستجوی اندکی در YouTube.com به خوبی نشان می دهد که ده ها و صدها جوان ناشناخته و گروه های خودجوش اقدام به انتشار آثارشان با مضامین سیاسی کردند. هنرمندان در هر دو عرصه سنتی و پاپ حضور داشتند و مثلا محمد اصفهانی اخیرا موضع گیری های علنی انجام داده بود.

در این میان, چهره های بسیار سرشناس و کلیدی چون محمدرضا شجریان نیز ساکت نماندند و اقدام به فعالیت کردند. این شاید برای اولین بار بود که شجریان (با بلندی جایگاهی که برای او متصور هستیم و هستند و گونه ای یگانگی و یکتایی که در آواز ایران در مقام استادی فراهم آورده است و گروه زیادی از ما او را اینگونه می شناسیم) نیز وارد این عرصه شد. اما جالب ترین وجه این فعالیت ها این بود که شجریان شاید بعد از مدت ها (و تا به این حد رسمی) وارد فعالیت زیر زمینی شد و تصنیف "زبان آتش" که میان مخاطبان به "تفنگت را زمین بگذار" شناخته شد را به صورت غیررسمی و اینترنتی منتشر شد و به طور غیرعلنی (در لفافه) رضایت خود را از انتشار اینترنتی آن و دست به دست شدنش ابراز داشت. جالب تر این که این تصنیف با کیفیت بسیار خوب و ارکستراسیون هنرمندانه و جدی تنظیم و منتشر شده بود. بعدها گفته شد که آقای مجید درخشانی این اثر را برای ارکستر سمفونیک نوشته و تنظیم کردند و در استودیو ضبط کرده, استاد شجریان آن را خواندند و به صورت اینترنتی منتشر کردند. همچنین در تور اروپایی استاد شجریان, رسم مالوف "مرغ سحر" خوانی در آخر اجرا را تغییر داد و "رزم مشترک" استاد مرحوم مشکاتیان را خواند. "فعالیت زیرزمینی" در عرصه ی موسیقی گونه ای از انتشار موسیقی است که به دلیل محدودیت ها در انتشار رسمی  آن, از طریق اینترنت و یا تکثیر سی دی توسط دوستان و به صورت دست به دست منتشر می شود.

هدف من از نوشتن این یادداشت گرفتن نتیجه ای خاص نیست و نخواستم که عقیده ی خود را مطرح کنم. هدفم پرسش از شماست. شما در مورد این درگیر شدن هنرمندان در عرصه های سیاسی چه فکر می کنید؟ ‌اصولا طرفدار کدام یک از ایده هایی هستید که در ابتدای یادداشت مطرح کردم؟ و مهم‌تر از این‌ها فکر می کنید این گونه فعالیت ها تا چه حد تاثیرگذار است؟ به دیگر بیان, فلان هنرمند خاص تا چه می تواند عقیده و آرمان خود را ترویج کند و این ترویج تا چه حد تاثیرگذار خواهد بود؟ آیا به صرفه است؟

مشتاق خواندن نظرات شما هستم

پی نوشت:

همه نظرات چنانچه عاری از ادبیات زننده و افترا به افراد باشند منتشر خواهند شد. با این وجود, چنانچه نظرات اینگونه باشند و یا دور از موضوع بحث صرفا برای بحث شخصی به کار روند, ناگزیر از کنترل کردن این قسمت خواهیم بود

من هیچگونه ادعایی در مطالعه علمی جامعه شناسی, هنر, و موسیقی ندارم. بنا بر این در مورد تعاریف علمی هنر, تعهد, و نظایر این ها خرده نگیرید. آنچه خوانده‌ام, شنیده‌ام, و فهمیده‌ام, در میان گذاشته ام.

نوشته شده توسط امیر در ساعت 23:42 یکشنبه دهم آبان 1388 | لینک  | 

تا چند شب پیش، وقتی به یلدا فکر می کردم، با خود می گفتم که اتفاقی تکراری و قدیمی و معمولی است و بعید است که بندهای دلم با سرانگشت آمدنش بلرزند. اما امروز، آن بندها لرزیدند...

نمی دانم، چگونه است که آمدن یلدا همیشه برایم غریب بوده است. فکر می کنم، بیش از هر چیز به تاریخ کهن آن، و تاریخ کهن خاکی که در آن می زیم، و تاریخ کهن نامی که برای خاک زیستنگاهم برگزیده ام، می اندیشم، و قطار افسوس هاست که حالم را دگرگون می کند...

افسوس از اینکه چرا ما دیگر هیچ روزی برای خود نداریم، و از انبوه روزهای غم و شادی که داشتیم تنها همین یلدا و نوروز و دو سه روز دیگر مانده است. افسوس از این که در کدامین پله بودیم و در کدامین پله هستیم، افسوس از این که آیا با این پای لنگ اندیشه که ما داریم و با این جامه ی کهنی که بر تن کرده ایم، می توانیم پله ها را دو تا یکی برویم و به رفتگان برسیم یا خیر. و هزار افسوس دیگر ...

بی هندوانه ها

سخن کوتاه، غزلی از سعدی را به همسر مهربانم آرزو تقدیم می کنم (که تشویق های مکررش تن نیمه جان دل آواز را می رود که دوباره زنده کند)، و همین را دستمایه قرار می دهم که آمدن این شب لطیف سیاه را که سیاهی اش نه از سر بدطینتی، که از سر یکرنگی اش است، به همه ی شما عزیزان که همیشه - واقعن همیشه - همراه دل آواز بوده اید و با دل تنگ من دلتنگی کرده اید شادباش می گویم.

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟
طاقت بار فراق، این همه ایامم نیست؟

خالی از ذکر تو عضوی؟ ، چه حکایت باشد...
سر مویی به غلط در همه اندامم نیست

شب بر آنم که مگر روز نخواهد بودن
بامدادت که نبینم طمع شامم نیست

دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی
به دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نیست

 شب نشینی تان شاد، و عشق تان دراز باد. یادی هم از خاطرات گذشته بکنیم:
یلدای 1385 در دل آواز
یلدای 1386 - شب انار - در دل‌آواز

این یادداشت را هم حتما بخوانید

پی نوشت:
نقدی که بر لطفی نوشتم را فراموش نکنید. بعد از مدت‌ها، دستمایه‌ی خوبی برای همفکری اهالی موسیقی می‌تواند باشد. شدیداً به اظهار نظر محتاجیم!!!

نوشته شده توسط امیر در ساعت 10:50 شنبه سی ام آذر 1387 | لینک  | 
دیباچه:

در ایران، و در میان ما ایرانی‌ها، فرهنگ نقد و نقادی به آن معنای «کریتیکا»ی فرنگی‌ها (و نه به معنایمحمدرضا لطفی زخم‌زبان و کینه‌ورزی ما فارسی‌زبان‌ها) نه جاافتاده است و نه گویا قرار است حالا حالاها جا بیافتد. گرچه روشن‌تر از آفتاب است که ایران‌زمین دیرینه‌ای بس شکوهمند در ادبیات، تعلیم و پرورش روحانی و معنوی دارد، اما باید پذیرفت که این فرهنگ و تمدن نیز هم‌چون سایر محصولات بشری، آمیخته با اشتباه و خطا است. مصرع مشهور «هنر نزد ایرانیان و است و بس...» خود نشانگر روحیه‌ی یک‌ جانبه‌نگری و نقدناپذیری ما ایرانی‌ها در طول تاریخ است.

تمام این دشواری‌ها صد چندان می‌شود وقتی که کسی تصمیم می‌گیرد شخص یا اشخاص مشهور و پرطرفداری را به رزمگاه نقد و استدلال بکشد. این‌جاست که خیل هواداران به احساسی‌شدن هرچه بیشتر فضا کمک می‌کنند و دستانی سرشار از تعصب و خالی از همدردی و شنوایی، گلوی ناقد را می‌فشارند که یا نوک تیز نقد را از محبوب ما بگردان، و یا روزگارت را گونه‌ای خواهیم ساخت از آن گونه که «افتد و دانی...».

باری، این نوشتار گرچه با نقد استاد محمدرضا لطفی شروع می‌کند، اما هدفش فراتر از این مفهوم است. لذا دو خواهش از خوانندگان دارم، یکی این‌که مقدمه‌ای که راجع به نقد نوشتم را چند بار دیگر بخوانند، و سرآغازی که راجع به احساسم به استاد لطفی در ادامه می‌نویسم را نیز با دقت از نظر بگذرانند تا قانع شوند که «من نه آن رندم که‌ترک شاهد و ساغر کنم...»، و استاد لطفی از بسیاری از بسیاران بیشتر دوست دارم، و زخمه‌های جانسوزی که بر تار می‌زند را بر تار وجود خود حس می‌کنم، و آرامشی عجیب در همراهی‌اش با استاد شجریان پیدا می‌کنم، و حرفی اگر می‌زنم، صرفاً «با صدای بلند فکر کردن» است، یعنی آن‌چه در ذهنم می‌گذرد را کمی بلندتر می‌گویم تا شما هم بشنوید، چرا که «چاره‌ی درد مرا باید این داد کند...» خواهش دوم این است که بزرگی استاد لطفی و گستاخی نقد بر ایشان، موجب نشود که از مطالعه‌ی ادامه مقاله باز بمانید و گفته‌ی من را نصفه دریافت کنید و دلایل و استدلال‌ها را کم‌اهمیت تصور کنید، فقط به این دلیل که علیه شخصیتی بزرگ اقامه شده‌اند.

سپاس.
ا

ین مقاله را به طور کامل می توانید اینجا مطالعه کنید.

 

نوشته شده توسط امیر در ساعت 18:21 جمعه بیست و نهم آذر 1387 | لینک  | 
بعد از مدت ها، امروز دقایقی فرصت پیدا کردم تا سری به وبلاگ بزنم، که ناگهان با پیام های تبریک مواجه شدم! خدایا! چه تبریکی؟ داستان چیست؟ ماجرا چیست؟ کدام نظرسنجی؟

وظیفه ی خود می دانم که از همه ی شما دوستانی که در نظرسنجی انتخاب برترین وبلاگهابه وبلاگ دل آواز رای داده اید سپاسگزاری کنم. گرچه زبان من کوتاه است و جایگاه یاری و همدلی شما دوستان بلند، و زبان قاصر من توان عرضه ی سپاسی به بلندای نیکی شما را ندارد.

به حق گفته اند که هر انسان دو گونه دوست دارد، دوستانی که می شناسند و دوستانی که نمی شناسند، و باز به حق گفته اند که این دوستان نادیده و ناشناخته، دوستانی واقعی تر و همراه تر هستند. از همین جا به همه ی شما دوستان نادیده و ناشناخته می گویم: صدای دوستی تان را شنیدم، در حافظه ی قلبم سپردم، و ممنونم.

گر چه این آرزو را پیشتر نیز چندباری بر زبان آورده بودم، اما چه کنم که آرزویم است و دوباره هم می گویم که: امیدوارم به زودی زود (خیلی زود! شاید همین چند روز) وبلاگ را به روز کنم. امیدوارم ... هنوز ناامید نشده ام که بخواهم دست بکشم.

پس نوشت:
به دوست خوبم سهندسلطاندوست در وبلاگ همایون شجریان نیز تبریک می گویم. جوان است و تازه نفس ... و از کهولت ما راحت سبقت می گیرد...

نوشته شده توسط امیر در ساعت 11:49 چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 | لینک  | 

درست به‌خاطر ندارم که چند روز پیش بود که داشتم یکی از وبلاگ‌های بلاگفا را می‌دیدم که ناگهان چشم‌ام به تبلیغ کنار صفحه افتاد. از همان تبلیغ‌هایی که بلاگفا روی وبلاگ‌ها نشان می‌دهد. بیایید اوّل با هم نگاهی به این تبلیغ بیندازیم. تصویر زیر را ببینید:

می‌توانید حدس بزنید که چه حالی شدم؟ با کنجکاوی روی تبلیغ کلیک کردم. می‌خواستم بدانم که این ناجوانمردانی که اقدام به فروش و حتی تبلیغات کل تلاش‌های یک هنرمند بزرگ در طی چند دهه کرده‌اند، چه قیمتی بر روی پیشنهاد خودشان گذاشته‌اند. دیدم که کل مجموعه را به قیمت 5200 تومان می‌فروشند...

ادامه ی این یادداشت من را در وبسایت شجریانی ها بخوانید. می توانید در همین وبلاگ نظرات خود را مطرح کنید و یا نظرتان را در شجریانی ها بنویسید.

نوشته شده توسط امیر در ساعت 10:57 شنبه یازدهم آبان 1387 | لینک  | 


دیباچه:

من کمی بیش از پنج سال است که در مورد استاد محمدرضا شجریان می‌نویسم. در سال ۱۳۸۲ که شجریان پس از سال‌ها _ و به‌خاطر حمایت و همدلی با زلزله‌زدگان ۵/۱۰/۸۲ _ تصمیم‌ گرفته بود دوباره در ایران کنسرت برگزار کند، او به‌شدت مورد هجوم طیف رنگارنگی از تبلیغات تخریبی قرار گرفت. داستان،‌ ساده بود. کسی یا کسانی بودند که در خیال خودشان دلخوش به این بودند که شجریان صدایش را در سرزمین مادری بلند نخواهد کرد و چشمی و دلی متوجه او نخواهد شد، و غباری بر لوح شهرت پوشالی آنها نخواهد نشست. اما تصمیم ناگهانی شجریان و سپس استقبال بی‌نظیر و فراتر از حد تصور مردم علاقه‌مند که حتی از خارج از ایران برای کنسرت شجریان به ایران سفر کردند، شعله‌های نرم و نازک حسد را به آتش‌های بلند و سوزان بدل کرد. در ‌آن زمان بود که من اولین نوشته‌ام را با عنوان «دفاع از همه‌ی خوبی» در دو قسمت در اینترنت منتشر کردم و بدین‌ترتیب رسماً شروع به نوشتن وبلاگ مستقل خودم (دل‌آواز) کردم.

هرگز دور از فضای موسیقی کشورم نبوده‌ام و هرگز با اهالی این فضا ناآشنا نیستم. سال‌هاست که شب‌ها و روزهایم را در چنین فضایی سپری کرده‌ام. سال‌هاست که شاهد شیرینی‌ها و تلخی‌ها بوده‌ام و با تحقیرها و تجلیل‌ها خو کرده‌ام. چه شب‌ها که جدل‌های لفظی بالا می‌گرفت و خیس عرق و غرق خستگی، با چشم خود طلوع صبح را دیدم، و چه روزها که در تلخی یک نقد نامنصفانه و یک تخریب ناجوانمردانه که یک ناجوانمرد با روشی ناجوانمردانه به چاپ رسانده بود، روزم تلخ شد. چه بسیار تخریب‌ها که با نام نقد به سر و روی خوبانی که می‌شناختم کوفتند و چه بسیار تشویق‌ها که از خوبانی همچون شما که هم‌اکنون این سطرها را می‌خوانید، شنیدم و خستگی‌هایم زایل شد. چه بسیار که دلم برای شجریان تپید و همچنان بر همان عقیده‌ی پیشین خود هستم که شجریان موسیقی ایرانی را به شکلی کاملاً هنری و پخته و به‌دور از ابتذال و سطحی‌نگری رایج در میان هنر مردم‌پسند ما _ که متأسفانه ریشه‌دار هم هست _ و در نهایت زیبایی عرضه می‌کند. هوش و فراست و ذوق و روان زلال او، دُر و گوهر می‌پرورد. و خوب شاید شما دوست داشته باشید چند دقیقه از وقت گران‌بهایتان را به این اختصاص بدهید که نظرات «کاملاً شخصی» من را بخوانید.

وقتی که دوستان «شجریانی»ام از من خواستند که برای «شجریانی‌ها» و مشخصاً برای پرونده‌ی کنسرت‌های جدید استاد، مطلبی بنویسم، مدت‌ها فکر کردم؛ و حاصل آن، همین نوشتاری است که می‌خوانید. در این یادداشت، کوشش کرده‌ام که برخی از رایج‌ترین و اصلی‌ترین اشتباهات و کج‌فهمی‌هایی که در مورد شجریان وجود دارد و بعضاً اینجا و آنجا ‌آن‌ها را می‌شنویم، ابتدا شرح، و سپس تحلیل کنم و با مروری به اساسی‌ترین وجوه زندگی هنری و شخصی شجریان پس از گذشت ۶۸ سال از عمر پرارزش او، بار دیگر زوایای شخصیت این هنرمند اسطوره‌ای معاصر را بکاوم.

۱. تصورات نادرست

     ۱-۱. صدا، معیار ارزش هنری:

بسیاری از کسانی که نام شجریان به گوش‌شان خورده است، به اشتباه می‌پندارند که شجریان، شجریان است فقط به‌خاطر «صدای خوش». در واقع فکر می‌کنند که بن‌مایه‌ی شجریان و زیربنای حضور و شهرت او، فقط صدای اوست. چه بسیار کسانی که دیده‌ام فقط نام شجریان را شنیده‌اند و یک بار هم صدایش را نشنیده‌اند، و وقتی برای اولین بار صدای او را می‌شنوند، می‌گویند که صدای فلانی و فلانی بسیار گرم‌تر و خوش‌تر از صدای شجریان است. این دوستان ما، جنس صدا و تونالیته‌‌ی حنجره‌ و سایر ویژگی‌های فیزیکی صدا را مبنایی برای مقایسه‌ی هنرمندان و تعیین هنری بودن یا نبودن آثار آنان قرار داده‌اند. من حتی دیده‌ام کسی را که می‌گفت صدای رضا صادقی از صدای شجریان قشنگ‌تر است! آیا به‌راستی چنین قیاسی صحیح است؟ من شخصاً پاسخم به این سؤال منفی است.

موسیقی، پدیده‌یی است که از کنار هم چیدن چندین جزء پدید می‌آید. یک ملودی خوب،‌هارمونی خوب، سازبندی مناسب، سرعت مناسب، و احیاناً چنانچه قرار است موسیقی‌یی با کلام باشد، یک شعر خوب، و صدایی که شعر را بخواند، به علاوه‌ی فاکتورهایی دیگر مجموعاً یک اثر موسیقایی را می‌سازند. چنانچه ذره‌بین تحلیل خود را بر موسیقی ایرانی متمرکز کنیم، برخی از این عناصر کمرنگ‌تر و برخی دیگر پررنگ‌تر می‌شوند. بدین معنی که چون موسیقی ایرانی بر پایه‌ی پیوند جدانشدنی تاریخی‌اش با شعر، و بر پایه‌ی رکن اصلی‌اش یعنی ساز و آواز ساخته می‌شود، لذا عناصر‌هارمونی و پلی‌فونی اهمیت خود را تا حدی از دست می‌دهند و در عوض عنصر «شعر» و «کلام» اهمیت دو چندانی می‌یابد. به‌نظر من، این بسیار بسیار مهم است که آوازخوان، چه شعری را برای آوازش برمی‌گزیند و چه پیامی را درون‌مایه و دست‌مایه‌ی کار هنری‌اش قرار می‌دهد و این قطعاً باید به‌عنوان یکی از معیارهای رتبه‌بندی آثار هنری شناخته شود. این که کسی صدایی خوش داشته باشد، دقیقاً مثل این است که یک نفر در ریاضیات استعداد خوبی دارد. آیا این عامل به‌تنهایی کافی است تا ما شخص را یک دانشمند مردم‌دوست و خلاق و مفید برای زمانه‌ی خود بنامیم؟ مسلماً خیر، بلکه باید دید فرد از آن استعدادی که دارد چگونه و در چه راهی استفاده می‌کند. چه بسا از استعداد ریاضی خود در جهت انجام محاسبات پیچیده‌یی که برای ساختن مهیب‌ترین بمب‌ها و نابودی انسان‌های بی‌گناه لازم است، استفاده کند. صدای خوش داشتن، یک دارایی مادرزادی است که خود فرد هیچ دخالتی در آن ندارد. فرد هرگز نمی‌تواند در ساختار فیزیکی حنجره‌ی خود و تارهای صوتی‌اش تغییر ایجاد کند،‌ بلکه صدای او از بدو تولد با او می‌آید. اما به‌نظر من، مهم است که ببینیم فرد از صدایی که دارد چگونه استفاده می‌کند و در چه جهتی و با چه روشی آن را به‌کار می‌بندد. یک ظرف نقره‌‌ی بسیار گران‌بها و زیبا، اگر حاوی مواد مخدر باشد، چه ارزشی دارد؟ و در عوض یک ظرف ساده و مناسب که حاوی سیب‌های سرخ تازه است، روح انسان را می‌نوازد. ظرف به تنهایی مهم نیست،‌ بلکه باید دید از آن ظرف در جهت حمل چه مظروفی استفاده می‌شود.

موسیقی اصیل ایرانی، در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود، مانند هر موسیقی دیگری،‌ گاهی به ابتذال آلوده شده است. ابتذال، سطحی‌نگری،‌ترویج احساسات‌ عوام‌پسندانه (پوپولیستی) و گرایش به سمت‌ترانه‌هایی که از لحاظ ادبی نه تنها ساده، بلکه غلط هستند و کمترین ارزش ادبی و مفهومی ندارند؛ برخی از آفات هر موسیقی به‌حساب می‌آید. در این بین، شجریان فقط به‌خاطر صدایش شجریان نیست. ما،‌ شجریان را غیر از صدای خوش و آوای دلنشین، به‌خاطر ذهنیت او و برداشت او از هنر موسیقی، به‌خاطر نوع نگاهش به موسیقی ایران، به‌خاطر پیام‌ها و مفاهیمی که انتخاب می‌کند تا در موسیقی‌اش بگنجاند،‌ به‌خاطر اشعار بلندپایه و زیبایی که برمی‌گزیند تا مفاهیم موردنظرش را به ما انتقال دهد، و به‌خاطر سلوک اجتماعی و رفتار متعهدانه و مؤدبانه، و تیزهوشی و فراست‌اش دوست داریم. من شخصاً، بخش عمده‌یی از علاقه‌ام به شجریان، به‌سبب روح بلند اوست. به‌سبب این قدرت درونی اوست که هرگز خود را و آوازش را و هنرش را به «ابتذال» نیالود و دامن هنر را از بی‌هنری پاک نگاه داشت. به‌قول خود شجریان: «ما راضی نشدیم که هر جایی کار کنیم».

شجریان خود در آخرین مصاحبه‌اش که چند روز پیش در ماهنامه‌ی «فرهنگ‌وآهنگ» منتشر شده است، در مورد جوان‌ترها می‌گوید: «جوان‌ها هم در شرایطی هستند که همه چیز وجود دارد، همه چیز را دیده و شنیده و تجربه کرده‌اند. به‌هر حال به کارهای قدیمی دسترسی دارند و همه چیز را دارند می‌بینند و گوش می‌کنند. این چیزها ذهن‌شان را باز می‌کند. به‌شرطی که تحت تأثیر پیشنهادهای غلط شرکت‌های نوار و سی‌دی پرکنی که می‌گویند ریتمیک باشد، چه داشته باشد و چه نداشته باشد، دف داشته باشد، و از این پیشنهادهای بیخودی قرار نگیرند و کاری که لازم است را انجام دهند... باید دید چه‌قدر می‌توانند خودشان را نگه دارند... این مهم است،‌ همان کاری که نظیر ماها کردیم. اجاره‌خانه نداشتیم بدهیم؛ ولی هر جا هم نمی‌رفتیم کار کنیم...»

این که کسی صدایی خوش داشته باشد و این یگانه دارایی او باشد، به هیچ وجه دلیل ارزشمندی آوازی که می‌خواند نیست. متأسفانه و به غلط، این تفکر در میان جوانان و بدنه‌ی جامعه‌ی ما رواج پیدا کرده است که آن‌گاه یک آواز شنیدنی و زیباست که خواننده‌اش صدایی خوش دارد. بله، شکی نیست که صدای خوش آوازخوان یکی از شرط‌های زیبایی آواز است، اما فقط یکی از شرط‌هاست و نه همه‌ی آنها. به‌قول اهالی منطق، شرط لازم است ولی کافی نیست. یعنی برای زیبایی آواز «لازم» است که صدا هم زیبا باشد؛‌ اما «کافی» نیست. چه دلیل دارد که وقتی کسی با صدایی گرم و زیبا آواز خواند، ما آن آواز را زیبا بنامیم؟ آیا برایمان مهم نیست که چه چیزی را می‌خواند؟ چه پیامی را منتقل می‌کند؟ و چه دلتنگی و درد و دلی را می‌خواهد با ما در میان بگذارد؟ امیدوارم این نگرش غلط به موسیقی با کلام (که در میان سایر ژانرهای موسیقی و مثلاً موسیقی پاپ هم وجود دارد) به زودی تصحیح شود.

     ۲-۱. شعر، مفهوم یا نامفهوم:

بسیار شنیده‌ام، و این ادعایی است که زیاد تکرار می‌شود، که «وقتی شجریان می‌خواند، ما هیچ‌چیز نمی‌فهمیم». سپس از همین جمله‌ این‌طور نتیجه می‌گیرند که شجریان شعر را درست و شفاف نمی‌خواند و ما متوجه نمی‌شویم که او چه می‌گوید. بسیار مایلم که این بحث را بدون هیچ تعصبی و صرفاً با استدلال پیش ببرم. استدلال خود را این‌گونه شروع می‌کنم که اگر از بیشتر دوست‌داران شجریان بپرسید، یکی از چیزهایی که در مورد شجریان بسیار دوست دارند و حتماً به آن اشاره می‌کنند، این است که شجریان شعر را در نهایت زیبایی درک می‌کند و بسیار بسیار زیبا هم ادا می‌کند. یعنی بیان او صحیح و زیباست و معنا را می‌رساند. پس ما با دو گزاره مواجه هستیم:

الف- شجریان شعر را نامفهوم می‌خواند.
ب- شجریان شعر را بسیار زیبا می‌خواند و مفهوم آن را می‌رساند.

کاملاً واضح است که این دو گزاره متناقض هستند و نمی‌توانند هر دو با هم صحیح باشند. من خودم از کسانی هستم که به گزاره‌ی «ب» رأی می‌دهم. در طول سال‌ها، بسیار پرس‌وجو کردم و بسیار فکر کردم و افراد مختلف با نظریات مختلف را تحلیل کردم تا ببینم این تناقض چگونه است و از کجا می‌آید. اگر بخواهم خلاصه و جان کلام را بگویم، این است که موسیقی شجریان یک موسیقی متعالی است و اشعاری که انتخاب می‌کند اشعاری سنگین و عمیق هستند که نیازمند آشنایی ذهنی شنونده با این فضا و این نوع ادبیات و علاقه‌ی ذاتی او به چنین غزلیات و اشعاری است و بدون این‌ آشنایی، اساساً فهم این‌گونه شعرها (حتی اگر دکلمه هم شوند)‌ برای فرد امکان‌پذیر نیست. در واقع اینجا، مسئله، اصلاً مسئله‌ی آواز نیست. مسئله‌ی فهم شعر است. بگذارید همین‌جا یک مثال روشن و رک بزنم: کسی که در ۲۵ سالگی هیچ شعری جز اشعار خانم مریم حیدرزاده را نشنیده است، چگونه انتظار دارد که فلان غزل دشوار سعدی یا حافظ را در کمترین زمان درک کند؟! این مشکل به‌نظر من اصلاً ربطی به شجریان ندارد،‌ بلکه مشکل بزرگی است که گریبان جامعه‌ی جوان ما را گرفته است. این حقیقتی است که جوانان هم‌سن و سال من _ با کمال تأسف _ از فضای ادبیات و هنر بومی خودشان بسیار دور هستند. در این میان، علاقه نیز بسیار مهم است. وقتی کسی به ادبیات پارسی علاقه‌یی ندارد و دلش با شنیدن یک غزل زیبای عاشقانه از سعدی به جوش نمی‌آید، نباید انتظار داشته باشد که آواز این غزل را درک کند و پی به زیبایی‌های آواز هم ببرد؛ این امری غیرممکن است. آواز،‌ شکلی پیچیده‌تر از خوانش معمولی شعر است. وقتی کسی یک شعر را به‌صورت روخوانی و ساده‌خوانی هم درک نمی‌کند و حتی نمی‌تواند روخوانی کند،‌ چطور انتظار دارد که معنای آن را وقتی به‌صورت آواز بیان می‌شود، در کسری از زمان دریافت کند؟ این مشکل،‌ به عدم انس و آشنایی شنونده با ادبیات فارسی و ناآشنایی گوش او به کلام شاعران فارسی و اوج و فرودهای شعر فارسی و زیر و زبرهای ادبیات برمی‌گردد. نمی‌شود که یک عده بگویند شجریان شعر را نامفهوم می‌خواند و یک عده در همان حال از شعرخوانی شجریان اوج لذت را ببرند!

این مسئله البته مسئله‌یی بسیار ریشه‌دارتر از این حرف‌هاست. وقتی در دوران دبیرستان، به‌جای این‌که از روی یک غزل بخوانند؛ فقط به ذکر معانی چند کلمه و برخی آرایه‌های ادبی ‌آن (که نکات کنکوری هستند) بسنده می‌کنند، انتظاری بهتر از این نمی‌توان داشت. من خودم بارها شاهد این بوده‌ام که وقتی کسی را ماه‌ها در معرض شنیدن آواز شجریان قرار دادم و قبل از هر آواز شعرهای ‌آواز را به‌صورت مکتوب به دستش دادم که بخواند،‌ بعد از مدتی رفته‌رفته خودش به‌تنهایی تمام آوازها را متوجه می‌شود. و این نیست مگر به‌خاطر اینکه گوشش به ادبیات و شعر فارسی عادت می‌کند و روانش با جمله‌بندی‌های غزل آشنا می‌شود.

     ۳-۱. غم یا شادی، مسئله این است:

بسیاری از کسانی که من با آن‌ها در مورد شجریان صحبت کرده‌ام، دلیل عدم گرایش‌شان را به موسیقی شجریان، غمگین بودن آن می‌دانند. خود این افراد می‌گویند: «حوصله‌سربر». این مسئله نیز یکی دیگر از آفت‌هایی است که هم‌اکنون دامن‌گیر موسیقی ما شده است. به‌قول بزرگی، مردم امروزه به‌دنبال محصولات هنری‌یی هستند که «ساده‌فهم» و «ساده‌هضم» باشند و در کمترین زمان (به محض شنیدن یا دیدن) معنا و مفهوم آن را درک کنند و نیازی به فکر کردن و وقت گذاشتن برای اندیشیدن در مورد آن نباشد. این مسئله نه تنها در موسیقی، بلکه در سینمای ما هم اتفاق افتاده است و اقبال عمومی با فیلم‌هایی است که ساده‌فهم باشند و به‌محض دیده شدن، درک شوند. در موسیقی نیز متأسفانه دور، دور موسیقی‌هایی است که به‌محض شنیدن، درک شوند و طعم ساده و سطحی معنای آن‌ها زود زیر زبان بیاید. من معتقدم اینجا مسئله، مسئله‌ی غمگین یا شاد بودن یک موسیقی نیست؛ چرا که موسیقی ایرانی و چیزی که شجریان هم ارائه می‌کند،‌ بخش‌های شاد هم دارد، چهارمضراب هم دارد، تصنیف هم دارد، بخش‌های ریتمیک هم دارد. اما مسئله این است که متأسفانه این دوستان ما در کار تحقیق خود منصف نیستند و حتی یک بار این اندازه همت نکرده‌اند که یکی از آلبوم‌های شجریان را از اول تا آخر گوش کنند و بعد نظر بدهند. همان ۳ دقیقه‌ی اول را شنیده‌اند و حکم را صادر کرده‌اند. یعنی ظرف تفکر ما این قدر کوچک شده است که ظرفیت نداریم بیش از ۳ دقیقه به مغز خود فشار بیاوریم و موسیقی را که می‌شنویم، تجزیه و تحلیل کنیم؟! به‌هر حال برخی موسیقی‌ها،‌ برخی فیلم‌ها، برخی رقص‌ها، برخی تابلوها، و ... هستند که ذهن باید مدام آن‌ها را تجزیه و تحلیل کند. موسیقی شجریان را وقتی می‌شنوید، این‌گونه نیست که بتوانید با آن بخوابید، یا غذا بخورید، یا مجله ورق بزنید، یا اتاق را جمع و جور کنید. وقتی می‌خواهید از آواز شجریان لذت ببرید،‌ باید سر تا پا گوش باشید، دقیق گوش بدهید و مرتباً به چیزی که می‌شنوید فکر کنید و آن را حلاجی کنید تا رفته‌رفته مثل آدامسی که شیرینی‌اش بعد از چند دقیقه در دهان پخش می‌شود، شیرینی آن را درک کنید. و متأسفانه امروزه این‌گونه موسیقی‌ها هر چه بیشتر از عوام (و به زبان امروزی‌ها: مخاطب عام) فاصله می‌گیرد، مخاطبان خاص خود را ـ هر چند محدود ـ حفظ می‌کنند.

در واقع، به جای غم و شادی باید مسئله‌ی «دشواری فهم» را نشاند. بدیهی است که وقتی کسی در‌ترانه‌یی می‌گوید: «من و این همه خوشبختی، محاله محاله» یا «خوشگلا باید برقصن» این مفهوم در همان ثانیه‌ی اول که شنیده می‌شود، درک هم می‌شود (شنیدن = درک) یعنی هر فارسی‌زبانی،‌ با هر سوادی، با هر میزان تحصیلاتی، و با هر نگرشی، سریعاً آن را می‌فهمد. اما مصرعی مثل این: «هر گلی نو که در جهان آید، ما به عشقش هزار دستانیم...» یا «تنگ‌چشمان نظر به میوه کنند، ما تماشاکنان بستانیم...» از فرمول «شنیدن = درک» پیروی نمی‌کند و چنانچه فرد سال‌ها در فضای ادبیات فارسی تنفس نکرده باشد،‌ لازم است که کمی وقت بگذارد، تأمل کند و با اندیشه راه به شیرینی درون آن بیابد.

در پایان این ۳ فراز، و در ادامه‌ی این یادداشت، برخی وجوه متمایز و نقاط قوت شخصیت هنری شجریان را (از نظر خویش) مرور می‌کنم.

۲. ویژگی‌های ممتاز

     ۱-۲. انتخاب شعر:

در قسمت ۱-۱ این یادداشت در مورد نقش و اهمیت شعر، پیام و مفهوم موسیقی صحبت کردم. شجریان به شعرگزینی شهره است. وقتی آلبوم جدیدی از شجریان منتشر می‌شود، یا در کنسرتی از شجریان نشسته‌ام، من شخصاً لحظه‌ها را می‌شمارم تا شجریان لب از لب بگشاید و ببینم این بار چه شعری می‌خواند و چه گلی از بوستان خوش‌بوی ادب برایم چیده است. به‌حقیقت باید اعتراف کنم که شجریان کار گزینش اشعار را به‌زیبایی هر چه تمام‌تر و با تیزهوشی، دقت و شناخت و تسلط بالا انجام می‌دهد و حظ معنوی فراوانی از این رهگذر نصیب شنوندگان‌اش می‌کند. یکی از نقاط قوت اصلی کارهای شجریان،‌ شعرهای بدیع، ناشنیده یا مورد غفلت واقع شده، پرمعنا و مناسب زمانه است. شجریان گاهی ما را با شعرهای جدیدی که تا کنون نشنیده‌ایم آشنا می‌کند، و گاهی زیباترین شعرهایی را که قبلاً شنیده بودیم ولی از یادشان برده‌ایم و در کنج حافظه خاک می‌خورند‌، دوباره از گنجه‌های فراموشی بیرون می‌آورد و گرد و خاک آن‌ها را می‌گیرد و تازگی و طراوت همیشگی آنها را به یاد ما می‌اندازد. شعرهایی که شجریان بر‌می‌گزیند، همواره بر دل نشیننده،‌ زیبا و پرمعنا بوده‌اند. به‌خصوص شجریان استعداد عجیبی در گزینش شعرهای زیبای یک شاعر خاص دارد. آخرین باری که این کار را کرد در آلبوم «غوغای عشقبازان» (۱۳۸۶) بود که دست‌چینی زیبا از غزل‌های عاشقانه‌ی سعدی را ارائه کرد. در بحث انتخاب شعر، غیر از معنا و مفهوم و خود شعر، گزینش شعر برای یک دستگاه و گوشه‌ی خاص هم حائز اهمیت است که در این باره در مورد شجریان شاید هیچ نیازی به توضیح بیشتر نباشد.

     ۲-۲. بیان شعر:

به‌نظر من (که ادبیات در نظرم مهم است) بیان صحیح شعر حتی از انتخاب آن هم مهم‌تر است. در اینجا منظور از بیان شعر، قطعاً روخوانی صحیح آن نیست. بلکه منظور، استفاده از ابزارهای زبانی همچون تکیه و فشار است. همان‌طور که می‌دانید، یکی از ارکانی که در زبان شفاهی وجود دارد و زنده و پویا است ولی در زبان مکتوب نه، چیزی است که در انگلیسی به آن استرس (Stress) و در فارسی، تکیه می‌گویند. تکیه، گاهی معنای یک شعر را به‌کلی عوض می‌کند و گاهی یک شعر را کاملاً نامفهوم می‌کند. شجریان، نشان داده است که شعر فارسی را به‌خوبی موسیقی ایرانی می‌شناسد و شعر را به بهترین و زیباترین شکل، ادا (بیان) می‌کند و اوج لذت را به شنونده‌ی آگاه و شعرشناس می‌دهد. شجریان بارها من را متوجه اشتباهی که در خواندن شعر داشته‌ام، کرده است و گاهی نیز معنای یک بیت را چنان جاودانه در ذهنم ثبت کرده که هرگز از من جدا نشده است.

     ۳-۲. تواضع در اجرا:

بر خلاف آن چیزی که برخی تصور می‌کنند، شجریان یکی از متواضع‌ترین آوازخوان‌های ما روی صحنه است. شجریان در یک کنسرت یا آلبوم، به تنها چیزی که فکر می‌کند، زیبا و صحیح خواندن است. فقط به این فکر می‌کند که چگونه آوازی بی‌نقص، حرفه‌ای، تکنیکی و زیبا ارائه دهد. او هرگز در اجراهایش خود را به رخ نمی‌کشد. هرگز سعی نمی‌کند که ۸۰ درصد یک کنسرت را به خودش اختصاص دهد و مرتب خودش و صدایش را به رخ بکشد. شجریان هرگز سعی نکرده است و نمی‌کند که با تحریر (چهچهه)های بلند و طولانی و نمایشی، موجب تحریک حضار و گرفتن تشویق‌های مداوم از آن‌ها شود. شجریان هرگز به این کار معروف نبوده است که مثلاً فلان ثانیه پشت سر هم تحریر زد. این در حالی است که سایر کسانی که گاهی نام‌هایشان در سطح نام شجریان مطرح می‌شود تماماً نه تنها این کار را کرده‌اند و می‌کنند‌،‌ بلکه گویا علاقه‌ی زیادی هم به چنین قیافه گرفتن‌ها و به رخ کشیدن‌هایی دارند. شجریان به‌زیبایی دریافته است که موسیقی‌ترکیبی‌ست از صدا و سکوت، اوج و فرود، زیر و بم. او می‌داند که زیبایی یک آواز به این است که هم اوج داشته باشد هم فرود، هم زیر باشد هم بم، هم سکوت داشته باشد هم صدا. او اصلاً به اینکه همیشه اوج بخواند و همیشه در پرده‌های بالا بخواند تا خودش را به رخ بکشد، اعتقاد ندارد و اصلاً اعتقاد ندارد که اوج‌خوانی و تحریرهای متوالی نشانه‌ی برتری کسی است. بلکه او به مناسب‌خوانی و استفاده از تمام توانایی‌های حنجره به بهترین شکل معتقد است. در مصاحبه‌ی اخیرش با مجله‌ی فرهنگ‌وآهنگ در پاسخ سؤالی،‌ می‌گوید: «در آواز ما، مسئله‌ی تحریر و امثالهم چیز خاصی است که در هیچ جای دنیا مثل آن وجود ندارد. با آن چیزهایی که در آواز کلاسیک اروپایی می‌بینید، فرق دارد. این هم می‌تواند برای خودش کلاسیک باشد ولی تا کنون اتفاق نیفتاده است...» این جملات به‌خوبی نشان‌دهنده‌ی نوع نگاه شجریان به آواز ایرانی و تحریر آن است. نگاهی علمی و دقیق که نمی‌خواهد از تحریر به شکلی ابزاری برای به رخ کشیدن مداوم خود استفاده کند.

     ۴-۲. نگاه علمی و اصیل:

شجریان بارها اشاره کرده است و در آخرین مصاحبه‌اش با روزنامه‌ی «اعتماد» نیز با صراحت بیشتری تأکید کرده که میان «سنت» و «اصالت» فرق می‌گذارد و هرگز راه نوآوری را بسته نمی‌داند. او حتی با تندی در برابر کسانی که صحبت از پای‌بندی به سنت‌ها می‌کنند، ایستاد و گفت که سنت،‌ لزوماً چیز خوبی نیست. ممکن است پیشینیان شما کاری را در صدها سال پیش به شکلی انجام می‌داده‌‌اند؛ این سنت است، چه دلیلی دارد که حتماً ارزشمند باشد؟ او همواره معتقد است که بین ریشه‌دار بودن و اصیل بودن و تکرار بی‌کم و کاست سنت‌ها،‌ باید تفاوت گذاشت و البته او خودش همواره یکی از نوآوران این عرصه بوده است؛ چه در زمینه‌ی تخصصی آواز خودش، و چه حتی در حاشیه‌های کنسرت همچون فروش اینترنتی بلیت و چاپ بروشور و انتشار دی‌وی‌دی. شجریان خوشبختانه به موسیقی ایرانی نگاهی علمی و دقیق دارد و با شناخت و مطالعه صحبت می‌کند. چیزی که متأسفانه از ابتدا در میان بسیاری از خوانندگان ما نبوده است و بسیاری از خوانندگان مشهور ما، ساده‌ترین اصطلاحات موسیقی را نمی‌شناسند و کمترین مطالعات علمی در مورد آواز و موسیقی آوازی ندارند.

     ۵-۲. تکنیک بی‌نظیر:

این مورد که مورد تصدیق دوست و دشمن است، خوشبختانه بی‌نیاز از توضیح و تفسیر است. شجریان، در حال حاضر به‌عنوان پرچم‌دار موسیقی کلاسیک ایران و آواز اصیل ایرانی، بر قله‌های رفیع تکنیک و مهارت ایستاده است و به‌نظر بسیاری از اهالی فن، شاید برترین آوازخوانی باشد که موسیقی ایرانی در طول تاریخ از این لحاظ به خود دیده است. تکنیک فوق‌العاده‌ی شجریان و مهارت بی‌نظیرش بر فنون صدا، آوازهایش را به محصولاتی پیچیده، جذاب و چندلایه تبدیل می‌کند. حتی یک تحریر ساده‌ی شجریان هم هرگز دچار تکرار نت‌های متوالی نمی‌شود و خود ملودی‌یی زیبا خلق می‌کند. این تکنیک فوق‌العاده به شجریان این امکان را داده است که زیبایی‌های شعر و زیبایی‌های موسیقی را به شکلی صد چندان در آوازش نشان دهد. شجریان یک تکنیک فوق‌العاده را در ضمن مصاحبه‌هایش در مورد آموزش آواز، برای اولین بار با نام «صداسازی» مطرح کرد. شجریان معتقد است که پیش از آنکه کار آموزش ردیف‌ها به هنرجوی آواز شروع شود، باید با او تکنیک‌های صداسازی را کار کرد.

کسانی‌که با کلاس‌های ‌آواز و آموزشگاه‌های موسیقی آشنایی دارند، می‌دانند که در همان جلسات اول، استاد درآمد ماهور را شروع می‌کند و نوار ضبط‌شده را به دست هنرجو می‌دهد تا هنرجو یک هفته عیناً از روی آن تمرین کند و هفته‌ی بعد درس پس دهد و این روند ادامه پیدا می‌کند. شجریان معتقد است که پیش از همه‌ی این کارها،‌ باید روی حنجره صداسازی کرد. یعنی باید به فرد آموزش داد تا یاد بگیرد که اصلا‌ً صدایش را چطور تولید کند، از کجای حنجره‌اش صدا در بیاورد، و به کجا ختم کند. این دقیقاً کاری است که در سایر هنرها مثلاً‌ تئاتر نیز به شکلی دیگر سال‌ها بود که جریان داشت. شجریان معتقد است که اول باید به هنرجو آموزش دهیم که مثلاً الان صدایت را از پایین حنجره در بیاور، الان از داخل سینه، و... و پس از آموزش همه‌ی این تکنیک‌هاست که تازه باید با این حنجره‌ی تکنیکی، ردیف‌های موسیقی ایرانی را کار کنیم.

تکنیک شجریان در مدولاسیون‌ها و ورود و خروج‌هایش میان دستگاه‌ها و گوشه‌های آواز، تکنیک بی‌نظیرش در صداسازی حنجره‌اش، تکنیک فوق‌العاده بالای او در تلفیق شعر و آواز و... از او تکنیکی‌ترین آوازخوان موسیقی ایران را ساخته است.

     ۶-۲. احساس:

احساس غمگین و سوزنده‌یی که در صدای شجریان هست،‌ دل را به‌راحتی موم در دستان ‌آواز او قرار می‌دهد. این البته شاید برداشتی شخصی و سلیقه‌ای باشد، اما من خودم با سوز نهان صدای شجریان، کاملاً یکی می‌شوم. در طول این سال‌ها که موج تقلید از شجریان به راه افتاده است و همه می‌کوشند تا مثل شجریان بخوانند، بسیار صدا (از نام‌های معروف و غیرمعروف) شنیده‌ام که سعی کرده‌اند در صدایشان، احساساتی همچون پختگی، غم، شادی و... را بگنجانند؛ اما هیچ‌کدام به دل من ننشست. چرا؟ چون هیچ‌کدام را واقعی نیافتم، یا به‌شدت اغراق می‌کنند و یا به‌گونه‌یی است که کاملاً مشخص است از دل بر نیامده. از دل باید بر بیاید تا بر دل بنشیند. صادقانه باید باشد...

     ۷-۲. همراهی و احترام به مردم:

اعتراض به ابتذال بی‌رویه در تلویزیون در سال ۱۳۵۶ و مکتوب کردن آن، اعتراض به وضعیت برخورد با موسیقی در کنسرت همایون (۱۳۸۷) که شجریان گفت: «تا زبان فارسی هست، موسیقی این زبان هست»، اجرای هشت کنسرت افتخاری برای مردم جنوب شهر تهران در سال ۱۳۷۰، اجرای کنسرت برای کمک به زلزله‌زدگان منجیل و رودبار و احداث مدرسه‌یی در رودبار، اجرای کنسرت برای کمک به زلزله‌زدگان بم، اجرای طرح باغ هنر بم، اعتراض به وضعیت برخورد با موسیقی ایرانی در کنفرانس‌های خارج از کشور، و ... همگی گوشه‌هایی و قطره‌هایی از روحیه‌ و سلیقه‌ی اجتماعی شجریان هستند. با هم بخش‌هایی از پیام او به مردم جنوب شهر تهران را در کنسرت‌های افتخاری‌اش برای آنها می‌خوانیم:

«مادران بزرگوار و پدران ارجمند، خواهران و برادران و نوجوانان مهربان، من همیشه شور بی‌پایانی داشتم که در چنین شب‌هایی، نگه در نگاه شما نازنینان، با زبان معنوی آوا و نوا، به راز و نیاز و درددل بنشینم تا به بانگ چنگ بگویم آن حکایت‌ها که از نهفتن‌شان دیگ سینه می‌زد جوش... من در بسیاری از کشورهای جهان کنسرت‌هایی برگزار کرده‌ام، ولی خدای بزرگ و دل‌های پرمهر شما گواه باد که هرگز شور و حال چنین شب‌هایی را نداشته‌ام و بی‌گمان این حال، بازتاب فروغ دل‌های شماست در من. چرا؟ چون تاریخ زنده‌ترین گواه گویایی‌ست که همیشه جوانمردان و عیاران و جانبازان از میان شما برخاسته‌اند...»

توضیح:

این مطلب را برای دومین ویژه نامه ی سایت شجریانی ها نوشتم که به عنوان اولین مقاله ی این ویژه نامه منتشر شده است. 

تصویر جلد دومین ویژه نامه ی شجریانی ها - جلد از سهند سلطاندوست

به دلیل بلند بودن مقاله ، خواهشمندم ابتدا آن را کامل مطالعه نمایید و سپس به نوشتن نظرات خود اقدام کنید، با سپاس.

نوشته شده توسط امیر در ساعت 15:5 جمعه سوم آبان 1387 | لینک  | 

گزارش کوتاهی از وبسایت شجریانی ها

گزارش وبلاگ آواز

بعد از پایان کنسرتهای جدید استاد شجریان، وبلاگ به روال سابق خود بر می گردد و مجددا مقاله ها و یادداشت های خودم را به منظور همفکری با شما خوبان در این وبلاگ خواهم گذاشت. امیدوارم این چند روزه را به خاطر مشغله ی بسیار زیاد و درگیری در پروژه های مشابه و همسان، ببخشایید. اما امید زیادی دارم که دوباره وبلاگ دل آواز را با کمک شما همراهان قدیمی و همیشگی، دل آواز کنیم !!!

نوشته شده توسط امیر در ساعت 0:39 سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 | لینک  | 

بنابر اعلام قبلی داریوش پیرنیاکان دبیر نهمین جشن موسیقی خانه‌ی موسیقی، بلیت‌های کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» به‌مناسبت نهمین سالگرد تأسیس خانه‌ی موسیقی توسط شرکت فرهنگی هنری دل‌آواز به‌فروش خواهد رسید. این کنسرت در دو شب از هفته‌ی موسیقی برگزار خواهد شد که درآمد یک شب آن به تأمین منابع مالی جهت خرید ملک خانه‌ی موسیقی اختصاص خواهد یافت.

فروش بلیت‌های این کنسرت ساعت ۱۰ صبح روز سه‌شنبه بیست‌وسوم مهرماه آغاز می‌شود. مرحله‌ی اول فروش بلیت‌های این اجرا تا ساعت ۲۱:۳۰ روز سه‌شنبه ادامه خواهد یافت و پس از این ساعت فروش بلیت تا ساعت ۲۴ امکان‌پذیر نخواهد بود.

همچنین مرحله‌ی دوم فروش بلیت این کنسرت از ساعت ۲۴ سه‌شنبه ۲۳ مهر آغاز شده و تا ساعت ۹:۳۰ روز چهارشنبه ۲۴ مهر خواهد بود.

بنابر اعلام شرکت دل‌آواز، سومین مرحله‌ی فروش بلیت‌ از ساعت ۱۰ صبح روز چهارشنبه ۲۴ مهر آغاز می‌شود و تا ساعت ۱۶ همان روز ادامه خواهد داشت.

بلیت‌های کنسرت ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی و خوانندگی سالار عقیلی و کنسرت گروه کامکارها توسط وب‌سایت خانه‌ی موسیقی (+) و سایت پارس‌کنسرت (+) فروخته می‌شود.

فروش بلیت‌های دو شب اجرای استاد شجریان توسط سامانه‌ی فروش بلیت کنسرت استاد شجریان به نشانی shajarianConcert.com انجام می‌شود.

کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز به‌مناسبت نهمین جشن موسیقی روزهای ۲۸ و ۲۹ مهر در تالار وزارت کشور برگزار می‌شود.

اخبار بعدی متعاقباً ارسال خواهد شد.

نوشته شده توسط امیر در ساعت 9:54 یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 | لینک  | 



شجریانی ها

شجریانی ها     www.ShajarianFans.com 

نوشته شده توسط امیر در ساعت 10:4 سه شنبه شانزدهم مهر 1387 | لینک  | 
بهای بلیت‌های کنسرت گروه شهناز به سرپرستی مجید درخشانی با آوازخوانی استاد محمدرضا شجریان توسط شرکت دل‌آواز اعلام گردید. بر این اساس، حداقل قیمت بلیت‌ها ۱۰۰۰۰۰ ریال و حداکثر قیمت ۳۵۰۰۰۰ ریال می‌باشد.
قابل ذکر است که هر شناسه‌ی کاربری در سایت فروش بلیت (هر کد ملی) حداکثر قادر به خرید ۳ (سه) بلیت خواهد بود.
بهای بلیت‌های این کنسرت طبق جایگاه‌های مورد نظر به شرح زیر می‌باشد.

جایگاه ها در کنسرت مهر 1378 استاد شجریان

 در این کنسرت، ساز قانون با نوازندگی خانم سحر ابراهیم به گروه اضافه شده است. همچنین سازی جدید به‌نام «صراحی» که به‌تازگی توسط استاد شجریان طراحی و ساخته شده است نیز در این کنسرت رونمایی خواهد شد.
کنسرت استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز روزهای ۱۸، ۱۹، ۲۱ و ۲۲ مهر در تالار وزرات کشور برگزار خواهد شد.

صراحی سازی‌ست از خانواده سازهای آرشه‌ای بم‌خوان که اندازه آلتو آن صدای‌اش نزدیک به سازهای خراسان است. صراحی از خانواده کمانچه و قژک بوده و امکانات سازهای خانواده ویلن را از نظر نوازندگی و وسعت صدا داراست. این ساز در شهریور 1387 توسط استاد محمدرضا شجریان طراحی و ساخته شد و به دلیل شباهت آن به صراحی، استاد شجریان این نام را برای این ساز برگزیده‌اند.

صراحی مانند خانواده ویولن می‌تواند هشت اندازه متفاوت داشته باشد. فعلاً بیشترین نیاز ما چهار اندازه سوپرانو، آلتو، باس و کنترباس آن است که هر 4 نوع آن طراحی شده است.

ویژگی ارزنده‌ای که این خانواده بر خانواده ویولن خواهد داشت، امکان تعویض صفحه پوستی آن است که باعث تغییر در رنگ صوتی این ساز می‌گردد. این صفحه، پوستی و گاه‌پوست همراه با چوب بوده که بر روی گلدانی چوبی تعبیه شده است و حکم تارهای صوتی ساز را دارد و در مدت 2 دقیقه قابل تعویض است.

این ساز را نوازندگان کمانچه، قژک، ویولن، ویولنسل و کنترباس به‌راحتی می‌توانند بنوازند.

در کنسرت مهرماه ۱۳۸۷ گروه شهناز و استاد شجریان در بخش نخست (شور) آقای سینا جهان‌آبادی و در بخش دوم (دستگاه همایون) آقای مهرداد ناصحی با صراحی‌آلتو گروه شهناز را همراهی خواهند کرد.

امید است خانواده این ساز بتواند نظر نوازندگان مشکل‌پسند و شنوندگان را به خود جلب کند و در بین دیگر سازهای شناخته شده جای شایسته‌ای برای خود به‌دست آورد.

مژگان شجریان: صراحی برای نخستین بار در کنسرت گروه شهناز رونمایی خواهد شد.

مژگان شجریان نوازنده سه تار با اعلام این خبر گفت: «صراحی» جزو سازهای آرشه‌ای بم‌خوان و از خانواده کمانچه و قیژک است که از جهت نوازندگی و وسعت صدا امکانات سازهای خانواده ویولن را دارد، ساخت این ساز یک طرح چندساله بوده که تابستان امسال به نتیجه رسیده و در کنسرت اخیر عرضه می‌شود.

وی در ادامه گفت: صدادهی این ساز نزدیک به صدای سازهای خراسان است که در چهار منطقه صوتی سوپرانو، آلتو،باس و کنترباس قابل عرضه است؛ ویژگی ارزنده «صراحی» نسبت به سازهای هم‌خانواده این ساز امکان تعویض محفظه پوست و چوب آن به صورت یک طبلای کوچک است که همین مسئله رنگ‌آمیزی خاص و متفاوتی را از جهت صدادهی به این ساز می‌دهد و اغلب نوازنده‌های کمانچه، قیژک، ویولن و یولنسل به‌راحتی می‌توانند این ساز به صدا درآورند.

این نوازنده سه تار در ادامه خاطرنشان کرد: سینا جهان آبادی در بخش شور و مهرداد ناصحی در بخش همایون برای نخستین بار این ساز را می نوازند.

وی در خصوص تغییرات تازه‌ترین کنسرت گروه موسیقی «شهناز» گفت: این کنسرت همان اجرای تابستان سال جاری است که در دو بخش دستگاه‌های همایون و شوراجرا می‌شود، قسمت اول این اجرا (همایون) با تصنیف «چشم یاری» ساخته شجریان و «باد صبا» از آثار حسام‌السلطنه‌مراد با شعر ملک‌الشعرای بهار آغاز می‌شود و با آواز شوشتری، چهارمضراب بیداد و همچنین تصنیف «رندان مست» از ساخته‌های مجید درخشانی ادامه می‌یابد و در قسمت دوم مجموع قطعات در دستگاه شور با عنوان «مرغ خوشخوان» اجرا می‌شود و تنها تغییر احتمالی این اجرا در ساز و آواز است؛ البته ناگفته نماند که سحر ابراهیم به عنوان نوازنده قانون به جمع نوازنده‌های «شهناز» اضافه شده است.

** صراحی در شجریانی ها

 

نوشته شده توسط امیر در ساعت 0:5 دوشنبه پانزدهم مهر 1387 | لینک  | 

بر اساس اطلاعیه‌ی سایت شرکت فرهنگی هنری دل‌آواز، پس از پیگیری‌های فراوان در ساعات پایانی امشب (۱۳ مهر ۸۷) موافقت‌های لازم با اجرای کنسرت انجام گردید و بر این اساس بلیت‌فروشی برای کنسرت استاد محمدرضا ‌شجریان و گروه شهناز ساعت ۱۰ صبح روز دوشنبه ۱۵ مهرماه از طریق سامانه‌ی فروش بلیت انجام خواهد شد.

در این اطلاعیه اشاره شده است با توجه به زمان باقی‌مانده تا اولین شب اجرا مهلت پرداخت بهای بلیت‌ها فقط  تا ساعت ۲۱:۳۰ دوشنبه ۱۵ مهرماه بوده و پس از آن کسانی‌که بهای بلیت خود را پرداخت ننموده باشند رزرو بلیت آن‌ها لغو شده و در دور دوم فروش بلیت ساعت 22 دوشنبه 1۵ مهر بار دیگر در اختیار دیگر علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.

مهلت پرداخت دور دوم فروش بلیت تا ساعت ۹:۳۰ روز سه‌شنبه ۱۶ مهرماه خواهد بود.

 کنسرت استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز روزهای ۱۸، ۱۹، ۲۱ و ۲۲ مهرماه سال جاری در تالار کشور برگزار خواهد شد.

نوشته شده توسط امیر در ساعت 14:30 یکشنبه چهاردهم مهر 1387 | لینک  | 


اطلاعیه

در پی مصاحبه مدیر کل دفتر موسیقی وزارت ارشاد و اعلام خبری مبنی بر اینکه صدور مجوز کنسرت «استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز» منوط به رفع مشکلات تالار کشور است؛ به آکاهی عزیزان می‌رساند تا پایان روز سه‌شنبه 9 مهر همچنان وضعیت مجوز برنامه مشخص نگردیده و به همین دلیل فروش اینترنتی بلیت کنسرت روز شنبه 13 مهر ماه انجام نمی‌شود.

بدیهی است در صورت روشن شدن وضعیت مجوز اجرای برنامه اخبار تکمیلی از طریق همین سایت به اطلاع علاقه‌مندان گرامی خواهد رسید.

گروه برگزاری کنسرت

۱۰ مهر ۱۳۸۷

نوشته شده توسط امیر در ساعت 16:15 چهارشنبه دهم مهر 1387 | لینک  | 
مجید درخشانی
تار، آهنگساز و سرپرست گروه شهناز
متولد سال 1336در مهدی شهر سمنان

موسیقی را از دوران نوجوانی آغاز کرد. وی هنرجوی هنرستان موسیقی بود. سپس در سال 1354 با ورود به دانشکده هنرهای زیبا(دانشگاه تهران) در دو رشته‌ی نقاشی و موسیقی به ادامه تحصیل پرداخت. وی همزمان با تحصیل در دانشگاه، به فراگیری موسیقی نزد استاد محمدرضا لطفی در دانشگاه و خارج از آن در قالب آموختن ردیف (تار و سه‌تار) پرداخت.
سال 1356 به عضویت گروه موسیقی «شیدا» در آمد و در تولید و خلق مجموعه‌ی آلبوم‌های «چاووش» مشارکت داشت و نیز عضوهیت مؤسس «کانون چاووش» شد. انتشار آلبوم‌های «بچه‌ها بهار» (با حسین علیزاده) و آلبوم «قاصدک» (با صدای مهدی اخوان ثالث) از تلاش‌های مستقل او در دهه‌ی شصت بود.
وی در سال 1363 به آلمان عزیمت کرد و در شهر کلن ساکن شد. در مدت 20 سال اقامت، وی در راه‌اندازی کانون موسیقی «نوا» و برقراری کنسرت‌ها و سمینارهای سالانه‌ی مرتبط با موسیقی ایرانی وتدریس موسیقی و همچنین انتشار آلبوم‌هایی چون «نسیم صبحدم»، «گمگشته»، «نی‌ریز» و... تلاش‌هایی جدی صرف نمود
از سال1364شروع به تدریس در دانشگاه هنر(موسیقی)کرد. مجید درخشانی هم اکنون  سرپرست گروه‌های«نوا»(در آلمان)« خورشید»و« شهناز» است.
دیگر اثار استاد مجید درخشانی  :در خیال ( با صدای  استاد محمدرضا شجریان ) –نسیم صبحدم-جوهر عشق-دیدار-شهر آشنایی(با صدای حسام الدین سراج)-فصل باران(اجرای گروه خورشید با صدای علیرضا قربانی)-آسمانه(اجرای گروهخورشید با صدای غلامرضا رضایی-من طربم(مجموعه تصانیف).

رامین صفایی
نوازنده‌ی سنتور
متولد 1341 تهران

تحصیلات: کارشناسی مهندسی شیمی، کارشناسی ارشد نوازندگی موسیقی ایرانی (دانشگاه هنر)

· فراگیری سنتور در شهرستان گرگان سال  1354 نزد آقای ناصر صفایی
· فراگیری سنتور نزد استاد فرامرز پایور طی سال‌های 1370 – 1377
· بهره گیری از محضر اساتید پرویز مشکاتیان و پشنگ کامکار طی سال‌های 1376 – 1383
· فراگیری و آشنایی با سه تار نزد استاد زیدالله طلوعی طی سال‌های 1376 – 1380
· آهنگسازی و تنظیم آلبوم چاووشی با صدای حسین کاظمیان
· همکاری با گروه موسیقی ماهور، نوا و نکیسا در مازندران
· سرپرستی گروه موسیقی چنگ از سال 1380 تاکنون و اجرای کنسرت‌های متعدد در تهران و شهرستان‌ها
· فراگیری تمبک، ویلن در استان مازندران طی سال‌های 1370 - 1380

مژگان شجریان
نوازنده‌ی سه تار
متولد: 1348 تهران

تحصیلات:
کارشناس نقاشی، کارشناس ارشد ارتباط تصویری (گرافیک) از دانشگاه آزاد اسلامی، کارشناس موسیقی از دانشگاه هنر

سابقه آموزشی:
   · فراگیری سه تار نزد استاد محمدرضا لطفی و استاد حسین علیزاده در مرحله مقدماتی سال 1358
   · فراگیری ردیف نوازی نزد استاد پرویز مشکاتیان سال 1360
   · فراگیری ردیف نوازی نزد استاد مهربانو توفیق در دانشگاه هنر سال 1368
 
سابقه فعالیت هنری:
   · اجرای کنسرت با سرکار خانم سیما بینا در سال 1370 در تهران
   · طراحی گرافیک آثار استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان از سال 1372
   · برگزاری نمایشگاه نقاشی 1376
   · طراحی و اجرای صحنه کنسرت استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز 1387
   · اجرای کنسرت با گروه شهناز در سال 1387

محمدرضا ابراهیمی
نوازنده‌ی عود
متولد 1350

فارغ التحصیل رشته موسیقی از دانشگاه هنر و نوازنده تار سه تار دیوان و عود. او  فراگیری موسیقی را نزد  مجید درخشانی، ارشد طهماسبی محمد رضا لطفی و هوشنگ ظریف آغاز کرد. از سال 1368 آموزش عالی و فعالیت‌های اجرائی خود را از قبیل ضبط موسیقی و اجرای کنسرت نزد حسین علیزاده آغاز کرد. وی در حال حاضر مدرس موسیقی در دانشگاه هنر و هنرستان موسیقی می باشد.  .او در کنسرت اصفهان (1386)همراه  گروه آوا و استاد محمدرضا شجریان  بود. از دیگر فعالیت‌های هنری  وی انتشار آلبوم تک‌نوازی عود به نام «ثنا» است

شاهو عندلیبی
نوازنده‌ی نی
متولد سال 1353 سنندج

تحصیلات: کارشناس ارشد موسیقی (دانشگاه هنر)
   · فراگیری مقام‌ها و آواز کردی از کودکی زیر نظر پدرش زنده یاد ایرج عندلیبی
   · فراگیری نوازندگی نی و ردیف میرزاعبدالله  نزد جمشید عندلیبی از سال 1367
   · بهره‌مندی گروه‌نوازی و بداهه‌نوازی نزد استاد مجید درخشانی
   · بهره‌مندی از محضر استاد محمدرضا شجریان در جواب آواز
 
سابقه فعالیت‌های هنری
 
   · همکاری با گروه مولانا به سرپرستی محمد جلیل عندلیبی (1371 - 1375)
   · همکاری با گروه تنبور شمس به سرپرستی کیخسرو پورناظری (1378-1380)
  . اجرای کنسرت به عنوان خواننده در گروه عندلیبی در اولین فستیوال موسیقی کردی در کردستان عراق (1382)
   · همکاری با گروه خورشید و ماه از زمان تاسیس به سرپرستی مجید درخشانی ( از 1383) 
   · همکاری با استاد محمدرضا شجریان ( گروه آوا ) در کنسرت غوغای عشقبازان در شهر اصفهان  1386
   · اجرای کنسرت‌های متعدد در داخل و خارج از کشور با گروه خورشید از جمله: اجلاس سران شانگهای در کشور چین، کنسرت در کاخ ورسای فرانسه، بزرگداشت مولانا در یونسکو ( پاریس)، کنسرت در کشور روسیه و کنسرت‌های متعدد در کشور آلمان و دانمارک و فرانسه به صورت هم نوازی به همراه استاد مجید درخشانی
   · همکاری به صورت گروه نوازی و تکنوازی در تولید آلبومهای منتشر شده و در حال انتشار به نام‌های: فصل باران، آسمانه، گنج نهان، بودن و سرودن و دیدارها، مستان سلامت می کنند، نیشتمان، سکوت، چوپی

رادمان توکلی
نوازنده تار
متولد 1353 تهران

تحصیلات : لیسانس عمران

سوابق آموزش: 
   · آقای امیر نادرزاده 1372 (نوازندگی تار دوره مقدماتی)
   · آقای فریبرز عزیزی و استاد حسین علیزاده  1381  - 1378 ( نوازندگی تار)
   · استاد محمد رضا لطفی (دوره تئوری موسیقی 1374 و فراگیری تار و شناخت ردیف 1385 تاکنون)
   · استاد فرهاد فخرالدینی‌هارمونی مقدماتی
 
سوابق و فعالیت‌های هنری
   · شرکت درجشنواره موسیقی جوان سال 1376
   · همکاری با گروه پرنیان به سرپرستی کامیار صیقلی 1376
   · برگزیده جشنواره تارنوازان بزرگداشت استاد حسین علیزاده سال 1381
  · عضویت در گروه خورشید به سرپرستی استاد مجید درخشانی ( اجرای کنسرت‌های متعدد در داخل و خارج از ایران از جمله اجلاس سران شانگهای و مقر سازمان یونسکو در پاریس)
  · نوازندگی در آلبوم‌های فصل باران، آسمانه، بودن و سرودن، گنج نهان به آهنگسازی استاد مجید درخشانی

حمید قنبری 
نوازنده‌ی تنبک
متولد 1353 در تهران

   · تحصیلات: شیمی کاربردی - فارغ‌التحصیل رشته‌ی موسیقی
   · استاد: از سال 1373 نزد بهمن رجبی

سابقه‌ی فعالیت‌های هنری:
   اجرای کنسرت با گروه‌های «آفتاب»، «آفاق»، «مهر «آوا» و «مهتاب» در تهران و دیگر شهرهای ایران. همکاری با ارکستر سمفونیک تهران به‌رهبری فریدون ناصری. شرکت در تهیه و اجرای موسیقی فیلم تئاتر و سریال‌های تلویزیونی. همکاری در اجرای آلبوم‌های «سایه روشن مهتاب» به آهنگسازی احسان ذبیحی‌فر و خوانندگی بیژن کامکار، «آتش و نی»  و «راز عشق» به‌همراه بهزاد فروهری و مجید وطنیان، آلبوم‌های «می‌شنیدم از پرنده» و «بخوان با من» در زمینه‌ی موسیقی کودک به آهنگسازی محمدرضا فیاض، آلبوم «پرسه در آینه» به‌همراه گروه آفتاب، دو آلبوم بر اساس موسیقی لری و آلبوم «نظم و نثر» با همراهی عود سعید نایب‌محمدی. همکاری با پدرام خاورزمینی در ویرایش کتاب «نت‌نوشته‌های امیر ناصر افتتاح» و تهیه‌ی آلبومی برای سازهای کوبه‌ای به‌نام «کوتاه»، منتشرشده در ایران و اروپا

سینا جهان‌آبادی
نوازنده‌ی کمانچه
متولد 1354 تهران

تحصیلات: فارغ‌التحصیل هنرستان موسیقی، کارشناس‌ارشد رشته‌ی نوازندگی موسیقی ایرانی (دانشگاه هنر)

اساتید:
   · آقایان داوود گنجه ای، شادروان کامران داروغه، اردشیر کامکار، علی اکبر شکارچی

سوابق و فعالیت‌های هنری
   · همکاری با استاد شجریان (گروه آوا) در کنسرت اصفهان سال 1386
   · همراهی با استاد شهرام ناظری (گروه مولوی) در کنسرت انگلستان و قونیه سال 2007
   · حضور در فستیوال‌های صوفی ( پاکستان ) توزر ( تونس )
  · نوازندگی کمانچه، ویولن و تنظیم آهنگ در تعداد زیادی از آلبوهای موسیقی از جمله نسیم وصل، باستاره‌ها، به خوانندگی آقای همایون شجریان و...

حسین رضایی‌نیا 
نوازنده‌ی دف و دایره
متولد 1354 در تهران

استاد: از سال 1371 نزد استاد بیژن کامکار
   سابقه‌ی فعالیت‌های هنر :آغاز فراگیری موسیقی در سال 69 با ساز سنتور و سپس یادگیری دف در مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی، تدریس ساز دف در خانه‌ی تنبور شمس، نوازنده‌ی دف سمفونی «ایثار» به‌رهبری مجید انتظامی، برگزاری کنسرت‌های متعدد با گروه موسیقی «شمس» و «مولوی» (استاد شهرام ناظری))، نوازندگی دف در آلبوم‌های گوناگون از جمله «گل آتش»، «پنهان چو دل» و «غوغای عشقبازان»، همراهی با گروه موسیقی «آوا» و استاد شجریان در کنسرت‌های تهران و اصفهان سال 8? و تور کنسرت بهاره در آمریکای شمالی در سال 2008.

حامد افشاری
نوازنده قیچک باس
متولد : 1356 کاشان

تحصیلات : دکتری پزشکی

   · فراگیری تمبک نزد علی صائمی 1367
   · فراگیری ویلن نزد مرحوم اسدالله ملک 1374
   · فراگیری مبانی‌هارمونی و سلفژ نزد فرهاد هراتی 1376
   · آغاز نوازندگی قیچک باس به راهنمایی اسثاد مجید درخشانی 1384
   · شرکت در کلاسهای ریتم‌های ادواری اسثاد محمد رضا لطفی 1385
 
سابقه فعالیت هنری:

   · همکاری با گروه پرنیان به سرپرستی کامیار صیقلی
   · همکاری با گروه چاووش به سرپرستی زیدالله طلوعی
   · همکاری با گروه خورشید به سرپرستی اسثاد مجید درخشانی
   · همکاری با گروه مهتاب به سرپرستی احسان ذبیحی فر
   · همکاری در تولید آلبومهای فصل باران، آسمانه، بودن و سرودن، گنج نهان و...

مهدی امینی
نوازنده‌ی رباب
متولد 1358

فارغ التحصیل رشته موسیقی ایرانی مقطع کارشناسی از دانشگاه هنر

فراگیری ساز تار از سال 1374 نزد استادان:
   آیدین اولیانسب، محمدرضا ابراهیمی، بهروز همتی ،هوشنگ ظریف
سوابق هنری:
   کسب مقام اول درنخستین فستیوال جامع دانشجویان دانشگاه هنر گرایش بداهه نوازی سال 83
   کسب مقام اول درپنجمین جشنواره دانشجویان کشور ویژه تار نوازان سال 83

مهرداد ناصحی
نوازنده قیژک
متولد 1361 در تهران

تحصیلات: فارغ‌التحصیل از هنرستان موسیقی و دانشکده‌ی سوره
اساتید: از سال 1376 سعید فرجپوری، علی‌اکبر شکارچی، اردشیر کامکار، مجید درخشانی و محمدرضا لطفی

سابقه‌ی فعالیت‌های هنری:
    برگزیده‌ی جشنواره‌ی سراسری  آوای همبستگی»،فجر برای نوازندگی کمانچه
    همکاری با گروه‌های موسیقی «صنم»، «مضراب »، «ماه»
   نوازنده گروه «خورشید» در کنسرت‌های متعدد داخلی و خارجی از جمله اجراهایی در مسکو-چین- ،فرانسه-آلمان  و دانمارک-
    تک‌نواز ارکستر «موسیقی نو» به‌سرپرستی علیرضا مشایخی، خواننده‌ی  باس کر در ارکستر سمفونیک تهران و صدا و سیما.

آثار منتشر شده:
   فصل باران-آسمانه- به آهنگسازی استاد مجید درخشانی قدریار-همنشین دیرینه  آلبوم  موسیقی‌نو به آهنگسازی علیرضا مشایخی

کاوه معتمدیان دهکردی
نوازنده‌ی کمانچه
متولد 1362 شهرکرد

تحصیلات:
   کارشناس موسیقی از دانشگاه هنر ودانشجوی کارشناسی ارشد
   نوازندگی کمانچه را از سال 1374 در شهرکرد آغاز کرد.
 
   اساتید: اردشیر کامکار-سعید فرج پوری-علی اکبر شکارچی
 
عناوین: 
   کسب مقام اول آهنگسازی در جشنواره غدیر تهران 1382 
   کسب مقام دوم گروه نوازی در جشنواره فجر تهران 1383 
   کسب مقام اول نوازندگی کمانچه در جشنواره موسیقی نواحی 1384 
   کسب مقام اول گروه نوازی در جشنواره موسیقی حماسی خرم آباد 1385
 
فعالیتهای گروهی: 
   سرپرست گروه بامداد تاسیس 1384 و اجرا در تهران، سمنان، اهواز، شهرکرد 
   فعالیت با گروههای سپیدار، آبیدر، ارغنون، نوای مهر

منبع اصلی

نوشته شده توسط امیر در ساعت 1:55 چهارشنبه دهم مهر 1387 | لینک  | 

استاد شجریان به طرز قابل تأملی پرکار شده است. طی سال گذشته و به طور ویژه طی ماه (ماه‌های) گذشته ایشان به طور واقعی به یکه‌تازی در عرصه‌ی موسیقی ملی تبدیل شده‌اند که گویی به تنهایی وظیفه‌ی حفظ و حراست و‌ترویج این موسیقی را بر عهده دارند. گرچه همواره از استاد شجریان به عنوان «پرچم‌دار» و «یکه‌تاز» و «یگانه مدافع» آواز ایرانی نام برده شده است، اما فعالیت‌های اخیر ایشان تا حدی سینه به سینه‌ی ازخودگذشتگی و تعهد وجدانی می‌زند و نشانگر عمق پای‌بندی او به موسیقی‌ای است که متاسفانه و با هزارها افسوس، کالبد کم‌جانش (اگر نگویم بی‌جان) به سختی نفس می‌کشد.

ویژگی فعالیت‌های اخیر استاد شجریان این است که مثال قدیمی «پرمایه‌ی بی‌ادعا» را به ذهن می‌آورد. سکوت رسانه‌ای...

ادامه ی این یادداشت من را در وبسایت شجریانی ها بخوانید و نظراتتان را در میان بگذارید...

نوشته شده توسط امیر در ساعت 13:55 شنبه ششم مهر 1387 | لینک  | 


سالروز میلاد استاد آواز ایران، خسرو شیرین دهنان، استاد محمدرضا شجریان را به همه ی شما دوستداران موسیقی ملی ایران و آواز یگانه ی شجریان تبریک می گوییم.

استاد محمدرضا شجریان

ویژه نامه ی زادروز استاد شجریان را در وبسایت شجریانی ها مطالعه کنید.

این وبسایت که پایگاه جامعی است در مورد استاد شجریان به همت دوستان عزیز من برپا شده است و گرچه از روز اول من را نیز با لطف بی کرانشان جزو نویسندگان قبول کردند، هنوز کمبود وقت و زیادی بهانه ها اجازه نداده است  آنطور که می خواهم در خدمتشان باشم، باشد که بتوانم . . .

در نظرسنجی ستاد برگزاری کنسرتهای استاد شجریان شرکت کنید و زمانی را که مایل هستید فروش بلیط کنسرت در آن زمان انجام شود تعیین نمایید.
لطفا دقت کنید که تعهد و مشارکت شماست که آسایش و امکان خدمت رسانی بهتر را فراهم می کند. پس حتما در این نظرسنجی شرکت کنید.

 

نوشته شده توسط امیر در ساعت 0:36 سه شنبه دوم مهر 1387 | لینک  | 
چه بگویم که دل‌افسردگی‌ات
از میان برخیزد؟

نفس گرم گوزن کوهی،
چه تواند کرد؟
سردی برف شبانگاهان را،
که پرافشانده به دشت و دامن؟

محمدرضا شفیعی کدکنی
از زبان برگ

1)
برای این‌که بفهمی بیشتر ترانه‌هایی که در سال‌های اخیر سروده، خوانده و ضبط می‌شوند به سمت سیاه بودن و «ضد عشق» بودن می‌روند، نیازی به بررسی همه‌جانبه و آمارگیری نیست. به خصوص در این سال اخیر و ماه‌های اخیر هجوم همه‌جانبه‌ی خواننده‌هایی که دو سه سالی است بر سر زبان‌ها افتاده‌اند به سمت این ترانه‌ها باورنکردنی و عجیب و غریب است. در شهر یک تاکسی یا ماشین شخصی پیدا نمی‌کنی که ضبط آن روشن نباشد و چیزی از ناسزا و فحش و لعنت نثار معشوق نکند. دعوت به اتمام رابطه، لعن و نفرین معشوق، تهدید به انتقام‌گیری، تشویق و تهییج عاشق برای انتقام از معشوق، انواع و اقسام فحش‌ها و کلمات ناپسند به معشوق و ... از جمله مفاهیم همیشگی و اصلی این ترانه‌های سیاه هستند. اکثر جوانان نیز به سمت این ترانه‌ها متمایل شده‌اند و تا حدی که من دیده‌ام معمولاً بهترین ترانه‌ای که دوست دارند و مدام گوش می‌کنند یکی از همین نوع ترانه‌هاست.

2)
لعن و نفرین به عشق و توهین و ناسزاگویی به معشوق با آموزه‌های اصلی ادبیات (فارسی، جهانی) و معیارهای روان سالم انسانی هماهنگ نیست. خاصه ادبیات فارسی که گنجینه‌هایش پر از ابیاتی این چنینی است: (از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر / یادگاری که در این گنبد دوار بماند) . (عاشق و رند و نظربازم و می‌گویم فاش / تا بدانی که به چندین هنر آراسته‌ام) . (عشق دردانه و من غواص و دریا میکده ... ) . (عشق است که در جانت هر کیفیت انگیزد / از تاب و تب رومی تا حیرت فارابی ) . ‌( عاشق شو ار نه روزی، کار جهان سرآید / ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی) . (سعدیا نامتناسب حیوانی باشد / هر که گوید که دلم هست و دلارامم نیست ) . (ای عشق همه بهانه از توست / من خامشم این ترانه از توست / این بانگ بلند صبحگاهی / وان زمزمه‌ی شبانه از توست ) . ( از در درآمدی و من از خود به در شدم ...) و ...

از دیدگاه روان‌شناسی انسان هرگز به طور پیش‌ فرض و بدون هیچ تجربه‌ی تلخی، شروع به لعن و نفرین معشوق نمی‌کند. (مگر این‌که تجربه‌ای تلخ و یا دیدگاهی غیرمتناسب و افراطی/تفریطی وجود داشته باشد) در ضمن در هیچ‌کدام از داستان‌های ادبی و روایت‌های ماندگار، عاشق به یک کرشمه‌ی معشوق شروع به فحش  و ناسزا نکرده است. سعدی می‌گوید: (به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق ...) . در جای دیگر: (وانکه در عشق ملامت نکشد مرد مخوانش ... ) . (جفای یار پری‌چهره عاشقانه بکش / که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند.).

3)
پس این همه هیاهو و شهرت و رواج و هوادار چیست که این ترانه‌ها دارند؟

4)
فیلسوف نامدار تحلیل زبانی، لودویگ ویتگنشتاین، در یکی از معروف‌ترین جملات خود می‌گوید: "اکثر نزاع‌ها به خاطر عدم تعریف دقیق معنای واژگان برپا می‌شود. اگر آدمی واژه‌ها را دقیق و شفاف تعریف می‌کرد، از بسیاری از این نزاع‌ها به دو بود." (نقل به مضمون، نقل از حافظه، امکان تفاوت با اصل جمله وجود دارد.) به نظرم این مورد خاص یکی از مواردی است که این جمله به شدت توضیح دهنده‌ی وضع موجود است.

آیا تمام این هیاهوها به این خاطر به پا نشده است که واژه‌ی «عشق» را بد و اشتباه معنی کرده‌اند؟ بله من هم قبول دارم که اگر لبخندی که دختری در یکی از راهروهای یک پاساژ به پسری می‌زند و نگاه تند پسر که از فرق سر تا نوک پای دختر را برانداز می‌کند و جنبش سریع و ظریفی که دختر به اندامش می‌دهد «عشق» است، آن‌گاه وقتی این دختر شماره‌ی موبایل پسر دیگری را در پارک می‌گیرد و به او زنگ می‌ِزند و پسر اولی متوجه می‌شود، می‌تواند بگوید: «برو بمیر که بی تو دنیا بهتره!!!»

نظر شما چیست؟ در مورد هر کدام از بند‌های 1 تا 4 چند دقیقه فکر کنید و نظر مثبت، منفی و یا متفاوت خود را با همه‌ي دوستان خود در میان بگذارید. منتظریم ...

یادآوری: کلیه‌ي نظراتی که عاری از فحش و ناسزا و توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی که ربطی به مطلب مربوطه ندارند باشند و صرفا با هدف ارائه‌ی نظرات نویسنده‌اش و در چارچوب مطلب مربوطه نوشته شده باشند در وبلاگ دل‌‌آواز مجال انتشار و بازخوانی دارند و این مطلب هیچ ربطی به نظر موافق یا مخالف نویسنده ی نظر ندارد. ما از انتقادها بیش از تاییدها خوشنود می شویم.

نوشته شده توسط امیر در ساعت 18:8 یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 | لینک  | 

در آن روزها که باربد و نکیسا با نواهای پهلوی و ترانه‌های خسروانی در و دیوار کاخ خسروان را در امواجدو قرن سکوت - مرحوم دکتر زرین کوب لطف و ذوق فرو می‌گرفتند، زبان تازی (عربی) در کام فرمانروایان صحرا از ریگ‌های تفته‌ی بیابان نیز خشک‌تر و بی‌حاصل‌تر بود. در سراسر آن بیابان‌های فراخ بی‌پایان اگر نغمه‌ای طنین می‌افکند، سرود جنگ و غارت و نوای رهزنی و مردم‌کشی بود. نه پندی و حکمتی بر زبان قوم جاری بود و نه شوری و مهری از لبهایشان می‌تراوید. شعرشان توصیف پشک (مدفوع) شتر بود و خطبه‌شان تحریض به جنگ.

به خلاف ایران که زبان آن سراسر معنی و حکمت بود. اندرزنامه‌های لطیف و سخنان دلپذیر داشت. کتاب‌های دینی و سرودهای آسمانی زمزمه می‌نمودند. داستان‌های شیرین از پادشاهان گذشته در خداینامه‌ها می‌سروددندو هر طبقه را خطی و زبانی جداگانه بود. سرودهای لطیف و سخنان زیبا را ارجی و بهایی بود.... وجود شعر و سرود در ایران پیش از اسلام از وجود شعر جاهلی عرب محقق تر (مستدل تر) است. شهرت و آوازه‌ی خنیاگران و نغمه‌پردازان مشهوری مانند باربد و نکیسا حکایت از وجود شعر در زبان پهلوی دارد. ... زبان ایران در ‌آن زمان گذشته از شعر، آثار فلسفی و علمی نیز داشت.

زبان این قوم زبان شعر و ادب و زبان ذوق و خرد بود. با این همه این قوم، «که به صد زبان سخن می‌گفتند» وقتی با اعراب مسلمان روبرو گشتند «آیا چه شنیدند که خاموش شدند؟»

متن بالا برگرفته از سطرهای آغازین بخش چهارم از کتاب «دو قرن سکوت» است. دو قرن سکوت تحقیقی تاریخی از مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب است و مربوط به اوضاع و احوال ایران در دو قرن اول اسلام می‌باشد. عنوان فصل چهارم این کتاب «زبان گمشده» و سرتیتر آغازینی که این جمله‌ها را از آن ذکر کردم «نغمه‌های کهن» است. مرجع من کتاب دو قرن سکوت، دکتر عبدالحسین زرین کوب، انتشارات سخن، چاپ نوزدهم 1384 (چاپ اول 1330)، تیراژ 11000 نسخه با 372 صفحه و قیمت 4500 تومان است.

نوشته شده توسط امیر در ساعت 23:56 چهارشنبه بیستم شهریور 1387 | لینک  | 

1)
تلویزیون را که روشن کردم تازه اخبار ساعت 2 بعدازظهر شروع شده بود. مجری در همان کلام اول، آغاز ماه رمضان را تبریک گفت و مثل تمام سال‌های گذشته (دهه‌های گذشته!) صدای استاد شجریان و ربنای ماندنی و زیبای او پخش شد تا تلویزیون بار دیگر به عنوان تنها سمبلی که بوی رمضان را ناگاه در مشام جان مردم ایران زنده می‌کند از آن استفاده کرده باشد. ربنا در طول این اخبار یکی دو بار دیگر و به بهانه‌های مختلف و با تصویر‌های مختلف دیگر نیز پخش شد و باز مثل سال‌های گذشته (دهه‌های گذشته!) از تنها کسی که نامی برده نشد و ذکری نرفت، استاد شجریان بود.

2)
برای خود من این بیشتر شبیه یک لطیفه یا یک خبر شوک‌آور غیرقابل باور بود. واقعا دشوار است که درک کنیم شجریان از نظر مدیران و گردانندگان بخش موسیقی و فرهنگ کشور، کجاست و چه جایگاهی دارد. از یک سو، می‌بینیم که متاسفانه هنوز باور نشده است که محمدرضا شجریان به عنوان استاد اول آواز دستگاهی ایرانی و به عنوان یک هنرمند ملی (که نشان‌های بسیاری نیز به عنوان چهره‌ی ملی دریافت کرده است و آخرین آن‌ها مدال نوشین بود که طی روزهای گذشته به او اهدا شد) که در کار و هنر خود تنها به تعالی انسان می‌اندیشد و احساس و ادراک پاک و عمیق انسانی را در کارش نشان می‌دهد باید ارج نهاده شود، و از دیگر سو می‌بینیم که هنوز بانگ مؤذن رمضان بلند نشده، ربنای شجریان به تسخیر کانال‌های تلویزیونی آمده است. از یک سو می‌بینیم که برای کسی مهم نیست که شجریان از او انتقاد کند و پس از سال‌ها که کاسه‌ی صبرش از بی‌برنامگی‌ها و دشواری‌های کنسرت در ایران لبریز شد و لب به گلایه گشود، جوابی نیامد که نیامد، و از دیگر سو، بانگ ربنایش چونان بانگی مقدس و ارزشمند رواج دارد و ارج نهاده می‌شود. آیا وقت آن نیست که اولا به همه‌ی مردم ایران بگوییم که صدایی که ربنا را می‌خواند، محمدرضا شجریان است تا همه‌ی ‌آن‌ها بتوانند قضاوت بهتری بکنند و شناخت بهتری به دست بیاورند، و ثانیا باور کنیم که همین صداست که «مرغ سحر» را نیز می‌خواند و از «غوغای عشق‌بازان»، «فریاد» به میان می‌آورد؟

3)
استاد شجریان چند سالی است که گویا خط بطلانی بر گلایه‌های گذشته‌ی خویش از شرایط برگزاری کنسرت در ایران کشیده است و اقلا در یکی دو سال گذشته، با شدت و پشتکار و ممارست اقدام به برگزاری کنسرت‌هایی زیبا و پرشکوه در ایران کرده است. کنسرت همنوا با بم در زمستان 1382 و پس از ‌آن کنسرت ساز خاموش و سرود مهر در 1384 و دگر بار کنسرت تهران و نیز اصفهان غوغای عشق‌بازان در 1386 و مجددا و با وجود بیماری کنسرتی دیگر با گروه شهناز در  1387. به همه‌ی این‌ها اضافه کنید یک دو چین کنسرت در آمریکا و اروپا و ... این برنامه‌ها نوید این را می‌داد که استاد سرحال و زنده‌ دل است و تصمیمش را گرفته است تا بیشتر برای مردمش بخواند. حتی شنیده شد که تلاش‌هایی شده است تا کنسرت‌ها در دیگر شهرستان‌ها نیز برگزار شود. اما اتفاقی که در کنسرت همایون افتاد و در اقدامی بی‌نظیر و بی‌سابقه، حضور شجریان روی صحنه و دست گرفتن میکروفن و انتقاد از سیاست‌های کشور، شاید گل جوان امید ما را پرپر کند ...

4)
این‌که این روزها در کشور ما برق می‌رود چیز غریبی نیست. همه‌ی ما هم عادت کرده‌ایم و فعلا با همین شرایط زندگی می‌کنیم. اما اینکه‌ در دو شب (شب‌های 2 و 4) کنسرت همایون شجریان برق قطع شود و در یک شب نیز علی‌رغم همه‌ی تذکرات و نامه‌نگاری‌ها با مسئولان سالن، برق اضطراری سالن صحیح و به موقع عمل نکند و پس از هماهنگی‌های کتبی و شفاهی به عمل آمده مجددا در شب 4 نیز برق قطع شود، استاد را به سخن آورد. شجریان گفت «کساني که فکر مي کنند مي توانند جلوي اين برنامه ها و اين جمع شدن ها را بگيرند، سخت در اشتباهند. تا زماني که زبان فارسي هست، موسيقي فارسي هم هست و هيچ کس نمي تواند جلوي زبان و موسيقي ما را بگيرد.»

 5)
واقعا وقت این است که همه‌ی کسانی که زیر لب به شجریان و موسیقی او و کلیت موسیقی ناسزا می‌گویند،‌ بدانند ربنایی که دوستش دارند را شجریان خوانده است (و علی‌رغم همه‌ی تلاش‌های صدا و سیما هنوز که هنوز است حتی یک رقیب کوچک و ضعیف نیز نتوانسته است پیدا کند و حتی یک قطعه نیز به چنین درخششی دست نیافته است که چنین حسی را در مردم بیدار کند) و واقعا وقت این است که باور کنیم و باور کنند: «شجریان، فقط ربنا را نخوانده است.

اگر او را دوست داریم، همه‌ی آوازهایش را دوست بداریم...»

مرتبط:

چون دوست دشمن است

نوشته شده توسط امیر در ساعت 15:3 دوشنبه یازدهم شهریور 1387 | لینک  | 


چندی است که DVD کنسرت استاد شجریان که در تابستان 1386 در سالن وزارت کشور در تهران برگزار شد به بازار موسیقی عرضه شده است. این DVD که مربوط به کنسرت «بزرگداشت استاد سخن، شیخ اجل، سعدی» است همانند سایر آثار استاد، اثری درخور توجه و قابل تحسین است. کنسرت بزرگداشت سعدی استاد شجریان در دو بخش مجزا با نام‌های «سخن عشق» و «غوغای عشق‌بازان» روی صحنه رفته بود که پیشتر و همزمان با شب‌های اجرای کنسرت، قسمت دوم آن یعنی «غوغای عشق‌بازان» در قالب یک سی‌دی صوتی با همین نام به دوستداران عرضه شده بود. ...

ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر در ساعت 13:0 چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 | لینک  | 

نشست خبری کنسرت همایون شجریان به همراه گروه دستان، روز دوشنبه 24 تیر در خانه هنرمندان برگزار شد. در این نشست علاوه بر همایون شجریان، سعید فرج‌پوری کمانچه‌نواز گروه دستان و حسین بهروزی‌نیا نوازنده بربط این گروه نیز حضور داشتند. محمدعلی رفیعی مدیر برگزاری کنسرت‌های شرکت دل‌آواز در کنار علی کاظمی و عباس کاظمی مسوولین سایت www.ShajarianConcert.com که بلیت‌فروشی آنلاین از این طریق صورت می‌گیرد نیز در این نشست توضیحات کاملی درباره نحوه فروش بلیت و جزییات برگزاری کنسرت ارایه کردند.

***

گزارش نشست خبری کنسرت همایون شجریان

ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر در ساعت 15:49 شنبه بیست و نهم تیر 1387 | لینک  | 

متن زیر را یکی از خوانندگان وبلاگ و علاقه مندان استاد شجریان که در کنسرت اخیر ایشان در تهران حضور داشته برای ما ارسال نموده است. ضمن سپاس از وقت و زحمتی که صرف نوشتن این یادداشت کرده اند، با هم گزارش گونه ی ایشان را می خوانیم. این متن حاوی نکاتی است که در کمتر گزارش منتشر شده ای از خبرگزاری های معروف آمده است، از جمله در مورد مژگان شجریان.

روز عجیبی بود
روز عجیبی بود...از همان آغاز! در این گونه مواقع دنیای منحصر بفردی برایم شکل می گیرد ...قابل توصیف نیست! صدای روح بخش استاد  است که آرامشم می دهد...چشمانم را می بندم و به امید شاعت حرکت _از خانه به سمت تالار وزارت کشور_از لحظه ها عبور می کنم ! عجیب است! همه ی ناخوشیهایم بخوشی مبدل می شوند و خوشیهایم رنگ دیگری به خود می گیرند! چگونه رازیست در این گوشه ی دهر؟!!!

ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر در ساعت 23:44 دوشنبه هفدهم تیر 1387 | لینک  | 

علی سنتوری، آخرین ساخته‌ی داریوش مهرجویی که پس از طی فراز و نشیب‌های ممیزی و اخذ مجوز اکران، نهایتا با حذف نام علی و با نام «سنتوری» ساخته و معرفی شد، با دستور وزیر، هرگز نتوانست فرصت اکران عمومی پیدا کند.

گر چه بعد از پخش سی‌دی‌های آن در بازار سی‌دی زیرزمینی بسیاری از مردم این فیلم را دیدند، اما به نظرم عدم امکان اکران عمومی، قسمت اعظم زحمات نویسنده و کارگردان فیلم را بر باد داد. زیرا بسیاری از خانواده‌ها باید این فیلم را می‌دیدند و بسیاری از ما ایرانی‌ها باید به آن فکر می‌کردیم که بدون نمایش عمومی، عملا امکان هرگونه نقد و نظر در مطبوعات و نیز باز کردن هر گونه جایی در میان توده‌ی مردم از فیلم سلب شد.

سنتوری حکایت جوانی به نام علی بلورفروش است که به «علی سنتوری» معروف است. علی شهرتی در تهران دارد و همه‌جا او را به خاطر ترانه‌های دلنشین و ملودی‌های جذابی که با سنتور اجرا می‌کند می‌شناسند. حکایت فیلم حکایت زندگی این موزیسین است که با شیرینی یک ازدواج رؤیایی با یکی از هنرجوهایش آغاز می‌شود و سرانجام به خاطر سخت‌گیری دستگاه‌های نظارتی امکان انتشار آلبوم‌ها و مجوز کنسرت‌ها یکی پس از دیگری از او سلب می‌شود و او مجبور می‌شود برای گذران زندگی به عروسی‌ها،‌ پارتی‌ها و مجالس خصوصی برود و طبق دیالوگ خود فیلم «برای هر کس و ناکسی بزند.» آمد و شد در چنین مجالسی سرانجام علی را معتاد به الکل و موادمخدر می‌کند.

این مقاله را به طور کامل در ادامه مطلب بخوانید
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر در ساعت 2:15 شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 | لینک  | 


تعداد ۴۴۹ بلیط پرداخت نشده فردا چهارشنبه ۲۲ خرداد ساعت ۱۲ از طریق www.ShajarianConcert.com به فروش می‌رسد. لازم به ذکر است که پرداخت همزمان با رزرو انجام خواهد شد.

نوشته شده توسط امیر در ساعت 0:54 چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 | لینک 

دوستان توجه کنید:

برای تحویل بلیط، به شرطی که کدملی را به طور صحیح مطابق با کارت ملی وارد کرده باشید، نیازی به حضور خود شخص نیست و ایشان می توانند کارت ملی خود را توسط دوست یا آشنای خود ارسال کنند. حضور شخص فقط در صورتی الزامی است که مشخصات سجلی او تطابق ندارد یا با کارت ملی همخوانی ندارد. از اول هم همینطور بود ...

در ضمن، اصل کارت ملی باید آورده شود.

و اما:

هر کدام از این چند ده هزار نفری که قرار است در کنسرت حضور داشته باشند یک سری مشکلات خاص مربوط به خودشان دارند. یکی بچه کوچک دارد و جز همسرش که او هم می خواهد بیاید کنسرت کس دیگری را ندارند، یکی امتحان دانشگاه دارد، یکی راهش دور است، یکی ساعت کارش به هم می ریزد ... به تعداد نفراتی که بلیط خریده اند مشکل وجود دارد، هر کس یک مشکلی دارد. اما من تعجب می کنم چطور هر کس انتظار دارد که تیم کنسرت فقط با در نظر گرفتن شخص او طوری برنامه را تغییر دهند که مشکل او حل شود؟ خوب اگر مشکل شما را حل کنند برای صد نفر دیگر مشکل درست می شود. به هر حال رویه ی فروش و تحویل بلیط هر چه که باشد، باید برخی اصول کلی حتما رعایت شود:

فروش گیشه ای و گیشه و تحویل در صف و این چیزها را فراموش کنید. گویا این فروش اینترنتی مشکلات سال های گذشته را از یاد شما برده است که باید سه روز و سه شب در صف منتظر می ماندید. حتی برای تحویل بلیط های فروخته شده هم اگر نوبت بندی و منطقه بندی انجام نگیرد فکر می کنید چه جور صفی تشکیل خواهد شد؟

مسائل انتظامی و امنیتی را در نظر بگیرید. تیم کنسرت را در کنار خود و نه در مقابل خود ببینید. ولی مشکلاتی هست که گاهی بیان نمی شود و گاهی هم واقعا به شمای مخاطب ارتباطی ندارد و مسئولیت آن با برگزارکنندگان است. اما مثلا هرگونه گیشه یا صف یا حضور افراد باید با کنترل های مقام های امنیتی و انتظامی باشد و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ...

شک نکنید که تیم برگزاری کنسرت با توجه به همه ی محدودیت ها و الزامات، ساده ترین راه ممکن را برای شما انتخاب کرده است. یعنی چیزی که مشهود است و خود من در گفتگو با آنان می بینم این است که کار برای شما ساده و سریع باشد. اگر جایی حس می کنید از این بهتر هم می شده است مطمئن باشید یک محدودیتی، مشکلی، چیزی بوده که نیازی به بیان آن حس نکرده اند.

پیروز باشید.

نوشته شده توسط امیر در ساعت 23:38 دوشنبه بیستم خرداد 1387 | لینک  | 

همانطور که مسئولان شرکت دل آواز هم اعلام کرده اند تعداد کل بلیط های برگشتی ۲۸۵۵ بلیط بوده است که در زمانی حدود ۱۴ دقیقه تماما رزرو شد، بنا بر این سایت از سایت ۱۲ ظهر شروع به رزرو نمود و در ساعت ۱۲:۱۴ به کار خود پایان داد.

نکته ی مهمی که مسئولان تیم کنسرت روی آن تاکید ویژه دارند و خواستند که حتما به اطلاع شما عزیزان برسد این است که دقت کنید کارتهای شما حتما قابلیت خرید اینترنتی داشته باشد. برخی دوستان با کارتهای معمولی ATM که قابلیت خرید اینترنتی و رمز دوم و کد CVV2 آن را فعال نکرده اند قصد دارند اقدام به پرداخت کنند که این کار عملی نخواهد بود. در واقع دوستان دقت کنند که کلیه ی مراحل پرداخت را شما باید با بانک خود چک کنید و در این زمینه تیم برگزاری کنسرت مسئولیتی ندارد و نخواهد داشت. شما می بایستی از طریق بانک خود مطمئن شوید که کارتی که تهیه کرده اید قابلیت خرید اینترنتی دارد و کدهای مربوطه را نیز از آن ها دریافت کنید. به گفته ی مسئولان کنسرت و همانطور که خود شما هم دیده اید حتی خود فرآیند پرداخت نیز در محیط بانک انجام می شود و در آن قسمت از فرآیند مسئولیتی متوجه تیم کنسرت نیست. بسیاری از تماس های تلفنی و سوالات نیز مربوط به بانکهاست و پاسخگویی به آن ها در حوزه ی اختیارات و وظایف تیم کنسرت نیست.

نوشته شده توسط امیر در ساعت 13:7 دوشنبه بیستم خرداد 1387 | لینک  | 


فروش بلیطهای برگشتی

با پایان یافتن مهلت پرداخت، بلیط های دوستانی که موفق به پرداخت بهای بلیط نشده اند، باطل گردیده و در سایت در اختیار سایر علاقمندان قرار خواهد گرفت. بدین منظور سامانه فروش اینترنتی ساعت 12 روز دوشنبه 20 خرداد 1387 آماده فروش بلیط های برگشتی خواهد بود. یادآور می گردد عزیزانی که در مرحله اول بلیط خریداری نموده اند نمی توانند در این مرحله بلیط رزرو کنند.

www.ShajarianConcert.com

 

نوشته شده توسط امیر در ساعت 19:9 یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 | لینک  | 

دوستان اگر کسانی هستند که بلیط های اضافه دارند (فرقی نمی کند که رزرو کرده اند یا پرداخت کرده اند) لطفا در قسمت نظرات همین مطلب با شماره ی موبایل یا هر گونه شماره تماس دیگر که قابل دسترسی باشد بنویسند تا در صورت امکان بلیط ها را به کسانی که واقعا مشتاق حضور در کنسرت هستند اما نتوانسته اند بلیط بگیرند برسانیم. اگر می خواهید که شماره موبایل و نام خانوادگی شما منتشر نشود گزینه ی "ارسال نظر به صورت خصوصی" را انتخاب کنید. این نظرات به دست من می رسند و به هیچ وجه آن ها را منتشر نخواهم کرد و فقط به دست کسی که بلیط می خواهد می رسد. اگر برایتان فرقی نمی کند نظر را به طور عمومی و بدون انتخاب گزینه ی نظر خصوصی بفرستید تا برای همه نمایش داده شود.

لطفا سریع اقدام کنید و شماره ی قابل دسترسی بدهید زیرا آخرین مهلت پرداخت ساعت ۱۴ امروز است. انتظار هواداران واقعی استاد شجریان این است که شما دوست گرامی (چنانچه پرداخت کرده اید) بلیط خود را با همان قیمت خرید در اختیار دیگر همدلان قرار دهید. بازار سیاه بلیط چیزی است که سودجویان به هر حال ایجاد می کنند و امیدوارم ما که ادعایی داریم و خود را عاشق می دانیم، از این کار دوری کنیم.

لطفا نام خود و شماره ی موبایل خود را بنویسید. در ضمن، بیشتر به بلیط های تکی نیاز است. اما فرقی نمی کند هر بلیط اضافه ای که دارید لطفا سریعا در نظرات بنویسید تا جای خالی که حق کس دیگری است در سالن وجود نداشته باشد. با سپاس.

***

توجه : فروش بلیط های برگشتی

 

با پایان یافتن مهلت پرداخت، بلیط های دوستانی که موفق به پرداخت بهای بلیط نشده اند، باطل گردیده و در سایت در اختیار سایر علاقمندان قرار خواهد گرفت. بدین منظور سامانه فروش اینترنتی ساعت 12 روز دوشنبه 20 خرداد 1387 آماده فروش بلیط های برگشتی خواهد بود. یادآور می گردد عزیزانی که در مرحله اول بلیط خریداری نموده اند نمی توانند در این مرحله بلیط رزرو کنند.

نوشته شده توسط امیر در ساعت 12:7 سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 | لینک  | 

عملیات رزرو بلیط امروز ساعت ۱۶:۴۵ به اتمام رسید. از دقایقی پیش (حدود ۱۰ دقیقه) سایت کنسرت مجددا فعال و آماده است تا ساعت ۷ صبح به صورت بدون نوبت عملیات پرداخت را انجام دهید.

خوشبختانه و مطابق انتظار، از ساعت ۲:۱۵ امروز عملکرد سایت به شکل مطلوب و قابل قبولی ادامه پیدا کرد و نه به گفته ی من بلکه به شهادت کامنت های خود شما اکثر دوستان پس از این ساعت موفق به رزرو بلیط شده اند و بعضا سادگی عملیات خود آن ها را نیز متعجب کرده بود. ارتباط سایت با سرور سایت (در آمریکا) حوالی ساعت ۱ بعدازظهر قطع می شود که همین امر موجب بروز اختلال پیش آمده بوده است. تیم کنسرت پس از تلاش فراوان و تماس های مکرر با آمریکا موفق به رفع نقص می شوند که سرانجام پس از رفع نقص، سایت به شکل مطلوب به کار خود ادامه داد.

این وبلاگ جایی است که شما صدای خود را منعکس کنید، اما باور کنید که ده ها برابر بیش از فشاری که شما دوستان تحمل کردید را تیم کنسرت تحمل می کنند. عملیات فروش حدود ۲۱۰۰۰ بلیط برای هفت شب کنسرت و هر شب با جایگاه های متنوع که کلیه ی بلیط ها در زمانی کمتر از ۴ ساعت توسط دوستداران و علاقه مندان استاد شجریان رزرو می شود کاری سرشار از استرس است و از من بپذیرید که شب بیداری و زحمت فراوان دارد. مسئله ای که شخص استاد شجریان و تمامی اعضای کنسرت به دنبال آن هستند، مسئله ی عدالت در فروش بلیط است. به خصوص عدالت میان تهرانی ها وشهرستانی ها و میان کسانی که امکانات بهتر و زمان فراخ تر و ... در اختیار دارند. متاسفانه دوستانی که مرتب سیستم گیشه را پیشنهاد می کنند از دوحالت خارج نیستند: یا دوستان تهرانی هستند که اصلا به بچه های شهرستان فکر نکرده اند و زحمت طی مسیر تا تهران و نبود جا برای اقامت شب و ناآشنایی با محیط و دردسرهای فراوان دیگر، و یا فکر می کنند حرکت از شهرستان به سمت تهران و شرکت در یک جنگ تن به تن در صف گیشه کاری راحت تر و ساده تر از چهار ساعت پشت اینترنت نشستن است. چه بخواهیم و چه نخواهیم فروش اینترنتی بلیط عادلانه ترین راه ممکن برای توزیع یکنواخت بلیط بدون توجه به محل سکونت و سایر فاکتورهاست،چرا که خوشبختانه کامپیوترها با همه ی انسان ها یک جور رفتار می کنند.

یک مسئله ی دیگر که فقط در فروش اینترنتی امکان تحقق دارد، امکان اعمال محدودیت های متنوع و منطقی به ساده ترین شکل ممکن است. عدالت این است که هر کس فقط ۳ بلیط بگیرد و عدالت این است که هر کد ملی فقط یکبار بتواند خرید کند و عدالت این است که ... حتی مسئله ی کد امنیتی که متاسفانه گاهی دوستان ما بدون شناخت نسبت به آن اعتراض می کردند چیزی نیست جز احترام به خود شما عزیزان. این کد باعث می شود تا کسانی نتوانند بدون هویت انسانی صحیح و توسط نرم افزارها و ... اقدام به ورود به سیستم و رزرو بلیط نمایند، این کد تضمینی است برای اینکه فقط افراد حقیقی انسانی بتوانند از سیستم بلیط رزرو کنند، و تضمینی است برای حقوق شما. دوستان معترض توجه ندارند که تیم کنسرت تمام این فرآیندها را با توجه به منطق و پیش بینی های مهندسی نرم افزار انجام داده است. بنا بر توضیح دل آواز از  آن جا که سیستم بلیط در سال های قبل برای اولین بار تست می شد لذا امکان خرابکاری در آن وجود نداشت،اما چون از سال های پیش وجود داشته است لذا امکان رکورد جریان عملیات (فلو) توسط افراد مختلف و قصد آن ها جهت خرابکاری در سیستم امسال وجود داشته است که کد امنیتی باعث می شود قصد آن ها بی هدف بماند و حقوق شما علاقه مندان نیز تضمین شود.

به هر تقدیر، فروش بلیط برای چنین کنسرتی با هیچ کنسرت دیگری قابل مقایسه نیست و اصلا ابعاد استقبال مخاطبان و حجم مراجعان غیرقابل تصور و غیرقابل مقایسه با هر برنامه ی موسیقی دیگری است. گرچه اساتید بزرگ همگی از طرفداران زیادی برخوردارند اما شاید تفاوت استاد شجریان این باشد که همه از متخصص و غیرمتخصص، پیر و جوان، عام و خاص، حرفه ای و غیرحرفه ای، ... می خواهند در کنسرت ایشان شرکت کنند و این حجم متقاضیان را به شدت افزایش می دهد. به خصوص که خانواده ها نیز گاهی همراه جوان هایشان در کنسرت ایشان شرکت می کنند. باری، فروش بلیط فعلا در مرحله ی رزرو تمام شد و قطعا بنا بر منطقی که می گوید ۲۱۰۰۰ صندلی هست اما افزون بر صدها هزار متقاضی، به طور حتم و یقین بسیار کسان دلخور هستند و دل شکسته از این که نتوانسته اند بلیط تهیه کنند و در مقابل بسیار کسان نیز شادند از بلیطی که رزرو کرده اند.

در این میان البته عملیات فروش بلیط بنا بر گفته ی شما دوستان خالی از اشکال نبوده است که حتما در جای خود و در موقع مناسب راجع به آن بحث می کنیم. اما به طور اجمال به نظر من اگر میان فروش گیشه ای، تلفنی، حضوری و ... و فروش اینترنتی مقایسه کنیم، روش فروش اینترنتی عادلانه تر و ساده تر است که به خصوص با تدبیر جدید دل آواز و روش پیشنهادی جدید، امروز (البته بعد از تاخیر دو ساعته) عملکرد خوبی داشت.

استاد شجریان در این زمینه نیز پیشتاز هستند و اولین هنرمندی هستند که از فناوری جدید و امکانات جدید این فناوری که در توسعه ی عدالت و رفاه گزینه های کارایی در اختیار ما می گذارد استفاده کرده اند. قطعا در این مسیر مشکلاتی از لحاظ زیرساخت، همکاری بانک ها و ... وجود دارد اما باید از جایی شروع کرد، و با این تجربیات قطعا رفته رفته در سال بعد و سالهای بعد شاهد عملیاتی سهل و روان خواهیم بود.

همچنان مسئولان تیم برگزاری کنسرت استاد شجریان نظرات و انتقادات شما را در همین وبلاگ می خوانند و پیگیری می کنند. این دریچه تا پایان فروش قطعی بلیط به روی شما باز است.

 پی نوشت:
اگر کسی به اشتباه و یا به دلیل هماهنگی غلط، یک بلیط اضافه گرفته است، و آن قدری دلش زنده هست که بخواهد بلیطش را به همان قیمت خرید به یکی از دوستداران واقعی استاد شجریان که سالهاست تلاش می کند در کنسرت ایشان حضور پیدا کند اما نتوانسته است و امسال نیز به دلیل دانشجو بودن و محدودیت زمان و اختلال سیستم در روز اول نتوانست بلیط بگیرد، بفروشد، نظری خصوصی برای من ارسال کند و ایمیل یا شماره تماسی از خود بگذارد تا ایشان را به آن بنده ی خدا ارتباط دهم و هم  یک نفر که شخصا می دانم واقعا آرزومند است و از صمیم دل می خواهد در این کنسرت باشد بتواند و هم بلیطی که شما به اشتباه اضافه رزرو و پرداخت کرده اید سوخت نشود.

 

 

نوشته شده توسط امیر در ساعت 0:29 یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 | لینک  | 


دوستان سایت کنسرت علی رغم اینکه مطابق وعده ی قبلی از ساعت ۱۲ شروع به کار نکرد، اما از ساعاتی پیش و به خصوص از حدود ساعت ۳ بعدازظهر عملکرد قابل قبولی دارد و کامنتهای خود شما در پست قبلی نشان دهنده ی این است که در حدود همین ساعات اکثر دوستان به راحتی موفق به رزرو شده اند و به قول یکی از دوستان (کیانوش)، توهم رزرو بلیط به واقعیت تبدیل شد !!!

کلیه بلیط های ۳۵۰۰۰ تومانی و ۲۵۰۰۰ تومانی همکف و ۲۵۰۰۰ تومانی و ۱۰۰۰۰ تومانی بالکن دقایقی قبل از ساعت ۳ به اتمام رسیدند - در زمانی حدود ۲ ساعت یا شاید کمتر با توجه به ساعت عملکرد مطلوب سایت - و هم اکنون می توانید از میان سایر بلیط ها انتخاب کنید.

متاسفانه کد امنیتی باعث شد بار شدیدی روی سایت وجود داشته باشد که این مطلبی است که خود شما در کامنتهای پست قبلی از آن ناراضی بودید اما هم اینک کد امنیتی به شکل بهتری بارگذاری می شود. آیا کسی لزوم استفاده از کد امنیتی در چنین پروسه ای را که در عرض ۳ ساعت کل بلیط ها و در نتیجه کار سایت تمام می شود می داند؟

همچنان می توانید اعتراضات، شکایات و پیشنهادات خود را در نظرات وبلاگ درج کنید و با مسئولان کنسرت در میان بگذارید. در ضمن، لطفا دوستانی که موفق به رزرو بلیط می شوند نیز همینجا اعلام کنند تا درک بهتری از عملکرد سایت داشته باشیم و تعداد دوستانی که موفق شده اند را نیز بدانیم. با سپاس.

نوشته شده توسط امیر در ساعت 15:33 شنبه یازدهم خرداد 1387 | لینک  | 


تعداد شب های برگزاری کنسرت افزایش یافت


پس از پیگیری های فراوان، هماهنگی با تالار بزرگ کشور و سایر نهادهای مسول، تعداد شب های برگزاری کنسرت استاد شجریان به هفت شب افزایش یافت.


به این ترتیب تاریخ های برگزاری کنسرت به شرح زیر خواهد بود:

29 و 30 خرداد

1، 2، 6، 8 و 9 تیرماه

1387


به آگاهی شما عزیزان می رسانیم که هیچ بلیطی تا کنون فروخته نشده و فروش بلیط تمام شب های کنسرت روز شنبه 11 خرداد 1387 و از طریق سایت اینترنی www.shajarianconcert.com انجام خواهد شد.

گروه برگزاری ضمن پوزش مجدد از علاقه مندان در حال برنامه ریزی برای افزایش زمان خرید و پیاده سازی تدابیری جهت کاهش بار ترافیکی بسیار زیاد سایت می باشد.

زمان و روش فروش بلیط کنسرت با کمی اصلاحات را روز جمعه 10 خرداد 1387 به آگاهی عزیزان خواهد رسید.

با سپاس

گروه برگزاری کنسرت

نوشته شده توسط امیر در ساعت 23:29 چهارشنبه هشتم خرداد 1387 | لینک  | 


فروش بلیط: شنبه ۱۱/۳/۸۷

اطلاع از زمان و جزئیات: جمعه ۱۰/۳/۸۷


سروران گرامی با پوزش مجدد از مشکلات پیش آمده، فروش بلیط کنسرت به روز شنبه یازدهم خرداد موکول شد، با توجه به آمار بسیار بالای ثبت نام کنندگان در سایت کنسرت و تماس های مکرر شما عزیزان، در صدد تمدید روزهای برگزاری کنسرت می باشیم که این مهم نیازمند به هماهنگی با سالن برگزاری و عوامل دیگر است، لطفا تا روز شنبه از تماس با شرکت دل آواز و تالار بزرگ کشور خودداری نموده و روز جمعه برای اطلاع از ساعت فروش به سایت مراجعه فرمایید. پیشاپیش از همکاری شما سپاسگزاریم.

گروه برگزاری کنسرت/

نوشته شده توسط امیر در ساعت 0:43 سه شنبه هفتم خرداد 1387 | لینک  | 

با درک کامل همه ی زحمات و سختی هایی که شما دوستان تحمل می کنید، و با ذکر این نکته که من خودم هم هنوز هیچ بلیطی ندارم، چون دیدم عده ای سعی کرده اند انگشت اتهام را به سمت شخص استاد شجریان نشانه بروند، و با دلیل تراشی و از جمله این که مگر ایشان بت هستند و ما انسان نیستیم و ... ، گفتم شاید بد نباشد به همه ی شما یادآوری کنم که استاد شجریان در حال حاضر هفته هاست که اصلا در ایران نیستند و در ادامه ی تور کنسرتهای کانادا و آمریکای خودشان روز سوم ژوئن در هوستون کنسرت دیگری خواهند داشت.

پوستر این کنسرت را با کلیک بر اینجا ببینید.

کلیه ی انتقادات و درد دل های خود را با مسئولان برگزاری کنسرت در همین وبلاگ ثبت کنید، مطمئن باشید که می خوانند. من هم خواهم نوشت.

عده ای گفته بودند که استاد شخصا معذرت خواهی کنند، عده ای گفتند که همه چیز مستقیما زیر نظر ایشان است و ... . عرض می کنم که تنها اشکالی که ممکن است بر استاد شجریان وارد باشد، سپردن کار به کسانی است که متاسفانه علی رغم تجربه ی پیشین، هنوز کاردان نشده اند. اما اگر فکر کرده اید استاد خودشان دقیقه به دقیقه در حال نظارت بر روند فروش بلیط هستند و خودشان تمام دستورها را صادر می کنند و خودشان اصرار کرده اند و دارند که با فلان بانک و بهمان شرکت قرارداد ببندیم و ... سخت در اشتباه هستید.

کمی منصف باشیم. ایرادات خود را به شرکت دل آواز و تیم برگزاری کنسرت آزادانه در همین وبلاگ مطرح کنید و من به شما قول می دهم که تک تک نظرات شما را می خوانند، دعوت هم می کنم که اگر جوابیه یا توضیحی دارند از طریق همین وبلاگ به گوش هزاران هوادار همیشگی استاد شجریان برسانند. اما برگرداندن انگشت اتهام به سوی خود استاد شجریان و متهم کردن ایشان و تیر تیز انتقادها را به سمت ایشان نشانه رفتن، فکری سطحی و اوج بی انصافی و قضاوت عجولانه است.

به دوستی که کنسرت استاد ... و نشر ... را با کنسرتهای استاد شجریان مقایسه کرده بودند عرض کنم که ... میان ماه من تا ماه گردون ... تفاوت از زمین تا آسمان است ... اصولا هواداران استاد ... جزو شنوندگان حرفه ای و تکنیکی موسیقی هستند و این در حالی است که خیل عظیم مردم عادی و نیز شنوندگان حرفه ای موسیقی، هر دو، برای شرکت در کنسرت استاد شجریان اعلام آمادگی می کنند و تعداد علاقه مندان به تهیه ی بلیط از تصور من و شما هم خارج است. آمار هر دقیقه ۶۰۰۰۰ بازدید به روشنی بیانگر ترافیک وحشتناک مشتاقان تهیه ی بلیط است.

خطاب به سایر دوستان هم عرض کنم که، چه می شود کرد وقتی مخاطبان شما و پیمانکاران شما دروغ می گویند؟ مشکلات سیستم بانکی بر گردن کیست؟ شما چاره ای جز این ندارید که به حرف های کارشناس بانک در زمان عقد قرارداد اعتماد کنید. شما شرایط و نیازهای خود و تعداد مراجعین را به بانک می گویید، و بانک هم تایید و تصدیق می کند که بله چشم، حتما مهیا می شویم، و شما هم قرارداد را می بندید. حال اگر در روز کنسرت دیدید که طرف شما زیر قولش زده است و اصلا مهیای چنین قراردادی نشده است، چه کسی باید پاسخگو باشد؟ چرا هیچ کدام از ما از مسئولان بانک ها سوال نمی کنیم؟ و از سیستم پرداخت الکترونیک آن ها؟ قطعا آن ها توسط مسئولان کنسرت از تعداد احتمالی مراجعین آگاه بوده اند، آیا مطابق تعهد خود به فراهم آوری تجهیزات و بهسازی سیستم خود اقدام کرده اند؟

در پایان، آن دسته از دوستان که ممکن است فراموش کنند، لطفا پاراگراف اول این پست را دوباره بخوانند. استاد در سوم ژوئن در هوستون کنسرت دارند و هم اکنون در آن سوی کره ی زمین هستند!!!

نوشته شده توسط امیر در ساعت 0:28 سه شنبه هفتم خرداد 1387 | لینک  | 


برای آگاهی از جزئیات خرید بلیط کنسرت خرداد و تیر ۱۳۸۷ استاد شجریان، فایل راهنمای خرید را دانلود نمایید. این فایل با فرمت PDF است و می توانید آن را با نرم افزار Acrobat Reader یا سایر نرم افزارهای مخصوص خوانش فایل های PDF باز کنید.

دانلود کنید

پی نوشت به نقل از همشهری آنلاین:

اين روزها محمدرضا شجريان، پركارترين و خستگي‌ناپذير‌ترين مرد موسيقي ايران است.

مطابق برنامه‌ريزي‌هاي انجام‌شده ابتدايي، قرار بود كه شجريان و گروه آوا كه در تور آمريكاي شمالي به سر مي‌برند، در واشنگتن، آتلانتا، نيويورك و تورنتو كنسرت‌هاي خود را برگزار كنند.

اما روزنامه اورلاندو سنتينل در قالب مطلب ويژه‌اي خبر مي‌دهد كه شجريان و گروهش علاوه بر شهرهاي يادشده در اورلاندوي فلوريدا و همچنين هيوستون‌تگزاس كنسرت‌هايي براي علاقه‌مندان موسيقي ايراني و صداي شجريان اجرا خواهند كرد.

الان كه شما اين خبر را مي‌خوانيد، كنسرت شجريان و گروه آوا در اورلاندو برگزار شده و آنها در حال سفر به واشنگتن هستند، اما كنسرت آنها در هيوستون روز سوم ژوئن برگزار مي‌شود.

اين تمام ماجرا نيست؛ چرا كه از روز دوشنبه، بليت‌فروشي اينترنتي كنسرت شجريان و گروه شهنازي به سرپرستي مجيد درخشاني آغاز خواهد شد.

خريد و پرداخت هزینه بلیت‌های این کنسرت تنها از طریق سایت اینترنتی www.shajarianconcert.com و به صورت اینترنتی و آنلاين انجام می‌شود. 

نوشته شده توسط امیر در ساعت 0:8 دوشنبه ششم خرداد 1387 | لینک  | 


بهای بلیط کنسرت و جایگاه ها مشخص شد

بهای بلیط و جانمایی جایگاه ها برای کنسرت 1387 استاد شجریان در تهران

نوشته شده توسط امیر در ساعت 9:55 شنبه چهارم خرداد 1387 | لینک  | 


تاریخ خرید بلیط برای کنسرت

خرداد و تیر ۱۳۸۷ استاد شجریان

اعلام شد

لطفا توجه کنید:

امسال امکان رزرو بلیط وجود ندارد. در واقع عملیات "رزرو" و سپس عملیات "خرید" وجود نخواهد داشت و علاقه مندان می توانند فقط در یک مرحله بلیط های مورد نظر خود را "خریداری" نمایند.

خرید بلیط ها در روز ۶ / ۳ / ۱۳۸۷ (ششم خردادماه) امکانپذیر خواهد بود و پرداخت به صورت آنلاین و با استفاده از کارتهای بانکی صورت می گیرد.

کارتهای مربوط به بانک های پارسیان، سامان، اقتصاد نوین، و بانک ملت به طور پیش فرض امکان خرید اینترنتی را دارا هستند. در صورتی که کارتهای این بانکها را در اختیار ندارید می توانید از کارتهای هدیه یا انواع کارتهای شارژ شده ی مخصوص خرید اینترنتی این بانکها خریداری کنید و در روز ۶ خرداد استفاده نمایید. دقت کنید که کارتی که می خرید قابلیت "خرید اینترنتی" داشته باشد. به توضیحات آخر این پست دقت کنید.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر در ساعت 17:59 پنجشنبه دوم خرداد 1387 | لینک  | 

 

بازدید وبلاگ در 30 روز گذشته

نمودار بالا، مشاهده ی وبلاگ در ۳۰ روز گذشته را نشان می دهد. خطاب به دوست عصبانی عرض می کنم که همانطور که می بینید خط قرمز رنگ میانگین بر روی عدد ۸۰۰ تثبیت شده است و از روز ۲۳ ماه نیز بازدیدها بیشتر از میانگین بوده است.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر در ساعت 14:53 چهارشنبه یکم خرداد 1387 | لینک  | 


برای امکان رزرو و تهیه ی بلیط باید حتما در سایت کنسرتهای استاد شجریان به نشانی www.ShajarianConcert.com ثبت نام کرده باشید و مشخصات فردی خود را وارد نموده باشید. لطفا این کار را تا روز رزرو بلیط به هیچ وجه به تاخیر نیندازید زیرا باعث چندین برابر شدن ترافیک سایت و گله و نارضایتی خود شما و سایر علاقه مندان در زمان رزرو بلیط است. در زمان رزرو، شایسته است که تمام نیرو و امکانات سایت صرف رزرو بلیط شود، نه اینکه برخی دوستان تازه بخواهند مشخصات فردی خود را وارد و ذخیره کنند.

بانک اطلاعاتی قبلی سایت حذف نشده است و موجود می باشد. (منظور کنسرتهای تابستان تهران و پاییز اصفهان است). لذا با همان شناسه ی کاربری قبلی (که ایمیل شما بوده است) و  رمز عبور قبلی می توانید وارد سایت بشوید و مشخصات فردی شما نیز موجود است که می توانید کنترل کرده و حذف با تصحیح نمایید.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر در ساعت 22:43 شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 | لینک  | 


اطلاعیه

کنسرت استاد محمدرضا شجریان - و گروه شهناز-  در تهران

۲۹ و ۳۰ خرداد - ۱ و ۲ تیرماه ۱۳۸۷

تالار بزرگ کشور

بخشی از عواید این کنسرت صرف بازسازی آرامگاه شمس تبریزی در شهرستان خوی خواهد شد.

استاد محمدرضا شجریان در تالار بزرگ وزارت کشور - تالار بزرگ کشور - در تهران کنسرت موسیقی اصیل ایرانی برگزار می کند.

این کنسرت برای روزهای ۲۹ و ۳۰ خردادماه و نیز ۱ و ۲ تیرماه ۱۳۸۷ برنامه ریزی شده است.

علاقه مندان می توانند از ساعت ۱۰ صبح روز شنبه ۲۸ اردیبهشت جاری به سایت کنسرتهای استاد شجریان www.ShajarianConcert.com مراجعه نموده و نسبت به ثبت اطلاعات فردی خود اقدام کنند. بدیهی است سایر جزئیات در مورد تاریخ و نحوه ی توزیع بلیط ها از طریق سایت کنسرتهای استاد شجریان، سایت رسمی استاد شجریان به نشانی www.DelAwaz.ir قسمت اخبار و نیز همین وبلاگ www.DelAwaz.Net و www.DelAwaz.Blogfa.com به اطلاع دوستداران خواهد رسید.

توجه:

  • وارد کردن کد ملی صحیح و معتبر الزامی است. کسانی که کد ملی صحیحی وارد نکنند، بعد و در هنگام تحویل بلیط ها امکان اثبات هویت خود را با مدارک شناسایی نخواهند داشت و دچار مشکل خواهند شد. بدیهی است در کنسرت سال قبل استاد، کلیه ی مشخصات بر روی بلیط ها درج شده بود اما سختگیری چندانی نسبت به کد ملی به عمل نمی آمد که باعث می شد برخی سوء استفاده ها عملی باشد. این بار این تذکر را از سوی برگزار کنندگان کنسرت جدی بگیرید و فقط کد ملی را که بعدا امکان اثبات صحت آن را از طریق کارت ملی خود دارید وارد نمایید. این امکان به دلیل جلوگیری از ثبت نام های چندباره ی یک نفر صورت گرفته است.
  • برای وارد کردن مشخصات فردی خود، مشخصات شناسنامه ای مورد نیاز است.
  • طبق روال همیشه، لطفا از گوش سپردن به شایعات و حاشیه ها خودداری نمایید و اخبار کنسرت را فقط از طریق منابع معتبر - که بالاتر معرفی شدند - پیگیری کنید.
  • سؤالات خود را می توانید از طریق این وبلاگ مطرح کنید. سؤالات جدی و مورد نیاز را از طریق تیم برگزاری کنسرت پیگیری می کنیم.

اینک که استاد محمدرضا شجریان، تمام توان و همتش را به کار گرفته است تا به خواست شما علاقه مندان و دوستداران پاسخ گوید، امسال را با امتداد تلاشی که سال گذشته نیز انجام داده بود و کنسرت های متعددی که برگزار کرده بود پیگیری می کند، بیایید دست به دست هم دهیم و دست یاری به سوی دستان او دراز کنیم و از پرداختن به حواشی و مسایل بی ارزش بپرهیزیم، و با همفکری و همدلی به عمیق تر شدن فضای موسیقی ملی کشورمان کمک کنیم.


 

نوشته شده توسط امیر در ساعت 13:32 جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 | لینک  | 

بسیار خوشحالم که استاد شجریان را پس از آن عمل ریه در تهران، اینک صحیح و سالم و با همان نشاط و لبخند همیشگی، بر قله های رفیع آوازش می بینم. استاد این بار نیز برای فرهنگ و موسیقی ایران افتخار آفریدند. این برای من باعث غرور است که واشنگتن پست و بسیاری روزنامه های دیگر به بهانه ی کنسرت استاد از زندگی نامه و افتخارات او نوشتند و او را به عنوان سمبل موسیقی غنی ایرانی ستودند. جاویدان یاد باشی استاد ...

استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان در کنسرت کانادا 2008202008

استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان در کنسرت کانادا

استاد شجریان در کنسرت کانادا 2008

استاد شجریان و گروه آوا در کنسرت کانادا 2008

  • برای عکسها، باید از سایت شجریانی ها سپاسگزار باشم که هنوز رسما تاسیس نشده، دست به یک اطلاع رسانی تمام عیار و کامل از استاد شجریان زده است. امیدوارم به زودی این سایت را معرفی کنم و با کمک هم یک "پایگاه جامع و کامل" از استاد شجریان در اینترنت داشته باشیم.
  • منبع اصلی عکس ها (+)
نوشته شده توسط امیر در ساعت 0:38 سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 | لینک  | 

روزنامه ی خورشید ونکوور یا The Vancouver Sun در این مطلب خود درباره ی حضور استاد محمدرضا شجریان در کانادا و اجرای  هنرمندانه ی او، مطلبی با عنوان "فوق ستاره ی موسیقی ایرانی" نوشته است. در ذیل بخش هایی از این مطلب را با ترجمه ی فارسی آن جهت اطلاع شما عزیزان می آورم. بدیهی است در صورت کلیک بر روی نام روزنامه می توانید به اصل خبر دسترسی داشته باشید.

Persian music, that is, Iranian music, probably has no more famous exponent than Mohammed Reza Shajarian. "They were hailed with three standing ovations - one before they'd performed a note," said the Washington Post, whereas the  Globe & Mail wearisomely invoked Pavarotti: "Shajarian is a superstar, the Pavarotti of Persian classical music." But you get the idea.

Shajarian and his troupe, the Ava Ensemble, play the Orpheum Theatre on Sunday at 8 p.m. Vocally, Persian music (Shajarian is a singer) is intensely melismatic, ornate with windingsyllables. Shajarian's voice is flexible and soulfully expressive

ترجمه:

موسیقی پارسی - موسیقی ایرانی- احتمالا چهره ی شناخته شده تر از محمدرضا شجریان ندارد. روزنامه ی واشنگتن پست می گوید آن ها سه بار مورد تشویق ایستاده ی مردم قرار گرفتند که اولین این تشویق ها قبل از این بود که آن ها حتی یک نوت نواخته باشند. این درحالی است که گلوب اند میل او را پاواروتی ایران می داند و می نویسد: "شجریان یک فوق ستاره است. او پاواروتی موسیقی کلاسیک پارسی است."
شجریان و گروه همراهش -گروه آوا- در ساعت 8 بعدازهظر در ارفئوم تیاتر ونکوور به نغمه پردازی پرداختند.  صدای شجریان سرشار از تزئینات زیبا و جزئیات پیچیده است. صدای او بسیار منعطف و به طور عمیقی توصیفگرانه است.

An important figure in world music, he was awarded the Picasso Prize by UNESCO, an honor he shares with Dmitri Shostakovich, Yehudi Menuhin and the great Nusrat Fateh Ali Kahn.

 شجریان به عنوان یک شخصیت مهم در جهان موسیقی، برنده ی جایزه ی پیکاسو از یونسکو است. افتخار بزرگی که شجریان آن را به همراه دمیتری شوستاکوویچ، یهودی منوهین و نصرت فاتح علیخان بزرگ دارند. 

نوشته شده توسط امیر در ساعت 1:41 دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 | لینک  | 

 پی درج خبر اجرای کننسرت بزرگان موسیقی در روزنامه جام جم مورخ 17 / 2 / 87 برآن شدیم تا به استحضار دوستداران و علاقه‌مندان برسانیم که هنوز هیچ تصمیمی مبنی بر اجرای این کنسرت گرفته نشده است و اخبار منتشر شده صرفاً شایعه‌ای بیش نیست .

 ضمناً برنامه‌ کنسرت‌های استاد شجریان در تابستان 87 به زودی از طریق سایت ایشان به نشانی www.DelAwaz.ir به اطلاع دوستداران خواهد رسید.

ستاد برگزاری کنسرت‌های استاد شجریان (+)

***

وبلاگ چهره به چهره مطلب جالبی در تأیید این مطلب ما نوشته است. اما مثال ها و جزئیات او خواندنی تر و جالب تر هستند. بخوانید . . .

نوشته شده توسط امیر در ساعت 16:13 چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 | لینک  | 

علی رغم اینکه همواره بسیاری از دوستان به وبلاگ دل آواز لطف داشته اند و بنا بر میل و اراده ی شخصی شان این وبلاگ را در صفحات خود لینک کرده اند، دل آواز حدود یک ماه است که سیستم لینک خود را غیرفعال کرده است.

دلیل این امر نه خواست ما، که مشکلات فنی عدیده ای بود که سرویس دهنده ی لینکی که ما از آن استفاده می کردیم با آن مواجه شد و در این اواخر نیز کاملاْ از کار افتاد. سرویس دهنده ی بلاگرد که بر خلاف کارکرد خوبی که در اوایل داشت، این اواخر کاملا می لنگید! بعد از این مشکلات به فکر استفاده از سرویس مشهور بلاگرول افتادیم که متاسفانه همانطور که جدیدا در بسیاری از سایت ها و وبلاگ های ایرانی مطرح شده است این سایت با خط فارسی مشکلات زیادی پیدا کرده است، و علاوه بر آن روزهای زیادی را نیز غیرفعال می شود.

عملاً این امکان برای ما وجود نداشت که هر بار برای اضافه یا حذف یا ویرایش یک لینک وارد ویرایش قالب وبلاگ شویم، چرا که اولاً فرآیندی وقت گیر است، ثانیا موجودیت کل وبلاگ را با خطر مواجه می کند و کافی است یک کاراکتر کم یا زیاد شود تا به جای درج یک لینک، کل قسمتی از وبلاگ به هم بریزد.

بنا بر این مدتی نتوانستیم لینک جدیدی در وبلاگ قرار دهیم که این امر با اعتراض بسیاری از شماGoogle Reader دوستان وبلاگ نویس و اهالی موسیقی مواجه شد که خواهان درج لینک وبلاگ خود در دل آواز بودید، لذا ما برای رعایت عدالت بین کسانی که تقاضای درج لینک دارند و کسانی که لینک آن ها از قبل وارد سیستم شده بود، به طور کلی لینک ها را حذف کردیم که برخی ها به اشتباه آن را به غرور و خودخواهی ما ربط دادند.

خوشبختانه پس از مدت ها جستجو و مشورت با دوستان اهل فن، تصمیم گرفتم از سرویس جدید گوگل به نام گوگل خوان یا Google Reader استفاده کنم. این سرویس که هنوز جوان است و به تازگی مورد استفاده ی برخی از سایت های معروف فارسی نظیر رادیو زمانه نیز قرار گرفته است، فعلا کارکرد مطمئنی دارد. البته اشکالات آن در قیاس با سرویس های تخصصی لینک زیاد است اما همین که با خط فارسی خوب کار می کند و یک روز در میان غیرفعال نمی شود فعلاً خودش نعمتی است!!! البته خوبی هایی هم دارد که تنظیم فهرست وبلاگهای به روز شده از بالا به پایین به صورت هوشمند یکی از این خوبی هاست. این امکان جدید را هم اکنون در ستون سمت چپ وبلاگ در پایین ترین قسمت می توانید ببینید.

این همه مقدمه را گفتم که به شما خواننده ی گرامی وبلاگ دل آواز که خواهان درج لینک وبلاگ یا وب سایت خود در این وبلاگ بوده اید و ما موفق به برآوردن ‌آن نشده ایم عرض کنم که سعی می کنم به درخواست های لینک زین پس در کمتر از یک هفته پاسخ دهم.

برای درج لینک خود در این وبلاگ ابتدا این وبلاگ را با نام دل آواز در سایت یا وبلاگ خود لینک کنید و سپس در قسمت نظرات همین مطلب آدرس وبلاگ یا وبسایت خود و نامی که مایل هستید با آن نام لینک شوید را ذکر کنید تا ترتیب آن داده شود.

امیدوارم روشن باشد که من و کاوه در این وبلاگ همواره در حال کوشش هستیم تا چیزی بهتر از پیش عرضه کنیم. اگر مدتی سکون و عدم تغییری در وبلاگ ایجاد می شود به معنای بی توجهی یا نخوت ما نیست. با مشارکت خود شما عزیزان امیدوارم به زودی دل آواز بتواند بانکی از لینک های وبلاگ های موسیقی-فرهنگی و ادبی را فراهم آورد.

نوشته شده توسط امیر در ساعت 18:31 شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 | لینک  | 

برنامه کامل تور گروه آوا به همراه استاد محمد رضا شجریان و همایون شجریان در آمریکای شمالی اعلام شد. مجموعه کنسرتهای این تور که از 4 می تا 6 ژوئن در 11 شهر کانادا و آمریکا برگزار میشود، توسط حسین بهروزی نیا،  آهنگساز و نوازنده بربط گروه آوا برنامه ریزی شده است.

استاد محمدرضا شجریان و گروه همراه در کنسرتهای آمریکا و کانادا 2008200

OSTAD MOHAMMAD REZA SHAJARIAN

Homayoun Shajarian

&

Ava Ensemble

 

Vancouver Orpheum Theater 

Sunday, May 4th, 2008 at 8:00 PM

Telephone: (778) 886 8908

 Website: www.caravanbc.com

 

 

توجه:

برای مشاهده ی برنامه ی کامل، باید ادامه ی مطلب را مطالعه نمایید.

 

Mohammad Reza Shajarian | Vocalist

(born September 23, 1940 in Mashhad, Iran) is an internationally and critically acclaimed Persian traditional singer, composer and Master (Ostad) of Persian music. A living legend of Persian classical music, Shajarian is also known for his mastery of Persian calligraphy and humanitarian activities.

His best works has been in collaboration with Parviz Meshkatian, Mohammad Reza Lotfi, Hossein Alizadeh, and Faramarz Payvar. His singing is technically flawless, powerful, and strongly emotional. In Persian classical Dastgah music, singing is the most difficult art to master and Shajarian is the embodiment of the perfect singer and a major source of inspiration. In 1999 UNESCO in France presented him with the prestigious Picasso Award, one of Europe's highest honors.

 

ترجمه ی متن انگلیسی بروشور - ترجمه از وبلاگ دل آواز

محمدرضا شجریان در ۲۳ سپتامبر ۱۹۴۰ در مشهد به دنیا آمد. او به شکلی بین المللی مورد تحسین و شناخت هنردوستان قرار دارد. شجریان، خواننده، آهنگساز و مستر/استاد در موسیقی ایرانی است. او که به عنوان یکی از قله های معاصر و زنده ی موسیقی کلاسیک ایرانی مطرح است، همچنین به خاطر تسلطش بر خوشنویسی ایرانی و فعالیت های انسان دوستانه مورد شناخت است.

بهترین کارهای او با همکاری پرویز مشکاتیان، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و فرامرز پایور هستند. شیوه ی آوازی او از لحاظ تکنیکی بی نقص، قدرتمند و بسیار پراحساس است. در موسیقی دستگاهی/کلاسیک ایرانی، آوازخواندن یکی از دشوارترین بخش ها جهت یادگیری و تسلط است و شجریان نماینده و سمبل یک خواننده ی کامل و یک منبع غنی و الهام بخش است. در ۱۹۹۹ یونسکو در فرانسه جایزه ی ارزشمند پیکاسو را به او اعطا کرد که یکی از پرافتخار ترین جوایز اروپایی است.

 

توجه: در ادامه ی این مطلب علاوه بر اینکه جزئیات کامل برنامه های کنسرت قابل رویت است، توضیحی در مورد هر یک از اعضای گروه آورده شده است.

 

برای اطلاع از اولین کنسرت استاد این لینک را ببینید.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر در ساعت 0:10 جمعه ششم اردیبهشت 1387 | لینک 

1)
فروشگاه آثار موسیقی

مرد: آقا من یه تصنیفی توی رادیو شنیدم از شجریان، ای بارون بود، بارون ببار بود، نمی‌دونم دقیق یادمغم عشق آمد و غمهای دگر جمله ببرد ... خط از محمدرضا شجریان نیست، اما خیلی قشنگ بود، می‌دونین تو کدوم آلبومشه؟

فروشنده یک سی دی «شب، سکوت، کویر» از داخل ویترین بیرون میاره و میده به مرد.

مرد نگاهی به پشت و روی سی‌دی می‌کنه، حسابی براندازش می‌کنه، اسامی قطعات رو می‌خونه.

مرد: مطمئنا دیگه اون تصنیف تو این آلبوم هست؟

فروشنده: مطمئن باشید.

مرد: قیمتش چه‌قدره؟

فروشنده: 3500 تومان.

مرد: اوووه، چه گرونه، چرا این‌قدر گرونه؟

فروشنده: خوب سی دی اورجیناله دیگه، اصلشه.

مرد: ...

بحث راجع به گران بودن سی‌دی‌ها و عدم توانایی خانواده‌ها و افراد برای پرداخت 3500 تومان به خاطر یک سی‌دی، شروع می‌شود. مرد می‌گوید که یک سی‌دی نباید 3500 تومان باشد. مرد می‌گوید که از کپی‌فروش‌ها همین آلبوم را با 500 تومان تهیه می‌کند و به ریش شجریان هم می‌خندد، تأکید می‌کند که تصنیف «ببار ای بارون» را که حالا اسمش را یاد گرفته است دوست داشته است و در او اثرگذار بوده است.فروشنده من را می‌شناسد، با من درد و دل می‌کند و می‌گوید که اکثر مراجعه‌کنندگان، استدلال همین آقا را دارند.

2)
پیتزا فروشی معروف شهر

مرد: مخصوص چه‌قدره قیمتش؟

خانم فروشنده: یک‌نفره 3500 تومان

مرد با خنده: باز عید شد گرونش کردین؟

خانم فروشنده لبخند می‌زند.

مرد رو به پسر کوچکش: خب دیگه چاره‌ای نیست،‌ بابایی پیتزا می‌خواد. حساب کن ببینم بابا، من، شما، مامان، خاله نرگس، خاله نسرین ...

...

مرد: 7 تا مخصوص، یک نوشابه خانواده، 7 تا سالاد فصل یکنفره، لیوان هم بذارین حتما، مرسی.

خانم فروشنده: 26000 تومان جمعا.

مرد با لبخند و شوق، سیزده تا اسکناس 2000 تومانی به خانم فروشنده می‌دهد و 3 بار دیگر هم تشکر می‌کند و می‌گوید: «مرسی»

3)
استاد معروفی در آخرین مصاحبه‌اش گفته است که صدها لوح گلی از تخت‌جمشید در دانشگاه پرینستون یا شیکاگو ؟ آمریکاست که خواندن و تفسیر آن‌ها فقط در گسترده‌ی دانش برخی افراد متخصص است، و طبعاً برخی نیازهای تکنیکی هم وجود دارد، و هزینه‌بر است. رییس دانشگاه از 300 نفر از ایرانیان ثروتمند مقیم آمریکا خواسته است تا با پرداخت هر نفر 50 دلار به خوانده شدن تعداد بیشتری از این گل‌نوشته‌ها کمک کنند و به ادامه‌ی پروژه یاری برسانند. از 300 ایرانی ثروتمند هیچ یک کمکی نکرده‌اند. مقام مسئول اظهار تعجب کرده است که: «من دیده‌ام که ایرانی‌ها برای رفتن به کنسرت خواننده‌های پاپ در امریکا گاهی چند هزار دلار هم پول می‌دهند، تعجب می‌کنم چرا 50 دلار برای یاری به این پروژه که به شکوه و یاد تخت‌جمشید کمک می‌کند نمی‌پردازند.»

کاش می‌شد بدانم آن مقام مسئول در مورد معمای پیتزا و سی‌دی‌های شجریان چه اظهار نظری می‌کند؟

پس نوشت: الان که نظرات برخی دوستان را خواندم به این فکر کردم که یک موقعیت فرضی برایتان درست کنم. فرض کنید اصلا سی دی های اریجینال (اصلی)  یک هنرمند با قیمت ۵۰۰ تومان عرضه شوند. مسلما بعد از مدتی کپی های غیرقانونی این سی دی به قیمت ۱۰۰ تومان وارد بازار می شوند. در این صورت ما کدام یک را انتخاب می کنیم؟ آیا باز تعداد زیادی از ما به سراغ  آن ۱۰۰ تومانی ها نمی روند؟ در حالی که واقعا تعداد بیشتری از ما می توانیم آن سی دی های ۵۰۰ تومانی اصلی را تهیه کنیم. منظور من این است که ریشه های فکری و فرهنگی این قضیه و ارزش ها وضدارزش هایی که در طول سالیان زندگی در محیط خانواده و اجتماع می آموزیم را جدی تر بگیریم و فکر نکنیم که موانع اقتصادی باعث همه چیز است و فقط گران بودن عامل است. خودمان هم باید تغییر کنیم. نظرتان را در میان بگذارید.

نوشته شده توسط امیر در ساعت 19:58 سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 | لینک  | 
نفر اول - دوازده میلیون و پانصد هزار تومان
نفر دوم - ده میلیون تومان
نفر سوم - هشت میلیون تومان
...
نفر آخر - یک میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان (توضیح 1)

تعجب نکنید. این‌ها نه جوایز بانک هستند، نه جوایز رتبه‌های برتر علمی کشور، نه مربوط به بلیط بخت‌آزمایی! این‌ها جوایز نهایی مسابقات «مردان آهنین» هستند. مسابقاتی که سال‌هاست در ادامه‌ی برنامه‌های سرگرم کننده و بی‌فایده‌ی تلویزیون،  در ایام نوروز  پخش می‌شود، و لابد خیل عظیم بینندگان را نیز به همراه دارد! این مسابقه که در طول نوروز 1387 نیز هر شب حول و حوش ساعت 11 پخش می‌شد، شامل مجموعه‌ای از رقابت‌هاست که طی آن شرکت‌کنندگان که همگی در زمینه‌ی بدن‌سازی و تبدیل ماهیچه‌ها به سه برابر اندازه‌ی طبیعی‌شان استاد هستند، باید یک سری کارهای عجیب و غریب از قبیل کشیدن کامیون، بلند کردن وزنه‌های بالای 200 کیلوگرم، و ... را انجام دهند و هر چه بیشتر داد و فریاد کنند و سر و صدا راه بیندازند و قضیه را هیجانی‌تر نشان دهند، بهتر!

واقعاً تأسف‌بار است که چنین مسابقه‌ای در چنین سطح تبلیغاتی انجام می‌شود، و نه تنها انجام می‌شود،‌ بلکه جوایز میلیونی هم به برندگان آن می‌دهند. جوایزی که در همین ایران خودمان کاملاً بی‌سابقه هستند و مردم ما به یاد ندارند که تا کنون یک دفعه‌ 12 میلیون تومان پول به یک نفر داده باشند! وقتی من به این ماجرا نگاه می‌کنم هندوانه‌ای را تجسم می‌کنم که حالت تناسب و توازن خود را از دست داده است و یک طرف آن به شکل بیمارگونه‌ای باد کرده است و بیرون زده است و خیلی بزرگتر از سایر قسمت‌ها  شده است. این اتفاقی است که در مورد «ورزش» و «ورزشکاران» در کشور ما می‌افتد. قضیه فقط هم مربوط به مردان آهنین نیست. تجلیل‌های باشکوه و همراه با تبلیغات بسیار که در طول سال چندین‌بار و توسط چندین سازمان مختلف انجام می‌شود و هر بار جوایز بسیار شامل اتومبیل، صدها سکه، ... و در نهایت جشنی که تلویزیون برای انتخاب قهرمان قهرمانان برگزار می‌کند و آن جایزه‌های عجیب و غریب که در مخیله‌ی هیچ بیننده‌آی نمی‌گنجد! چرا فقط «ورزشکاران» باید اینطور مورد تجلیل قرار بگیرند؟ بگذارید کمی هم رک باشم و از معایب و نقص‌ها بگویم. چه قدر تعارف کنیم؟ همه‌ی ما می‌دانیم که در پشت پرده‌ی این محیط‌های ورزشی واقعاً چه چیزی وجود دارد.  هر کس که یکبار به این باشگاه‌های بدنسازی سر زده باشد می‌داند که محیط آن‌ها کاملاً غیرسالم و غیراخلاقی است. انواع و اقسام پودرها و مکمل‌های غیرقانونی در این باشگاه‌ها رواج دارد و دوستان عزیز ورزشکار ! مثل نقل و نبات پول پای این پودرها خرج می‌کنند و مثل شهد و شکر ‌آن‌ها را می‌بلعندصحبت‌هایی که رد و بدل می‌شود رکیک و غیراخلاقی و زشت هستند، و الگوهای رفتاری بسیار زننده و نامناسبی در این محیط‌ها رواج دارد.

آیا دستگاه‌های تبلیغاتی کشور فکر می‌کنند سوق دادن جوانان به این محیط‌ها کاری سازنده و فرهنگی است؟ آیا هنوز کسانی فکر می‌کنند که در این باشگاه‌ها اخلاق جوانمردی و مروت و پاکدامنی و پاک‌چشمی و انصاف  تدریس می‌شود؟!!! فکر می‌کنم انحرافات اخلاقی که در این زمینه وجود دارد را خوانندگان وبلاگ بهتر از من می‌دانند و نیازی به ذکر مثال‌های بیشتر در این زمینه نیست.

من مخالف ورزش نیستم، و آن را دوست دارم. به فواید آن هم آگاه هستم و می‌دانم که اثرات مثبتی دارد. اما سخن اینجاست که چرا نباید «توازن» و «تعادل» برقرار باشد، و از خیل عظیم «هنرمندان» و «هنرشناسان» و «دانشمندان» و «نویسندگان» و «پژوهشگران» نیز با همین آب و تاب و با همین تبلیغات و با همین زرق و برق و بوق‌های تبلیغاتی و با همین جواز عجیب و غریب تجلیل شود؟ چرا کسی سؤالی از حال و روز استاد فرامرز پایور نمی‌کند؟ چرا یک مقام مسئول برنامه‌ای در این جهت ترتیب نمی‌دهد؟ آیا فرامز پایور انسان کم‌اثر و کم‌کار و بی‌ارزشی بوده است؟ یا اکنون که دیگر نمی‌تواند دست به مضراب ببرد و جادوی دستش را در گوش سیم‌های سنتور نجوا کند و به رقص آوردشان، دیگر به درداستاد فرامرز پایور - سنتور - آهنگساز - تکنواز - مؤلف و پژوهشگر نمی‌خورد؟ آیا فقط باید تا زمانی از پایور حرف بزنیم که سرحال و کاری است و گروه تشکیل می‌دهد و تمرین می‌کند؟ چرا کسی از پایور به خاطر ردیف‌هایی که ساخت و پرداخت تشکر نمی‌کند و دوازده میلیون تومان به او پول نمی‌دهند؟ (پایور فقط یک مثال است، وگرنه فرامز پایور که به عنوان چهره‌ی ماندگار انتخاب شده است تازه نمونه‌ی خوب ماجراست! ) چرا وقتی استاد شجریان ریه‌ی خود را جراحی کرد، این برنامه‌های تجلیل وجود نداشت؟ توضیح۲ مگر تعداد نویسندگان و پژوهشگران ما کمتر از تعداد این به اصطلاح ورزشکاران است؟ اگر به جثه‌ی نحیف و ظریف هنرمندان و پژوهشگران نگاه می‌کنید و آن را با جثه‌ی عظیم و باشکوه ورزشکاران مردان آهنین می‌سنجید، خوب است به شما یادآوری کنم که بیایید جثه و اندازه‌ی مغز و روح و ادراک این دو گروه را قیاس کنیم! مگر جثه باعث افتخار است؟ و اگر هست، چرا معلومات نباشد؟ من نمی‌گویم از ورزشکاران تجلیل نشود، اما وقتی از کسانی که در طول سال فقط با خوردن» و «وزنه زدن» سر و کار داشته‌اند اینطور تجلیل می‌شود، چرا نباید از کسانی که سال‌های خودشان را با تحقیق و پژوهش و خلق آثار هنری و تدریس و تدقیق در دقیقه‌ها و ... می‌گذارنند تجلیل شود؟ مگر نه این است که جامعه‌ی سالم به چنین تعادلی نیاز دارد؟ و باید در همه‌ی عرصه‌ها و به خصوص در «فرهنگ و هنر» چنین سرآمدان و بزرگانی مورد تشویق و تجلیل قرار بگیرند تا موجب انگیزش جوان‌تر ها شود؟

وقتی نظرات مطلب قبلی خودم را «مروری بر محبوبیت اجتماعی موسیقی در سال 1386» می‌خواندم، دیدم که تعداد زیادی از شما به درستی اشاره کرده‌اید که «تبلیغات» را نباید دست کم گرفت. این نکته‌ای بود که من از قلم انداخته‌ بودم و به آن دقت نکرده بودم. تبلیغات و نیروی که تلویزیون در این زمینه دارد واقعاً چیز عجیبی است. حق با شماست که «موسیقی ایرانی» به درستی تبلیغ نشده است و نشان داده نشده است. وقتی چنین است، چه انتظاری باید از جوان ایرانی داشت؟ جوانی که شب‌ها را با هیجان و شور «مردان آهنین» طی می‌کند، کجا به فکر «مردان مخملین» می‌افتد؟ کجا به این فکر می‌کند که در کنار این مردان آهنین، زنان و مردانی هستند که شاید روز بازویشان به بلند کردن آهن نرسد، اما زور فکرشان و زور طبع سلیم و شخصیت بلندشان به این می‌رسد که جان‌های بسیاری را مشتاق کنند، و سؤال‌های بسیاری را جواب دهند، و بی‌قراری‌های بسیاری را قرار دهند. وقتی تمام توجه و قدرت تبلیغات متمرکز بر حوزه‌ی ورزش است و تمام صحنه‌ها و رسانه‌ها دربست در اختیار فوتبالیست‌ها و ورزشکاران است، معلوم است که بیننده‌ی این تبلیغات نمی‌تواند آگاهی‌ همه‌جانبه‌ای به دست بیاورد.


توضیح 1 :  الان که این مطلب را می‌نویسم مدتی از اتمام این برنامه گذشته است و من مقدار دقیق جایزه‌ها را فراموش کرده‌ام (از جایزه‌ی نفر اول مطمئن هستم) اما مقادیر در همین حدود است و اشتباه فاحشی نیست. لذا لطفا اگر مقادیر نفرات دوم و سوم را اشتباه نوشته‌ام، بحث را منحرف نکنید و به اصل قصه توجه کنید. با سپاس.

توضیح 2 :   [ قصد من در اینجا ذکر فهرستی از کسانی که مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌اند نیست، این دو مورد هم صرفاً همین الان به ذهنم رسید. مطمئن هستم که شما می‌توانید ده‌ها نفر دیگر را نام ببرید. لذا لطفاً حمل بر چیزی نشود، هر کس را دوست داشتید در نظرات از او یاد کنید. من مطلب را به نقل از حافظه می‌نویسم و وقت کمی هم دارم. با پوزش

نوشته شده توسط امیر در ساعت 12:24 جمعه بیست و سوم فروردین 1387 | لینک  | 

مقدمه:
در این نوشتار قصد من این است که یکی از فاکتورهای مهم از لحاظ میزان نفوذ و مقبولیت سبک‌هایمحمدرضا لطفی در کنسرت سال هشتاد وشش هنری را (که در مورد موسیقی ایرانی گاهی با شدت و گاهی با ضعف دنبال می‌شود) با شما در میان بگذارم. ادعای من در این نوشتار این است که موسیقی ایرانی علی‌رغم فعالیت‌های چشمگیر هنرمندان در سالی که گذشت، و بسیاری از نوآوری‌ها و تلاش‌های جدیدی که رخ داد، گرچه بسیاری را شادمان کرد و سالی پر از موسیقی برای آن‌ها بود، اما این "بسیاری" جزو همان شنونده‌های همیشگی موسیقی ایرانی بودند، و همچنان این موسیقی نتوانسته است جایگاهی گسترده و درخور در میان اکثریت جوانان فارسی زبان باز کند.
توضیح این‌که منظور من از موسیقی ایرانی در این نوشته، موسیقی دستگاهی ایرانی است که بر پایه‌ی توانایی‌های ساز و آواز بنا شده است، منظور من نوعی که اصطلاحاً آن را ترانه‌خوانی (یا ترانه‌ی ایرانی) می‌نامند و علیرضا افتخاری، اکبر گلپایگانی، ایرج، و برخی دیگر، لااقل درقسمت بیشتر آثارشان دنبال کرده‌اند نیست. بلکه آن چیزی است که محمدرضا شجریان، علیرضا قربانی، سینا سرلک، حسام‌الدین سراج، شهرام ناظری، و ... ارائه کرده‌اند. هدف من در این نوشتار این است که اولاً این ادعای خود را با شما در میان بگذارم، و ثانیاً راه‌کارهای ممکن و عقاید موجود را بررسی کنیم. مهم‌ترین هدف این نوشته، جویا شدن نظرات شما خوانندگان عزیز است، که قطعاً حل هر مشکلی (بعداً توضیح می‌دهم که برخی اساساً این قضیه را نوعی مشکل نمی‌دانند) جز با همفکری و همدلی ممکن نخواهد بود.

1-
سالی پرتلاش

سالی که گذشت از بسیاری جهات برای موسیقی ایرانی سالی پربارتر نسبت به سال‌های قبلی بود. در این سال (1386) هم در حوزه‌ی نشر آلبوم‌، هم در زمینه‌ی برگزاری کنسرت‌های زنده، هم مصاحبه و تلاش‌های مطبوعاتی اهالی موسیقی، فعالیت‌های زیادی رخ داد. دو استاد بزرگ موسیقی ایرانی که سال‌ها کمتر فعالیت می‌کردند کنسرت برگزار کردند. ژ

*** در ادامه‌ي این مطلب، دیدگاه های موافقین و مخالفین و راه حل های موجود بررسی شده اند. همچنین دوستان بسیاری با بیان نظرات خود در این بحث مشارکت کرده اند. ادامه ی مطلب را بخوانید.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر در ساعت 14:24 شنبه دهم فروردین 1387 | لینک  | 

من لزومی حس نمی‌کنم که تمام مطالب وبلاگ را در سالی که گذشت مرور کنم، چرا که این کار را می‌توانید به راحتی از طریق «آرشیو و بایگانی» وبلاگ خودتان انجام دهید. سال 1386 از یکسو پر از اتفاقات خوب برای موسیقی ما بود،‌ و از یک هنوز حرف‌های بسیاری در سینه‌ی بسیاری از منتقدین (و از جمله خودم) هست که فرصت بازگویی پیدا نکرده‌اند. هنوز من فرصت نکردم تا گله کنم از این‌که چرا و چگونه شد که از شهرام ناظری در دانشگاه امیرکبیر تجلیل به عمل آمد، اما هرگز کسی به استاد شجریان یک «خسته نباشید» نگفت وقتی که او کوله‌بارش را پر از جوایز بین‌المللی کرده بود و به ایران باز می‌گشت. وقت نشد که بپرسم آیا سیاست باعث این تبعیض‌ها می‌شود؟ اگر این‌گونه است باید تحلیل کرد که واکنش‌هاش سیاسی این دو هنرمند چه تفاوت‌هایی داشته و دارد، که یکی با دریافت نشان شوالیه‌ي فرانسه، تمام مسئولان داخلی را به تکاپو می‌اندازد و برایش مجالس مختلف بزرگداشت برپا می‌کنند و حتی برنامه‌ی اجرای استاد شجریان در شهر خوی و بر مزار شمس را که از سال قبل اعلام شده بود ناگهان بر هم می‌زنند و کلید طلایی آرامگاه را به ناظری می‌دهند، اما دیگری وقتی در سال‌های گذشته نشان چشم پیکاسو را به خاطر «ترویج فرهنگ ایرانی در سرتاسر جهان» از یونسکوی سازمان ملل دریافت کرد، وقتی که این افتخار را یافت که در سالن اپرای فرانسه که جز معدودی کسی اجازه‌ی اجرا نیافته است برنامه اجرا کند، وقتی که مدال موتزارت را دریافت کرد، وقتی که در چند ده دانشگاه آمریکایی و اروپایی به تشریح موسیقی ایرانی پرداخت، در داخل کشور فقط سکوت بود و سکوت بود و سکوت ... سکوتی مرگبار، گویی شجریان وجود ندارد، گویی شجریان اصلا کاری نکرده است، از تهران خارج نشده است، اصلا شجریان کیست؟ همان که «مرغ سحر» می‌خواند؟ ...

هنوز فرصت نشده است که از مسئولان موسیقی سؤال کنند که وقتی خبر عمل ریه‌ی استاد شجریان منتشر شد، چه کردند؟ چه واکنشی نشان دادند؟ چه تجلیلی کردند؟ چه تقدیری شد؟ اصلاً آیا نگران شدند؟ اصلاً آیا شجریان را می‌شناختند؟

ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر در ساعت 1:34 پنجشنبه یکم فروردین 1387 | لینک  | 


رضا مهدوی ،
رئیس مرکز موسیقی حوزه‌ی هنری:

«موسيقي اصيل ايراني مرداب تکرار و رکود است که در کنسرت هاي اخير نيز شاهد بوديم. اگر دلخوش باشيم از بين جمعيت 35 ميليون جوان کشور يا 10 ميليون جمعيت تهران 20 هزار نفر به موسيقي سنتي گوش داده باشند، اتفاق خوبي که نيست نااميدکننده هم هست چرا که بالاخره هر استادي بعد از ساليان اين تعداد هواخواه را هم نداشته باشد که جاي شک و ترديد دارد.»

وی، که چندی پیش به تلاش او آلبوم نامجو توانست با اخذ مجوز از مرکز موسیقی حوزه‌ی هنری و دور زدن دفتر موسیقی وزارت ارشاد وارد بازار شود، در اظهار نظری گفته است که تلاش می کند آلبوم محسن چاوشی را نیز به دوستداران "موسیقی های متفاوت ایرانی" عرضه کند. وی هیچ توضیحی درباره‌ی عمق آثار نامجو و چاوشی نداد، و هیچ توضیحی درباره‌ی آمارگیری‌های احتمالی انجام شده برای به دست آوردن تخمینی از شنوندگان این دو خواننده نیز ارائه نکرد.

مصاحبه را بخوانید

نوشته شده توسط امیر در ساعت 19:4 یکشنبه پنجم اسفند 1386 | لینک  | 

خبر، گرچه کوتاه، اما بسیار خوشحال کننده و نوید بخش بود. طی تماسی که با مسئولان شرکت دل آواز برقرار کردم این دوستان اعلام نمودند که عمل استاد شجریان جزئی و بسیار موفقیت آمیز بوده است و هم اکنون حال عمومی ایشان رضایت بخش است. ضمن اینکه مخاطب من در مکالمه ی تلفنی از کلمه ی " سرحال و شاداب" استفاده کرد و گفت استاد در حال حاضر بسیار سر حال می باشند.

همچنین استاد شجریان از تمامی مردم و کسانی که به صورت حضوری یا تلفنی یا ... جویای حال ایشان بوده اند سپاسگزاری نمود و اعلام کرده است که برنامه ی جدید کنسرتها را به زودی اعلام خواهد کرد. این خبر بسیار نوید بخش حاکی از این است که بلبل گستان موسیقی و فرهنگ ایران همچنان نغمه سرا خواهد بود و جان های مشتاق را لبریز خواهد کرد.

اصل خبر در سایت شرکت دل آواز

گر چه به نظر نمی رسد نیازی به توضیح داشته باشد اما باز هم تکرار می کنم که مثل همیشه در این مواقع مراقب شایعات و اخبار ناصحیح و نیز غرض‌ورزی‌های شخصی باشید و منابع خبری خود را صرفا به سایت شرکت دل آواز به نشانی www.DelAwaz.ir و نیز اخباری که رسمی اعلام می شوند و در وبلاگ دل آواز به نشانی www.DelAwaz.Net درج می‌گردند محدود کنید. کلیه ی خبرها باید با ارجاع به اخبار شرکت دل آواز باشند در غیراینصورت مورد تایید نیستند.

نوشته شده توسط امیر در ساعت 13:12 دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 | لینک  | 


قبل از آغاز:


«هنرمندی که می‌تواند با گردش و چرخش جادویی قلمش چیزی بگوید، که ما فریب‌خورده‌ی چپاول و قربانی شونده‌ ... به حقایقی پی ببریم، هنرمندی که می‌تواند از طریق هنرش به ما مردمی که در انتقال از امروز به فردای خود حرکتی در جهت فروتر شدن می‌کنیم، و متأسفانه از این حرکت نیز توهمی تقدیری داریم، آگاهی بدهد، چرا باید امکانی بدین اندازه شریف و والا را دست کم بگیرد؟ ... اگر عدالت و نیکخواهی در میان باشد، انسان، کل یکپارچه‌ای خواهد بود فراتر از ایدئولوژی‌ها ... آن که منادی تعالی تبار آدمی است فراتر از ایدئولوژی‌ها و برداشت‌هایی که به پاره پاره شدن و تجزیه‌ی این یکپارچگی منجر شده است حرکت می‌کند. ایدئولوِژی‌هایی که «ما» را به «من و تو و او» تقسیم می‌کنند مبلغ نابودی انسان است ... التزام هنرمند باید انسانی باشد. التزامی فارغ از قید وبند فرقه‌گرایی و تحزب. التزامی فارغ از سیاست و تنها در راه تعالی انسان...»

احمد شاملو - به نقل از کتاب «درباره‌ی هنر و ادبیات، گفت و گوی ناصر حریری با احمد شاملو»،
مؤسسه انتسارات نگاه،‌ چاپ پنچم، صص 132-135

آغاز:

در ماه‌ها و روزهای اخیر، هجوم بی‌امان اخبار و انباشتگی هیجانات آزاد شده‌ای که سال‌ها بود در قفس سینه مانده بودند، مانع آن شد که چشم‌هایی که فعل و انفعالات موسیقی ملی ایران را زیر نظر دارند -حتی چشمان تیزبین و دقیق- از دیدن دور جدید فعالیت‌های جامعه‌گرایانه‌ی استاد محمدرضا شجریان غافل شوند. به زودی، حجم بیشتر سایت‌های خبری و پایگاه‌هایی که به فرهنگ و هنر می‌پردازند (و از جمله متأسفانه همین وبلاگ) به اخبار مصاحبه‌های مطبوعاتی یک روز در میان اساتید موسیقی اختصاص یافت، و کنسرت‌های گروه‌های دستان، عارف، کامکارها، روی صحنه آمدن و تکنوازی دوباره‌ي پرویز مشکاتیان، آواز خوب و غافل‌گیر کننده‌ی حمیدرضا نوربخش، آثار تازه انتشار یافته، و ... در صدر اخبار نشست، و باز مثل همیشه کسی متوجه حرکت‌ آرام و بی‌صدای محمدرضا شجریان نشد، که چطور فارغ از این که دیده بشود یا نشود، و به دور از این که بلندگوهای رسانه‌ای خوب او را بگویند یا بدش را، با متانت، صبر و نظمی که همیشه داشته است، پروژه‌های خیرخواهانه‌اش را در «بم» پیگیری کرد. حقیقت این است که به نظر من، بیش از آ‌ن‌که تکنیک و تسلط شجریان بر موسیقی سیصد سال اخیر ایران، و نوآوری‌ها و ظرافت‌های اجرای او، و نگاه تیزهوشانه و تحسین برانگیزش به انتخاب اشعار قابل تحسین باشد، باید شخصیت و کنش‌ها و واکنش‌های اجتماعی او را ستود، که حتی به زعم من، در اکثر اوقات، ارزشی فراتر از آوازی دارند که جان‌های مشتاق میلیون‌ها نفر را ‌بی‌تاب می‌کند و شور در نهادها می‌افکند.

اینقدر در روزمرگی غرق بودم، و تکالیف ریز و درشت اجتماعی، از همان‌ها که ژان ژاک روسو می‌پنداشت روح انسان را تحت فشار چندجانبه قرار می‌دهند و از همین رو باید با این بخش تمدن به جد مخالفت کرد، پیش پایم بود، که فرصت نکردم آن‌طور که باب میلم بود و رسم دیرینه‌ی وبلاگ دل آواز، اخبار مربوط به این فعالیت‌های استاد شجریان را پوشش دهم، و راجع بهشان بنویسم. باری، این چند خط را در این پست می‌نویسم به جبران مافات، که جلوی ضرر را از هر کجا که بگیری، نفع است.

هما‌ن‌طور که قبلاً هم در همین وبلاگ اشاره کرده بودم، استاد شجریان سال 1386 را با پرکاری و انرژی عجیبی طی کردند و اینک که به ماه‌های پایانی سال می‌رسیم، نیکوست که باز یادآوری کنیم. از تورهای اروپایی فروردین و اردی‌بهشت که بگذریم (که تماماً اجراهای جدید بود) و مثل همیشه موجی از غرور و افتخار برای موسیقی ما در جهان به دنبال داشت، بعد از فوت مادرش (که همه را بر این باور رساند که استاد بار غم بر دوش می‌کشد و آوازی سر نخواهد داد) به اصرار کنسرتش را در مرداد در تهران برگزار کرد، و همزمان با شب اول کنسرت آلبوم بخش دوم همان کنسرت را با عنوان «غوغای عشق‌بازان» روانه‌ی بازار نمود. این نوآوری در حالی از جانب محمدر ضا شجریان انجام گرفت که به باور بسیاری از منتقدین این کار ریسک بزرگ سرکوب هیجانات مردم برای تماشای کنسرت را در بر داشت، اما مثل همیشه مردم از تنها چیزی که گله کردند کمبود بلیط و دشواری تهیه‌اش بود. همان‌روزها شجریان قول داد که در پاییز بار دیگر همین کنسرت را برپا کند و به شهرستان‌ها بیاید، و چون مجوزش برای اجرای پاییزه تهران تأیید نشد، با شدت و پشتکار شهرستان‌ها را در دستور کارش قرار داد. در کمال ناباوری و حیرت شجریان دوستان، صدای استاد بر فراز گنبدهای نیلگون اصفهان پیچید و گویا تاج اصفهانی لیخند زد که شاگردش این‌گونه خوب آواز می‌خواند و این مایه هوادار دارد، و ما دیدیم که با سالنی که صندلی‌هایش پلاستیکی است هم استاد می‌خواند، و آن عهد قدیمش را که «نه ورزشگاه، نه سوله» را به خاطر مردم زیر پا نهاد. گرچه تبریزی‌ها خودشان قدر این موقعیت را ندانستند و این‌قدر بر سر تبلیغاتی که باید پشت سن و در محل نشستن استاد نصب شود و سر قیمت‌ها چانه زدند که دست آخر کنسرت تبریز کنسل شد و فریاد وامصیبتای مردم که به آسمان رفت مسئولان مجبور شدند ده‌ها توجیه تحویل خبرگزاری‌ها بدهند، اما دلیل کنسل شدن کنسرت شیراز هیچ‌گاه معلوم نشد. کنسرت دبی نیز گویا به دلایل سیاسی منحل شد. (گرچه بلیط‌هایش فروخته شده بود.)

به نظر من اتفاقات این سال به خوبی نشان داد که در طول این سال‌ها همیشه حق با شجریان بود که می‌گفت من دوست دارم در ایران کنسرت بدهم، اما سختی کنسرت دادن در ایران به گونه‌ای است که از دوماه قبل از اجرا ما را خسته می‌کند و تا دوماه بعد از اجرا هم وجود دارد. لا اقل امسال دیدیم که حداقل در دو مرکز استان کشور، امکان برگزاری کنسرت استاد مهیا نشد، و به نظر می‌رسد اساساً آن ارزشی که مردم دوستدار هنر موسیقی برای رفتن به یک کنسرت و تماشای زنده‌ی اجرای استاد شجریان قائل هستند، مسئولان برای این برنامه‌ها  قائل نیستند و آن را در سطح یک برنامه‌ی معمولی و پیش پا افتاده می‌نگرند و در همان حد هم با اجرای مطلوب آن همکاری می‌کنند (گرچه به دیده‌ی انصاف در اصفهان واقعاً سنگ تمام گذاشتند.) به هر حال، نکته‌ی مهم این بود که این بار شجریان واقعاً می‌خواست، و واقعاً امکانات را بسیج کرده بود، سایت و سیستم فروش آنلاین آماده بود، طرح‌ریزی‌ها شده بود، و گروه درخشانی نیز که خودش در گفت و گویی با مهر اعلام کرد در حد شاگردی است که در کنار شجریان و به دنباله‌ی جملات آواز او می‌نوازد، پا به رکاب استاد را همراهی می‌کرد، اما ... اما دریغ، و من امیدوارم سیل انبوه منتقدان و ناراضی‌هایی که همیشه لب به گلایه باز می‌کنند که چرا این استاد، با آن همه ادعای مردم دوستی، کنسرت‌هایش منحصر به خارج از کشور است و نیم نگاهی نیز به خاک مادری ندارد، پاسخ خود را گرفته باشند. اساساً این دولت‌ها هستند که وظیفه دارند محصولات فرهنگی و معنوی را به دست مردم برسانند، نه خود هنرمندان. دولت‌ها با ایجاد تسهیلاتی نظیر گالری‌ها، نمایشگاه‌ها، سالن‌های اجرا، و تصویب قوانین و شرایطی سهل و آسان، کانالی ایجاد می‌کنند که تولیدات فرهنگی هنرمندان یک ملت، به دست ملت برسد.

اما، تقریبا از پاییز، استاد شجریان که پس از زلزله‌ی بم کنسرت 1382 را بعد از سال‌ها و به خاطر کمک به زلزله‌زدگان برگزار کرده بود، و از عواید آن کنسرت و برخی کمک‌های مردمی که به گفته‌ي استاد بالغ بر 900 میلیون تومان شده بود اقدام به طرح‌ریزی باغ هنر بم کرده بود، بار دیگر زمزمه‌های بم را زنده کرد. شجریان که یک شورای مدیریتی برای پروِژه‌ی بم تشکیل داده بود و چندین مهندس، آرشیتکت و کارشناس دیگر بر روی طرح‌ها و نقشه‌ها کار کرده بودند، در طول این سال‌ها چند باری شخصاً به بم سفر کرد و از وضع زندگی‌شان از نزدیک آشنا شد.( که پیش‌تر در همین وبلاگ به آن پرداخته بوددم.) امسال بار دیگر شجریان در چندین مصاحبه شرکت کرد و از عدم کمک‌های دولتی خبر داد و گفت که بم هنوز ساخته نشده است و تأکید کرد که «من و دوستانم لحظه‌ای بم را فراموش نکرده‌ایم.» شجریان که از طرف یکی از اساتید خوش‌نویسی خط قریب 80 تابلوی نفس با تذهیب ریز زمینه هدیه گرفته بود، اقدام به برپایی نمایشگاهی کرد و اعلام نمود که قریبا 100 اثر هنری آماده شده است و شجریان همه را برای خریداران امضا می‌کند تا مگر پولی اندک برای پیش‌برد پروژه‌ی بم جمع شود. البته این بهانه‌ای بود که بار دیگر این مطلب به رسانه‌ها کشیده شود و روان‌های غافل، بیدار گردد و استاد شماره حساب‌ها را اعلام کند و تقاضای یاری نماید. شجریان در یکی از مصاحبه‌ها از نوسانات شدید و بیمارگونه‌ی اقتصاد ایران نالید و گفت که پروِِژه‌ی دو میلیاردی ما به علت تورم به سه میلیارد رسید و اکنون شاید بیش از چهار میلیارد تومان هزینه لازم داشته باشد! و با این رشد، آنچه البته به جایی نرسد فریاد است!

در همین حین بود که بسیاری از هنرمندان باد غرور به غبغب تفاخر انداخته هر روز با این مجله و آن روزنامه عکس یادگاری انداختند و از نشان‌های بین‌المللی‌شان گفتند و این‌که فلان روز در ارکستر سمفونیک آمریکا اجرا دارند و بهمان روز با ارکستر فیلارمونیک آلمان، برای رادیو فرانسه اجرا می‌کنند، و البته از این‌که بیش از 5 سال است در ایران اثری منتشر نکرده‌اند عذرخواهی کردند و قول دادند که به زودی «مجموعه‌ای» از اجراهای این چندسال را در یک آلبوم بریزند و به شنونده‌ی ایرانی بدهند. در گیر و داری که شجریان آرام و ساکت سعی کرد بار دیگر اعلام کند که عواید فروش سی‌دی‌ها و دی‌وی‌دی‌های کنسرت 1382 که با نام «همنوا با بم» در بازار موجود هستند، هنوز و تا ابد، درصدی به پروژه‌ي بم اختصاص می‌يابند ولذا خوب است که دوستداران نسخه‌ی اصل آن را تهیه کنند، بازار موسیقی ما داغ بود و برخی خواب زمستانی سال‌های گذشته‌شان در این پاییز و زمستان کنار گذاشته بودند و به لطف آن‌ها سایت‌ها هر روز به روز بود.

کوتاه کلام، شجریان را برای این دوست دارم که همواره به چیزی فراتر از «مثنوی پیچ»‌ و «تحریرهای چهارگانه‌اش» فکر کرده است،  به «ترکیب نوا و اصفهان» و «شعرهای نو را خواندن.» گرچه خودش می‌داند و دوست و دشمن هم گفته‌اند که «تکنیک» اجرایش اگر نگویم بی‌نظیر، کم‌نظیر است، اما همواره به چیزی فراتر از در اوج آواز بودن فکر کرده است. یادم هست که گفت: «من به یکی دو ردیف اول سالن اصلاً کاری ندارم، آن که آمده است من را ببیند و آوازم را گوش کند قطعاً در ردیف‌های آخر نشسته است.»در سال‌روز 5 دی 1382 که بم بوسه به خاک داد، شجریان در مصاحبه‌ای اعلام کرد که از همه‌ي هنرمندان تقاضای کمک می‌کند، از دولت، از هرکس از هر مرام و مسلکی، که برای ساختن بم دست یاری بدهد، و یادآوری کرد: «بم را فراموش نکنید، هنوز ساخته نشده است.» و ما که فقط اخبار شبکه یک را دیده بودیم به خود گفتیم که عجب! پس هنوز ساخته نشده است.

وقتی داشتم امتحان تافل می‌دادم، وقتی به اسپیکینگ رسید و من هدست را روی گوش‌هایم میزان کردم، صدای ضبط‌شده‌ی بی‌روحی پرسید که کدام یک از هنرمندان کشورت را بیشتر دوست داری؟ دلایل این علاقه‌ات را شرح بده ... و من هر چه از زبان بلد بودم را در یک ثانیه در ذهنم مرور کردم و بی مقدمه گفتم استاد محمدرضا شجریان، به این دلیل که در کنار هنرش، به مسایل دیگری فکر می‌کند، به جامعه‌اش تعهد دارد، به مردمش فکر می‌کند، و در پی تکرار کورکورانه‌ی یک سری ردیف‌های صدبار خوانده شده نیست، به تلفیق کهنه و نو می‌اندیشد و انجامش هم داده است، و واقعاً یک هنرمند است.

پس از پایان:

«زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند، کمتر از ‌آن خورد که ارادت او بود، و چون به نماز برخاستند، بیش از آن کرد که عادت او، تا ظن صلاحیت در حق او زیادت کنند. چون به مقام خویش آمد، سفره خواست تا تناولی بکند. پسری صاحب فراست داشت، گفت: ای پدر، به مجلس سلطان در، طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم، که به کار آید. گفت: نماز را هم قضا کن، که چیزی نکردی که به کار آید.

ای هنرها گرفته بر کف دست
عیب‌ها برگرفته زیر بغل
تا چه خواهی خریدن ای مغرور؟
روز درماندگی به سیم دغل

«گلستان سعدی، نسخه‌ی محمدعلی فروغی، باب دوم: در اخلاق درویشان، انتشارات کتاب آبان»

نوشته شده توسط امیر در ساعت 9:34 پنجشنبه چهارم بهمن 1386 | لینک  |